وزیر اسبق مسکن تاریخچه انباشت پروژههای نيمهتمام را تشریح میکند
کلنگزنیهای بیاساس
1396/12/14
2434
این مطلب را به اشتراک بگذارید
علی عبدالعلیزاده، وزیر اسبق مسکن، در گفتوگو با «آیندهنگر» وضعیت پروژههای عمرانی نیمهتمام را تشریح کرده است. به گفته او، پروژههای نیمهتمام حاصل کلنگزنیهای بیاساسی است که از ابتدای انقلاب آغاز شد. البته بیشترین طرحهایی که امروز به صورت نیمهتمام است، حاصل سفرهای استانی رئیسجمهور دولت نهم و دهم است که بدون ارزیابیهای کافی، کلنگ این تعداد پروژه را به زمین کوبیده است.
آینده نگر
او معتقد است که این پروژهها در دولت دوازدهم پایان نمیپذیرد، چراکه این پروژهها برای 10 سال طراحی شده بودند آن هم در صورتی که منابع کافی برای انجام آن وجود داشته باشد. اما در حال حاضر منابع موجود در کشور ظرفیت انجام این پروژهها را ندارد. از سوی دیگر قرار است 14 هزار پروژه در راستای کاهش تصدیگری دولت به بخش خصوصی واگذار شود که برای این موضوع هم تدابیری اندیشیده شده که این پروژهها برای بخش خصوصی جذاب باشد. در ادامه مشروح گفتوگو با او را ميخوانید.
به نظر شما وضعیت پروژههای عمرانی نيمهتمام در سال آینده، با توجه به شرایطی که امروز وجود دارد و بودجهای که به این پروژهها اختصاص داده شده، چطور خواهد بود؟
بر اساس تصمیماتی که گرفته شده، برای اتمام پروژههای نيمهتمام قرار نیست از بودجه دولتی استفاده شود و سیاست دولت این است که تکمیل این پروژهها را به بخش خصوصی واگذار کند. دولت نه منابع این کار را دارد و نه بودجهای برای اتمام آنها در اختیارش است. تاکنون هم نام حدود 14 هزار پروژه به بودجه سال 97 پیوست شده که دولت مجاز نیست برای آنها هزینه کند و باید به بخش خصوصی واگذار شود. سایر پروژههای نيمهتمام عمرانی نیز در سالهای بعد به بخش خصوصی واگذار ميشوند.
چطور به این جمعبندی رسیدهاند که دولت نباید در این پروژهها هزینه کند؟
این موضوع به همان کاهش تصدیگری دولت برميگردد. در واقع دولت ميخواهد با این کار خود را چابکتر کند.
به نظر شما بر اساس این تصمیم، بخش خصوصی از این پروژهها استقبال ميکند؟ آیا این پروژهها برای آنها به لحاظ اقتصادی جذابیت دارد؟
نخست اینکه این 14 هزار پروژه اعلامشده از سوی دولت، همگی توجیه اقتصادی دارد. پس بخش خصوصی انگیزه ورود به این پروژهها را خواهد داشت. دوم اینکه دولت هم در قانون بودجه 97 منظور کرده که بخش خصوصی مجاز است از طریق تسهیلات بانکی و جذب سرمایه از بازار سرمایه برای اتمام این پروژهها هزینه کند و مجوزهای لازم برای این موضوع نیز صادر شده است. بنابراین بخش خصوصی انگیزه دیگری هم دارد؛ که ميتواند در تامین منابع برای این پروژهها، در چارچوب قانون از منابع و تسهیلاتی که پیشبینی شده، استفاده کند و پروژهها را به اتمام برساند. به اعتقاد من با این کار، پروژهها مورد استقبال بخش خصوصی قرار ميگیرد.
پس دولت این پروژهها را برای بخش خصوصی جذاب کرده است؟
بله، این جذابیت نیز به واسطه همین ساز و کارهای تسهیلاتی برای این پروژهها ایجاد شده است.
با توجه به آنچه در فضای اقتصادی کشور شاهد هستید، فکر ميکنید با این شرایط، پروژههای عمرانی نیمهکاره در این دولت به پایان ميرسد؟
قطعا خیر؛ این پروژهها خوراک دولت برای ده سال بوده، آن هم در شرایطی که دولت منابع کافی برای انجام آنها را داشته باشد. باید 500 هزار میلیارد تومان برای این پروژهها هزینه شود. در حال حاضر کشور ظرفیت این را ندارد که این بودجه را در سه سال برای پروژههای عمرانی صرف کند. این هزینه بسیار سنگینی است و با توجه به اینکه دولت ميخواهد این را به بخش خصوصی واگذار کند و باید انگیزه لازم ایجاد شود، در خوشبینانهترین حالت 6 سال زمان ميبرد تا این اتفاق بیفتد و پروژهها به سرانجام برسد
پروژههای عمرانی از چه زمانی نيمهتمام ماندند؟
از سالهای اول انقلاب که ما هر روز کلنگ پروژههای جدید را به زمین ميزدیم، اساس این پروژههای نيمهتمام را گذاشتیم. مخصوصا در دولت آقای احمدینژاد پروژههای زیادی بیحساب و کتاب شروع و درنتیجه امکان تکمیل این پروژهها از دولت گرفته شد و به شرایطی رسیدیم که دولت امروز مجبور به واگذاری آنها شده است.
چرا دولت وقت به فکر واگذاری این پروژهها به بخش خصوصی نیفتاد؟
آن زمان دولت به چهچیز فکر ميکرد که به واگذاری پروژهها فکر کند! دولت آقای احمدینژاد اصلا بخش خصوصی را قبول نداشت.
یعنی بخش خصوصی در آن زمان کمرنگ بود و تمام پروژهها را دولت باید انجام ميداد؟
بله، همینطور است.
آیا این پروژهها با توجه به بودجه دولت طراحی نشده بودند که امروز شاهد این حجم از پروژههاي ناتمام هستیم؟ بودجهای که به این پروژهها اختصاص داده شده بود چه سرنوشتی داشت؟
بخشی از این بودجه صرف هزینههای جاری شد، اما درکل، بودجهای هم که تخصیص ميدادند کم بود. در آن زمان دولت چندین برابر ظرفیت اعتباری خود پروژه تعریف کرد. در سفرهای استانی و تصویب لیستهای بلندبالا از طرحهای عمرانی، فکری برای تامین اعتبار آنها نشده بود. در واقع به نوعی برای جلب رضایت مردم و دیگران این پروژهها را طراحی کرده بودند. فکر ميکردند که خدا کمک ميکند و این پروژهها تکمیل ميشود.
درواقع کلنگزنیِ بیاساس داشتند؟
بله، شک نکنید که اینها همه بدون پایه فکری بود.
این پروژهها بیشتر در چه بخشی بود؟
70 هزار پروژه نيمهتمام از دولت قبل باقی مانده که حدود 6 هزار پروژه ملی و بقیه استانی است.
بدهی دولت به بخش خصوصی نیز یکی دیگر از چالشهایی است که در حال حاضر با آن مواجه هستیم. به نظر شما این بدهیها تا پایان دولت دوازدهم تسویه ميشود؟
بنده اطلاعی از مبلغ بدهی دولت به پیمانکاران ندارم. ولی ميدانم که دولت به پیمانکاران خود بدهی دارد. اما اینکه آیا منابع پرداخت آن را دارد یا نه، باید بگویم که در دو سال گذشته نتوانسته آنها را پرداخت کند. من هم نمیدانم که چه تمهیداتی را برای این کار قرار است فراهم کند. به هر حال مشکل به نظر ميرسد که بخواهد همه این بدهیها را بپردازد ولی قطعا تلاش ميکند که بخشی از این بدهی را پرداخت کند.
نظر خود را بنویسید