تعداد دانشگاههای ایران بیش از حد استاندارد بینالمللی است
ایران در سال تحصیلی 96-97، حدود 4 میلیون و 350 هزار دانشجو دارد كه 53 درصد از این تعداد مرد و 47 درصد زن هستند. مقطع كارشناسی با بیش از 2 میلیون و 335 هزار نفر، بیشترین تعداد دانشجو را در خود جای داده است و مقاطع كارشناسی ارشد با 764 هزار نفر، كاردانی با 748 هزار نفر، دكتری تخصصی با 140 هزار نفر و دكتری حرفهای با 94 هزار نفر در رتبههای بعدی قرار دارند. ایران 2 هزار و 640 دانشگاه دارد كه حدود 5 برابر تعداد دانشگاهها در كشورهای پیشرفته دنیا است. این آمار در كنار كاهش جمعیت كنكوریها باعث ایجاد معضل صندلی خالی و هدررفت بخشی از بودجه وزارت علوم (1364 میلیارد تومان در سال 97) شده است. براساس آخرین رتبهبندی دانشگاههای دنیا از سوی پایگاه خبری یو.اس. نیوز، طبق 13 شاخص از جمله اعتبار جهانی و منطقهای پژوهشها، انتشارات، تعداد مقالات پراستناد، همكاریهای بینالمللی و كنفرانس، بهترین دانشگاه ایران، دانشگاه تهران است كه رتبهای بالاتر از 462 به دست نیاورده است. این در حالی است كه 30 دانشگاه امریكا در بین 100 دانشگاه برتر دنیا قرار دارد. كشورهای آلمان با 412، انگلیس با 291 و كانادا با 329 دانشگاه نیز نمایندههایی در این بین دارند. صرفنظر از كیفیت تحصیلی، مشكل بسیاری از دانشجویان ایران پس از فارغالتحصیلی آغاز میشود. براساس آخرین آمارها، حدود 3 میلیون و 360 هزار نفر در ایران بیكار هستند كه حدود یك میلیون نفر از آنها را فارغالتحصیلان دانشگاهی تشكیل میدهند. آنها با انتخاب رشتههای پزشكی، مهندسی برق، کامپیوتر، عمران و رشتههای حقوق و روانشناسی درصدد فرار از بیكاری هستند در حالیكه رشتههای علوم رایانه با 40 و معماری با 26 درصد، رتبههای دوم و چهارم بیكارترین رشتهها را دارند. رتبه نخست نیز متعلق به رشته حفاظت محیط زیست است. در این بین خدمات پزشكی و ریاضیات و آمار بهترین بازار كار را دارند.
پیشبینی 97
احتمال بیكاری بالای فارغالتحصیلان دانشگاهی در سالهای آینده
كارشناسان اقتصادی احتمال میدهند 60 درصد بیکاران را در 2 سال آینده فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل بدهند. آنها معتقدند بیکاری این قشر در سالهای اخیر به چالشی اساسی تبدیل شده است كه در نتیجه افزایش بیش از حد ظرفیت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و رشد روزافزون جمعیت تحصیلکرده بوده است. در حال حاضر 58 درصد جویندگان كار، تحصیلكردههای دانشگاهیاند اما فقط امكان جذب 20 درصد از آنها وجود دارد. سالانه نیز یك میلیون نفر متقاضی به بازار كار اضافه میشوند و در این شرایط، انطباق میان كار و جوینده كار اتفاق نمیافتد و با وجود مشاغلی که متقاضی کار ندارند در آینده نزدیک بحران پیش خواهد آمد و تا چند سال، فارغالتحصیلان بیکاری وجود خواهند داشت كه آمادگی حضور در برخی مشاغل را ندارند. از طرفی عدم آموزش مهارت كار به دانشجویان، مانع دیگری در مسیر اشتغال آنهاست.
صادق زیباکلام
استاد دانشگاه
بزرگترین مشکل وزارت علوم این است که عملا معلوم نیست چه جایگاهی در سیاستگذاریها دارد. سیاستهای مربوط به دانشگاهها، سرفصلهای دروس، سیاستهای پژوهشی و آموزشی، همه و همه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تعیین میشود و در این میان معلوم نیست وزارت علوم چه نقشی ایفا کرده و قرار است برای دانشگاهها چه بکند؟ شخصا معتقدم بزرگترین خدمتی که هم وزارت علوم و هم شورای عالی انقلاب فرهنگی میتوانند در حق آموزش عالی کشور بكنند، عدم دخالت در كار دانشگاه است. ما در 40 سال گذشته از نظر آموزش و پژوهش و سیاستهای كلان دانشگاهی پیشرفتی نداشتیم و الان هم با بحرانهای مهمی همچون صندلیهای خالی در دانشگاهها از جمله دانشگاه آزاد روبهرو هستیم. استقلال دانشگاهها یکی از خواستههای دانشگاهیان در سالهای آغاز انقلاب بود. اما متاسفانه با گذشت چهار دهه اقبالی در این خصوص به دست نیامده است. در این شرایط از نظر پیشرفت علمی و تحقیقاتی هم به جایی نرسیدهایم. در نشریات علوم انسانی چه تعداد مقاله از سوی اساتید ایرانی به چاپ رسیده است؟ من پاسخ آن را میدانم؛ نزدیک به صفر. آیا شورای عالی انقلاب فرهنگی حاضر است به عنوان نهادی که در این 40 سال مسئولیت داشته پاسخگو باشد؟ آیا وزارت علوم به عنوان متولی آموزش عالی حاضر به پاسخگویی میشود؟ متاسفانه تا وقتی که دانشگاهها به استقلال نرسند این درجا زدن ادامه خواهد داشت.
نظر خود را بنویسید