سیاست‌های اقتصادی ترامپ به آن بدی که تصور می‌شد نبوده‌است

روزهای خوبِ غافلگیری

...

زمانی‌که دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهوری امریکا معرفی شد بازارها با وحشت روبه‌رو شدند اما یک سال پس از ریاست‌جمهوری او به نظر می‌رسد همه‌چیز در مسیر خوبی پیش رفته و او اختلالی در مسیر بهبود اقتصاد ایجاد نکرده‌است.

ترجمه:نسیم بنایی/آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست

نخستین ساعت‌های نهم نوامبر 2016 بود که مشخص شد پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا قطعی است؛ همان زمان بود كه بازارهای مالی آسیایی ناگهان در شوک فرو رفت. اما چند ساعت پس از پیروزیِ او، سرمایه‌گذاران دور را عوض کردند. ریاست‌جمهوری ترامپ از نگاه آنها به معنای کاهش مالیات، تغییر قوانین و هزینه برای زیرساخت‌ها بود و همه اینها به عبارت دیگر نوعی رشد اقتصادی معنا می‌دهد. یک سال از زمانی‌ که ترامپ قدم به دفتر ریاست‌جمهوری امریکا گذاشت می‌گذرد و اکنون به نظر می‌رسد تجدیدنظرِ سرمایه‌گذاران معقول و منطقی بوده‌است. اکثر اتفاقاتی که آنها نگران بودند به خاطر حضور ترامپ رخ بدهد بدون مسئله گذشته‌است و سیاست‌های اقتصادی او در مسیر دیگری پیش رفته‌است. برای بسیاری از افراد همین که رشد اقتصادی در سه‌ماهه دوم و سوم سال 2017 به بالای 3درصد رسید و دستمزدها قدری افزایش پیدا کرد به این معنا بود که ترامپ به وعده‌اش عمل کرده و اقتصاد را تقویت کرده‌است.

اما در عالم واقعیت ترامپ صرفاً از صعود اقتصاد جهانی بهره گرفته که اکثر آن نیز از جانب بازارهای سهام در کشورهای ثروتمند است. او کاملاً به وقتش ظاهر شد و بخت خوبی داشت. او زمانی قدم به دفتر ریاست‌جمهوری گذاشت که نرخ بیکاری در امریکا به 4.8درصد رسیده‌ و همچنان در حال سقوط بود. اکنون نرخ بیکاری در این کشور 4.1درصد است. دستمزدها رشد قابل توجهی داشته و مصرف‌کنندگان نیز اعتماد بیشتری به بازار دارند.

*وعده‌های خطرناکی که خاک می‌خورند

اما نکته اینجاست که ترامپ خودش اختلالی در روند بهبود اقتصاد ایجاد نکرده‌است. بدترین ایده‌های او در زمینه تجارت هنوز دست‌نخورده در طاقچه باقی مانده و خوشبختانه خاک می‌خورد. هنوز در عمل خبری از تعرفه‌های او در زمینه چین و مکزیک نیست در حالی‌که او بارها تهدید به این امر کرده‌است. او حتی در زمینه نفتا نیز قصد داشت اقداماتی را عملی کند اما در نهایت عقب‌نشینی کرد در صورتی‌که اگر این کار را انجام می‌داد به ضرر خیلی از شرکت‌ها می‌شد. او در مورد بسیاری از توافق‌ها صحبت کرده اما صرفاً فقط در حد حرف بوده و کاری انجام نداده که اختلالی در روند بهبود اقتصاد ایجاد کند.

برخی از سیاست‌های اقتصادی تغییر کرده‌اند اما دگرگون نشده‌اند. دولت امریکا برخی مذاکرات با سازمان تجارت جهانی را متوقف کرده که هرچند اختلال در نظم تجارت جهانی ایجاد کرده اما مشکل بزرگی در سطح اقتصادی به وجود نیاورده‌است. دست‌کم مشکلاتی که بابت آنها نگرانی وجود داشت هنوز رخ نداده‌است. تغییرات بیشتر شبیه به تغییرات ظاهری و آرایشی است. کاخ سفید نیز توجه زیادی به خود جلب کرده اما بیشتر شبیه جنجال‌هایی است که جنبه سرگرمی دارد و مشکلی ایجاد نمی‌کند.

این تنها وضعیت تجارت نیست که از آنچه تصور می‌شد بهتر پیش می‌رود. وضعیت کاهش مالیات نیز قابل تأمل است. ترامپ بارها این قضیه را به تعویق انداخته‌است. به هر حال بحث کاهش مالیات می‌تواند هزینه‌هایی برای اقتصاد به همراه داشته‌باشد. اما اقتصاد نیز در حال حاضر به محرک مالی نیاز چندانی ندارد. برخی از مسائل نیز به فدرال رزرو و تصمیم‌های این نهاد بستگی دارد. حال باید دید نفر بعدی که احتمالاً به ریاست فدرال رزرو دست پیدا می‌کند چگونه است. کسی که ترامپ جایگزین ژانت یلن در فدرال رزرو خواهد کرد احتمالاً جروم پاول است که نسبت به یلن رویکرد ملایم‌تری دارد و چندان نگران‌کننده به نظر نمی‌آید.

در زمینه قوانین، دولت ترامپ شبیه به آنچه در ستادهای انتخاباتی‌اش می‌گفت عمل کرده‌است. قوانین جدیدی نگاشته نشده‌است. حتی قوانین ترامپ در زمینه حفاظت از محیط‌زیست نیز لغو شده‌است. برخی قوانین کوچک نیز لغو یا تضعیف شده‌اند و در نتیجه هرکسی با آرامش و بدون ترس کار خودش را پیش می‌برد. اینها به صاحبان کسب‌وکارها کمک بسیار زیادی کرده‌است.

البته هنوز هم با وجود همه این اتفاقاتِ ظاهراً درست و خوب، این امکان وجود دارد که اقتصاد ترامپ در مسیر اشتباهی حرکت کند. به هر حال ترامپ مجبور است در مورد برخی قضایا نظیر نفتا تصمیم‌گیری کند و این تصمیم‌ها می‌تواند آشوب‌هایی به پا کند. او در مورد برخی از مسائل با بن‌بست مواجه می‌شود و چاره‌ای جز عمل کردن به حرف‌هایش نخواهد داشت اما این حرف‌ها می‌تواند آشوب به پا کند. به‌علاوه او دیر یا زود تعرفه‌هایی برای کالاهای مصرفیِ چینی در نظر خواهد گرفت که می‌تواند جنجال به پا کند.

به هر حال اگر ترامپ موفق به مهار بحران اقتصادی بشود، سال 2018 می‌تواند سالی خوب به لحاظ اقتصادی برای امریکایی‌ها باشد. تهدیدهایی نیز خارج از واشنگتن و کاخ سفید وجود دارد که ترامپ باید با آنها مقابله کند. ترامپ به سرمایه‌گذاری بر روی زیرساخت‌ها نیاز دارد و معلوم نیست بتواند این سرمایه‌ها را تهیه کند. به هر حال آنها که در سال 2017 بدبین بودند و به نتیجه‌ای معکوس دست یافتند اگر اکنون نیز بدبین باشند ممکن است تا پایان سال 2018 دوباره غافلگیر شوند.  

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?55404

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام