سالخوردگی جمعیت ایران در آینده تقاضای مواد غذایی را کاهش خواهد داد
اسماعیل پیشبهار، محسن صالحی کمرودی، محمد قهرمانزاده/آینده نگر
در سالهای اخیر، مسائل جمعیتی، مانند پیری جمعیت و کاهش اندازه خانوار، مباحث مهمی در ایران بودهاند. مطالعه تاثیر عوامل جمعیتشناختی بر مصرف غذایی، برای سیاستگذاری در زمینه امنیت غذایی، رفاه اجتماعی و بازاریابی محصولات کشاورزی ضرورت دارد. از جنبه اقتصاد خرد، بررسی رفتار مصرفی نسلها موضوعی حایز اهمیت است زیرا رخدادهای تاریخی و همچنین تغییر ترجیحات در طی زمان، ممکن است موجب تفاوت رفتار مصرفی نسلها شود. از جنبه اقتصاد کلان، این مطالعه امکان سنجش تجربی فرضیه دوره عمر را فراهم میکند. از منظر بازاریابی نیز این مطالعه برای شناخت رفتار خریداران محصولات غذایی اهمیت دارد. از این رو، اسماعیل پیشبهار، محسن صالحی کمرودی و محمد قهرمانزاده پژوهشی در اینباره انجام دادهاند که نتایج آن را در مقالهای با عنوان «تجزیهوتحلیل مخارج غذایی خانوارهای ایرانی با الگوی سن – دوره – همگروه و رگرسیون تلفیقی» در آخرین شماره فصلنامه «نظریههای کاربردی اقتصاد» در دانشگاه تبریز منتشر کردهاند. تحقیق آنها با تجزیهوتحلیل سن – دوره – همگروه روی دادههای تلفیقی حدود 323 هزار خانوار شهری و 312 هزار خانوار روستایی در سالهای 1363 تا 1393، تاثیر ساختار سنی، تغییر نسل و شوکهای سالانه را بر مخارج غذایی بررسی میکند.
***
در سالهای اخیر، تحولات جمعیتی مانند پیری جمعیت و کاهش اندازه خانوار و پیامدهای این تحولات ازجمله تاثیر آنها بر تقاضا بحثهای مهمی در ایران بودهاند. مطالعه تاثیر عوامل جمعیتشناختی بر تقاضا و مصرف میتواند به پیشبینی رفتار مصرفی و تقاضای افراد و خانوار کمک کند. چنین پیشبینیهایی برای وضع سیاستهای رفاهی و بازاریابی حایز اهمیت است. بهویژه چنین مطالعاتی در مورد مواد خوراکی امکان پیشبینی تقاضای بازار مواد خوراکی را فراهم میکند که برای برنامهریزی در زمینه امنیت غذایی، رفاه اجتماعی و بازاریابی محصولات کشاورزی ضرورت دارد.
از منظر اقتصاد خرد، سن و تغییرات نسلی از طریق تاثیرگذاری بر درآمد و ترجیحات بر تقاضا و مصرف تاثیر دارند. از سوی دیگر، از منظر اقتصاد کلان، الگوی سن – دوره – همگروه ابزاری برای سنجش تجربی فرضیه دوره عمر است. مطابق این فرضیه، افراد رفتار مصرفی و پساندازشان را در بلندمدت طوری برنامهریزی میکنند که در تمام عمر تخصیص مخارج مصرفی به بهترین شیوه ممکن صورت گیرد. این نظریه ساختار سنی جمعیت را عامل مهم رفتار مصرفی میداند. فرضیه دوره عمر بیشتر بر اثر سن تاکید میکند اما در مباحث رشد اقتصادی، به اثر نسل یا اثر همگروه نیز توجه ویژهای دارد. معمولا اینطور فرض میشود که افراد نسل جدیدتر در یک سن مشخص نسبت به افراد متعلق به نسلهای قدیمیتر در همان سن، از نظر رفاهی وضعیت بهتری دارند. برای مثال، ممکن است مصرف گروه سنی جوانان 20 تا 30 ساله در دو نسل مختلف با یکدیگر تفاوت داشته باشد. این تفاوت ممکن است بازتابی از تفاوت ترجیحات و سلایق دو نسل باشد. تلقی نسبت به سلامتی و رژیم غذایی نیز ممکن است بین دو نسل متفاوت باشد. چهبسا نسل جدیدتر بهتر آموزش دیده باشد و بهتر توجیه شده باشد و بالتبع ترجیحات متفاوتی نسبت به نسل قبلی داشته باشد. علاوه بر این، شوکهای دورهای نیز چهبسا بر مصرف تاثیر میگذارند. آثار دورهای بازتابدهنده تاثیر عوامل تاریخی و کلان مانند نوسانهای اقتصادی و شیوع کوتاهمدت امراض مسری بر مخارج هستند. عوامل اقتصادی کلان باعث تغییر درآمد کل جامعه میشوند که این اتفاق بر مخارج خانوار تاثیر میگذارد.
نظریههای بازاریابی نیز بر تاثیر سن و نسل بر رفتار مصرفکننده تاکید میکنند. از منظر بازاریابی، تصمیمگیری خریدار تحت تاثیر عوامل شخصی همچون سن، دوره زندگی، شغل، وضعیت اقتصادی، شیوه زندگی، شخصیت و خودانگاره خریدار قرار دارد. بهویژه مردم با توجه به دوره زندگی (جوانی، میانسالی و پیری) خرید کالاها و خدمات مصرفی را تغییر میدهند. از این رو، بازاریابان معمولا بازارهای هدف را بر حسب مرحله و دوره زندگی مشخص میکنند و محصولات و برنامههای بازاریابی مخصوصی برای هر مرحله طراحی میکنند. مطالعهای که در این تحقیق انجام گرفته، روی دادههای خام نمونهگیری هزینه و درآمد خانوار برای خانوارهای شهری و روستایی در سالهای 1363 تا 1393 انجام شده که از مرکز آمار ایران استخراج شده است. برای ایجاد همگروه، سرپرستان خانوار بر اساس سال تولد و سن در همگروههای مختلف گروهبندی شدند. بدین ترتیب، مطالعه روی 11 نسل متولد سالهای 1305 تا 1359 انجام شد. پیرترین نسل متولدان سالهای 1305 تا 1309 و جوانترین نسل متولدان بین سالهای 1355 تا 1359 بودند. همگروهسازی با فواصل پنجساله طوری انجام شد که حداقل سن سرپرست خانوار 23 سال و حداکثر آن 70 سال باشد.
پیگیری مخارج مصرفی هر نسل با در نظرگرفتن این واقعیت انجام شد که در سال جدید، هر نسل یک سال پیرتر میشود. بنابراین هر نسل پس از رسیدن به سقف سنی 70 سال، از نمونه مورد مطالعه خارج میشد و هر نسل با رسیدن به حداقل سن مجاز 23 سال وارد نمونه میشد و مخارج غذایی آن تا آخر دوره دنبال میشد. به این ترتیب، بر اساس الگوی جدولی که از نسلهای همگروه ساخته شد، میشد مخارج خوراکی خانوار را به تفکیک سال و همگروه استخراج کرد.
در این پژوهش برای تجزیهوتحلیل همگروهها، دادهها به سه اثر سن، همگروه و زمان تجزیه میشدند. اثر اول مربوط به تغییر دوره عمر، اثر دوم مربوط به تغییر نسل و اثر سوم مربوط به آثار تغییرات موقت دورهای بود. این پژوهش از فرمولی استفاده کرده بود که میشد آن را تفسیر نظری از نظریه دوره عمر در نظر گرفت زیرا مصرف، وابسته به ثروت دوران زندگی است که خود آن ثروت را نیز میتوان بر اساس همگروه و سن، الگوسازی کرد.
در نهایت، خلاصه آزمونهای علمی و تجزیهوتحلیل آماری مخارج خوراکی خانوارهای شهری و روستایی نشان داد که شوکهای سالانه قیمت میتواند تاثیر زیادی بر مخارج غذایی خانوارها بر جای بگذارد. عامل زمان بر مخارج غذایی خانوارهای شهری تاثیر مثبت و بر مخارج غذایی خانوارهای روستایی تاثیر منفی داتشه است که شاید علتش این باشد که در دوره مورد مطالعه، مهاجرت زیادی از روستا به شهر وجود داشته است که موجب کاهش مخارج گروه اول و افزایش مخارج گروه دوم شده است. در مجموع، جداول آماری پژوهش نشان میدهند که سن، تغییرات نسلی و شوکهای سالانه بر مصرف مواد خوراکی خانوارهای شهری و روستایی تاثیر دارند.
در مورد خانوارهای شهری، افزایش سن تا قبل از 32 سالگی اثر مثبتی بر مصرف مواد خوراکی مییابد اما بعد از آن، با افزایش سن این اثر مثبت کاهش مییابد تا اینکه در 45 سالگی اثر مثبت سن تبدیل به اثر منفی میشود. بنابراین با توجه به نتایج دادههای شهری، میتوان گفت که در سنین جوانی اثر سن بر هزینه مواد غذایی مثبت و افزایشی است اما با ورود به میانسالی اثر سن بر هزینه مواد غذایی رو به کاهش مینهد و هرچه به دوران پیری نزدیکتر میشویم، اثر مثبت نزولی میشود تا اینکه آثار منفی سن ظاهر میشود.
در خانوادههای روستایی ملاحظه میشود که تا قبل از 29 سالگی اثر سن بر مصرف مواد خوراکی مثبت و افزایشی است، از سن 29 تا 39 سالگی این اثر منفی میشود و هرچه به سنین بالاتر نزدیک میشویم این اثر منفی تشدید میشود. با مقایسه نتایج دادههای شهری و روستایی، میتوان گفت روند نزولیشدن و همچنین منفیشدن اثر سن بر مصرف مواد خوراکی برای خانوارهای روستایی از چند سال پایینتر شروع میشود اما گذشته از این تفاوت کوچک، هردوی نتایج رویهمرفته نشان میدهد که در سنین پایینتر (بهخصوص جوانی) با افزایش سن، مصرف مواد خوراکی نیز افزایش مییابد.
اثر نسلی نیز نشان میدهد که در خانوارهای شهری، در مورد نسلهای قدیمی اثر نسل مثبت است یعنی نسلها در مقایسه با نسل متولد 20-1310 بیشتر خوراکی مصرف میکردند. در مورد نسلهای متولد 55-1325 هرچه نسل جدیدتر میشود اثر مثبت نسل کمتر میشود تا جایی که تاثیر نسلهای متولد 55-1340 بر مصرف مواد خوراکی منفی میشود. در مجموع میتوان گفت هرچه نسل روستایی جوانتر میشود مصرف مواد غذایی هرچه بیشتر کاهش مییابد. این امر در هردو مورد خانوارهای شهری و روستایی مشابه است.
دستاورد تحقیق: خوراکی کمتر در نسلهای جدیدتر
یافتههای تحقیق مشخص کرد که در جوانی مخارج روی غذا از سایر دوران زندگی بیشتر است. در این دوران، با بالارفتن سن مخارج غذایی بیشتر میشود اما میانسالی که فرامیرسد، مصرف خوراکی رو به کاهش مینهد و افراد مسنتر کمتر از افراد جوانتر برای غذا خرج میکنند. همچنین نتایج مطالعه حاکی است که هرچه نسلهای جدیدتر ظهور میکنند مصرف مواد خوراکی کاهش مییابد. یافته دیگر این پژوهش این بود که شوکهای سالانه تاثیر قابلتوجهی بر مصرف مواد خوراکی دارند. بنابراین چنانچه روند مسنتر شدن جمعیت و کاهش اندازه خانوار ادامه یابد و آثار سن و نسل همانند سه دهه اخیر باشد، باید منتظر کاهش تقاضای مواد خوراکی خانوارها برای مصرف در داخل خانه باشیم. این اتفاق دور از انتظار نیست زیرا پیرتر شدن خانوارها موجب کاهش درآمد و ایجاد محدودیت جسمی برای مصرف غذا میشود و همچنین نسلهای آینده احتمالا درآمد سرانه بالاتری نسبت به نسلهای قبلتر از خود دارند و این اتفاق موجب کاهش تقاضای آنها برای مواد خوراکی میشود که معمولا کالاهای بیکششی هستند.
از سوی دیگر، همراه با افزایش مشارکت زنان در بیرون از منزل و تخصصیشدن هرچه بیشتر شغلها، غذاهای بیرون از منزل در سبد خانوار هرچه بیشتر جایگزین غذاهای داخل منزل میشود. با کاهش احتمالی تقاضای غذا و بالتبع کوچکتر شدن بازار محصولات کشاورزی یک گزینه برای سیاستگذاران و بازاریابان عرصه کشاورزی این است که به بازارهای خارجی فکر کنند. کاهش مصرف مواد خوراکی در سنین بالاتر و نسلهای جوانتر از نظر سلامت و تغذیه نیز میتواند محل بحث و تامل باشد؛ واضح است که کاهش مصرف در کالاهایی مثل چربی یا شکر از نظر سلامتی جای نگرانی ندارد اما کاهش مصرف کالاهایی مثل لبنیات میتواند نگرانکننده باشد و باید در وضع سیاستهای امنیت غذایی لحاظ شود. علاوه بر این، نتایج این مقاله میتواند رهنمودهایی برای وضع سیاستهای رفاه اجتماعی داشته باشد.
پژوهش: تجزیهوتحلیل مخارج غذایی خانوارهای ایرانی با الگوی سن – دوره – همگروه و رگرسیون تلفیقی
نظر خود را بنویسید