تنش‌های جهانی از تجارت گرفته تا ارز، تن محصولات کشاورزی و فلزات و نفت را می‌لرزانند

مواد خام

...

یک مسابقه است که در آن امریکا از چین قوی‌تر است و چین از اروپا. هردوی امریکا و چین از برزیل هم قوی‌ترند و زور برزیل به اروپا هم می‌رسد. امریکا به چین نیاز دارد و اروپا هم به برزیل. سردرآوردن از نزاعی با چنین صورت مسئله‌ای به اندازه کافی پیچیده هست، چه برسد به پیش‌بینی کردنش.

ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست

 

مزارع سویا و ذرت امریکا خیلی زیبا هستند. در مرکز این کشور هر از گاهی چشم انسان به گروهی افراد می‌خورد که با شلوار جین و چکمه‌های گِلی از یک ماشین پیاده می‌شوند و به میانه یک زمین زراعی می‌پرند. تمام حرفشان خلاصه می‌شود به تعریف و تمجید از محصولات زراعی این کشور. این افراد تنها یک سری کشاورز نیستند، بلکه مدیران شرکت‌های بزرگ کشاورزی و تامین‌کنندگان مالی این صنایع نیز در میانشان به چشم می‌خورند.

تمام این صحبت‌های زیبا تا جایی ادامه دارند که این افراد به داخل ماشین بازگردند. به محض ورود مجدد آنها به ماشین ناگهان فضا به سمت تیرگی حرکت می‌کند. تمام حرف‌ها از وضع بد بازار است و زیان‌بار بودن معامله در چنین وضعیتی. خودشان اسم این وضعیت را «جنگ سرد تجاری» گذاشته‌اند و اشاره اصلی‌شان به وضعیت تجاری خاصی است که بین چین و امریکا برقرار شده.

طی چند ماه اخیر، بالا رفتن ارزش دلار و نرخ بهره امریکا، از بین رفتن‌ ارزهای بازارهای نوظهور و ترس از صدماتِ ناشی از تعرفه‌های جدید باعث شده است که قیمت این کالاها طی ماه‌های اخیر به حدی پایین‌ برسد.

به تمام این درگیری‌های تجاری، بحث‌های آب‌وهوایی و اقلیمی را هم اضافه کنید. ترس‌هایی که در این زمینه وجود داشتند با افزایش حرارت و پایین رفتن سطح آب تشدید شدند و این مسئله خود را در گندم اروپا نشان داد. قیمت غلات اروپا افزایش پیدا کرده است، اما قیمت بسیاری از کالاها کاهش یافته. در ابتدای شهریور همین سال، قیمت یک پوند از قهوه عربیکا به پایین‌تر از یک دلار رسید، و این یعنی حتی کمتر از قیمت یک فنجان از همان قهوه. این قیمت در 12سال اخیر بی‌سابقه بوده است. شکر خام هم به کمترین قیمت خود در 10 سال اخیر رسیده است. عامل اصلی هردوی این مسائل عرضه بیش از حد این دو کالا توسط کشور برزیل است. پایین رفتن ارزش ارز برزیل، صادرات را برای این کشور به عملی مطلوب تبدیل کرد و آنها هم مواد خود را وارد بازار کردند.

ابعاد بسیار ترسناک این جنگ

همین مسئله در مورد مس و نفت هم صادق است و آنها به حدودی بسیار پایین طی هفته‌های انتهایی بهار تا اواسط تابستان رسیده بودند. داستان زمانی جالب می‌شود که در بحث تولید محصولات کشاورزی، امریکایی‌ها بسیار خوش‌بین‌اند که در این سال بیشترین برداشتِ چندین سال اخیر را از زمین‌های سویا داشته باشند. همه‌چیز جالب و خوب به نظر می‌رسد تا اینکه بفهمیم خریدار اصلیِ سویای امریکا کشور چین بوده که در حال حاضر به دلیل اعمال تعرفه واردات از امریکا، خریدن آن دیگر برای چینی‌ها مقرون به صرفه نیست. امریکایی‌ها هم امیدوارند که به علت هزینه‌بر بودن گندم، دانه‌های سویای خود را به اروپایی‌ها بفروشند، اما باز هم برزیل از راه می‌رسد و به دلیل پایین بودن ارزش پولش می‌تواند بازار را از آن خود کند.

البته شرایط در همه حیطه‌ها پیوسته در حال بدتر شدن نیست، اما با قاطعیت می‌توان گفت که در حال پیچیده‌تر شدن هست. این وضعیتِ پیش‌آمده دو منشأ نسبتا مهم دارد: اولی اینکه اهمیت بازارهای فرعی برای ایجاد تقاضای موثر بسیار بالا رفته، و در حال حاضر بازارهای فرعی در وضعیت بسیار بدی به سر می‌برند؛ و دومی هم وضعیت روانی بسیار حادی که بر بازارها حاکم است و باعث می‌شود که با هر خبری که پخش می‌شود، یا با حس ترسی که جنگ تجاری امریکا و چین ایجاد کرده، ثبات و منطق بازار بر هم بخورد.

جایگاه چین بسیار جالب است. این کشور تقریبا نیمی از تقاضای مس جهان را تقبل می‌کند و در مورد مصرف فولاد هم تقریبا چنین سهمی دارد. علی‌القاعده هردوی این کالاها باید سرنوشت مشابهی را از سر می‌گذراندند اما وضعیت فولاد به مراتب بهتر است، زیرا بزرگ‌ترین قراردادهای چین در این زمینه، مربوط به تولیدات داخلی خود کشور است و خیلی تحت تاثیر شرایط جهانی قرار نمی‌گیرد.

باز هم مانند همیشه، تقاضا از سوی کشور چین مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده سرنوشت این کالاها به حساب می‌آید. پیش‌بینی می‌شود که چین با استفاده از سیاست‌های مالی و پولی انبساطی مشکلات ناشی از جنگ تجاری را خنثی و شرایط کالاها را بهتر کند. اما به هر حال نه‌تنها آینده را نمی‌توان پیش‌بینی کرد، بلکه پیش‌بینی‌اش عملی بسیار خطرناک است.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?57948

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام