اهمیت شخصیت ملک به وجهه اجتماعی او بازمیگردد. در ایران آن زمان، تأسیس کتابخانه و موزه خصوصی، توسط یک نیکوکار، اقدامی کمنظیربود.
آینده نگر
روزانه بسیاری از کسانی که به بازار تهران و بازار بینالحرمین (پاتوق فروشندههای لوازمالتحریر) میروند از کنار درِ چوبی بسیار زیبایی عبور میکنند که از دنیای پشت آن هیچ خبری ندارند. خانهای زیبا با دو حیاط و بنایی آجری بهجایمانده از دوران قاجار که فرهنگ و تاریخی غنی در دل اتاقها، هشتیها و دالانهای خود دارد و روزگاری خانه و کاشانه خاندانی بود که در بازرگانی، تجارت و کارهای فرهنگی از جمله جمع کردن اشیا و آثار فرهنگی و کتاب ید طولایی داشتند. حاج حسین ملک که بسیاری او را با باغ مشهورش در شهر مشهد میشناسند (باغ ملکآباد) اولین کسی بود که با جمعآوری آثار فرهنگی شخصیاش نخستین موزه خصوصی کشور را در دوره قاجار در منزل خود در بازار تهران راهاندازی کرد. خانهای که بخشی از تاریخ فرهنگ و تجارت کشور در آن رقم خورده است و چند روز پیش بعد از سالها به روی بازدیدکنندگان باز شد.
سه نسل از خاندان ملک از زمان پادشاهی محمدشاه (1250ـ1264 ق) تا دهه آخر حکومت پهلوی دوم، از تجار و زمینداران بزرگ تبریز، مشهد و تهران بودند. آنان حدود 130 سال در انواع امور تجاری، زمینداری و خیریه فعالیت داشتند. این خاندان، یکی از فعالترین خانوادههای اقتصادی در ایران بودند؛ ولی کمتر نشانهای از کمیت و کیفیت کسب و کار آنان در منابع تاریخی وجود دارد. حوزه فعالیت آنان، تنها محدود به عرصه تجارت و زمینداری بود و تمایلی به فعالیتهای صنعتی از خود نشان ندادند. فعالیتهای اجتماعی این خانواده، شامل تأسیس کتابخانه و موزه ملک، وقف زمینها و بخشی از داراییهای خود به آستان قدس رضوی و آموزش و پرورش، تأسیس مدرسه، درمانگاه و... بوده است. آقا مهدی، حاج کاظم و حاج حسین ملک (پدربزرگ، پسر و نوه)، همگی از ثروتمندان بزرگ و تجار بنام عصر خود محسوب میشدند. اما در میان همه اعضای این خانواده حاج حسین ملک به دلیل دیدگاههای اقتصادی، فرهنگی و البته خیرانه جایگاه ویژهای در این خاندان دارد.
حاج حسین ملک که بود؟
در میان فرزندان محمدکاظم، پسربزرگش، محمدحسین ملک، نقش برجستهای در فعالیت اقتصادی خانواده داشت، گرچه بیشتر با نام حسین ملک معروف بود. او در 10 خرداد 1250 شمسی (اواسط حکومت ناصرالدینشاه) در بازار بینالحرمین تهران به دنیا آمد، در خانهای که بعدها به اولین موزه شخصی کشور تبدیل شد و کلکسیونی بینظیر از آثار تاریخی و کتب خطی در آن نگهداری میشد. حاج حسین در مدارس دارالشفا و صدر تهران به تحصیل پرداخت و با علوم قدیمی مانند صرف و نحو و برخی از دیوان شعرای فارسی و عربی آشنا شد. همچنین او مدتی دور از چشم پدر به مدرسه فرانسوی آلیانس رفت تا زبان فرانسه بیاموزد که در آنجا با محمدعلی فروغی، نویسنده و یکی از نخستوزیران بعدی، همدوره بود. حسین ملک در سال 1323 ق برای اداره املاک خراسان و رسیدگی به کارهای تقیخان معاونالایاله (متصدی املاک حاج کاظم) به مشهد رفت. هنگام زندگی در مشهد با دختر حاج سید عبدالله (متولی مسجد گوهرشاد) ازدواج کرد.
در ابتدای پیروزی مشروطه، مدعیان و مخالفان مالکیت او بر اراضی فریمان گروهی از مجاهدان مشروطه خواه را برانگیختند تا ملک را دستگیر و به مسجد گوهرشاد (مقر مجاهدان) منتقل کنند. آنطور که در کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی» آمده است: «او را به تازیانه بستند.» حاج حسین سرانجام توسط قوای نظمیه از دست مجاهدان نجات یافت.
ثروت خانواده که طی دو نسل (حدود 70 سال) انباشته شده بود، به فرزندان محمدکاظم منتقل شد. بهکارگیری این ثروت در انواع فعالیتهای اقتصادی، باعث شد که نسل سوم خانواده و از جمله توسط حسین ملک، ثروت بیشتری در دست داشته باشند.
حسین ملک برای اداره املاک خانوادگی، اوقات خود را در تهران و خراسان میگذراند. در شمال تهران، باغ بزرگی از بازماندگان میرزا محمودخان ملکالشعرای صبا و در گلابدره شمیران، باغی چندین هکتاری خرید. بعدها با تقسیم کردن زمینها، بخشی از این باغها را به دیگران بخشید. چهل روز پس از کودتای سوم اسفند 1299 ش، سیدضیاءالدین طباطبایی به ماژور بهادرخان، معاون کلنل محمدتقی پسیان دستور داد که حسین ملک، احمد قوام و امیر ارفع را در مشهد دستگیر کنند. با شفاعت مهدی فرخ (کارگزار مالی کل خراسان ) در نزد پسیان، پس از یک شب زندانی بودن، ملک آزاد شد. قوام در مشهد زندانی بود؛ با سقوط دولت سیدضیا (اوایل خرداد 1300 ش) و تبعید او به فلسطین، قوام به نخستوزیری رسید. در این زمان، پسیان علیه او قیام کرد. حسین ملک، واسطه مذاکره دولت با او بود. او ضمن تشریح اوضاع خراسان اعلام کرد که کلنل پسیان از بیمهری قوام به هراس افتاده و معتقد بود قوام از او انتقام خواهد گرفت؛ قوام بیمهری خود نسبت به پسیان را تکذیب کرد. ملک به دستور قوامالسلطنه به قائنات رفت و با امیر شوکتالملک علم دیدار کرد تا هردوی آنها ضمن مذاکره با پسیان او را از ادامه حرکت اعتراضی بازدارند. در همین زمان پسیان برای دفع حمله ترکمانان به قوچان به مقابله با آنان پرداخت و در 9 مهر 1300 ش در همان ناحیه در حالی که 30 سال بیشتر نداشت کشته شد. ملک از احساسات پسیان تجلیل میکرد و در عین حال، متأسف بود که چرا نصایح او را نپذیرفته است.
تاسیس موزه خصوصی
اهمیت شخصیت ملک به وجهه اجتماعی او بازمیگردد. در ایران آن زمان، تأسیس کتابخانه و موزه خصوصی، توسط یک نیکوکار، اقدامی کمنظیربود. برخی منابع تاریخی معتقدند که ملک احتمال میداد زمینهایش توسط رضاشاه تصرف شود؛ همچنین برای رهایی از درگیری دائم با مأموران دارایی که به بهانه مالیات وقت او را میگرفتند و فشار روحی بر او وارد میکردند این کار را انجام داده است. زمانی که تقیزاده وزیر مالیه بود ملک به او گفت: «چون از دست مأموران شما به عذاب آمدهام یک وکالتنامه رسمی به نام شخص شما نوشتهام که طبق آن وکیل تامالاختیار ضبط اموال من هستید ولی استدعا دارم که دقیق رسیدگی کنید که چقدر ظلم میکنند.»
دولت زمانی که دید عدهای برای فرار از مالیات، دارایی خود را حبس یا نذر میکنند، تنها موقوفات عام (مثل موقوفه آستان قدس رضوی) را از مالیات مستثنا کرد. برخی از موقوفهها نیز با نظارت دولت و شهرداری و تشخیص آنها از مالیات معاف میشد. متولی املاک ملک تا زمان حیات او خودش بود؛ همین دلیل در وقفنامههای او به کسر عوارض دولتی و مالیاتی اشاره شده است. یکی از دلایل ناخشنودی رضاخان از ملک، به عدم حمایت آشکار او از سردار سپه، در هنگام به قدرت رسیدن او بازمیگشت. ملک در انجمن تجار تهران در حمایت از روی کار آمدن رضاشاه مشارکت نداشت. اما احتمال تصرف زمینهای ملک نمیتواست ربطی به تأسیس کتابخانه (سال 1316) و موزه (در نیمه اول دهه 40) داشته باشد. در سال 1312 از حسین ملک مبلغ 220 هزار تومان به عنوان بدهی به بانک استقراضی گرفتند؛ این بانک پس از پیروزی بلشویکها در روسیه به دولت ایران واگذار شده بود. همچنین دربار بخشی از زمینهای ملک در مجاورت کاخ سعدآباد را گرفت و در برابر آن، زمین فعلی کتابخانه در باغ ملی را به او واگذار کرد.
در این زمان، اقداماتی مانند گردآوری نسخ خطی، تمبر، تابلوهای نفیس خارجی و داخلی، تأسیس موزه و وقف آن، کمتر مورد توجه نیکوکاران ایرانی بود. حسین ملک از جوانی به گردآوری نسخههای خطی، تاریخی و هنری علاقه داشت. کتابفروشان، کتب خطی منحصر به فرد را میخریدند و در اختیار او قرار میدادند، ملک بعضی کتابها را با چند برابر قیمت خریداری میکرد. معمولاً کتابها را میخواند، گاهی در کنار آنها حاشیه مینوشت؛ سپس به کتابخانه میفرستاد. با این حال به سختی به دیگران کتاب قرض میداد. یک بار ملکالشعرای بهار، یک نسخه شاهنامه خطی از او به امانت گرفت؛ اما در تحویل آن دیر کرد. ملک آن چنان سروصدایی به راه انداخت که بهار ناچار به تحویل کتاب شد.
او خانه پدریاش را در مشهد به کتابخانه عمومی تبدیل کرده بود. این کتابخانه بعدها به خانه پدری حاج حسین ملک در بازار بینالحرمین تهران منتقل شد. حسین ملک در 6 آبان 1316، این کتابخانه را به همراه بخش بزرگی از ثروتش ـ که شامل مجموعه آثار تاریخی، مثل تابلوهای کمالالملک و نقاشان معروف جهان، تمبرها، سکهها و... میشد ـ وقف حرم امام رضا (ع) کرد. بنای خانه پدرش به سبک دوران قاجار بود كه بعدها سبک معماری پهلوي نیز به آن اضافه شد. این بخش، اولین سنگ بناي كتابخانه و موزه ملک بود. مجموعه خانه او، یکی از مراکز وابسته به کتابخانه و موزه ملی ملک است. این خانه در بازار تهران قراردارد و به دلیل ارتباط آن با مجموعههای شهری و قرارگرفتن در فاصله بین مسجد امام (مسجد شاه سابق) و مسجد جامع دارای اهمیت بسیار است. احمد سهیلی خوانساری از سال تأسیس این کتابخانه در تهران (1316 ش) به مدت 44 سال در اداره آن مشارکت داشت. وی نقش مهمی در تداوم فعالیت آن داشت؛ به گونهای که ملک در 29 تیر 1350 حکم سرپرستی کتابخانه و کلیه اموال موجود را به او سپرد و او تا سال 1357 ـ که بازنشسته شد ـ به این کار مشغول بود.
محل اولیه کتابخانه در بازار بینالحرمین در زمینی به مساحت 1700 متر مربع بنا شد. بنای جدید در سال 1342 به بهرهبرداری رسید. کتابخانه یک قرائتخانه با مساحت 150 متر مربع و سه سالن مخزن برای نگهداری کتابهای خطی، چاپی و نشریات داشت. ایرج افشار، محمدتقی دانشپژوه، علینقی و احمد منزوی در مجموعهای 13جلدی فهرستی از این نسخههای خطی تهیه کردند. در زمان حیات ملک، تنها چند جلد از این نسخهها اجازه چاپ یافت و ملک به دلیل وجود برخی اشتباهات در متن، اجازه چاپ بقیه فهرستها را نداد. به روایت افشار، چون ملک مردی لجوج و یکدنده بود، گفتوگو برای چاپ با او امکانپذیر نبود. تا اینکه پس از پیروزی انقلاب این کتابها به چاپ رسید.
این کتابخانه 6537 جلد نسخه خطی ثبتشده دارد و از سال 1317 رسماً برای استفاده عموم به طور رایگان باز شده است. حسین ملک با تعدادی از متخصصان کتابهای خطی و تابلوهای نقاشی در ارتباط بود. او این اشیا را با مشورت کارشناسان خریداری میکرد. پس از تأسیس کتابخانه، موزه ملک نیز در نیمه اول دهه 40 آغاز به کار کرد. این موزه شامل مجموعه وسایلی بود که ملک آنها را جمعآوری کرده بود. برخی اشیای موزه عبارتاند از: «تعدادی فرش، 12 تابلوی نقاشی از کمالالملک، تعدادی تابلو از شاگردان کمالالملک، تعدادی تابلو از هنرمندان ایتالیایی، انواع سکه از زمان سلوکیه تا قاجار، خطنوشتههایی زیبا از خطاطان نامی ایران، کلکسیون تمبر و...» حسین ملک این اشیا را وقف موزه کرد.
کتابها تنها در کتابخانه قابل استفاده بودند. تولیت موقوفه، تا زمان حیات ملک در اختیار خودش بود. نظارت بر وقفنامه به عهده دادستان کل کشور و دو نفر از دخترانش به نامهای بانو عزت ملک و خانم فلورت بود. ملک در 29 تیر 1323 قطعه زمین بزرگی در باغ ملی تهران برای ساختمان جدید کتابخانه و موزه وقف کرد. او در سالهای 1325 و 1330 تعداد 20 قطعه زمین بزرگ کشاورزی در خراسان و تعداد زیادی دکان در بازار تهران، همچنین در سالهای 1330ـ 1331، 1334 و 1340 املاک و مستغلات دیگری را وقف آستان قدس رضوی کرد و بخشی از درآمد آن را به کتابخانه، موزه و اداره بیمارستان چناران خراسان اختصاص داد.
موزه و کتابخانه ملک از قدیمیترین موزههای وقفی خصوصی و یکی از مهمترین گنجینههای کتب خطی کشور است. ملک طی سالهای 1316 تا 1340 در هشت وقفنامه، صدها هکتار از زمینهای موروثی و ملکی خود را در مشهد و تهران، وقف آستان رضوی کرد. او بخشی از درآمد موقوفات را به موزه و کتابخانه و اداره آنها اختصاص داد. طبق وقفنامهها 5 درصد از عواید خالص سالانه برای خرید کتاب و لوازم موزه، و بخشی به اداره امور کتابخانه از جمله مرمت کتابها، حقوق متولی، ناظران، مدیر و کارکنان اختصاص داده شده است.
حسین ملک در ۲۱ آبان 1347 (چهار سال قبل از فوتش) طی نامهای خطاب به مجلس شورای ملی و سنا اعلام کرد کتابخانه در طی این سالها با هزینه شخصی خانواده ملک تأسیس شده و مشغول ارائه خدمات به مردم بوده است. او از مجلس درخواست کرد که این کتابخانه را از عوارض املاک شهری معاف کنند. در همان زمان، براساس مرحله دوم از قانون اصلاحات ارضی، بخشی از املاک وقفی حسین ملک که در اجاره کشاورزان قرار داشت مشمول اصلاحات ارضی شد. به نظر میرسد بخش باارزش داراییهای ملک زمینهای شهری بود که با توسعه شهرها، ارزش بالایی پیدا کردند. در همین زمان، منبع درآمد کتابخانه ملک 8 مغازه و سود حاصل از کاروانسرای امیر تهران بود.
حسین ملک دو برادر و سه خواهر داشت. او سه بار ازدواج کرد؛ ازدواج اولش با نوابه قدسیه، در حدود 33 سالگی بود. حاصل این ازدواج، سه دختر به نام عزت ملک، ملکزاده و صدیق بود. همسر اول مقارن سال 1300 درگذشت. ملک بیست سال پس از فوت همسر اول با زرین ازدواج کرد و صاحب دو دختر به نام رزت و فلورت شد؛ که آنان پس از فوت پدر به اروپا رفتند. او در 10 سال آخر عمرش ـ هنگامی که از نابینایی رنج میبرد ـ با دختر یکی از کارگرانش ازدواج کرد.
ملک حافظهای قوی داشت. به قول و قرار خویش پایبند بود و میل داشت دیگران نیز اینگونه باشند. در مبارزه سرکش بود. وقتی با عهدشکنی فرد یا نهادی دولتی مواجه میشد، تمام قدرت خود را در جنگ با او به کار میبرد. در معامله، سختگیر بود و گاهی از صد ریال هم صرفنظر نمیکرد. اهل غیبت و بدگویی نبود. او را مردی لجوج، باذوق، فرهنگدوست و باسخاوت توصیف کردهاند. با اینکه در سالهای آخر عمر، بینایی خود را از دست داد، سرحال و سرزنده بود. حسين ملك بعد از تبديل خانه خود به كتابخانه و موزه تا آخرين دقايق عمر در آنجا زندگي كرد. به مشاغل سیاسی دلبستگی نداشت؛ با اینکه چندین بار به او پیشنهاد وکالت مجلس شورای ملی و سنا را داده بودند، آن را نپذیرفت. سرانجام، در سوم مرداد 1351 در سن 101سالگی درگذشت.
نظر خود را بنویسید