لزوم توجه به مفهوم فقر کودکان در سیاستگذاری اجتماعی کشور
کودکان فقیر؛ توسعه خیالی
1397/05/14
2599
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چند درصد از جمعیت کودک در کشور درگیر فقر هستند؟ به نظر میرسد بررسی این موضوع و ابعاد آن باتوجه به نقش سرنوشتساز کودکان به عنوان سرمایههای آتی هر جامعه، دارای اهمیت ویژهای است. در این مقاله سعی شده است به ابعاد این موضوع پرداخته شود. در ادامه مقاله میتوانید پاسخ این پرسش را بیابید.
آزاده داوودی پژوهشگر اقتصادی/ آینده نگر
فقر كودك، عليرغم اینکه در تبیین مفهوم فقر و ابعاد آن مطالعات گستردهای انجام گرفته است، موضوعي نسبتا جدید است که نظر به نقش سرنوشتساز کودکان به عنوان سرمایههای آتی هر جامعه، توجه به این مقوله دارای اهمیت ویژهای است و نیازمند بررسی بسیاری است. در این راستا باید در نظر داشت، فقر کودک یک پدیده تکبعدی نیست که فقط با تکیه بر درآمد خانوار بتوان آن را اندازهگیری کرد. به نوعي موضوع ارزشي و چندبعدي است و در معنای عام به فقر انسانهای زیر 18 سال از منابع مادی، معنوی و عاطفی لازم برای زنده ماندن و پیشرفت کردن دلالت دارد.
براي ارائه ابعاد مختلف این مفهوم تعاريف جامع و كاملی در مطالعات بینالمللی صورت پذیرفته است. خلاصهاي از مهمترين تعريفها در مورد فقر كودك به شرح ذیل است:
1- مركز تحقيق و سياستگذاري فقر كودك (2000)؛ این مرکز فقر کودک را رشد كودك بدون دسترسي داشتن به انواع مختلفي از منابع كه براي بهزيستي و بالفعل کردن پتاسیلهای کودک لازم است، میداند. چهار منبعی را كه كودكان فقير از آن محروماند معاش كافي، فرصتهايي براي توسعه انسانی، ساختار مناسب خانواده و جامعه براي حمايت و پرورش كودك و وجود فرصت بيان میکند.
2- يونيسف (2005)؛ در تعریفی بیان میکند، كودكاني كه در فقر زندگي ميکنند، بچههايي هستند كه از منابع مادي، معنوي و عاطفي لازم براي زنده ماندن، توسعه يافتن و پيشرفت كردن محروماند، از حقوق خودشان لذت نميبرند، از ظرفيتهايشان به طور كامل استفاده نميكنند و مثل بقيه اعضاي جامعه در اجتماع مشاركت نميكنند. بنابراین در این تعريف فقر كودكان بر اساس حقوق آنها در نظر گرفته میشود و اجزاي فقر كودك صرفا مادي و تابعي از اقتصاد و جغرافيا در نظر گرفته نمیشود.
3- موسسه دموكراسي افريقاي جنوبي (2000)؛ فقر كودك را بر حسب چهار دسته از محروميتها شامل درآمد ناكافي (و فرصت ناكافي براي كسب درآمد)، كمبود فرصتهاي توسعه انساني، عدم امنيت اقتصادي و فيزيكی و احساس عدم قدرت تعریف میکند و فقر کودک را به مثابه محرومیتهای مختلف قلمداد میکند.
4- آژانش توسعه بينالمللی كانادا (2004)؛ عدم توانايي در رسيدن كامل كودكان به ظرفيتهايشان را معني فقر كودك میداند و در این تعريف بر مفهوم حقوق انساني تاکید دارد.
5- دفتر نمایندگان ارشد حقوق انسانی (2002)؛ تعریف فقر کودک را بر مبنای حقوق انسانی در زمینه تغذیه کافی، جلوگیری از شیوع بیماریهای اجتنابناپذیر و جلوگیری از مرگهای زودهنگام، داشتن سرپناه و داشتن آموزشهای اولیه و توانایی حضور در اجتماع بدون محدودیتهای تحمیلی و ... بیان کرده است.
بنابراين با توجه به مطالعات انجامشده و تعاریف متعدد و ابعاد گسترده درخصوص اندازهگیری فقر کودک و تعيين راهكارهایي جهت رفع آن توجه به نقض حقوق كودك به جاي تمركز صرف بر درآمد سرانه خانوارها مشترك بوده و شاخص چندبعدي همواره مدنظر است.
براساس مطالعات صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد يونيسف، 56 درصد از كودكان كشورهاي در حال توسعه شديدا از يك يا چند محروميت رنج ميبرند. كودكان روستا در مقايسه با كودكان شهرها سطوح بالاتري از محروميت را تجربه ميكنند. همچنين دختران در مقايسه با پسرها در معرض بيشتر خطر فقر هستند. شدت محروميت از سرپناه و تسهيلات بهداشتي، مشكلاتي هستند كه بيشترين محروميت كودكان را شامل میشود.
علی رغم اهمیت موضوع، در حال حاضر در كشورهاي در حال توسعه هنوز آمارهاي اوليه در مورد محروميت كودكان جمعآوري نشده است. بنابراين انجام مطالعاتي از اين نوع و با تعريف دقيق فقر كودك در کشورهای در حال توسعه از جمله ايران، به منظور كسب اطلاعات حداقلي درباره ميزان و شدت فقر كودك و اتخاذ تدابیری در جهت رفع این معضل میبایست در صدر سیاستهای رفاه اجتماعی کشور قرار گيرد، تا بنابر آن امكان مقايسه بينالمللي فراهم شود و برای چالشهای پیش رو تدابیر مناسبی اخذ شود.
آنچه در زمينه محاسبه فقر کودک در ایران میبایست در نظر گرفته شود آن است که رویکرد فقر چندبعدي باید مدنظر باشد و از توجه صرف به فقر مادي اجتناب شود. از این رو در زمینه بررسی فقر کودکان تعامل و همکاری وزارتخانهها و سازمانهای مسئول و مرتبط مانند وزارت تعاون، کار ورفاه اجتماعی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزستی کشور، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و کمیته امداد امام (ره) و... الزامی است.
درباره فقر کودک در ایران میتوان مولفههایی به شرح ذیل را در نظر داشت:
1- توجه به فقر درآمدی و ساختار خانواده کودکان: رویکرد پولی معمولترین روش برای شناسایی و اندازهگیری فقر است. در مبحث فقر کودک رویکرد درآمد سرانه افراد خانوار محاسبه و کودکانی که کمتر از درآمد سرانهای درآمدی داشته باشند، کودک فقیر محسوب میشوند و این بخش کمی کردن فقر کودکان است. همچنین ساختار خانوار بر میزان فقر کودکان بسیار تاثیرگذار است به عنوان مثال بررسی تأثیر متغیرهایی مانند بالا بودن سن سرپرست خانوار، تک سرپرستی (بالاخص سرپرست زن خانوار)، وجود ناامنی غذایی، وجود فرد معلول و معتاد در خانوار، تحصیلات پایین خانواده، عدم اشتغال سرپرست خانوار و سکونت در محلههای فقیرنشین از جمله عواملی است که باعث بروز فقر کودکان میشود و آن را تشدید میکند. در صورتی که در طراحی و اجرا سیاستهای رفاهی به درستی به این مقولهها توجه شود از ورود کودکان به دایره فقر میتوان جلوگیری کرد.
2- در نظر گرفتن حقوق انسانی کودکان: با مشخص شدن حقوق کودکان، معیارهای اندازهگیری فقر کودکان براساس حقوق انسانی قابل تشخیص و تدوین است. براساس قوانین بینالمللی حقوق بشر، فقر کودک جوانب مختلف زندگی کودکان از جمله دسترسی به خدمات اولیه، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی اولیه، مراقبت از کودکان و پرورش آنها، جلوگیری سوءتغذیه کودکان، سواد خواندن، نوشتن و حساب، ممانعت و ساماندهی کار کودک و سرمایه اجتماعی در میان جامعه را در بر میگیرد.
در این زمینه یکی از مهمترین چالشهای کودکان در ایران که بهرهمندی از امکانات آموزشی و بهداشتی را از کودکان سلب میکند و منجر به عدم استیفای حق کودکان در کشور میشود عدم صدور شناسنامه برای کودکان با مادر ایرانی است. درخواست اصلاح قانون مدنی جهت شناسنامهدار شدن کودکان با مادر ایرانی تا حدودی باعث رفع مشکلات کودکان بسیاری خواهد شد.
یکی از نکات مهمی که در زمینه کودکان باید در نظر گرفت از بین بردن ناامنی غذایی و سوءتغذیه در کودکان است. از آنجایی که ناامنی غذایی کاهش تواناییهای جسمی و ذهنی فرد و کاهش توان کسب درآمد را درپی دارد و کاهش درآمد خود دلیل فقر در خانوادههاست. این چرخه در هر مرحلهای با حمایتهای اجتماعی میتواند شکسته و از انتقال آن به نسل بعد جلوگیری شود.
همچنین باید در نظر داشت، براساس مطالعات بینالمللی سرمایهگذاری در حوزه آموزش پیشدبستانی و دبستان از تاثیرگذارترین عوامل در پیشگیری از فقر کودکان است. برنامههایی که برای رشد و تکامل یکپارچه کودکان به اجرا درمیآیند، مهمترین راهبرد برای پیشگیری از فقر کودکان به شمار میروند و مؤثرترین راه متوقف کردن چرخه فقر محسوب میشوند.
3- بازنگری به قوانین مرتبط با ازدواج کودکان: ازدواج زودهنگام از علل ایجاد فقر است به گونهای که هرساله تعداد زیادی از دختران و پسران زیر هجده سال ازدواج میکنند. ازدواج کودکان عواقبی چون کودکبیوگی، کودکسرپرستی و کودکوالدی را به همراه دارد که با فقر کودک ارتباط مستقیم دارد. آسیبهای جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی از پیامدهای ازدواج زودهنگام است. تجدیدنظر در قوانین فعلی ازدواج و افزایش حداقل سن ازدواج، بسترسازی فرهنگی، اجتماعی و تحصیلی، الزامی شدن ثبت موالید و ازدواج و کمک گرفتن از جوامع محلی ازجمله راهکارهایی است که میتواند برای کاهش ازدواج کودکان مورد توجه قرار گیرد.
4- تدوین برنامههایی در جهت جلوگیری از ورود کودکان به بازار کار و توانمندسازی کودکان کار: یکی از محورهای سیاستهای کنترل و مهار آسیبهای اجتماعی میبایست حمایت از کودکان کار باشد که بهدلیل فقر اقتصادی و همچنین فقر فرهنگی حاکم بر بنیان خانواده، مجبور به کار میشوند، لذا باید از ورود آنها به دنیای اشتغال جلوگیری کرد. وجود یک بازوی حمایتی قابلاطمینان و برنامهریزی دقیق برای توانمندسازی خانوادههای نیازمند و کودکانی که در این گونه خانوادهها زندگی میکنند، میتواند در کنترل و کاهش معضلات اجتماعی تاثیر چشمگیری داشته باشد. از سویی در حال حاضر تعداد زیادی از کودکان در کشور مشغول به کار هستند و مشکلاتی مانند عدم آموزش مهارتها، قرار گرفتن در معرض معضلاتی مانند اعتیاد و کودکآزاری و... باعث میشود که آیندهای جز فقر نداشته باشند و شرایط نابسامان کنونی آنان به آینده و دروه بزرگسالی تسری پیدا میکند. از این رو ایجاد زمینههای لازم در جهت توانمندسازی کودکان یکی از مهمترین سیاستهایی است که میتواند به خروج از تله فقر یاریرسان باشد.
بنابراین در مجموع میتوان بیان داشت، با توجه به آنکه محرومیت کودکان به ندرت در طراحی و اجرای سیاستگذاری اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است و این بیتوجهی به حقوق کودکان باعث محرومیت کودکان در حال حاضر شده و این امر باعث تعمیم این وضعیت به دوران بزرگسالی نیز میشود، بنابراین میتوان با رفع محرومیتها و توجه به کودکان امروز که آینده این کشور هستند مسیر توسعه آتی کشور را هموار کرد. از این رو ضروری است حقوق کودکان محروم در سیاستگذاری کلان کشور مورد توجه قرار گیرد تا منافع آن با داشتن جامعه سالم در آیندهای نزدیک نصیب تمام آحاد جامعه شود.
نظر خود را بنویسید