من در کسب و کارم با چند خارجی در ارتباط بودم که همگی اگرچه برای ورود به ایران مشتاق بودند اما در میانه راه صبر کردند؛ برخی نیز منتظرند وضعیت بهتر شود. بزرگترین مشکل خارجیها نیز امنیت است.
عباس موسوی رهپیما، فعال اقتصادی/ آینده نگر
کسب و کارها در ایران نمیتوانند آینده را به درستی پیشبینی کنند و این موضوع به عوامل مختلف بستگی دارد. به اعتقاد نگارنده برخی از عوامل خارجی به پیشبینیناپذیر بودن اقتصاد در ایران دامن ميزند. مسئله برجام فارغ از آنکه موفقیت مهمی برای دولت محسوب ميشود، صدمات زیادی به اقتصاد ایران وارد کرده است. چراکه خارجیها متوجه شدهاند که تهدیدهای تحریمی در ایران نتیجه داده و همکاریهای بینالمللی را با تردید مواجه ساخته است. اما این امر نباید موجب شود که فعالان اقتصادی احساس ناامیدی کنند و دست از کار بکشند. ایران کشوری است ثروتمند. بنابراین باید سازوکاری تدوین شود که از این ثروت ملی به بهترین نحو استفاده شود و به نفع مردم مورد بهرهبرداری قرار گیرد. در این میان برخی از عوامل داخلی نیز موجب شده تا آینده کسب و کارها و در مجموع اقتصاد، مبهم باشد. این عوامل به برخی از تصمیمات دولت بازميگردد که به صورت مقطعی گرفته ميشود. البته تمام کسانی که در دولت هستند، انسانهای صالح و درستکار و خدومی هستند و برخی از آنها بسیار باتجربهاند. اما زمانی که کسب و کارها تحت تاثیر عوامل دیگری مانند همین تصمیمگیریها قرار ميگیرند، نتیجه کار آنطور که باید، مطلوب نمیشود.
بررسیها نشان ميدهد که مشکل اصلی در کمبود منابع است. نقدینگی اندک و عواملی که باعث بروز این مشکل شدهاند، عامل اصلی تصمیمات اشتباه است. در حال حاضر دولت به لحاظ نقدینگی به شدت در مضیقه است. من شنیدهام که دولت برای حل مشکل نقدینگی خود از بانکها وام ميگیرد و سود ميپردازد برای اینکه بتواند هزینههای جاری خود را پرداخت کند. وضعیت حال حاضر کشور نیز به اندازهای وخیم است که دولتمردان نیز نمیتوانند برنامه طولانیمدتی برای کشور تدوین کنند و به قول معروف ميگویند از اين ستون به آن ستون فرج است. درنتیجه با همین روش جلو ميروند تا بستر مناسبی پیدا شود. این در حالی است که به عنوان مثال اگر نرخ ارز افزایش بیابد، به دولت کمک ميکند. ولی از یک طرف به جامعه ضرر ميزند و گرانی را به دنبال ميآورد. در مجموع این معادله چندمجهولی است و باید برای حل آن با دقت کار کرد. شرایط کنونی کشور حتی امکان جذب سرمایه را نیز نمیدهد. حال آنکه هماکنون ما به جذب سرمایه خارجی به شدت نیاز داریم. اما در این وضعیت آشفته هیچیک از سرمایهداران خارجی به ایران نمیآیند. من در کسب و کارم با چند خارجی در ارتباط بودم که همگی اگرچه برای ورود به ایران مشتاق بودند اما در میانه راه صبر کردند؛ برخی نیز منتظرند وضعیت بهتر شود. بزرگترین مشکل خارجیها نیز امنیت است. آنها ميخواهند امنیت داشته باشند تا هر زمان که قصد خروج سرمایهشان را داشتند، این امکان برایشان فراهم شود و بتوانند سود حاصل از سرمایهگذاری را خارج کنند. آنها حاضر نیستند پولشان را به خطر بیندازند و از ریسکی که در سرمایهگذاری خارجی وجود دارد، استقبال کنند.
ما چند دهه بعد از انقلاب همچنان نتوانستهایم از ثبات اقتصادی برخوردار باشیم. این موضوع دلایل مختلفی دارد. کشور ما در یک برهه زمانی درگیر جنگ و خرابیهای ناشی از آن بود، در نتیجه یک دهه وقت صرف کردیم که خرابیها را جبران کنیم. این مسئله خیلی وقتگیر بود. از سویی برخی نیز پولهای زیادی از مملکت خارج کردند و برنگرداندند. وگرنه نباید کشوری با اینهمه امکانات به نان شب خود محتاج باشد. برخی مواقع کسانی که در رأس قدرت بودند یا بد انتخاب شدند یا بد کار کردند. مسئله فساد نیز در این راستا مطرح است. فسادی که در تمام بخشها ریشه دوانده است.
نظر خود را بنویسید