در کشورهای درحال توسعه بسیاری افراد از پس کار نکردن برنمیآیند
بیکاری لوکس
1397/06/03
2434
این مطلب را به اشتراک بگذارید
آمار و واقعیت همیشه جدلی عجیب با هم داشتهاند. خودمان هم با انواع آمار از قبیل تورم و بیکاری و... در این چند سال سروکله زدهایم. اگر به آمار نرخ بیکاری در سطح جهان هم نگاهی بیندازیم متوجه میشویم که در هیچجای جهان مسئله به همین سادگیها نیست. شاید اشتغال کامل مفهومی لزوما مثبت نبوده و بستگی به تعریفمان از اشتغال و بیکاری داشته باشد.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
آمار بیکاری امریکا توجه زیادی را حتی از جانب رئیسجمهور به خود جلب میکند. حدود یک ماه پیش دونالد ترامپ توئیت کرد که نگاهش به آخرین عدد اعلامشده (3.8درصد) است. نرخ بیکاری چین اما بیشتر مایه خنده است. این نرخ از سال 2011 با اینکه تلاطمات اقتصادی پدید آمده به ندرت جابهجا شده است.
بسیاری از پژوهشگران اقتصاد چین امیدوار بودند که آمار بیکاری که از سال 2016 جمعآوری شده اما از همین ماه آوریل به صورت ماهانه منتشر میشد، اطلاعات بیشتری را در اختیار بگذارد. این آمار برخلاف نسخههای قدیمی که در آنها تنها افرادی به حساب آورده میشدند که در ادارات کاریابی محلی به عنوان «بیشغل» ثبتنام میکردند، از طریق جمعآوری اطلاعات از خانوارهای پکنی توسط افرادی متخصص دادههای خود را کسب کرد. این پیمایش که در بیش از 120هزار خانوار شهری چینی صورت گرفته، امروزه بیانگر بزرگترین جمعیت بیکار جهان است.
این عدد بسیار پایینتر از هدفگذاری 5/5درصدی دولت بوده و مانند امریکا بالا و پایین خاصی ندارد و البته اگر تفاوتی هم در این موارد وجود دارد، برخاسته از تفاوت شکل اقتصاد دنیای شرق و غرب است. در بسیاری کشورهای درحال توسعه بیکاری تنها به این دلیل پایین است که مردم توانایی زندگی بدون شغل را ندارند و مزایای حمایتی از بیکاری بسیار ضعیف هستند. بنابراین بیکاری یک کالای لوکس و تجملاتی برای افراد حساب میشود که هرکسی توانایی به دست آوردنش را ندارد.
مزایای حمایتی بیکاری حتی اگر وجود هم داشته باشند، به درد نمیخورند. برای مثال در تایلند حقوق بیکاری به مدت شش ماه و به مبلغ 1650 بات (52دلار) تا 15000 بات است. برای اینکه بتوان این مبلغ را دریافت کرد باید استخدام به صورت رسمی انجام شود و این مسئلهای است که تنها یکسوم از کارگران به آن تن میدهند و ترجیحشان بر این است که بیرون این بخش رسمی بمانند و به جایش مالیات پرداخت نکنند.
پس افرادی که از کار بیکار میشوند چه میکنند؟ یا به دستفروشی روی میآورند یا به روستای پدری میروند و مانند یک کارگر روزمزد بر روی زمین کار میکنند. مثلا آقای آنان چانتان زمانی که کار طراحی گرافیکش در بانکوک را ترک کرد به فکر جمع کردن حقوق بیکاریاش افتاد، اما دید به دردسرش نمیارزد. به جای این کار در حال حاضر کنار ایستگاه مترو بلیت لاتاری میفروشد و درآمد بیشتری کسب میکند.
در کشورهای فقیر نرخ بیکاری بین افرادی با سطح زندگی متوسط روبهبالا و تحصیلات عالی بیشتر است، زیرا میتوانند منتظر شغلی بمانند که به درد شخصیت و آرزوهایشان بخورد. البته این انتظار نمیتواند تا بینهایت تداوم یابد و اگر اوضاع اقتصادی بد باشد، مجبورند هرچه سریعتر به شغلی رضایت دهند.
اشتغال کامل
ویژگیهای عجیب آمار بیکاری آنطور که باید نظر دولتها را به خود جلب نمیکند و برخی اوقات بعضی سیاستگذاران از پایین بودن این آمار حتی شاکیاند. آمار در سرتاسر دنیا سرنوشت عجیبی دارند. مثلا سالها بود که گفته میشد نرخ بیکاری لیبریا بالای 85درصد است اما در سال 2010 با آمار دقیقی که به سختی حاصل شد این عدد زیر 3درصد گزارش شد.
بسیاری از دولتها اندکی به هل دادن این اعداد به بالا کمک میکنند و برای مثال افرادی را که هنوز آماده شروع کار نبوده یا به دنبال کار نمیگردند هم به حساب میآورند. برای مثال اندونزی افرادی را هم که «از دنبال کار بودن دلسرد شدهاند» به حساب آورد و در سال 2017 اعلام نرخ 5.4درصدی کرد ولی تخمین سازمان بینالمللی کار 4.2درصد بود.
کشورهایی که به دنبال نرخهای بالاترند به زودی به آرزویشان خواهند رسید. متخصصان آمار نیروی کار در سال 2013 تعریف نیروی کار را عوض کردند و مثلا افرادی را که برای مصرف شخصی خود و خانوادهشان کشاورزی میکنند از این تعریف خارج ساختند. این کار تعداد بیکاران را کاهش نداد ولی تعداد نیروی کار را کمتر کرد و از این طریق نرخ بیکاری بالاتری را گزارش خواهد داد. در یک کشور روستایی مانند لائوس تاثیر این عمل بسیار شدید خواهد شد. در سال 2010 که آمار بیکاری با استفاده از روش قدیمی 0.7درصد بود با تعریف جدید در سال 2017 به 9.6درصد جهش کرد.
پایین بودن نرخ بیکاری نشاندهنده خوب بودن شرایط کار و حقوقها نیست. برای مثال در اندونزی نیمی از افرادی که شاغلاند در حال کار کردن برای خود یا خانوادههایشان هستند. البته این شرایط تنها منحصر به کشورهای فقیر نیست و حتی در کشورهای پیشرفتهای نظیر انگلستان هم مشاهده میشود. چه در بریتانیا، چه در امریکا گرچه نرخ بیکاری مشابه دوران پُرکار گذشته است، اما همانطور که آسیا نشان میدهد، استخدام کامل میتواند بعضی اوقات مفهومی بیش از حد نخنما باشد.
نظر خود را بنویسید