یاسومیتسو شیگتا موسس و مدیر شرکت خردهفروشی هیکاری تیسوشین است که تلفن همراه، محصولات مربوط به اتوماسیون اداری و بستههای بیمه عرضه میکند. این شرکت ژاپنی 2 هزار شعبه در این کشور دارد و در سال 2017 درآمدی بالغ بر 4 میلیارد دلار داشت. شیگتا با 4.88 میلیارد دلار در رده 408 فهرست بلومبرگ ایستاده است.
سال 1999 جوانترین میلیاردر خودساخته ژاپن یاسومیتسو شیگتا که در آن زمان 34 ساله بود به نشریه فوربز گفت: «به این ابزار میگویند تلفن موبایل اما من فکر میکنم که کلمه تلفن به زودی از این ترکیب حذف میشود و مردم به آن موبایل خواهند گفت.» شیگتا، میلیاردر جوانی که پس از سالها غیبت از فهرست میلیادرهای جهان دوباره توانست جایی برای خودش در اين فهرست باز کند در سال 2013 تبدیل به سوژه دوباره نشریه فوربز شد که در مورد پستي و بلندیهای 15 سال کسبوکار او توضیحاتی داده که در ادامه آمده است:
نگاه بلندمدت شیگتا بیپاداش نماند و او پس از چهارده سال غیبت دوباره به فهرست میلیاردرها پیوست. در این مدت او دوباره بر روی شرکت توزیعکننده موبایلش یعنی هیکاری تیسوشین تمرکز کرد و خطوط تولیدش را گسترش داد و اینبار به سراغ عقد قرارداد با شرکتهای بزرگ رفت. او با 66 درصد افزایش درآمد شرکت توانست تبدیل به یکی از بزرگترین تاجران موفق امسال (2013) شود. هرچند او هنوز به موفقیت سال 2000 و ثروت 42 میلیاردیاش نرسیده اما دوباره دارد به آن مرحله نزدیک میشود. در فوریه سال 2000 سهام شرکت او با قیمت 2 هزار و 300 دلار معامله شد که 720 برابر قبل بود و شیگتا بر روی کاغذ ثروتی معادل 42 میلیارد دلار داشت اما بخت او در حال افول بود. تنها در عرض چند ماه او 40 میلیارد دلار از آنچه را كه بر روی کاغذ داشت و بخشی از ثروت بالقوه او محسوب میشد از دست داد و این افول همچنان ادامه پیدا کرد. تا سال 2009 ارزش سهام شیگتا به 600 میلیون دلار رسیده بود.
داستان شیگتا
یاسومیتسو شیگتا سال 1965 در توکیو به دنیا آمد. یکی از آن میلیاردرهایی که اطلاعات چندانی در مورد فاصله زمانی تولدش تا ورود به دانشگاه از او در دست نیست. تنها نکتهای که همهجا در مورد او تکرار میشود این است که در آغاز جوانی وارد دانشگاه نیهون در پایتخت ژاپن شد اما پس از سه ماه از تحصیل انصراف داد.
شیگتا در سال 1988 شرکت هیکاری تیشوشین را تاسیس کرد، شرکتی که خدمات مخابراتی و خدمات تلفنهای راه دور ارائه میداد. شرکت این قدرت را پیدا کرده بود که کمکم قوانین انحصاری را که توسط شرکت تلگراف و تلفن نیپون (مالک انحصاری دولتی پیشین در این حوزه) وضع شده بود بشکند. هیکاری تیشوشین به عنوان توزیعکننده برای شرکتهای جدید ارتباطات دور که پس از از میان رفتن حق انحصار در حال ظهور و توسعه سریع بودند وارد کار شد و بعدتر هم توانست مجموعهای از فروشگاههایی با نام هیت شاپ راه بیندازد که حق فروش تلفنهای جدید شرکتهای تازهوارد را داشتند.
سال 2000 همان سال طلایی در تاریخ زندگی شیگتا، تعداد فروشگاههای هیت شاپ به 2 هزار و 200 رسید. شیگتا از پولی که از راه سود حاصل از بازار خردهفروشی تلفن همراه به دست آورده بود برای سرمایهگذاری در شرکتهای دیگر استفاده کرد و آینده شرکتش را به اینترنت گره زد. او تا سال 2000 در 70 شرکت و حوزه کاری مرتبط با اینترنت سرمایهگذاری کرد، از ژاپن گرفته تا چین و امريكا. سافت بانک یکی از این موارد سرمایهگذاری بود، یک شرکت مخابرات ژاپنی، که درزمینه ارائه خدمات خطوط تلفن ثابت، شبکه تلفن همراه، خدمات اینترنت و پهنباند، بازاریابی و تجارت الکترونیک، همچنین در حوزه رسانههای گروهی فعالیت میکند.
شیگتا با زنجیرهای از موفقیتهای چشمگیر موفق شده بود رکورد جوانترین مدیرعامل شرکتهای عمومی را از آن خود کند. این لقب در سال 1996 و همزمان با ورود شرکت هیکاری تیشوشین به او تعلق گرفته بود اما قرار نبود که این زنجیره موفقیت مثل قبل بینقص بماند. درست در همان سالی که او به عرش رسیده بود ناگهان خودش را بر فرش دنیای تجارت دید. در فوریه سال 2000 سهام هیکاری تیشوشین که به رکورد 241 هزار یِن (2 هزار و 280 دلار) رسیده بود ناگهان 90 درصد از ارزشش را از دست داد و در عرض سه ماه به قیمت 21 هزار و 800 ین معامله شد.
حباب اینترنتی
برای کسبوکارهایی که در اواخر دهه 90 میلادی رونق گرفته بودند و سعی داشتند همپای تغییرات زمانه پیش روند، اینترنت یکی از همان نقاط عطفی بود که بسیاری از کسبوکارها و استارتآپها خودشان را به ریسمانش آویختند. تاریخچه اوج و فرودها و شکستهای تاریخی دنیای تجارت نشان میدهد که این ریسمان آنقدرها هم که نشان میداد محکم نبوده. از آن دوران حالا با نام حباب داتکام یاد میکنند. یک حباب اقتصادی که در فاصله میان سالهای 1997 تا 2001 ایجاد شده بود. در این بازه زمانی بازارهای بورس کشورهای صنعتی شاهد رشد سریع ارزش مالیشان بودند، بخش اعظم این رشد مدیون گسترش فعالیت در حوزه اینترنت بود. شرکتها دریافته بودند که اگر با پسوند داتکام وارد بازار بورس شوند، بهای سهام آنها افزایش پیدا میکند. در فاصله سالهای 200 تا 2002 این حباب ترکید. برخی از شرکتهای بزرگ (عمدتا در حوزه ارتباطات و اینترنت) تعطیل شدند و شرکتهایی هم مانند شرکت شیگتا بودند که ناگهان از اوج بازار بورس به زمین کشیده شدند. این تغییر ناگهانی موقعیت شیگتا آنقدر خبرساز بود که سر از نشریات بسیاری درآورد. سال 2000 روزنامه گاردین، چاپ انگلیس در گزارشی که در مورد این مدیرعامل ژاپنی به چاپ رساند نوشت: «در نشست سالانه سهامداران، مدیرعامل 36 ساله هیکاری تیشوشین مقابل سرمایهگذارانی عصبانی قرار گرفت که بیوقفه او را متهم میکردند و به او لقبهای مختلفی دادند، از فریبکار و بیکفایت گرفته تا بیانضباط و بیتجربه... یکی از سرمایهگذاران باگلایه به او گفت: «در عرض کمتر از نصف سال از بهشت به جهنم سقوط کردید، چرا؟» شیگتا در این نشست تقصیر را متوجه اقتصاد جهانی و بیاعتمادی ناگهانی بازار به سرمایهگذاری در شرکتهای فعال در حوزه اینترنت دانست.»
در همان جلسه معروف بود که شیگتا به یکی از نمادهای دوره حباب اینترنتی تبدیل شد، نحوه برخورد سهامداران با او چنان وحشتناک بو که گزارش این جلسه سر از نشریات بسیاری درآورد، نشریاتی که اعلام میکردند کار پسر محبوب ژاپن تمام شده است. چهره معروف دنیای تجارت در ژاپن پس از ضربه سهمگینی که دریافت کرده بود آماده مبارزه شد. شرکت هیکاری تیشوشین یک دوره فشرده و بسیار دشوار بازسازی را آغاز کرد.
شیگتا پس از سالها توانست دوباره برخیزد و به همان نقطهای برسد که در زمان حباب اینترنتی رسیده بود، البته این بار موفقیت او و شرکتش بر اساس واقعیتهای بازار پیش رفت. سال 2017 نشریه بلومبرگ علام کرد که بازار بورس دوباره با شیگتا مهربان شده است: «سهام شرکت هیکاری رشدی 24 درصدی را نسبت به وضعیت این شرکت در سال 2000 نشان میدهد.» در گزارش این نشریه ذکر شده است که شرکت هیکاری تیشوشین همچنان بر محور فروش محصولات و بازاریابی فعالیتی عمده دارد، مدلی که در کشور ژاپن و با مدل تجارت آنها همخوانی دارد. یکی از مدیران این شرکت به بلومبرگ گفته است که شرکت بیش از هرچیز بر روی بازاریابان و فروشندگان خود تمرکز دارد: «در زمانهای زندگی میکنیم که همه یک گوشی تلفن همراه دارند. اگر قرار است مشتریان را مجاب کنید که یک گوشی دیگر بخرند باید اصل کار را بر روی فروشندگان و بازاریابانی بگذارید که میدانند چگونه آنها را قانع به خریدن کنند.»
نظر خود را بنویسید