فقر چندبعدی چیست و چرا باید به آن رجوع کرد؟

مقدمه‌ای بر فقر چندبعدی

...

اندازه‌گیری فقر، مقوله‌ای دیرپا است که ریشه در مطالعات انجام‌شده در اواخر قرن نوزدهم دارد. بااین‌حال بررسی سیستماتیک فقر و به‌خصوص شیوه‌های اندازه‌گیری آن در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 میلادی و به پیروی از سن (1976) به یک موضوع بااهمیت در مطالعات اقتصادی بدل شد.

جواد عرب یارمحمدی تحلیل‌گر حوزه فقر/آینده نگر

سن روشن ساخت که بررسی فقر نیازمند یک فرآیند دومرحله‌ای شامل تعیین فقیر و تجمیع اطلاعات برای دست‌یابی به یک شاخص یکتای فقر است. این شاخص می‌تواند با توجه به نمودهای مختلف فقر شامل «میزان»، «شدت» و «نابرابری»، به اشکال متفاوتی ساخته شود. طبقه شاخص‌های FGT که توسط فوستر، گریر و توربک (1984) معرفی شد، معروف‌ترین و پرکاربردترین شاخص‌های معرفی‌شده در این زمینه است.

سِن (1985) سرآغازی برای رویکرد چندبُعدی به مسئله فقر بود. او با مطرح کردن فقر قابلیتی، محرومیت از قابلیت‌های داشتن یک زندگی خوب را به‌عنوان فقر مطرح کرد و به‌این‌ترتیب پایه‌گذار نگرش چندبُعدی به اندازه‌گیری فقر شد. با انتشار شاخص توسعه انسانی توسط برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) در سال 1990، حرکت مشخصی به‌سوی رویکرد چندبعدی به فقر، آغاز شد.

این بحث که فقر، یک مقوله چندبعدی است، موضوع جدیدی نیست. الکسی دوتوکویل اندیشمند و مورخ شهیر فرانسوی، در «رساله‌ای در باب بینوایی» که در سال 1835 به انتشار رسید با مقایسه بین سه کشور انگلستان، اسپانیا و پرتغال این موضوع را مطرح می‌کند که باید بین افراد فقیر و تهیدست تمایز قائل بود. او حاشیه شهرهای انگلستان را که در آن علی‌رغم سپری شدن زندگی یک نفر از هر 6 نفر با هزینه خیریه‌ها، دغدغه‌های اصلی رفاه و فراغت است، یک تمدن پیشرفته می‌داند و آن را با اسپانیا و پرتغال مقایسه می‌کند که در این کشورها حاشیه شهرها مملو از افراد بدلباسی است که در سرپناه‌های محقر ساکن‌اند. مقایسه وی تفاوت بین فقیر درآمدی و محروم اجتماعی (فقیر چندبُعدی) را نشان می‌دهد (سیلبر، 2007).

در مطالعه «صداهای افراد فقیر»، که تنها اندکی پیش از آغاز هزاره جدید تکمیل شد، دیدگاه افراد فقیر از شرایط خود جمع‌آوری شد که این دیدگاه‌ها گواه ماهیت چندبُعدی فقر است:

«فقر مشتمل بر بسیاری از ابعاد درهم‌تنیده است. نخست، هرچند فقر به‌ندرت راجع به فقدان یک‌ چیز خاص است، اما حد پایین فقر فقدان غذا است. دوم، فقر دارای ابعاد روانی بااهمیتی است که کم‌توانی، خشونت، وابستگی، شرم و احساس حقارت از مصادیق آن هستند... سوم،‌ افراد فقیر دارای محدودیت در دسترسی به زیرساخت‌های اساسی مانند جاده‌ها، حمل‌ونقل و آب پاکیزه هستند. چهارم... افراد فقیر به این نتیجه رسیده‌اند که آموزش می‌تواند راهی برای گریز از فقر باشد... پنجم، فقرِ سلامت و بیماری تقریباً در همه‌جا به‌عنوان منبع فلاکت مطرح است. درنهایت، افراد فقیر به‌ندرت درباره درآمد حرف می‌زنند، اما در عوض تمرکز صحبت ایشان روی مدیریت دارایی‌ها - فیزیکی، انسانی، اجتماعی و محیطی- به‌عنوان راهی برای فائق آمدن بر آسیب‌پذیری‌های خویش است» (نارایان و همکاران، 2000: 5-4).

تا پیش از آنکه سِن (1985) موضوع فقر قابلیت‌ها را مطرح کند، جمع‌آوری و ارائه اطلاعات برای سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران و پژوهش‌ها درزمینه فقر، روی درآمدها و هزینه‌ها و وجوه مختلف شاخص فقر درآمدی متمرکز بود. اگر پزشکی فشارخون یک بیمار را اندازه بگیرد، ممکن است بتواند تشخیص خوبی بدهد، زیرا بیماری‌های مختلفی به بالا یا پایین بودن فشارخون مربوط می‌شوند. اما اگر این پزشک تنها به اندازه‌گیری فشارخون اکتفا کند، ممکن است از مشکلات مهمی در ارتباط با سلامت بیمار غافل شود. اگر فقر نیز صرفاً بر مبنای درآمد اندازه‌گیری شود، چنین اتفاقی رخ خواهد داد. ابعاد متنوع دیگری مانند دسترسی به حقوق اجتماعی نیز وجود دارند که حائز اهمیت هستند و باید در کنار اندازه‌گیری درآمد موردتوجه قرار گیرند.

جامع‌ترین نقطه آغاز در تلاش برای دریافت مفهوم فقر، چارچوب نظری کارکردها و قابلیت‌های سِن است. بر اساس این چارچوب، آنچه درنهایت حائز اهمیت است، آزادی یک فرد برای انتخاب کارکردهای خود است. روش مرسوم برای اینکه تعیین شود یک فرد بالای آستانه فقر قرار دارد یا زیر آن، استفاده از درآمد است. منطق و عقلانیت پشت رویکرد پولی به اندازه‌گیری فقر این است که در اصل، فردی که بالای خط فقر پولی قرار دارد، می‌تواند قدرت خرید خود را برای دست‌یابی به مجموعه ویژگی‌هایی که رفاه را برای وی به همراه دارد، صرف کند. روش مرسوم در مقایسه درآمدها استفاده از قیمت‌های بازار برای کالاها و خدمات مختلف مصرف‌شده توسط یک فرد مشخص است. این قیمت‌ها در حقیقت وزنی است که به کالاهای مختلف داده می‌شود. این روش درواقع تابع رفاه واقعی فرد را که درواقع نامعلوم است با یک تابع مطلوبیت غیرمستقیم که روی درآمد افراد و بردار قیمت‌ها تعریف‌شده است، جایگزین می‌سازد. اشکال روش درآمدی این است که برخی از ویژگی‌ها (عمدتاً غیرپولی) نمی‌تواند خریداری شود، چراکه بازاری برای آنها وجود ندارد. استفاده از درآمد برای بررسی فقر، با این پیش‌فرض است که برای تمام صفت‌ها یک بازار وجود داشته و قیمت‌ها نمایانگر وزن مطلوبیت تمام خانوارها (به‌طور متوسط) است. در عمل درآمد نمی‌تواند ابعاد کلیدی فقر مانند امید به زندگی، سواد، استفاده از کالاهای عمومی و حتی در حالت حدی،‌ آزادی و امنیت را موردنظر قرار دهد. سطح رفاه با کیفیت زندگی ارتباط بسیار قوی دارد، حال‌آنکه این ارتباط با درآمد، ضعیف‌تر است.

ضعف دیگر رویکرد درآمدی برای تجزیه‌وتحلیل فقر، این است که تضمینی وجود ندارد که افراد با درآمدهایی حتی بالاتر از خط فقر، در عمل درآمد خود را به‌گونه‌ای تخصیص دهند که سبد نیازهای اساسی را به دست آورند. درواقع ممکن است بسیاری از سرپرستان خانوارها درآمدی بالاتر از خط فقر داشته باشند و این درآمد را برای خواسته‌های دیگری (مثل تأمین مواد مخدر) صرف کنند، درحالی‌که حداقل کالری موردنیاز فرزندان آنها تأمین نمی‌شود. در روش اندازه‌گیری پولی، چنین خانواری به‌عنوان یک خانوار غیر فقیر طبقه‌بندی می‌شود، درحالی‌که در حقیقت، حداقل برخی از اعضای آن خانوار از برخی نیازهای اولیه خود محروم هستند و بنابراین باید به‌عنوان فقیر طبقه‌بندی شوند.

سِن (1985) محرومیت از قابلیت‌های داشتن یک زندگی خوب و کارکردها را به‌عنوان فقر مطرح کرد و پایه‌گذار نگرش چندبعدی به فقر شد. او مطرح کرد که صِرف داشتن منابع برای مطلوبیت یافتن کافی نیست، بلکه این کارکردها است که به مطلوبیت منجر می‌شود. بنابراین چنانچه قابلیت استفاده از منابع در یک فرد وجود نداشته باشد و نتواند از این منابع استفاده و آنها را به یک کارکرد تبدیل کند، مطلوبیتی از در اختیار داشتن آن منابع به دست نخواهد آورد. به‌عنوان‌مثال اگر طی مسافت با دوچرخه مطلوب باشد، چه فرد دوچرخه نداشته باشد (یا درآمد کافی برای داشتن دوچرخه را نداشته باشد) و چه دوچرخه داشته باشد اما معلولیت داشته باشد (پا نداشته باشد) در هردو حالت مطلوبیت طی مسافت با دوچرخه را کسب نخواهد کرد. یک فرد فقیر تلقی می‌شود اگر از قابلیت‌های اصلی برخوردار نباشد.

شاخص جهانی فقر چندبعدی

به‌کارگیری یک رویکرد چندبعدی به فقر، دارای پیچیدگی‌های متعددی است. یکی از این پیچیدگی‌ها تعریف فهرستی از ویژگی‌های مرتبط است که به‌منظور لحاظ ابعاد مختلف فقر باید مدنظر قرار گیرند. علاوه بر این لازم است در مورد وزن هریک از متغیرها تصمیم‌گیری شود. مسئله بااهمیت دیگر در نظر گرفتن روابط و اثرات متقابل ویژگی‌ها و صفت‌ها روی یکدیگر است. آنگاه‌ که متغیرهای موردنظر مشخص شوند، تعیین سطوح آستانه‌ای برای تعداد بسیار زیادی از ابعاد گوناگون فقر، مسئله بعدی خواهد بود. درنهایت تجمیع تمام اطلاعات برای دست‌یابی به شاخصی واحد مطرح خواهد بود.

در سنوات اخیر، اندازه‌گیری فقر چندبُعدی به هدف حمایت مؤثر از اقشار آسیب‌پذیر و محرومان اجتماعی، علاوه بر سازمان‌های بین‌المللی، موردتوجه بسیاری از کشورها نیز بوده است. شاخص فقر چندبُعدی (MPI) برای 102 کشور درحال‌توسعه جهان ساخته‌شده و برخی کشورها نظیر مکزیک نیز خود شاخصی ملی طراحی کرده‌اند و به کمک آن سیاست‌های حمایتی را تسهیل می‌کنند. تمام تلاش‌ها و روش‌های متعددی که ابداع و اعمال ‌شده است برای آن بوده تا ماهیت چندبُعدی فقر که در معیارهایی برای اندازه‌گیری ساخته می‌شود، ملحوظ شوند.

MPI مبتنی بر 10 شاخص است که این شاخص‌ها سه بُعد اصلی از ابعاد فقر را موردتوجه قرار می‌دهد. این سه بُعد عبارت‌اند از: سلامت، آموزش و استانداردهای زندگی. روش مورداستفاده برای ساخت MPI اهمیت و وزن یکسانی برای ابعاد و برای شاخص‌های دسته‌بندی‌شده در هر بعد در نظر می‌گیرد. جدول زیر ابعاد، وزن‌ها و حدود محرومیت را بر اساس روش‌شناسی MPI جهانی سال 2016 نشان می‌دهد. بر اساس روش‌شناسی مورداستفاده در این شاخص، یک خانوار زمانی فقیر در نظر گرفته می‌شود که حداقل در یک‌سوم متغیرهای وزن‌دهی‌شده محروم باشد.

چنان‌که ذکر شد MPI برای 102 کشور درحال‌توسعه محاسبه و در گزارش توسعه انسانی، منتشر می‌شود. اما ایران به دلیل کمبود برخی داده‌ها و اطلاعات در زمره کشورهایی که شاخص فقر چندبُعدی برای آنها محاسبه می‌شود، قرار ندارد. جدول زیر داده‌هایی از ابعاد غیردرآمدی فقر را که با استفاده از داده‌های طرح هزینه و درآمد خانوار استخراج ‌شده است نشان می‌دهد. چنان‌که ملاحظه می‌شود، در مقایسه با سال 1370، در سال 1393 محرومیت خانوارهای شهری و روستایی در ابعاد غیردرآمدی فقر چندبعدی به شکل قابل‌توجهی کاهش‌یافته است.

محاسبه فقر چندبُعدی برای ایران می‌تواند یک نقطه شروع بااهمیت باشد. این به‌خصوص با توجه به وعده دولت دوازدهم برای ریشه‌کنی فقر از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. در این مسیر کمبودهای اطلاعاتی وجود دارد که لازم است برای رسیدن به شاخص مناسب رفع و رجوع شود.

 

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?54845

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام