چالش ها و فرصت های تجارت با افغانستان

همسایه پرحادثه

...

اتاق تجارت و صنایع افغانستان اخیرا ایران را بزرگ‌ترین شریک تجاری این کشور معرفی کرده است.

کاوه شجاعی/ آینده نگر

۱.افغانستان را بهتر بشناسیم

 افغانستان - همسایه شرقی ایران- از جمله کشورهایی در جهان است که حجم عظیمی از مناقشه و جنگ را در دوران مدرن تجربه کرده است. تاریخ این کشور از یک سو مملو از مداخلات خارجی بوده و از سوی دیگر، مناقشات شدید داخلی را به خود دیده است. پیچیدگی‌های حضور و مداخله در افغانستان آن‌قدر بالا بوده که عنوان «گورستان امپراتوری‌ها» به این کشور اطلاق شده است.

افغانستان به آب‌های آزاد راه ندارد و جغرافیایش با کوهستان‌های صعب‌العبور هندوکش و مناطقی با آب و هوای خشک گره خورده است. افغانستان با کشورهای ایران، پاکستان، چین، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان هم‌مرز است و در دوران باستان بخشی از امپراتوری ایران و پس از آن، بخشی از قلمرو فتح‌شده توسط اسکندر کبیر به شمار می‌آمد.

بسیاری از نیروهای خارجی به افغانستان به چشم دروازه‌ای برای ورود به شبه‌قاره هند نگاه می‌کرده‌اند. مثلا محمود غزنوی در قرن یازدهم میلادی مشغول سرزمین‌گشایی‌های مختلف بود و امپراتوری خود را از ایران تا هند گسترش داده بود. همچنین در قرن سیزدهم میلادی، چنگیزخان این سرزمین را در اختیار خود گرفت و در قرن هیجدهم میلادی نیز اعراب به آنجا رفتند. اولین حکومت نسبتا مدرن در افغانستان نیز در همین قرن توسط احمد شاه دُرانی شکل گرفت.

طوفان تحولات سیاسی در افغانستان به شکل گریزناپذیری روی جامعه و اقتصاد این سرزمین تاثیر گذاشته است و به همین جهت، بازگشت به تاریخ این کشور - به خصوص در قرن بیستم و قرن حاضر- برای درک آن ضروری به نظر می‌رسد.

 

افغانستان مستقل میشود

در قرن نوزدهم میلادی، بریتانیا که به دنبال حفاظت از حکومت استعماری خودش در هند بود و روسیه را تهدیدی در این راه می‌دید، تلاش کرد افغانستان را ضمیمه امپراتوری خود کند. این تلاش‌ها با عنوان جنگ‌های انگلیس و افغان شناخته می‌شوند که حتی تا سال ۱۹۲۱ نیز به شکل‌های مختلف ادامه یافتند. اما انگلیس که در آستانه جنگ جهانی اول نیز قرار گرفته بود، نتوانست هدف خود را در افغانستان عملی کند و در نهایت، این سرزمین مستقل شد.

امیر امان‌الله‌خان که در افغانستان به قدرت رسیده بود حس می‌کرد این کشور به دلیل جنگ‌های مختلف از بقیه کشورهای دنیا جا مانده است و به همین دلیل، برنامه‌های گسترده‌ای را برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی کلید زد. او حکومت افغانستان را پادشاهی اعلام کرد و برنامه‌هایی را برای محدود کردن فعالیت لویه جرگه‌ها نیز به اجرا درآورد. این وضعیت، مخالفان را عصبانی کرد و او مجبور به ترک کشور شد. پس از او، ظاهرشاه در افغانستان به قدرت رسید و به مدت چهل سال اختیار امور را به دست داشت و افغانستان ثبات نسبی را در این دوران تجربه کرد.

اما طی این دوران، تحولات جهانی و منطقه‌ای کم‌کم روی افغانستان تاثیر گذاشتند. از مهم‌ترین آنها می‌توان به خروج بریتانیا از هند در سال ۱۹۴۷، اعلام استقلال هند و تشکیل کشور مستقل پاکستان در همسایگی افغانستان اشاره کرد که در دهه‌های بعد روی وضعیت افغانستان تاثیر زیادی گذاشت و هنوز هم این تاثیر ادامه دارد.

 

افغانستان به شوروی نزدیک میشود

اما یکی از مهم‌ترین تحولات در تاریخ افغانستان در رابطه این کشور با اتحاد شوروی رخ داد. در دهه 70 و بر اثر نفوذ محمد داودخان- نخست‌وزیر افغانستان- این کشور برای دریافت کمک‌های نظامی و اقتصادی به اتحاد جماهیر شوروی نزدیک شد. در سال ۱۹۷۳، محمد داودخان طی یک کودتای نظامی ظاهرشاه را سرنگون و پادشاهی را در این کشور ملغا اعلام کرد و خودش رئیس «جمهوری افغانستان» شد که مناسبات نزدیکی با اتحاد شوروی داشت.

اما همین داودخان چند سال بعد در کودتای کمونیستی که نورمحمد ترکی را به قدرت رساند، کشته شد. ترکی سیاست‌های اسلامی و دور شدن از شوروی را در حکومت خود دنبال می‌کرد اما اختلافات داخلی زیادی نیز در آن زمان در افغانستان وجود داشت. از جمله گروه‌هایی که از دل این اختلافات بیرون آمدند می‌توان به مجاهدین اشاره کرد که در سال‌های بعد علیه اتحاد شوروی و نیروهای مورد حمایت آن در حکومت افغانستان وارد جنگ شد.

در سال ۱۹۷۹، رقابت ترکی با حفیظ‌الله امین جانشین نخست‌وزیر به کشته‌شدن ترکی انجامید. این مسئله باعث شد اتحاد شوروی در ۲۴ دسامبر آن سال به افغانستان حمله کند تا ورق به سود حکومت کمونیستیِ تضعیف‌شده در این کشور برگردد. با حضور نیروهای شوروی در افغانستان، ببرک کارمل به نخست‌وزیری رسید اما مخالفت‌های عمومی شدیدی با او و مهره‌های شوروی در افغانستان وجود داشت که باعث شد مجاهدین علیه نیروهای شوروی و نیز ارتش افغانستان (که تحت پشتیبانی شوروی بود) وارد جنگ شوند. جنگ نهایتا به جایی رسید که مجاهدین کنترل مناطق غیرشهری و نیروهای شوروی کنترل مناطق شهری را به دست داشتند. حضور شوروی در افغانستان یکی از بارزترین مشخصات دوران جنگ سرد بود.

در سال ۱۹۸۹ امریکا، پاکستان، افغانستان و اتحاد شوروی معاهده ژنو - مبنی بر استقلال افغانستان و خروج نیروهای شوروی از آن- را امضا کردند. اما بعد از خروج این نیروها، مجاهدین به رهبری احمد شاه‌مسعود به مخالفت با حکومت کمونیستی وقت در افغانستان ادامه دادند و در سال ۱۹۹۲ وارد کابل پایتخت افغانستان شدند و برهان‌الدین ربانی را به عنوان رئیس‌جمهور منتخب خود معرفی کردند.

 

طالبان میآیند

در همین میانه اما گروه دیگری با وعده برقراری آرامش و اجرای سیاست‌های دینی در کشور قدرت گرفته بود: طالبان. بسیاری از مردم که از سال‌ها جنگ و قحطی به ستوه آمده بودند در ابتدا حامی طالبان بودند اما گروه‌هایی مثل اتحاد شمالی احمد شاه‌مسعود و نیز گروه‌هایی از جنوب با کمک حامد کرزای برای کنترل کشور علیه طالبان می‌جنگیدند.

در عین حال، اسامه بن‌لادن از یک دهه پیش در افغانستان مشغول فعالیت و تعلیم نظامی طرفدارانش بود و بمب‌‌گذاری در سفارت‌های امریکا در افریقا را نیز صورت داده بود. امریکا خواهان استرداد او بود اما حکومت طالبان از این کار سر باززد.

در ۹ سپتامبر سال ۲۰۰۱ احمد شاه‌مسعود ترور شد و دو روز بعد نیز بن‌لادن و همفکرانش حملات ۱۱ سپتامبر را با حمله به برج‌های تجارت جهانی و پنتاگون شکل دادند. در پاسخ به عدم استرداد بن‌لادن به عنوان مظنون اصلی این حملات، امریکا و انگلیس به افغانستان حمله کردند. هم‌زمان، نیروهای ائتلاف شمال مشغول جنگ با طالبان بودند و آنها را از مراکز قدرتشان در افغانستان بیرون کردند و در نهایت، قدرت طالبان در افغانستان تحلیل رفت. اولین رئیس‌جمهور موقت افغانستان بعد از این تحولات و پایان جنگ، حامد کرزای بود و او در سال ۲۰۰۴ در انتخابات رسمی ریاست جمهوری نیز پیروز شد. حکومتی که جامعه جهانی امروزه به عنوان دولت افغانستان می‌شناسد و با آن سر و کار دارد درواقع از این زمان شکل گرفته است.

 

 گذار به افغانستان امروز

پس از عبور از این‌همه فراز و نشیب، افغانستانِ امروز در تلاش است که اقتصاد خود را از پسِ دهه‌ها جنگ بیرون بکشد و به آن روحی تازه بدمد. تا پیش از سال ۲۰۱۴، اقتصاد افغانستان تقریبا یک دهه رشد باثبات را تجربه کرده بود و علت آن هم کمک‌های عظیم بین‌المللی بود. اما از آن سال به بعد، رشد اقتصاد افغانستان کند شده است چون صدهزار نیروی خارجی که در این کشور حضور داشتند و به شکل مصنوعی باعث رشد اقتصاد آن شده بودند، به تدریج افغانستان را ترک کردند. این معضل به خصوص در بخش خدمات به وضوح دیده شد و اقتصاد افغانستان را متاثر کرد. به طوری که مثلا در سال ۲۰۱۶، رشد اقتصاد افغانستان تنها کمی بالاتر از دو  سال گذشته‌اش بود. همچنین خروج نیروهای خارجی از افغانستان باعث شده که فقر در این کشور بالا برود.

به رغم بهبود وضعیت افغانستان در افزایش امید به زندگی، افزایش درآمدها و نیز گسترش سوادآموزی در این کشور، افغانستان همچنان کشوری وابسته به کمک مالی خارجی به شمار می‌آید. بخش زیادی از جمعیت این کشور هنوز از کمبود مسکن مناسب و عدم دسترسی به آب آشامیدنی، برق، خدمات پزشکی و شغل مناسب رنج می‌برند. همچنین افغانستان با مشکل فساد اداری، ناامنی، ضعف در اداره کشور، کمبود زیرساخت‌ها و نیز موانع در راه حاکمیت قانون مواجه است و مجموعه این عوامل باعث شده‌اند که رشد آینده اقتصاد افغانستان با چالش‌هایی جدی مواجه باشد. در حال حاضر هنوز هم سطح استانداردهای زندگی در افغانستان نسبت به اکثر کشورهای جهان پایین است.

کمک‌های میلیارد دلاری بین‌المللی برای توسعه در افغانستان همچنان به سمت این کشور جریان دارد اما دولت این کشور هنوز با معضلاتی مثل درآمدزایی، ایجاد اشتغال، ضعف در حکومت‌داری و نیز کمبود شدید زیرساخت‌های عمومی مواجه است. همچنین به رغم وعده‌هایی که در خصوص مقابله با فساد داده شده، هنوز مسئله‌ای مثل رشوه‌خواری بسیار رایج است و اصلاحات نتوانسته‌اند مانع از گسترش فساد مالی - حتی در حوزه‌های مهمی مثل حوزه قضایی و بانک‌داری- شوند. همچنین ناتوانی دولت در ارائه برخی از خدمات اولیه به عموم مردم باعث شده که بخشی از آنها اعتماد خود را به دولت از دست بدهند. از سوی دیگر، حاکمیت قانون نیز در افغانستان آن‌طور که باید و شاید مشاهده نمی‌شود.

 

اقتصاد امروز افغانستان

بنا به گزارش بنیاد هریتج، آمار جامع و کاملي در خصوص اقتصاد افغانستان در سال‌های اخیر مدون شده و بر اساس اطلاعات موجود، بخش ساخت و ساز و بخش کشاورزی مهم‌ترین عللی بوده‌اند که روی گسترش اقتصاد افغانستان تاثیر گذاشته‌اند.

در افغانستان نرخ مالیات برای طبقه بالای درآمدی و نیز برای شرکت‌ها ۲۰ درصد است. هزینه‌های دولتی بالغ بر ۲۶.۴ درصد از کل تولید ناخالص داخلی در سه سال گذشته بوده و کسری بودجه نیز شامل حدود ۱.۳ درصد از تولید ناخالص داخلی شده است. بدهی‌های عمومی نیز برابر با ۶.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی است. درواقع سال‌ها بی‌ثباتی و ناامنی در افغانستان باعث عدم تعادل بودجه‌ای و آسیب‌پذیری مالی نیز شده است. 

روند راه‌اندازی کسب و کار و گرفتن مجوزهای لازم نسبتا کارآمد و بی‌دردسر است اما موانع ساختاری در این راه وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به وجود بخش بزرگ غیررسمی اقتصاد اشاره کرد که جلوی توسعه بازار کار موثر را گرفته است. همچنین به دلیل عدم توسعه نظام مالی افغانستان، دولت این کشور نمی‌تواند تاثیر زیادی روی سیاست‌های پولی بگذارد.

تجارت برای اقتصاد افغانستان اهمیت زیادی دارد و ارزش مجموع صادرات و واردات برابر با ۵۳ درصد از تولید ناخالص داخلی می‌شود. اما قوانین نامناسب و مانع‌تراشی‌ها در برخی موارد روی تجارت و سرمایه‌گذاری در این کشور تاثیری منفی دارد. همچنین دغدغه‌های امنیتی باعث شده که رشد سرمایه‌گذاری بالا نباشد. بخش مالی در افغانستان نیز همچنان توسعه‌نیافته است و اعتماد عموم به نظام بانکی را نیز پایین آورده است.

 

بانک جهانی چه میگوید؟

بزرگ‌ترین چالش اقتصادی افغانستان از نظر بانک جهانی این است که منابع پایداری برای رشد اقتصادش پیدا کند. در حال حاضر احیای اقتصاد افغانستان به آهستگی انجام می‌شود زیرا ناامنی جلوی اعتماد سرمایه‌گذاران خصوصی را می‌گیرد و مصرف‌کنندگان را نیز دلسرد می‌کند. مجموعه این عوامل باعث شده که رشد اقتصاد افغانستان هنوز در گرو بخش کشاورزی این کشور باقی بماند. از سوی دیگر، ناظران نمی‌دانند که در خصوص آینده امنیت افغانستان باید چه موضعی بگیرند. برخلاف آنچه که انتظار می‌رفت، اوضاع امنیتی در این کشور رو به بهبود نیست و حتی تلفات غیرنظامیان به شکل غیرمنتظره‌ای بالا بوده است. فقط در سال ۲۰۱۷، بیش از ۲۰۲ هزار نفر از مردم افغانستان بر اثر مناقشات و ناامنی‌های موجود آواره شدند و ۴۴ هزار نفر نیز بر اثر بلایای طبیعی وادار به تغییر محل زندگی خود شدند.

در عین حال، عده زیادی از اتباع افغانستان که در گذشته به ایران و پاکستان پناه برده بودند، اکنون در حال بازگشت به افغانستان هستند. این رقم در سال ۲۰۱۷ بالغ بر ۲۹۶ هزار نفر بود و همین مسئله نیز روی پیش‌بینی‌های بین‌المللی در خصوص کمک‌های بشردوستانه مورد نیاز در افغانستان تاثیر گذاشته و محدودیت آنها را به نمایش گذاشته است.

 

آمار رشد و تورم و فقر

رشد اقتصادی افغانستان در سال ۲۰۱۷ احتمالا برابر با 2.6 درصد بوده که تنها کمی بالاتر از رشد اقتصاد این کشور در سال ۲۰۱۶ - یعنی ۲.۲ درصد- می‌شود. همچنین نرخ تورم در نیمه اول سال ۲۰۱۷ افزایش اندکی داشت و از رقم 4.5 درصد در آغاز سال میلادی به رقم 5.1 درصد در ماه جولای رسید. کسری تجاری سالانه افغانستان نیز برابر با ۳۳ درصد از تولید ناخالص داخلی است و تنها کمک‌های خارجی دارد آن را متعادل می‌کند. ذخایر ارزی خارجی افغانستان نیز در همان حدود ۷ میلیارد دلار باقی مانده است.

در همین حال، کندی رشد اقتصادی و معضلات امنیتی باعث افزایش نرخ فقر در افغانستان شده و آن را از ۳۶ درصد در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ به 39.1 درصد در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ رسانده است. این رقم بالا به این معنی است که تنها در همین دوره زمانی، ۱.۳ میلیون نفر از جمعیت افغانستان به افراد فقیر در این کشور اضافه شده‌اند. بیکاری نیز در این کشور بالا رفته است. از یک سو تقاضا برای نیروی کار در بخش کشاورزی کاهش یافته و از سوی دیگر، بخشی از نیروهای مشغول به کار در بخش خدمات مجبور شدند پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان به دنبال مشاغل دیگری بگردند. بنا بر آمار، در دو سال گذشته نرخ بیکاری در افغانستان یک درصد بالا رفته و به حدود ۲۴ درصد رسیده است.

 

پیشبینیها درباره آینده

انتظار می‌رود که رشد اقتصادی افغانستان در سال ۲۰۱۸ به حدود ۳.۴ درصد برسد و البته این به شرطی است که اوضاع امنیت در این کشور بدتر نشود. با وجود اين، باید این نکته را نیز در نظر داشت که که رشد سالانه متوسط جمعیت افغانستان بالغ بر ۳ درصد است و هر سال ۴۰۰ هزار نفر دیگر به نیروی کار در افغانستان اضافه می‌شوند و همین مسئله، شرایط را دشوارتر نیز می‌کند.

اما وضعیت مالی در افغانستان در حال بهبود است. پیش‌بینی می‌شود که درآمدهای داخلی این کشور به 10.8 درصد از تولید ناخالص داخلی برسد که 0.3 درصد از رقم مشابه سال ۲۰۱۶ بالاتر است. البته در میان‌مدت، هنوز چالش‌های زیادی در عرصه مالی وجود دارد. مثلا انتظار می‌رود که هزینه‌های ضروری در بخش توسعه و نیز هزینه‌های تامین امنیت در افغانستان رو به افزایش باشد و این در حالی است که منابع همچنان ثابت باقی مانده‌اند. درواقع خطر کمبود یا تاخیر در رسیدن کمک‌های خارجی باعث می‌شود که همواره سایه‌ای سنگین روی بخش مالی افغانستان وجود داشته باشد.

واقعیت این است که رشد درازمدت و پایدار در افغانستان به تحول اقتصادی ساختاری و نیز منابع جدید رشد نیاز دارد. افزایش سرمایه‌گذاری در منابع انسانی و نیز بهبود بازدهی در بخش کشاورزی می‌تواند فرصت‌هایی عالی برای این منظور فراهم کند.

 

۲.آیا تجارت با افغانستان دشوار است؟

 راه‌انداختن کسب‌وکار در افغانستان آسان نیست. بانک جهانی در تازه‌ترین رتبه‌بندی خود (مربوط به سال ۲۰۱۸) افغانستان را به لحاظ آسانی بازرگانی و راه‌اندازی کسب و کار تازه در رده ۱۸۳ از ۱۹۰ قرار داده است.  

 

 

۳.فرصتهای سرمایهگذاری در افغانستان

در کدام حوزه‌ها سرمایه‌گذاری کنیم؟

 ۱.زیرساخت‌ها و ساخت‌وساز: وزارت بازرگانی امریکا در گزارشی درباره سرمایه‌گذاری‌ در افغانستان نوشته است: سال‌ها جنگ و بی‌توجهی باعث شده اکثر فرصت‌های تجاری در افغانستان مربوط به حوزه زیرساخت‌ها باشد. البته هر شرکتی توان ورود به این حوزه را ندارد: اکثرا نهادهای نظامی خارجی، سازمان‌های خیریه غربی و موسسات مالی بین‌المللی (مثل بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی) بودجه‌ بازسازی افغانستان را تامین می‌کنند و شرکت‌هایی که رابطه خوبی با این نهادها دارند اوضاع بهتری دارند. با این‌همه با کاهش حضور نظامی امریکا در این کشور و همچنین کاهش کمک‌های خارجی، آرام‌آرام شاهد رشد پروژه‌هایی هستیم که بودجه‌ آنها توسط دولت افغانستان یا بخش خصوص این کشور تامین می‌شود.

 ۲.معدن: ارزش بخش معدن در افغانستان ۱ تریلیون دلار برآورد شده است. بیش از ۱۰۰۰ منطقه معدنی احتمالی در افغانستان شناسایی شده که سنگ آهن، مس، طلا، لیتیوم و سنگ‌های جواهر را در خود جای داده‌اند. با این‌همه عملیات اکتشاف و استخراج روی اکثر این معادن انجام نشده و زیرساخت‌ها برای تعدادی از پروژه‌ها کافی نیست.

 ۳.کشاورزی:کشاورزی یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد افغانستان است اما این کشور دچار مشکلات شدید در حوزه زیرساخت‌های کشاورزی، صنایع غذایی و انبارهای خشک و سرد است. سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها می‌تواند فرصت خوبی برای سرمایه‌گذاران خارجی باشد.

 ۴.چالشهای سرمایهگذاری در افغانستان: وزارت‌ بازرگانی امریکا در توصیه به تجار امریکایی نوشته است: افغانستان کشور دشواری برای تجارت و بازرگانی است. در بخش‌های مهمی از کشور شاهد مشکلات جدی امنیتی هستیم. زیرساخت‌های ضعیف از جمله دسترسی محدود به برق و جاده‌های مناسب در سراسر کشور جزو مهم‌ترین چالش‌‌های پیش‌ روی تجار خارجی است. چارچوب ضعیف قانونی در این کشور حل مناقشات تجاری میان طرفین را دشوار کرده است. سیستم بانک‌های تجاری، وام‌های محدودی را به کارآفرینان ارائه می‌کنند. سیستم گمرکی در این کشور غیرشفاف است و بالاخره دولت و بخش خصوصی با کمبود نیروی کار متخصص و آموزش‌دیده روبه‌رو هستند.

 ۵: تراز تجاری افغانستان: در طول دو دهه ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵ تراز تجاری افغانستان همیشه منفی بوده و وارداتش بسیار بیشتر از صادراتش بوده است. در سال ۲۰۱۶ کسری تراز تجاری افغانستان به ۳.۲۹ میلیارد دلار رسید. در سال ۱۹۹۵ این رقم ۱۹۶ میلیون دلار بود.

 

۶.به افغانستان چه صادر کنیم؟ چه از آن وارد کنیم؟

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?55670

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط