آیا نفت عزیز به اقتصادهای نوظهور کمک میکند یا به آنها آسیب میزند؟ مسئلهای پیچیده است
منحنی نفت خام
1397/04/17
2174
این مطلب را به اشتراک بگذارید
نفت در نگاه بسیاری از کارشناسان اقتصادی میتواند عامل عقبماندگی اقتصاد بشود؛ اما برخی از دیگر اقتصاددانها معتقدند سیاستهای درست برای استفاده بهینه از دلارهای نفتی میتواند به توسعه اقتصادی کمک کند؛ اما حق با چهکسی است؟
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
سیاستگذاران در اقتصادهای نوظهور یا در مورد دلار امریکا حرف میزنند یا درباره بدهی چین؛ اما وقتی درباره هیچیک از این موارد حرف نمیزنند، نگاهشان تنها به یک جا خیره ماندهاست: بازار نفت. در آن شرایط است که نفت تمام فکر و ذکرشان میشود. قیمت نفت برنت حوزه دریای شمال در یک سال گذشته حدود 50درصد افزایش یافتهاست؛ در حال حاضر قیمت این شاخص نفتی به محدوده 80دلار در ازای هر بشکه رسیدهاست. آمار بهدستآمده از بانک یوبیاس نشان میدهد این یازدهمین رتبه بالای نفت برنت در 70سال گذشته است (البته این رقم با تورم مطابقت داده شدهاست). اما حالا وضعیت برای اقتصادهای نوظهور به چه صورت است؟ آیا باید نگران افزایش قیمت نفت و رسیدن آن به بالای 100دلار در ازای هر بشکه باشند یا باید به این فکر کنند که همچنان به زیر 50دلار در ازای هر بشکه سقوط خواهد کرد. پاسخ این است که آنها باید نگرانی داشته باشند. نباید از بازار نفت ساده بگذرند.
بسیاری از اقتصادهای نوظهور نفت خام را وارد میکنند؛ برخی نیز هستند که نفت خام را صادر میکنند. به عنوان یک قاعده یا قانون کلی میتوان اینطور گفت که افزایش قیمت نفت همیشه به گروه اول یعنی گروه واردکنندگان آسیب وارد میکند. قیمت پایین نفت نیز طبعاً به دسته دوم یعنی همان صادرکنندگان آسیب میزند. این امر در ظاهر به نظر خیلی ساده میآید و جای فکر کردن ندارد. اما در عالم واقعیت ماجرا به این سادگی نیست؛ پیچیدگیهای بسیاری دارد. گاهی نیز مسائلی پیش میآید که ماجرا را پیچیده میکند. برای مثال اندونزی واردکننده خالص نفت است، اما صادرکننده خالص «انرژی» نیز به شمار میرود. در این زمینه روغن پالم و زغالسنگ نیز محاسبه میشود. از آنجا که قیمتهای زغالسنگ، روغن پالم و نفت به ترتیب و پشت سر هم افزایش پیدا میکند، اندونزی به صورت کلی میتواند از نفت 100دلاری سود ببرد. مکزیک نیز مانند امریکا واردکننده خالص نفت خام است. اما در هردو کشور افزایش قیمت نفت میتواند به افزایش سرمایهگذاریها در صنعت نفت کمک کند و در نتیجه به جای اینکه آسیب بزند بیشتر به اقتصاد این جوامع کمک میکند. به این ترتیب شرایط میتواند گاهی بسیار پیچیده باشد.
ماجرا بسیار پیچیده است
تأثیر تغییر قیمت به سطح قیمت نیز بستگی دارد. یعنی اینکه قیمت به چه سطح و میزانی برسد در این زمینه بسیار اثرگذار است. افزایش قیمت نفت از نفت ارزان به نفت عزیز بسیار متفاوت است با افزایش قیمت نفت عزیز به نفت بسیار عزیزتر! در امریکا بسیاری از چاههای نفتی با قیمت 40دلار نیز مقرون به صرفه نیستند. برخی از آنها به قیمتهای بالای 60دلار نیاز دارند تا برای صاحبان خود سود به همراه داشته باشند. به این ترتیب افزایش قیمت نفت در مورد این چاههای نفت میتواند اثرات متفاوتی را به همراه داشته باشد. این مسئله حتی میتواند روی اشتغال و سرمایهگذاریهای نفتی نیز موثر باشد. در نهایت روی اقتصاد نیز به صورت کلی اثرات متفاوتی بر جای خواهد گذاشت.
اتفاقی که در نهایت همه شاهد آن خواهیم بود این است که رابطه نفت و رشد اقتصادی پیچیده میشود؛ یعنی نمیتوان گفت همیشه یک رابطه مستقیم میان رشد اقتصادی و وضعیت بازار نفت وجود دارد. همهچیز بستگی به موقعیتها و شرایط مختلف دارد. رابطه نفت و رشد اقتصادی رابطهای مستقیم نیست بلکه یک منحنی پر از پیچوتاب است. قیمتهای زیر 50دلار و بالای 70دلار در ازای هر بشکه میتواند به یک اندازه روی اقتصاد جهان اثرگذار باشد. آنچه معمولاً بیتأثیر است حد فاصل این دو قیمت است.
به این ترتیب اگر قیمت نفت در محدوده اخیرش باقی بماند اقتصاد جهان احتمالاً دچار آسیبهای جدی خواهد شد. البته یک «امای» خیلی بزرگ در این میان وجود دارد: اما همهچیز به شرایط بستگی دارد. به هر حال پیشبینیِ اینکه در آینده با افزایش یا کاهش قیمت نفت، چه اتفاقی برای اقتصادها رخ خواهد داد بسیار پیچیده و دشوار است.
نظر خود را بنویسید