نفت در اقتصاد ایران چه جایگاهی دارد و با تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جدید چه سرنوشتی خواهد داشت؟

سیاسی‌ترین صنعت

...

بزرگ‌ترین صنعت ایران که وابستگی اقتصاد به آن فراتر از یک صنعت است، با تهدیدی بزرگ مواجه شده است.

محمد عدلی/ آینده نگر

 

«امریکایی‌ها مدعی شده‌اند که می‌خواهند به‌طور کامل جلوی صادرات نفت ایران را بگیرند، آنها معنی این حرف را نمی‌فهمند، چرا‌که اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود، اگر شما توانستید، این کار را بکنید تا نتیجه‌اش را ببینید.»

حسن روحانی در اولین سفر اروپایی خود پس از خروج امریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از برجام، تحریم‌کنندگان صادرات نفت ایران را با ادبیاتی تندتر از همیشه تهدید کرد تا عده‌ای این اظهارات را تهدید به بستن تنگه هرمز بدانند و برخی از آن به عنوان قدرت‌نمایی منطقه‌ای ایران علیه عربستان یاد کنند. تحلیل‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سیاسی و امنیتی سخنان رئیس‌جمهور ایران طی هفته‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اخیر با واکنش‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌متفاوتی از سوی کشورهای منطقه و جهان مواجه شده است اما کنشگران اقتصادی برداشت دیگری از سخنان حسن روحانی داشته‌اند. اهمیت حفظ سهم ایران در بازار نفت برای دولتمردانی که خود این موفقیت را به دست آورده‌اند، به قدری است که حاضرند از تهدیدهای سیاسی و امنیتی به نفع آن بهره ببرند.

صادرات نفت خام ایران پس از اجرای برجام بار دیگر از سال 1395 به سطح پیش از تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازگشت و دولت دوست ندارد این دستاورد بزرگ را به سادگی از دست بدهد. با خروج امریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از برجام بار دیگر صادرات نفت خام ایران مورد تهدید قرار گرفته و برگ جدیدی از تاریخ صنعت نفت ایران در آستانه ورق خوردن است.

این اولین بار نبود که صنعت مادر در ایران به محور رویدادهای سیاسی تبدیل شده است. 110 سال از روزی که اولین قطره‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفت در ایران جوشید سپری شده و این ماده معدنی در تمامی این سال‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نقشی استثنایی در تاریخ اقتصاد و سیاست کشور ایفا کرده است. ردپای طلای سیاه در مقاطع مهمی از تاریخ سیاست ایران باقی مانده و می‌توان اهمیت این صنعت بزرگ را فراتر از سطح مناسبات اقتصادی تحلیل کرد.

از آن روز که مظفرالدین‌شاه امضای خود را پای قرارنامچه‌ای نهاد که امتیاز بهره‌برداری از نفت ایران را به ویلیام ناکْس دارسی اعطا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد تا زمانی که مصدق فریاد ملی‌گرایی سر داد، تا دهه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پس از آن که محمدرضا پهلوی درآمدهای سرشار نفتی را به بودجه سرازیر کرد و در مقاطعی که تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در زمان جنگ و دوره‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پس از آن سراغ صادرات طلای سیاه آمد، سرنوشت بسیاری از تحولات سیاسی به این ماده زیرزمینی وابسته بوده است.

این بار در نیمه دوم دهه 90 و اواخر سده چهاردهم شمسی، صنعت نفت ایران در آستانه تهدیدی جدید قرار گرفته و این بار دولتمردان تصمیم گرفته‌اند از سیاست برای اقتصاد هزینه کنند. شاید به همین دلیل باشد که رئیس‌جمهور ایران کشورهای منطقه را تهدید به ایجاد مانع بر سر راه صادرات نفت کرد.

 

تهدید برنامه دوگانه وزارت نفت

اقتصاد ایران هرچند سودای عدم وابستگی به نفت را در سر دارد اما کاهش سهم نفت از بودجه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جاری هم نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند حق ایران را برای حضور در بازار جهانی نفت منتفی سازد. افزایش سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی از 6 سال گذشته در برنامه بودجه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سنواتی قرار گرفته است اما استفاده از حداکثر توان صادراتی صنعت نفت را نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان نادیده گرفت. از این رو وزارت نفت ایران پس از اجرای برجام و رفع تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصادی دو برنامه کلی را در دستور کار قرار داد. در اولین برنامه که در فاصله شش ماه پس از اجرای برجام عملی شد، افزایش تولید نفت به میزان پیش از تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و به دست آوردن بازارهای صادراتی به میزانی که قبل از تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هسته‌ای در اختیار ایران بود به اولویت اصلی وزارت نفت بدل شد. این برنامه با موفقیت پیش رفت و بسیاری از تحلیل‌گران نفتی از آن به عنوان شاهکار وزارت نفت یاد کردند. برنامه دوم اما بر افزایش توان تولیدی کشور با استفاده از اکتشافات جدید و تقویت چاه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موجود استوار شد. در این راه نظام قراردادهای نفتی کشور تغییر کرد و وزارت نفت به جذاب کردن قراردادها برای حضور شرکت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خارجی در بخش توسعه صنعت نفت پرداخت. نظام قراردادهای جدید البته با حواشی زیادی از سوی جناح رقیب دولت مواجه شد و بعد از برخی تغییرات و پس از فوت وقت، نهایی شد. با وجود این، قراردادهای جدید نفتی از راه رسید که مهم‌ترین آن با تشکیل کنسرسیومی از سوی توتال، شرکت ملی نفت ایران و یک شرکت چینی، وارد فاز عملیاتی شد. قراردادها و تفاهم‌نامه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیگری نیز به امضا رسید تا چشم‌انداز مثبتی در جهت توسعه بزرگ‌ترین صنعت ایران ایجاد شود.

دو برنامه‌ای که وزارت نفت برای صادرات بیشتر و توسعه صنعت نفت به اجرا گذاشت حالا با تهدیدی جدی از سوی امریکا مواجه شده است. خروج امریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از برجام و تلاش برای منصرف ساختن مشتریان نفتی ایران موجب شده تا احتمال کاهش صادرات نفت در ماه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آتی افزایش یابد. حتی تضمین اروپایی‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برای ادامه خرید نفت از ایران نیز نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند خیال ایران را راحت کند چرا که کشورهای مهمی در آسیا خریدار نفت ایران هستند. چین، ژاپن، کره جنوبی و هند به عنوان خریداران بزرگ نفت ایران با تهدید امریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در این زمینه مواجه هستند و معلوم نیست عربستان و روسیه با تامین نیازهای نفتی این کشورها به عملیاتی شدن کاهش خرید آنها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از ایران کمک کنند.

برنامه دوم نیز با خروج شرکت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بزرگ از ایران به محاق رفته است. توتال بلافاصله پس از اعلام تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امریکا، فعالیت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خود را در ایران تعلیق کرد و حتی شرکت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفتی روسی نیز چنین رویکردی را در پیش گرفتند. وزارت نفت اعلام کرده است که شرکت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چینی را جایگزین غربی‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد کرد تا عملیات توسعه میادین نفتی متوقف نشود اما به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد که تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شرایط را برای توسعه صنعت نفت ایران دشوار سازد.

بزرگ‌ترین صنعت ایران که وابستگی اقتصاد به آن فراتر از یک صنعت است، با تهدیدی بزرگ مواجه شده است.

 

بزرگی یک صنعت

پنجم خرداد 1287 شمسي كه مته حفاري به لايه نفتي برخورد كرد و خاك مسجدسليمان را به رنگ سياه درآورد، كسي گمان نمي‌برد كه بزرگ‌ترين صنعت ايران از عمق 360 متري زمين پا به حيات گذاشته است.

110 سال پیش اولین قطره‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفت در ایران پس از 7 سال واكاوي و در حالي كه شركت ماريوت به نمايندگي از دارسي از اكتشاف نفت نااميد شده بود، به جوش آمد و پایه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اصلی‌ترین صنعت ایران شکل گرفت. صنعتی که قرن دوم حیات خود را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذراند، دوره‌هاي پرهیاهویی را از سر گذرانده که هرکدام سرفصل‌های بزرگی از تاریخ اقتصادی و سیاسی ایران را رقم زده است. ملی شدن صنعت نفت در سال 1329 مهم‌ترین رویدادی بود که صنعت نفت و اقتصاد ایران تجربه کرد اما قبل و پس از تغییر سرنوشت طلای سیاه نیز روزگار پرتلاطمی بر اين صنعت گذشت. دو سال و چند ماه بيشتر از آخرين دست‌اندازي كه صنعت نفت ايران پشت سر گذاشته، نمي‌گذرد كه بار ديگر زمزمه تحريم‌ به گوش مي‌رسد.

سرنوشت صنعتي كه بار اصلي اقتصاد ايران را به دوش مي‌كشد با سياست گره خورده است. برخي نيز از پررنگ بودن سهم اين صنعت در گردش چرخ اقتصاد به عنوان نقطه‌ضعف اقتصاد ايران ياد مي‌كنند و معتقدند كه وجود اين صنعت موجب دورماندن ساير صنايع ايران از توسعه شده است.

تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصادی که سخت ترین آن اوایل دهه 90 سد راه صادرات و تولید نفت ایران قرار گرفته بود، اواخر سال 94 از میان برداشته شد و بار دیگر سطح تولید نفت ایران به آنچه پیش از تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تجربه کرده بود، رسید. اما بار ديگر با خروج امريكا از برجام، سايه تحريم بر سر اين صنعت سنگيني كرده است.

 

سهم نفت از تولید ناخالص ملی

بزرگ‌ترین صنعت ایران با بیشترین اثرگذاری بر تولید ناخالص داخلی، اولین صنعت ایران نام گرفت که پس از لغو تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصادی به ایفای نقش خود در افزایش تولید ملی پرداخت. در شرایطی که صنایع ایران پس از اجرای برجام در انتظار فراهم شدن سایر شرایط بانکی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی قرار گرفتند، صنعت نفت ایران بلافاصله مسیر افزایش تولید را در پیش گرفت. برنامه‌ریزی برای افزایش تولید نفت از ماه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیش از لغو تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به گونه‌ای انجام شده بود که در فاصله چند روز پس از اجرای برجام، رکورد صادرات 7 میلیون بشکه نفت در یک روز به ثبت رسید. آثار افزایش تولید و صادرات نفت از همان زمستان سال 94 که لغو تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عملیاتی شد، خود را در تولید ناخالص داخلی کشور نشان داد.

آمارهای بانک مرکزی نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که در سال 1395 رشد ارزش افزوده بخش نفت نسبت به سال 1394 به 61.6 درصد رسید. این رشد بالا موجب شد تا بخش نفت سهم 9.8 درصدی از رشد 12.5 درصدی اقتصاد به دوش بکشد. با این حساب سایر بخش‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصاد در این سال مجموعا 2.7 درصد از رشد اقتصاد سهم داشته‌اند. صنعت نفت در سال 95 توانست در اقدامی کم‌سابقه در فاصله زمانی شش‌ماهه به میزان یک میلیون بشکه به تولید و صادرات نفت ایران اضافه کند. طبیعی بود که با رسیدن تولید نفت ایران به سقف 3.8 میلیون بشکه که پیش از تحریم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نیز قرار داشت، دیگر رشد تولید در سال 1396 ادامه پیدا نکند. در سال 1396 میزان تولید نفت ایران نسبت به سال گذشته افزایش نیافت اما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان امیدوار بود در نیمه دوم سال به دلیل تقویت قیمت نفت، ارزش افزوده حاصل از صادرات طلای سیاه افزایش یابد و بار دیگر این بخش تاثیر مثبتی در رشد اقتصادی داشته باشد.

آمارهای بانک مرکزی از میزان تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1395 نیز نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که در این سال مجموع تولید ناخالص داخلی کشور به 669 هزار و 110 میلیارد تومان به قیمت ثابت سال 1390 رسیده است. در این سال تولید ناخالص داخلی در بخش نفت به 152 هزار و 447 میلیارد تومان به قیمت ثابت سال 1390 رسید که نشان‌دهنده سهم 22.7 درصدی نفت از اقتصاد ایران در سال 1395 است. طبق گفته مسعود نیلی دستیار اقتصادی رئیس‌جمهور، سهم بخش نفت از تولید ناخالص ملی ایران هرگز کمتر از 10 درصد نبوده است.

طبق گزارش مرکز آمار ایران، در نیمه اول سال 96 ارزش تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ١٣٩٠ به رقم 382 هزار و 249 میلیارد تومان رسید. این رقم بدون احتساب نفت 305 هزار و 722 میلیارد تومان بوده است. بنابراین آمار ارزش تولید نفت در نیمه اول سال 1396 معادل 76 هزار و 527 میلیارد تومان به قیمت سال 1390 برآورد شده است که نشان از سهم 20 درصدی نفت از تولید ناخالص داخلی کشور دارد. این آمار نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که عملا یک‌پنجم اقتصاد ایران به صنعت نفت اختصاص دارد.

سهم بالای نفت در تولید ناخالص داخلی ایران شرایطی را فراهم آورده است که با کوچک‌ترین تغییر در میزان ارزش افزوده این بخش، رشد اقتصاد تحت تاثیر قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. در سال‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ابتدایی دهه 90 که تحریم‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفتی علیه ایران شدت گرفت، کاهش تولید نفت از اصلی‌ترین دلایل افول رشد اقتصاد ایران به زیر صفر بود. در این سال‌ها، افت تولید نفت از دو جهت بر رشد اقتصاد تاثیر منفی گذاشت. یکی کاهش تولید در این بخش که به دلیل سهم بالا از تولید ناخالص داخلی، این شاخص را متاثر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد و دیگری به دلیل افت درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت که به عدم تحرک بخش‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عمرانی و کاهش تولید ناخالص داخلی در آن بخش‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌منجر شده بود.

در این سال‌ها هرگاه بخش نفت به محاسبات نرخ رشد اقتصادی اضافه می‌شد، این شاخص افت بیشتری را تجربه می‌کرد. اوج این اتفاق در سال 1391 رخ داد که در کنار بخش نفت، سایر بخش‌های اقتصاد نیز با کاهش تولید مواجه شدند و شاخص تولید ناخالص داخلی کشور به وضعیت نازل منفی 6.8 درصد رسید. در سال 1392 با شکل‌گیری توافق ژنو، نفت ایران از تحریم بیشتر در امان ماند و میزان صادرات نفت خام در سطح یک‌میلیون بشکه حفظ شد و دیگر کاهش تولید و صادرات تجربه نشد.

بر این اساس در سال‌های 1392 و 1393 کاهش تولید نفت اتفاق نیفتاد و در پایان سال 1394 نیز با نهایی شدن توافق هسته‌ای و لغو تحریم‌ها، مسیر افزایش تولید برای نفت خام باز شد. طلای سیاه از سه‌ماهه پایانی سال 1394 با افزایش تولید مواجه شد. بانک مرکزی میانگین صادرات نفت خام کشور در زمستان 1394 را یک میلیون و 787 هزار بشکه در روز اعلام کرد که رشد 14.4 درصدی را پشت سر گذاشته است. در همین مدت میانگین تولید نفت ایران رقم سه میلیون و 231 هزار بشکه در روز بوده و رشد 5.5 درصدی را نسبت به سال قبل از آن ثبت کرده است.

در طول 24 سال گذشته حدود 53 درصد منابع دولت از صنعت نفت تامین شده که دولت آن را در بخش‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مختلف هزینه کرده است. درآمد نفتی کشور حاصل میزان تولید و قیمت در بازارهای جهانی است. مسعود نیلی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید از آنجا که تولید نفت ایران در سال‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مختلف بین 3.5 تا 4.5 میلیون بشکه ثابت مانده، درآمدهای نفتی ایران از نوسانات قیمت، تاثیر زیادی گرفته است. دستيار اقتصادی رئیس‌جمهوری معتقد است: با وجود اینکه نفت سهم اصلی را در سرمایه‌گذاری بخش‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مختلف داشته اما سهم خود بخش نفت از سرمایه‌گذاری بسیار پایین بوده است.

 

پای نفت در اقتصاد ایران

نعمت و نقمت نفت در تمامی سال‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذشته، موضوع بحث و مطالعه اقتصاددانان بوده است. این را که آیا اقتصاد ایران بدون نفت سرنوشت بهتری داشت یا روزگار دشوارتری را تجربه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان به صراحت و دقت بیان کرد اما این را که سرنوشت توسعه اقتصاد ایران به نفت گره خورده است نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان انکار کرد. بسیاری از کشورهایی که از این موهبت طبیعی برخوردار نیستند، درآمد ملی خود را بر صنایع دیگر استوار کرده‌اند اما اقتصاد ایران نتوانسته پای خود را از نفت بیرون بکشد. حکایت برخی کشورهای اروپایی صاحب نفت که تمامی منابع حاصل از نفت را ذخیره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و هرگز بودجه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خود را آلوده به این ماده زیرزمینی نکرده‌اند، دائما به عنوان حسرت اقتصاد ایران یاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. برخی معتقدند که تنها راه توسعه اقتصادی ایران، کنار گذشتن نفت و تکیه بر توانمندی‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی است. آنها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفت را نقمت اقتصاد ایران می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند که باعث عذاب آن شده است. عده‌ای دیگر اما معتقدند مسیر توسعه اقتصاد ایران از نفت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذرد و باید این نعمت خدادادی را در مسیر توسعه کشور به کار گرفت.

محمدعلی موحد نویسنده کتاب «خواب آشفته نفت» که در 4 جلد به روایت تاریخ 117 ساله نفت در ایران پرداخته است، این‌گونه جایگاه صنعت نفت در ایران را تصویر کرده است: «قرن بیستم برای ما با امتیازنامه دارسی (سال 1901) آغاز شد و حوادث و ماجراهای بعدی، خواه و ناخواه، مستقیم یا غیرمستقیم، در دود و تف نفت و گاهی در آتش آن فروپیچید... سرنوشت ما هنوز سخت با نفت گره خورده است.» در این کتاب به اهمیت نفت در جهان این‌چنین نگاه شده است: «مفهومی که نفت برای ما در زندگی امروزه دارد برای گذشتگان نداشت. نفت و سایر منابع انرژی وابسته به نفت برای جهانی که ما در آن نفس می‌کشیم در حکم خون است برای تن آدمی که با قطع آن قلب از تپش می‌افتد و زندگی به سر می‌رسد. وابستگی دنیای معاصر ما به نفت همان وابستگی حیوان زنده است به خون. اگر نفت متوقف شود همه اتومبیل‌ها، کامیون‌ها و قطارها از حرکت بازمی‌ایستند، هواپیماها روی زمین میخکوب می‌شوند، کشتی‌ها در دریاها فرومی‌مانند و وسایل ضروری زندگی امروزی چون روشنایی، آسانسور و شوفاژ در نبود برق و سایر منابع انرژی وابسته به نفت به یک مشت سیم، چوب و فلزِ آشغال و بی‌مصرف تبدیل و فعالیت‌های اقتصادی یکسره متوقف می‌شوند.»

موحد در مورد اهمیت نفت در جهان به همگامی توسعه این صنعت با توسعه صنعت اتومبیل و هواپیما اشاره می‌کند: «اختراع اتومبیل 5 سال پیش از تاریخ امتیازنامه دارسی اتفاق افتاد. صنعت نفت پدیده تازه‌ای است و توسعه آن با توسعه صنعت اتومبیل و هواپیما همگام بوده است. نخستین میدان نفتی خاورمیانه در‌ ماه مه سال 1908 (خرداد 1287) در ایران شناسایی شد. نخستین هواپیما در سال  1911(1290) به ایران آورده شد و نخستین محموله نفت ایران در 1912 (1291) به اروپا فرستاده شد. این صنعت نوپا با شتابی شگفت‌انگیز پر و بال گسترد و زغال را، که منبع عمده انرژی برای صنعت جدید بود، کنار زد و به زیر و بم زندگی انسان‌ها راه جست.» در بخش دیگری از این اثر آمده است: «وابستگی شدید زندگی امروزی به نفت، سبب می‌شود که جهان و جهانیان خواه و ناخواه نسبت به موضوع نفت حساس باشند. آنها که در طلسم فقر و درماندگی گرفتارند و آرزوی رسیدن به قافله بختیاران و کامکاران را در سر می‌پرورانند ناگزیر به نفت می‌اندیشند و آنها که بختیار و کامکارند حفظ موقعیت و ادامه شکوفایی حیات خود را در گرو نفت می‌دانند و چنین است که امنیت جهان صنعتی با نفت گره می‌خورد و ملاحظات سیاسی و نظامی در صحنه نفت از همه عوامل و عناصر دیگر برجسته‌تر و پررنگ‌تر می‌شود.» به اعتقاد موحد، وجود منابع نفتی در خاورمیانه سبب شده است که قدرت‌های بزرگ جهان علاقه شدیدی به این منطقه پیدا کنند.

 

نفسی که به نفت وابسته است

محمدعلی موحد که به تالیف آثار ادبی و تاریخی شهره است و در کوران کودتای 28 مرداد کارمند شرکت نفت بوده در شرح دیدگاهش در کتاب «خواب آشفته نفت» می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «از تاریخی که قراردادهای نفتی بسته می‌شود تا زمانی که برای نفت (با همان قیمت، سهولت، وفور و...) جایگزین پیدا می‌شود، جهان صنعتی امنیت خود را وابسته به این انرژی می‌داند؛ هرچند که در ابتدا و در زمان امضای قرارداد، هیچ‌کس، نه ما که قرارداد را امضا می‌کردیم و نه آنها که بابت نفت پول می‌دادند، نمی‌دانستیم که نفت چنین قدرتی دارد. در ابتدا همه، به ارزش‌های مادی و پولی که از نفت به دست می‌آمد، فکر می‌کردند اما بعدها نفت، موجودیت پیدا کرد و حتی نفس کشیدن آدم‌ها هم به این انرژی وابسته شد.»

این تاریخ‌نگار در مورد اهمیت نفت در معادلات سیاسی ایران می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «داستان توسعه ایران از روزی آغاز می‌شود که دولت برای پرداخت حقوق کارمندانش پول نداشت، در همین گیر و دار، انقلاب اکتبر به وقوع پیوست و پرداخت پول قزاق‌ها را انگلیس‌ها برعهده گرفتند و بعد هم کودتا شد در حالی که اگر قرارداد 1919 امضا می‌شد، کودتا رخ نمی‌داد و شاه هم بر سر کار نمی‌آمد. اساسا کودتا شد برای اینکه این قرارداد بسته شود.»

او معتقد است: «اگرچه وابستگی ما به نفت هر روز باید کمتر از دیروز شود اما اقتصاد بدون نفت برای ما غیرممکن است، حتی در دوره مصدق هم غیرممکن بود و هیچ‌کس این موضوع را جدی نگرفت.»

 

110 سالگی یک ابرصنعت

ویلیام ناکسی دارسی، یک میلیونر استرالیایی، نخستین فردی بود که با روش‌های جدید روز و دستگاه‌های حفاری مکانیکی در ایران به اکتشاف نفت و حفر چاه پرداخت. او ابتدا گروهی فنی را به سرپرستی زمین‌شناسی به نام برلز استخدام و به ایران اعزام کرد. این گروه، پس از بررسی‌های زمین‌شناسی، گزارش رضایت‌بخشی داد. احتمال وجود نفت در حوالی قصرشیرین و شوشتر را زیاد و در دیگر نقاط امیدوارکننده دانست. پس از دریافت این گزارش، دارسی نماینده‌ای به نام ماریوت را در سال 1901 به دربار ایران فرستاد. ماریوت امتیاز اکتشاف و استخراج نفت در تمام ایران، به‌جز پنج استان شمالی را از مظفرالدین‌شاه گرفت. چند ماه پس از امضای قرارداد، حفاری اولین چاه در محلی به نام چیاسرخ یا چاه‌سرخ، در شمال‌غرب قصرشیرین آغاز شد. کار حفاری به علت نبود راه و ناامنی به کندی پیش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفت تا آنکه در تابستان 1903 در عمق 507 متری به گاز و کمی نفت رسید. چاه دوم هم در همین ناحیه در عمقی مشابه به نفت رسید. بهره‌دهی این چاه درحدود 175 بشکه در روز بود. دارسی با ارزیابی نتایج دریافت اگر در ناحیه چیاسرخ نفتی بیش از این مقدار هم بیابد به علت دوری از دریا و نبود امکان حمل به بازار مصرف، سودی عاید او نخواهد شد. بنابراین ناحیه را ترک کرد و به خوزستان روی آورد. منطقه چیاسرخ در مرزبندی‌های بعدی به دولت عثمانی واگذار شد و اکنون چیاسرخ میدان نفتی کوچکی در عراق است. در منطقه خوزستان اولین و دومین چاه حفرشده، خشک بودند. در نیمه اول سال 1908 سرمایه شرکت رو به پایان بود و هنوز نفتی کشف نشده بود. روسای شرکت به مسئول عملیات که مهندسی به نام دینولدز بود، دستور توقف عملیات را دادند. ولی او که در محل وضع را بهتر ارزیابی کرده بود چند روزی از اجرای دستور توقف خودداری کرد و به حفاری ادامه داد. در روز پنجم خرداد 1287 شمسی یعنی سال 1908 میلادی، مته حفاری به لایه نفت‌دار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. عمق چاه 360 متر بود. دومین چاه که ده روز بعد به نفت رسید 307 متر عمق داشت. با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید. پس از کشف نفت در ایران در سال 1909 شرکت نفت ایران و انگلیس تشکیل شد.

از سال 1908 تا سال 1928 تمام نفت تولیدی ایران از میدان نفتی مسجدسلیمان استخراج شد. در این سال میدان نفتی هفتکل، در سال 1930 میدان نفتی گچساران، در سال 1936 میدان نفتی آغاجاری و در سال 1938 میدان‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفتی لالی و نفت سفید کشف شد.

در سال 1329 با ملی شدن صنعت نفت، شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید شد. پس از کودتای 28 مرداد 1332 و عقد قرارداد با کنسرسیومی که از چندین شرکت بزرگ نفتی تشکیل شده بود، عملیات اکتشافی گسترده‌ای در دو دهه 1960 و1970 در حوضه رسوبی زاگرس انجام شد و تعداد میدان‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفتی بزرگ و کوچک که در این حوضه و در خشکی کشف شده بود به پنجاه میدان رسید.

اکتشاف نفت در خلیج فارس در اواخر دهه 1950 آغاز شد و اولین میدان نفتی، بهرگانسر، در سال 1960 کشف شد. در دهه 1960 بیش از ده میدان نفتی در بخش ایرانی خلیج فارس کشف شد. این دهه از نظر تعداد میدان‌های نفتی کشف‌شده در خشکی و دریا در ایران منحصر به فرد است. در سال 1305 سه مهندس روس در خارج از حوضه قرارداد شرکت سابق نفت ایران و انگلیس، در خوریان سمنان اقدام به حفر چاه کردند. شایعه شد که چاه حفرشده در خوریان به نفت رسیده است ولی واقعیت این بود که در عمق صدمتری چاه به آبی مخلوط با مقدار کمی نفت برخورده بود.

در سال 1308 چند زمین‌شناس خارجی توسط شرکت تحقیقات ایران و فرانسه به نواحی مازندران و سمنان اعزام شدند و مطالعاتی انجام دادند و پس از حفر دو حلقه چاه کم‌عمق در مشرق بابلسر که نتیجه‌ای به بار نیاورد، شرکت منحل شد و کارشناسانش درسال 1310 ایران را ترک کردند.

در سال 1314 هنگام حفر قنات در جنوب قم آثاری از مواد نفتی در روی آب قنات دیده شد. دولت وقت پس از اطلاع واحدی به نام اداره مهندسی اکتشافی در وزارت دارایی تاسیس کرد که وظیفه آن اکتشاف نفت در نواحی مرکزی و شمالی کشور بود. این واحد با استخدام چند کارشناس آلمانی و خرید دو دستگاه حفاریِ ضربه‌ای و دورانی، عملیات را در نواحی قم و مازندران آغاز کرد، دو حلقه چاه در خشت سرو و دو حلقه چاه نزدیک به کوه نمک حفر شد. حفاری‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نتیجه‌ای به بار نیاورد و در سال 1318 متوقف شد.

در سال 1327 دولت ایران برای انجام اکتشاف در خارج از حوضه قرارداد شرکت نفت سابق ایران و انگلیس، شرکت سهامی نفت ایران را تشکیل داد. این شرکت از سال 1328 عملیات اکتشافی را با استخدام زمین‌شناسان سوئیسی و مهندسان معدن ایرانی آغاز و در سال 1335 در تاقدیسی البرز در ناحیه قم نفت قابل ملاحظه‌ای کشف کرد. در سال 1337 میدان گازی سراجه در شرق قم کشف شد. پس از ملی شدن صنعت نفت و تشکیل شرکت ملی نفت ایران، شرکت ایران نفت در سال 1339 به آن پیوست و به فعالیت اکتشافی در خارح از حوضه قرارداد با کنسرسیوم سابق با نام امور اکتشاف و استخراج ادامه داد. در سال 1345 این شرکت در دشت مغان آذربایجان و در سال 1346 در گرگان به ترتیب نفت و گاز کشف کرد. بهره‌برداری از نفت دشت مغان به علت تراوایی بسیار کم سنگ مخزن اقتصادی نیست. گاز کشف‌شده در گرگان نیز به علت بهره‌دهی کم چاه که در حدود پنج میلیون پای مکعب در روز است اقتصادی تشخیص داده نشده است.

امور اکتشاف و استخراج شرکت ملی نفت ایران در سال 1347 میدان عظیم گازی خانگیران و در سال 1360 میدان گازی گنبدلی را به ترتیب در غرب و جنوب شهر سرخس کشف کرد.

 

تاریخ قیمت نفت

قیمت نفت طی بیش از سه دهه گذشته فراز و فرودهای بسیاری داشته است؛ به طوری که در سال 1998 به پایین‌ترین سطح یعنی 11.97 دلار رسیده است. پس از نفت 11 دلار و 97 سنتی سال 1998، پایین‌ترین قیمت نفت مربوط به سال 1988 بوده که نرخ آن به بشکه‌ای 13 دلار و 26 سنت رسید. بر این اساس طی سال‌های گذشته بالاترین قیمت مربوط به سال 2012 میلادی بوده که هر بشکه نفت سبک ایران با قیمتی معادل 109 دلار و 79 سنت معامله شده است. همچنین متوسط قیمت نفت ایران در سال 2013 برابر با 105 دلار و 73 سنت در هر بشکه اعلام شده است که نسبت به سال قبل از آن سه دلار و 33 سنت کاهش داشته است. پس از اين دوره، قيمت نفت افول كرد و در ژانويه 2016 تا محدوده 28 دلار در هر بشكه سقوط كرد و پس از آن با تقويت بازار، بهاي نفت در مي 2018 به 78 دلار در هر بشكه رسيد.

 

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?57232

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط