نفت خام شناسنامه دارد و با آنالیز ترکیبات آن به راحتی مشخص می شود متعلق به چه کشوری است، اما فراورده های نفتی قابل ردیابی نیستند
محمدعلی خطیبی، نماینده سابق ایران در اوپک/ آینده نگر
صنعت نفت ایران در سالهای اخیر فرار و نشیب زیادی را تجربه کرد و گرچه در اوایل دهه 90 تحت تأثیر تحریمها صادرات نفت خام کشور تا حوالی یکمیلیون بشکه در روز کاهش یافت اما پیرو توافق هستهای و باز شدن راه حضور دوباره ایران در بازار جهانی نفت، تلاشها برای احیای سهم ایران از سبد نفتی اوپک به ثمر نشست و سهم نفت از رشد اقتصادی کشور در سال 95 به بالای 67 درصد رسید. در ادامه بهواسطه اینکه دیگر صادرات نفت ایران قادر نبود بیش از آنچه در سال 95 تجربه شده بود، رشد کند، این بخش در رشد اقتصادی سال 96 فاقد اثرگذاری مثبت بود و حتی درصد کمی نیز آثار منفی بر جای گذاشت. در سال جاری اما، آنگونه که سخنگوی دولت و مسئولان مربوطه در وزارت نفت نیز گفتهاند، درآمد کشور از محل صادرات نفت رشد کرده است چراکه هم صادرات نفت ایران اندکی افزایش یافته و هم قیمت جهانی نفت از حدود 30 دلار در ماههای اولیه پس از برجام به حدود 70 تا 80 دلار رسیده است. در این وضعیت پیشبینی میشود مجموع درآمدهای ناشی از صادرات نفتی و غیرنفتی ایران در سال جاری به 100 میلیارد دلار برسد که حدود 60 درصد آن از محل نفت خواهد بود. بر این اساس به نظر میرسد با وجود تخلیه شدن رشد بخش نفت در رشد اقتصادی، باز هم امسال درآمدهای نفتی در رشد اقتصادی حرفی برای گفتن داشته باشند و کشور نیز از محل درآمدهای ارزی وضعیت مساعدی داشته باشد.
البته از سوی دیگر موضوع تحریمهای امریکا مطرح میشود و اینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا اصرار دارد صادرات نفت ایران به صفر برسد. در این مورد باید توجه داشت که خواستههای ترامپ و تهدیدهایش فعلاً در حد حرف است و ازآنجاییکه امریکا رأسا مشتری نفت ایران نیست، در حال حاضر فقط توانسته مشتریان نفت ما را تحت فشار بگذارد که در این وضعیت نیز مشتریان نفت ایران در تلاش هستند راههایی برای مصون ماندن از تحریمهای امریکا و مستثنا شدن از آن پیدا کنند. بر این اساس فعلاً باید تا رسیدن ماه نوامبر منتظر بمانیم تا اثرگذاری این تهدیدها بر رفتار خریداران نفت ما مشخص شود؛ هرچند بعید به نظر میرسد که در صورت کارا بودن تحریمهای جدید امریکا، وضعیت ایران مانند دور قبل تحریمها با فشار همهجانبه روبهرو شود.
در دوره قبلی تحریمها بهواسطه بازخورد جهانی رفتار و دیپلماسی دولت وقت، امریکا توانسته بود موافقت اغلب کشورها برای اعمال فشار به ایران را جلب کند درحالیکه در شرایط فعلی، امریکا بهتنهایی علیه ایران شمشیر بسته و دیگر کشورها نهتنها از او تبعیت نکردهاند، بلکه بهواسطه سیاستهای یکجانبه ترامپ در حوزه تجارت، بهنوعی در مقابل امریکا قرار گرفتهاند. در حقیقت اعلام جنگ تجاری از سوی امریکا علیه اروپا، چین، کانادا، مکزیک، روسیه و دیگر کشورهای عضو تجارت جهانی، امریکا را در چند جبهه مختلف درگیر کرده است و به نظر میرسد اگر کشورهای مقابل امریکا با یکدیگر همپیمان و متحد شوند کاری از ایالاتمتحده برنیاید که ثمره آن کمک میکند ایران نسبت به سال 90 در جایگاه بسیار بهتری قرار گیرد.
از منظری دیگر، اگر امریکا بتواند به هر طریقی کشور یا کشورهایی را که مشتری نفت ایران هستند، راضی کند بهواسطه تحریمها از ایران نفت نخرند نکته اول این است که آیا آن کشورها میتوانند خلأ ناشی از قطع خرید نفت از ایران را جایگزین کنند یا نه؟ چراکه ایران در صورت اعمال تحریمها فقط از فروش نفت منع میشود اما خریداران مجبورند جایگزینهای مطمئن و پایداری برای نفت ایران پیدا کنند که این مسئله، در شرایطی که ظرفیتهای تولید نفت جهان محدود شده، سخت است و بعید به نظر میرسد و شاید بهصورت نسبی موفق شوند اما جایگزینی کامل نفت ایران میسر نخواهد بود.
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ما با تحریم مواجه باشیم یا نه، همواره باید به دنبال یافتن بازارهای جدید باشیم و در کنار آن تلاش کنیم بهجای نفت خام فروشی، به بازارهای فروش فرآورده راه پیدا کنیم و نفت خام را پس از تبدیل به فرآورده، صادر کنیم. در این صورت علاوه بر اینکه ارزشافزوده بیشتری نصیب کشور میشود، بازارهای مطمئنتر، بزرگتر و کمخطرتر نیز خواهیم داشت که اثرپذیری آنها از تحریمها بهشدت از نفت خام کمتر است.
این یکی از کارهای کلیدی است که تاکنون درباره آن کوتاهی شده و به پیشرفت قابلانتظار نرسیدهایم اما در شرایط فعلی بهواسطه اینکه ریسک تحریمها روی فرآوردهها بسیار کمتر از بازار نفت است باید آن را در دستور کار قرار دهیم؛ چراکه نفت خام شناسنامه دارد و با آنالیز ترکیبات آن بهراحتی مشخص میشود متعلق به چه کشوری است اما فرآوردههای نفتی قابلردیابی نیستند و فروش و بازیابی آنها در شرایط تحریم بسیار آسانتر است.
از سوی دیگر، ما چه تحریم باشیم چه بدون مشکل بتوانیم نفت خام خود را بفروشیم، باید سیاستگذاری در حوزه صادرات انرژی را به سمت حوزه گاز سوق دهیم و سهم گاز از تأمین نیازهای داخلی و درآمدهای ارزی کشور را پررنگتر کنیم چراکه هم ذخایر گازی ایران بسیار بیشتر از ذخایر نفت است، هم با تحولاتی که در این صنعت رخ داده، امکان تهیه فرآوردههای استراتژیک مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت از گاز نیز با تکنولوژی GTL وجود دارد. در این وضعیت ازآنجاییکه توجه به گاز در جهان در حال تقویت است، ایران نیز باید استراتژی خود را در حوزه نفت توسعه دهد. این در حالی است که فعلاً حوزه گاز در تشکیلات وزارت نفت کشورمان در حد یک معاونت و شرکت محدود شده و برخورد ما با سیاستگذاری این بخش نشان میدهد که ما هنوز اهمیت گاز را درک نکردهایم. بر این اساس، در شرایط فعلی که امریکا به دنبال محدودسازی بازار نفت خام ایران است، ما باید به تغییر نگرش در حوزه انرژی تن دهیم.
نظر خود را بنویسید