مهاجرت همیشه با بحران و چالش همراه نیست

مهاجران مفید هستند

...

تاریخ پر است از مهاجرانی که دنیا را جایی بهتر برای زندگی کرده اند. انیشتین از ترس فرستاده شدن به اردگاه کار اجباری بعد از خروج از آلمان نازی به امریکا مهاجرت کرد. استیو جابز هم زندگی جالبی دارد، پدرش یک مهاجر سوری بود.

زمانی که صحبت از مهاجران می شود، اصولا تصاویری از آوارگان نشان داده می شود و گزارش ها هم حاکی از مشکلات آنهاست. اما مهاجران می توانند دنیا را جای بهتری برای زندگی کنند.

مجمع جهانی اقتصادی در گزارشی فواید مهاجران را برای دنیا و برای کشورهای مبدا و میزبان بیان کرده است. طبق این گزارش، در دوسال گذشته، رسانه های بین المللی پر بوده از داستان های مهاجران و سختی هایی که در مسیر کشیده اند. محتوا هم تقریبا یکسان است: داستان غم انگیز مهاجران از کشورهای جنگ زده به اروپا برای یافتن زندگی بهتر، چالش های مهاجران و کشورهای میزبان.

تازه ترین مورد هم پناهندگان روهینگیا در میانمار بوده اند. در اتریش، انتخابات اخیر همچنان منعکس کننده افزایش رو به رشد حزب راستگرای ضد مهاجر در  اروپا است. در حالی که بنگلادش، بیشترین پناهجویان روهینگیایی را در خود جا داده و تلاش می کند حمایت های اولیه زندگی را برای پناهجویان میانماری مهیا کند.

اما همه چیز برای مهاجرانی که از کشور خود فرار کرده و به جستجوی زندگی جدید در سرزمین ناشناخته می روند، تلخ نیست.

 

برلین یک داستان الهام بخش برای پناهجویان دارد. مهاجران درآمد به دست می آورند و این حس جدیدی است که آنها را قادر می کند به کار برگردند. علاوه بر این این اولین قدم برای جذب است.

بسیاری از پناهندگان تحصیلات عالی دارند و در کشور خودشان دکتر، وکیل، حسابدار و معلم بوده اند. تاریخ معاصر آلمان بعد از بازسازی کشورشان از جنگ جهانی دوم به آنها امید می دهد.

شهر شوبیش گموند در خود 800 مهاجر را داده است که به جای تطبیق دادن مهاجران در یک منطقه، آنها را در منطقه محلی پخش کرده است. بسیاری از روستاهای اطراف میزبان آنها هستند و کمک می کنند تا مهاجران مردم و فرهنگ را بهتر درک کنند. زبان آلمانی ارائه می شود تا مهاجران برای انجام کار داوطلبانه تشویق شوند. این فعالیت ها تمایل مهاجران به نقش خود در جامعه را نشان می دهد و به پذیرش در جامعه محلی کمک می کند.

از لحاظ اقتصادی، هجوم مهاجران به اروپا که باچالش پیری جمعیت رو به رواست، یک فرصت ایجاد می کند. نرخ باروری در اتحادیه اروپا به ازای هر زن، 1.5 کودک است و اگر مهاجران نبودند، جمعیت در سن کار کاهش پیدا می کرد.

اقتصاد آلمان یک مثال خوب است، چرا که ایجاد شغل سریع تر از آن است که بومیان بتوانند ان را پر کنند. در انگلستان، دوره مهاجرت که از سال 1997 آغاز شد و سال 2004 به اوج خود رسید، تاثیر مثبتی برای تولید ناخالص داخلی و اشتغال این کشور داشت. مهاجران، مهارت ها و توانایی های مختلفی را ایجاد کردند و مردم محلی را بهبود بخشیدند.

در همین حال، چارلز اگیمانگ، از غنا داستان جالبی دارد. او در زمینه سلامت عمومی بیش از 10 سال کار کرده و از غنا به اروپای غربی مهاجرت کرده است. او هرساله با کمک سازمان بین المللی مهاجرت از غنا بازدید می کند.

الگوی تغذیه افریقا در حال تغییر است. آفریقایی ها فشار خون بالا، دیابت و بیماری های قلبی عروقی دارند. چارلز به همراه همکارانش به غنا می رود و مردمانش را آموزش می دهد. مهاجرت چارلز تاثیر مثبتی برای کشورش داشته است.

در دنیای ورزش هم بسیاری از بازیکنان آفریقا به فرانسه و یا دیگر کشورهای اروپا مهاجرت کرده اند و حالا در سطح بین المللی حضور دارند. زلاتان ابراهیموویج یک نمونه جالب است. پدرش مسلمانی در بوسنی و مادرش یک کاتولیک کرواتی بود. پدرو مادر او به سوئد مهاجرت کرده بودند. زمانی که زلاتان دوسالش بوده، پدر و مادرش طلاق گرفته و او به یک دزد دوچرخه تبدیل شد. اما در نهایت فوتبال او را معروف کرد و حالا یکی از بزرگترین بازیکنان فوتبال سوئد است.

تاریخ پر است از مهاجرانی که دنیا را جایی بهتر برای زندگی کرده اند. انیشتین از ترس فرستاده شدن به اردگاه کار اجباری بعد از خروج از آلمان نازی به امریکا مهاجرت کرد. استیو جابز هم زندگی جالبی دارد، پدرش یک مهاجر سوری بود.

همه این داستان ها به تاثیرات مثبت مهاجرت توجه دارد. در کشورهای میزبان، فرصت های شغلی و رشد اقتصادی با مهاجران ایجاد شده و شکاف مهارت کاهش پیدا کرده است.

چالش های ناشی از بحران پناهجویان ممکن است غیرقابل تحمل باشد، اما بعضی از داستان ها نشان می دهد که روزنه امیدی وجود دارد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?55224

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام