شاید توقف خصوصیسازی دراین شرایط، منفعت بیشتری برای اقتصاد داشته باشد.
اخیرا مشاور رئیس سازمان خصوصیسازی اعلام کرده است که در یک سال گذشته ۱۹۰ بنگاه به ارزش بیش از ۲۸۰ هزار میلیارد ریال قیمتگذاری و عرضه شده که از این میزان ۷۱ بنگاه به ارزش ۳۵ هزار میلیارد ریال واگذار شده است. به گفته سید جعفر سبحانی، سازمان خصوصیسازی موفق شده ۳۷ درصد عرضهها از لحاظ تعداد و ۱۲ درصد بنگاهها را از نظر ارزش، به بخش خصوصی واگذار کند که این میزان بیش از میانگین موفقیت در تعداد عرضههای دولت یازدهم است. همچنین سبحانی عنوان کرده که در دولت دوازدهم علاوه بر اینکه با انتقال هیچ شرکتی به گروه فعالیتهای غیرقابل واگذاری موافقت نشد، بلکه رفع موانع واگذاری بخش بزرگی از شرکتها نیز در دستور کار قرار گرفت. فهرست بنگاههای مصوب قابل واگذاری امسال نزدیک به ۲ برابر فهرست مصوب بنگاههای قابل واگذاری در سال ۱۳۹۶ است. مشاور رئیس سازمان خصوصیسازی گفت: در دولت یازدهم و دوازدهم ۴۷۰ هزار و ۸۷۲ میلیارد ریال از سهام و دارایی متعلق به دولت و شرکتهای دولتی واگذار شده که این میزان واگذاری معادل ۳۲ درصد ارزش کل واگذاریهای انجامشده است. صحبتهای این مقام آگاه نشان از روند رو به بهبود خصوصیسازی در کشور دارد. اما آنچه از گفتههای فعالان اقتصادی و تجار برمیآید، خلاف این موضوع را نشان میدهد. تقریبا هیچ کارشناس، فعال بخش خصوصی یا اقتصاددانی اعتقاد به خصوصیسازی واقعی در ایران ندارد. آنها روند واگذاریهای بنگاههای اقتصادی را روندی نادرست میدانند که با تکیه بر شیوههای نامتعارف، موجب شده تا پدیدهای به نام شرکتهای خصولتی بر اقتصاد کشور چنبره بزند. ایده واگذاری بنگاههای دولتی به بخش خصوصی به نیت چابک کردن دولت و خروج آن از اقتصاد کشور اتفاق افتاد. نهتنها در ایران، بلکه در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه نیز دولتها به قصد خروج از اقتصاد، بنگاههای اقتصادی را به بخش خصوصی واگذار میکردند. البته تجارت تمام کشورها در این کار موفق نبوده و برخی با در پیش گرفتن راه اشتباه، عملا خصوصیسازی را به صورت ناقص انجام دادهاند. ایران در زمره کشورهایی است که نتوانسته در این کار موفق عمل کند.
خصوصیسازی یک سیاست اقتصادی جهت تعادل بخشیدن بین دولت و بازار و البته بیشتر به نفع بازار است. این حرکت با هدف افزایش کارایی فعالیتهای اقتصادی صورت میگیرد زیرا به لحاظ تئوریک خصوصیسازی متکی بر این اندیشه است که محیط بازار زمانی برقرار میشود که رقابت کامل برقرار باشد و بخش خصوصی طوری عمل میکند که کارایی اقتصادی حاصل شود. خصوصیسازی به مجموعهای از اقدامات گفته میشود که در قالب آن سطوح مختلف کنترل، مالکیت و مدیریت از دست بخش دولتی خارج و به بخش خصوصی سپرده میشود. انگیزه خصوصیسازی در هر کشور با کشور دیگر متفاوت بوده است. برای خصوصیسازی از چند روش متداول استفاده میشود. عرضه سهام به عموم مردم، عرضه سهام به گروههای خاص، تفکیک واحدهای مشمول واگذاری به واحدهای کوچکتر و واگذاری مالکیت یا مدیریت، جلب مشارکت بخش خصوصی در سرمایهگذاری جدید مورد نیاز واحدهای دولتی و عقد واگذاری مدیریت یا اجاره داراییها از جمله این روشها است (دنیای اقتصاد، شماره 1178).
خصوصیسازی در ایران زمانی مطرح شد که پیشبینیهایی که از تاسیس شرکتهای دولتی انتظار میرفت نتوانست محقق شود. بنابراین در سال 1362 این ایده در کشور بر سر زبانها جاری شد. ولی با توجه به جنگ بین ایران و عراق، سیاستهای خصوصی نتوانست به اجرا درآید. بعد از جنگ این مسئله در سرلوحه کارهای دولت قرار گرفت که باز هم موفق نبود. یکی از دلایلی که خصوصیسازی در ایران راه به بیراهه برد، واگذاری به گروههای خاص بود که به طور کامل مغایر با اهداف پیشبینیشده بود. از سویی روشهای واگذاری نیز روشهای محدودی بود. علاوه بر این یکی از مهمترین اتفاقاتی که در خصوصیسازی رخ داد، واگذاری سهام به نهادهای عمومی غیردولتی بود. در واقع دولت عرضهکننده سهام به نوعی در پوشش خریدار وارد گود شد و شرکتها را تحت عناوین مختلف خریداری کرد. کارشناسان بر این باورند که این موضوع خطرناکترین کار در خصوصیسازی است. چراکه شرکتهای ایجادشده نهتنها از نظارت دولت خارج میشوند، بلکه کسانی مسئولیت آنها را به عهده میگیرند که نه تخصصی در آن زمینه دارند و نه میتوانند آنها را به درستی اداره کنند. از این رو امروز با تعداد زیادی شرکت خصولتی در کشور مواجهیم که نه خصوصی است و نه دولتی. آنجا که شرایط حکم میکند، خصوصی میشوند و آنجا که منفعتی در انتظارشان است، دولتی. فعالان اقتصادی این شرکتها را بزرگترین رقبای خود میدانند. چراکه قدرت رقابت را از بخش خصوصی سلب کردهاند. رانتهای اطلاعاتی، یارانههای دولتی و حمایتهای بیاساس و بدون قید و شرط از خصولتیها، بخش خصوصی را به حاشیه اقتصاد رانده است. از این رو تجربه خصوصیسازی در ایران به کابوسی برای بخش خصوصی تبدیل شده است. اما در شرایط کنونی که اقتصاد ایران از بههمریختگی قابل ملاحظهای رنج میبرد، برخی از کارشناسان بر این باورند که ادامهی روند خصوصیسازی موجب تداوم و تشدید واگذاریهای نادرست خواهد شد. از این رو شاید توقف خصوصیسازی دراین شرایط، منفعت بیشتری برای اقتصاد داشته باشد.
نگاهی به تجربه چند کشور در خصوصیسازی
بررسی تاریخچه خصوصیسازی در دنیا نشان میدهد تعداد کشورهایی که خصوصیسازی کردهاند، از 13 کشور در سال 1988 به 34 کشور در سال 1991، 47 کشور در 1993 و 43 کشور در 1995 رسیده است. در این میان در بین کشورهای اروپای شرقی که پس از فروپاشی کمونیسم، آزادسازی و خصوصیسازی را شروع کردند فرآیند واگذاری سهام شرکتهای دولتی در آلمان شرقی موفقتر از همه بوده و تجربیات حاصل از آن دارای اهمیت و ویژگیهایی است. محدود کردن دامنه فعالیت اقتصادی دولت از طریق خصوصیسازی، افزایش زمینه رقابت بین شرکتها، مدرنیزه کردن ماشینآلات و تجهیزات، حفظ اشتغال و افزایش سرمایهگذاریهای مولد از جمله اهداف در جهت واگذاری شرکتها به بخش خصوصی بود. در یک جمعبندی میتوان گفت خصوصیسازی در آلمان شرقی به دنبال واگذاری شرکتها و موسسات دولتی به قیمت ارزان مشروط به تعهد خریدار به ادامه عملیات شرکت، حفظ اشتغال و افزایش سرمایهگذاری جدید بود که در این زمینه موفقیتهای چشمگیری نیز به دست آورد؛ آلمان توانست حدود 12 هزار واحد و موسسه دولتی را واگذار کند، حدود 160 میلیارد مارک تعهد سرمایهگذاری به وجود آورد و 45 میلیارد مارک درآمد کسب کند که البته باید هزینههای انجامشده را نیز مورد توجه قرار داد.
به اعتقاد برخی صاحبنظران در امر خصوصیسازی، انگلستان از جمله کشورهایی است که برای اولین بار و در یک فضای خالی از تجربه لازم و کافی حرکت خود را در امر خصوصیسازی شروع کرد و دستاوردهای قابل توجهی نیز از رهاورد این سیاستها یافت. خصوصیسازی در انگلستان از صنایع کوچک و خدمات غیرضروری شروع شد و به تدریج با حصول اطمینان از آمادگی کامل جامعه و گسترش بازارهای سرمایه و اثبات کارایی بیشتر بخش خصوصی، به کلیه بخشهای اقتصادی نظیر بزرگراهها، مخابرات، هواپیمایی، فرودگاهها، کشتیسازی، فولاد، راهآهن، آب و برق و گاز و... گسترش یافت. انگستان در ابتدای امر زمینههای لازم را برای خصوصیسازی فراهم کرد.
در تجربه خصوصیسازی مالزی نیز که تقریبا بین تمام کشورهای دیگر مشترک است برخی اقدامات و اصلاحات پیش از اجرای سیاست خصوصیسازی برای فراهم کردن زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اجرایی انجام شد. کاهش بار مالی دولت، افزایش کارایی، توجه به نقش کارآفرینی و سرمایهگذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی، و کاهش اندازه دولت مهمترین اهدافی بودند که برنامه خصوصیسازی در مالزی دنبال میکرد. همچنین روش فروش سهام، پیمانکاری و اجاره و سرمایهگذاری مشترک داخلی و خارجی مهمترین روشهایی بودند که برای دستیابی به اهداف خصوصیسازی در این کشور مورد استفاده قرار گرفتند.
خصوصیسازی در مکزیک با اهداف عمدهای چون افزایش کارایی اقتصاد و تقویت مالی عمومی به کمک منابع حاصل از فروش شرکتها و تشکیلات دولتی، حذف یارانههای پرداختی دولت و استفاده از سرمایه و تکنولوژی خارجی در سال 1982 شروع شد. برنامه خصوصیسازی در مکزیک از همان ابتدا علاوه بر شرکتهای کوچک، رقابتی و خدماتی غیرضروری، صنایع بزرگ، امور زیربنایی و واحدهای عامالمنفعه را نیز دربر گرفت، منتها با گذشت زمان و خلاصی دولت از واحدهای صنعتی کوچک، سعی دولت بیشتر روی بنگاهها و شرکتهای بزرگ و انحصار متمرکز شد. دستاوردهای مثبت خصوصیسازی در مکزیک موجب شد تا تجربه خصوصیسازی در این کشور به عنوان یکی از کارنامههای موفق ارزیابی شود. دولت مکزیک در برنامه خصوصیسازی علاوه بر هدف افزایش کارایی و بهبود وضعیت شرکتها، اهدافی چون کمک به ساختار مالی دولت، کاهش میزان بدهیها و کسر بودجه، و کسب درآمد را نیز دنبال میکرد.

نظر خود را بنویسید