انرژی و شهرنشینی، مولفههای موثر بر آلودگی محیط زیست ایران
1397/01/22
2061
این مطلب را به اشتراک بگذارید
همزمان با اینكه هدف بسیاری از سیاستهای اقتصادی در جوامع گوناگون دستیابی به سطوح بالای رشد اقتصادی است، مخاطرات زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای اقتصادی به یک موضوع بحثبرانگیز تبدیل شده است زیرا رشد اقتصادی سریع به دلیل استفاده فزاینده از منابع طبیعی و انتشار حجمی بیشتر از آلایندهها، زیانهای جدی بر محیطزیست وارد میکند.
نوید کارگر دهبیدی، عبدالکریم اسماعیلی/ آینده نگر
پژوهش: ارزیابی عوامل اقتصادي مؤثر بر آلودگی زیستمحیطی در ایران
کاهش آلودگی و دستیابی به اقتصادي همراه با محیطزیست پاك یکی از موضوعهاي مهم در دهههاي اخیر است. برای همین، نوید کارگر دهبیدی و عبدالکریم اسماعیلی تحقیقی در زمینه تاثیر عوامل اقتصادی بر آلودگی زیستمحیطی انجام دادهاند که نتایج آن با عنوان «ارزیابی عوامل اقتصادي مؤثر بر آلودگی زیستمحیطی در ایران» در آخرین شماره مجله علمی - پژوهشی «تحقیقات اقتصاد کشاورزی» در واحد مرودشت دانشگاه آزاد اسلامی منتشر شده است. انجام در این پژوهش با رویکردي کلان، به ارزیابی عوامل اقتصادي مؤثر بر آلودگی زیستمحیطی در ایران در سالهاي 1392-1350 پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان دادند که اثر متغیر مصرف انرژي در سطح بالایی از اهمیت آماري برخوردار است، به گونهاي که انتظار میرود با افزایش سرانه مصرف انرژي به مقدار 10 درصد، سرانه انتشار آلودگی در بلندمدت حدود 8 درصد و در کوتاهمدت حدود 6 درصد افزایش یابد. با 10 درصد افزایش در رشد جمعیت شهرنشینی، انتظار میرود سرانه انتشار دیاکسید کربن در بلندمدت حدود 1.2 درصد و در کوتاهمدت حدود 0.86 درصد کاهش یابد. شاخص آزادسازی تجاری با اثرگذاری ناچیز، تاثیری منفی بر انتشار آلودگی دارد. بنابراین نمیتوان ایران را به گونه طبیعی از نگرانیهای زیستمحیطی مصون دانست.
***
همزمان با اينكه هدف بسیاري از سیاستهاي اقتصادي در جوامع گوناگون دستیابی به سطوح بالاي رشد اقتصادي است، مخاطرات زیستمحیطی ناشی از فعالیتهاي اقتصادي به یک موضوع بحثبرانگیز تبدیل شده است زیرا رشد اقتصادي سریع به دلیل استفاده فزاینده از منابع طبیعی و انتشار حجمی بیشتر از آلایندهها، زیانهاي جدي بر محیطزیست وارد میکند. در این راستا بررسی ابعاد اقتصادي- اجتماعی انتشار گازهاي آلاینده و آثار زیستمحیطی آنها به ویژه در شرایط کنونی که حجم گازهاي گلخانهاي در حال افزایش است، از اهمیتی شایان توجه برخوردار است.
مجمع بینالمللی تغییرات آب و هوا در سال 2014 تشریح کرد که مهمترین مسئله محیطی این سده، گرم شدن جهان است و ارتباط تنگاتنگی بین میانگین درجه حرارت جهانی و انتشار گازهاي گلخانهاي وجود دارد. در این فرایند افزایش انتشار دياکسید کربن بهعنوان یک عامل عمده معرفی شده است. با توجه به اينكه میانگین مقدار انتشار دياکسید کربن در جهان به ازاي هر واحد درآمد برحسب دلار کمتر از 0.5 کیلوگرم است، این رقم براي ایران در سطح 0.76 قرار دارد. بنابراین، کشور ایران در زمره کشورهایی با انتشار بالاي آلایندگی است.
در دهههاي اخیر، انرژي در کنار سایر عوامل تولید نقشی تعیینکننده در رشد اقتصادي کشورها داشته و اهمیت آن همچنان رو به افزایش است. مقدار مصرف انرژي ایران در دوره 91-1346 سالانه 7.3 درصد رشد داشته است در حالی که در این مدت تولید ناخالص داخلی کشور به طور میانگین سالانه 3.2 درصد افزایش یافته است. این به معنی افزایش شدت مصرف انرژي در اقتصاد ایران است. یافتههاي مطالعه برخی محققان دیگر نیز نشان میدهد که در دوره 2010-1971 میلادی مصرف انرژي در ایران فراتر از میانگین کشورهاي عضو اوپک در حال افزایش بوده است. بخش انرژي 84 درصد انتشار دياکسید کربن و 64 درصد انتشار سایر گازهاي گلخانهاي در جهان را به خود اختصاص داده است. یافتههاي مطالعه سازمان جهانی محیطزیست حاکی از آن است که 90 درصد از منشأ آلودگی دياکسید کربن در ایران مربوط به بخش انرژي است.
آزادسازی تجاری که یکی از منابع رشد اقتصادی به شمار میرود نیز میتواند آلودگی تولید کند. برخی کارشناسان، بر این باورند که آزادسازي تجاري به دلیل افزایش استفاده از منابع زیستمحیطی موجب تخریب محیطزیست میشود و افرادي دیگر اما بر این باورند که افزایش تجارت در پی افزایش درآمد میتواند تقاضا براي ارتقاي کیفیت محیط زیست را افزایش دهد و منافع ناشی از آزادسازي، توانایی جبران هزینههاي تخریب محیطزیست را خواهد داشت. افزایش تجارت از دو راه بر مقدار انتشار آلودگی اثر میگذارد: نخست از راه آلودگی ناشی از حمل و نقل بینالمللی و دوم اينكه آلودگی از کشور واردکننده به کشور صادرکننده منتقل میشود. از آنجا که فرآیند تولید به گونه معمول با انتشار آلودگی همراه است، بنابراین کشورهاي صادرکننده کالا به دلیل اتخاذ سیاست تولید در داخل، آلودگی بیشتري را منتشر میکنند، در حالی که سایر کشورها با اتخاذ رویکرد واردات به جاي تولید، شرایط را براي کاهش نسبی آلودگی فراهم میسازند. شاخص آزادسازي تجاري به صورت نسبت تجارت (مجموع واردات و صادرات) به تولید ناخالص داخلی مورد محاسبه قرار میگیرد. این شاخص برای ایران طی سالهای 2012-1995 به طور میانگین حدود 44 درصد بوده است درحالی که این شاخص براي بسیاري از کشورهاي منطقه خاورمیانه، در طی دوره یادشده بالاي 75 درصد است. بنابراین، کشور ایران از حیث روابط تجاري در مقایسه با بسیاري از کشورها جایگاه مناسبی ندارد و به نظر میرسد که تأثیر شاخص آزادسازي تجاري در توضیح آلودگی زیستمحیطی ناچیز باشد.
نگرانیهاي زیستمحیطی افزون بر مصرف انرژي و تجارت، در مورد افزایش جمعیت شهري بهعنوان یک مسئله اجتماعی نیز وجود دارد. در مورد رابطه بین جمعیت شهرنشین و آلودگی محیطزیست دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه نخست اشاره میکند که افزایش جمعیت شهري بر آلودگی زیستمحیطی تأثیر مثبت دارد زیرا با افزایش شهرنشینی استفاده از زیرساختها، حملونقل و انرژي افزایش مییابد و نیز انتقال از کشاورزي به صنعت نیز باعث افزایش آلودگی محیطزیست میشود، اما دیدگاه دوم تأکید میکند که گسترش شهرنشینی زمینه بهرهگیري از صرفههاي ناشی از مقیاس را در استفاده از منابع ایجاد میکند و باعث میشود انرژي در شهرها نسبت به روستاها بهصورت کارا و بهینه مصرف شود و آلودگی کاهش یابد. بنابراین، رابطه بین رشد جمعیت شهري با آلودگی محیطزیست میتواند مثبت یا منفی باشد. طبق آمار سرشماری سال 1390، امروزه بیش از 71 درصد جمعیت ایران در مناطق شهري زندگی میکنند و با نگاه به متوسط جهانی نرخ شهرنشینی در کشورهاي توسعهیافته که 70 تا 80 درصد است، ممکن است از ناحیه انتقال جمعیت روستایی به مناطق شهری پتانسیل چندانی براي بهبود کیفیت محیطزیست در دسترس نباشد، اما با توجه به اينكه یکی از شاخصهاي مهم سنجش کیفیت زندگی، تراکم نفر در اتاق است و این شاخص براي کشورهای توسعهیافته برابر 0.66 و در ایران حدود 1.20 نفر در اتاق است. همچنین شاخص یادشده در شهرهای ایران نسبت به روستاها بیشتر است. بنابراین با توجه به بالا بودن این شاخص در ایران، میتوان گفت که شهرهاي ایران نسبت به روستاها از حیث صرفههاي ناشی از مقیاس در استفاده از منابع، کاراتر عمل میکنند.
نقش مثبت شهرنشینی
در این پژوهش عوامل اقتصادي- اجتماعی مؤثر بر انتشار آلودگی مورد ارزیابی قرار میگیرند. شاخص انتشار آلودگی در اینجا انتشار دياکسید کربن برحسب تن است. متغیرهاي مورداستفاده در این پژوهش عبارتاند از:
1- تولید ناخالص داخلی که برابر است با حاصل جمع ارزشافزوده ناخالص تمامی تولیدکنندگان مقیم یک کشور افزون بر هر نوع مالیات وضعشده، منهاي یارانه که در ارزش ستانده تولیدات وجود ندارد. این شاخص برحسب دلار محاسبه میشود.
2- مصرف انرژي که برحسب کیلوگرم معادل نفت خام محاسبه میشود. این متغیر بیانگر مصرف اولیه انرژي پیش از تبدیل به سایر سوختهاي پایانپذیر است و معادل تولید بومی یک کشور افزون بر واردات و تغییرات موجودي انبار، منهاي صادرات و سوختهاي عرضهشده به کشتی و هواپیماهایی که در بخش حملونقل بینالمللی مشغول هستند.
3- درجه باز بودن تجارت که برابر با مجموع صادرات و واردات کالاها و خدمات نسبت به تولید ناخالص داخلی برحسب درصد است. مهمترین مزیت این شاخص سادگی محاسبه آن و در اختیار بودن دادههاي موردنیاز در مطالعات بین کشوري است.
4- رشد جمعیت شهرنشین که به افراد ساکن در مناطق شهري یک کشور اشاره میکند و برحسب درصد است.
محققان با استفاده از دو آزمون علمی فولر تعمیمیافته و فیلیپس پرون به این نتیجه رسیدند که براي آلودگی زیستمحیطی از شاخص سرانه انتشار دي اکسید کربن استفاده شود. نتایج پژوهش نشان میدهد که رابطه N شکل برعکس میان درآمد سرانه و انتشار آلودگی برقرار است. بنابراین، نمیتوان به گونه طبیعی ایران را از نگرانی زیستمحیطی مصون دانست و توصیه میشود بهویژه در سطوح مقادیر درآمد سرانه بالاتر از 2300 دلار که روند افزایش آلودگی شتاب بیشتري مییابد، با جدیتی بیشتر در پی کاهش انتشار باشند. در تحقیقات قبلی مشخص شده بود که حدود 65 درصد از انتشار گازهاي گلخانهاي تنها ناشی از تولید یا مصرف انرژي است اما در این تحقیق معلوم شد که حدود 80 درصد انتشار آلودگی مربوط به بخش انرژي است. برخی از مطالعات یارانه را علت مصرف بالاي انرژي مطرح کردهاند. یافتههاي مطالعه برخی محققان نشان داده است که کاهش مصرف انرژي در اثر کاهش یارانه آن میتواند منجر به کاهش قابلملاحظه انتشار گازهاي گلخانهاي در ایران شود. از آنجا که افزایش سطح تجارت در ایران با کاهش انتشار آلودگی همراه است، بنابراین توسعه روابط تجاري و تخصیص مبتنی بر بازار، اقدامی مفید در جهت بهبود کیفیت محیطزیست است. افزون بر این، میتوان بخشی از درآمدهاي حاصله روابط تجاري را به حمایت از مباحث زیستمحیطی و کاهش آلودگی اختصاص داد و در فرایند انتقال تکنولوژي توجه خود را به فناوريهاي پاك و با آلایندگی کمتر مبذول کرد. رشد جمعیت شهرنشین در ایران تأثیري منفی بر سرانه انتشار آلودگی دارد. بنابراین، به نظر میرسد که شهرها نسبت به روستاها به دلیل تراکم بیشتر در واحد سطح و در نتیجه برخورداري از صرفههاي حاصل از مقیاس، کارایی بیشتري در مصرف منابع مولد آلودگی دارند. به این ترتیب، رشد شهرنشینی در کنار سایر پیامدهاي آن که باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد، از منظر کاهش سرانه انتشار دي اکسید کربن پدیدهاي مثبت است.
نظر خود را بنویسید