مرکز پژوهش های مجلس بررسی می کند:

چرا فرش دستباف ایرانی آب رفته است؟

...

کاهش 91 درصدی سهم از صادرات غیرنفتی کشور و کاهش 10 درصدی سهم از بازارهای جهانی زنگ خطرها درباره فرش دستباف ایرانی را به صدا درآورده است. چرا فرش دستباف ایرانی به اینجا رسیده است؟

سهم فرش دستباف ایرانی از بازارهای جهانی در سال های اخیر کاهش یافته است. برآوردها نشان می دهد که سهم ایران از بازارهای جهانی فرش از 41 درصد در سال 2003 به 31 درصد در سال 2013 کاهش یافته است و از سوی دیگر ارزش افزوده واقعی فرش دستباف ایرانی طی 8 سال نزدیک به 60 دصد کمتر شده است. تحریم ها، تمایل بیشتر مردم به خرید فرش های صنعتی و پیش افتادن صنایع دیگر کشورها از جمله چین و ترکیه در تولید فرش ماشینی را می توان از جمله دلایل افول دوره فرش دستباف ایرانی در نظر گرفت اما مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی مشکلات ساختاری و مدیریتی در زمینه فرش دستباف را به عنوان عامل اصلی در نظر گرفته و به آن پرداخته است.این مشکلات باعث شده رقبایی مثل هند و ترکیه سهم بیشتری از بازارهای جهانی را به خودش اختصاص دهند. زنگ خطر دیگر اینکه سهم فرش دستباف ایرانی از صادرات غیرنفتی کشور در سال 1383، 7.5 درصد بود که در سال 93 یعنی طی 10 سال به 0.7 درصد رسیده است که نشان می دهد این سهم 91 درصد کمتر شده است.

گزارش مرکز پژوهش های مجلس  نشان می دهد که یک عامل موثر در این زمینه کاهش میزان تولید فرش دستباف ایرانی در نواحی روستایی و عشایری است یعنی جایی که روزگاری کانون اصلی تولید فرش های اصیل و صادراتی کشورمان بوده است. چندین دستگاه دولتی از جمله وزارت صنعت، وزارت فرهنگ ارشاد و سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی وکمیته امداد متولی اصلی سیاستگذاری فرش ایرانی اند اما تصمیم های آن ها برای صنعت فرش کشور منجر به کاهش سهم از بازار و صادرات غیرنفتی شده است. هرچند قوانین و مقررات متنوعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای توسعه تولید وصادرات فرش دستباف ایرانی وضع شده اما به دلیل کاهش حمایت از تولیدکنندگان به ویژه در نواحی روستایی و تمرکز حمایت ها بر بازرگانان، زنجیره تولید فرش دستباف ایرانی به دلیل خروج نیروی کار از این بخش و تعطیلی واحدهای خرد و کوچک و متوسط آسیب دیده است.

از سوی دیگر عملکرد شتاب زده در ایجاد مرکز ملی فرش به منظور تمرکز امور فرش دستباف بیشتر چالش آفرین شد تا کمک کننده. این نهاد هم اکنون استقلال مالی و توانی برای جذب نیروهای متخصص و کارآمد ندارد و از سوی دیگر ماهیت فرش دستباف فرابخشی است و تمرکز سیاستگذاری در یک مرکز برای آن تجربه موفقیت آمیزی به نظر نمی رسد. تولید موادخام مثل ابریشم، پنبه، پشم، رنگ های طبیعی، نرخ و ... آموزش قالیبافان، توسعه تشکل های قالی بافی، بازاریابی و تجارت، تحقیقات، توسعه زیرساخت ها و کارگاه ها، امینی و بهداشت کار و تامین اجتماعی و تامین مالی واعتبارات از ابعاد مختلف  فرش دستباف است که باید در قالب یک برنامه جامع دیده شود. 

مرکز پژوهش های مجلس نامرغوبی مواد اولیه و مصرف پشم های نامرغوب دباغی و رنگه های غیرثابت، فراهم نبودن پشم کافی و گران بودن پشم و پنبه، تقلب در گره قسمتی از فرش ها، عدم برخورداری کارگران از حمایت های اجتماعی، غلبه سیستم کارمزدی، درآمد اندک برای کارگر و سود سرشار برای تولیدکننده، واسطه گری، مشکلات بیم های کارگران و عدم رعایت بهداشت و ساختمان های نامناسب، مساعدت های مالی غیر اصولی، آمارهای اشتباه در خصوص فعالان این صنعت، بی دقتی بافندگان در ایجاد نقشه های جالب توجه، فراوانی نقشه های قدیمی، استعمال رنگه های زننده مخصوصا قرمز و سرمه ای، سستی بافت، حذف کردن ریشه، بلندی کرک فرش، سوءاستفاده تجار از مجوز صادرات فرش، حمایت کشورهای خراجی از مصنوعات داخلی خود، تبدیل کارخانه های پارچه بافی سابق ایران به کارخانه های تهیه فرش ماشینی، افزایش هزینه تولید  و فقدان تشکیلات لازم برای فروش فرشدر خارج و عدم توجه بازرگانان صادرکننده به منابع معنوی صنعت و تعهدات ارزی را از جمله چالش های فرش دستباف ایرانی می داند.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?56128

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط