تغییر مدیریت اوبر به کاهش حواشی این شرکت انجامید. مشکلات اقتصادی چطور حل می شود؟
Joe Nocera/ بلومبرگ
دوره حضور تراویس کالانیک به عنوان مدیرعامل در شرکت فناوری محور اوبر تاریک تر و عجیب تر از چیزی بود که فکرش را می کنید. اوبر اکنون هشت سال است که فعالیتش را آغاز کرده اما تنها در نیمه سوم سال 2017، به طرز احمقانه ای 743 میلیون دلار را از دست داده است. عمومی شدن مشکلات اوبر- همه چیز از جمله پنج دادرسی کیفری که شرکت با آن رو به رو شده- به کاهش ارزش 30 درصدی از اوج 69 دلاری آن منجر شده است. ما می دانیم که بعد از استخدام یک مدیرعامل جدید در اوبر یعنی دارا خسروشاهی بازهم فرایند انتشار خبرهای ناخوشایند در مورد این شرکت ادامه پیدا کرده است. از جمله خبری که می گفت اوبر ابزاری در اختیار دارد که می تواند پلیس را دور بزند. چیزی که به نظر می رسد کسی از آن خبر ندارد این است که اوبر چطور این مشکلات را حل می کند.
به نظر من مسائل فرهنگی و بیشتر مستند شده اوبر آسان تر از مشکلات تجاری کمتر رسانه ای شده ی آن حل خواهد شد. خسروشاهی مدیری که از تابستان گذشته از اکسپدیا به اوبر آمده است، ترکیبی از فروتنی و اشتیاق حرکت رو به جلو به نظر می رسد. او به روشنی اشاره کرد که ارزش های زمان کالانیک قابل تحمل نیست و حتی به خاطر رفتار شرکت که به عدم تمدید گواهی کار اوبر در لندن انجامید هم معذرت خواهی کرد. او هم چنین از مدیرانی که ارزش های قبلی در اوبر را ترجیح می دادند استفاده نمی کند. همه این حرکت ها خوب است.
مسئله دیگر به کالانیک مربوط است. هرچند مدیر سابق هنوز صندلی اش را در هیئت مدیره دارد اما اثرگذاری اش را کاهش داده است. زمانی که سافت بانک،( به تازگی) 15 درصد از سهام اوبر را در اختیار گرفت، کالانیک 26 درصد از سهام خودش را به یک شرکت سرمایه گذاری ژاپنی فروخت که به معنای از دست دادن حق رای ناشی از داشتن سهام است. کرسی های هیئت مدیره اوبر به 17 صندلی افزایش پیدا می کند که دوتای آن به سافت بانک می رسد و این یعنی کاهش ظرفیت کالانیک برای ایجاد مشکلات جدید.
مسئله اصلی در ایالات متحده آمریکا این است که اوبر تلاش می کند سهم غالب را از بازار تاکسی یاب های آنلاین به دست آورد واستراتژی اولیه اوبر و رقیب نزدیکش لیفت سوبسید دادن به راننده ها و مسافران است. نگاهی دیگر به هزینه ها و درآمدهای این شرکت نشان می دهد که 80درصد ازدرآمد 9.7 میلیارد دلاری این شرکت در سه ماه صرف پرداخت ها و پاداش های رانندگان و تخفیف مسافران شده است.
بنابراین اولین گام کاهش هزینه های مربوط به تخفیف ها و سوبسیدهاست و به این دلیل که اوبر سهم بزرگتری از بازار دارد، کار این شرکت در این زمینه از رقیبش لیفت راحت تر است. یکی از دلایل توانمندی اوبر در پرداخت سوبسید و تخفیف اتکای مالی آن به صندوق های سرمایه گذاری جسورانه بود اما اکنون حضور سافت بانک معادله را تغییر می دهد. سافت بانک روی اوبر شرط بندی نکرده است بلکه تمام سیستم های آنلاین حمل ونقل را مورد هدف قرار داده. یک بخش ازGrab در آسیای جنوبی، Didi Chuxing در چین و رقیب دیگر اوبر در برزیل.
گام دوم این است که اوبر تعداد دفاترش در سراسر جهان را کاهش دهد. اوبر در هر شهری که کارش را شروع می کرد، یک دفتر ماهواره ای نسبتا بزرگ راه می انداخت که از طریق دفتر اصلی کنترل می شد و کارهای محلی مثل استخدام رانندگان و مذاکره با مقامات را انجام می داد اما درواقع بیشتر این دفاتر مورد نیاز نیستند.
نکته سوم، توقف تلاش برای عرضه خدمات در همه جاست. چین تنها جایی نیست که فعالیت اوبر در آن ممنوع شده است. در هند اوبر در رقابت قیمتی با Ola قرار دارد که بخشی از آن هم از سافت بانک تامین مالی شده است. مصر بازار بزرگی برای اوبر است اما چرا بقیه کمپانی ها در خاورمیانه اند؟ اگر نگاهی به نقشه و تعداد کشورهایی که فعالیت اوبر در آن ممنوع است بیندازید می بینید که اروپا در این زمینه برجسته تر است چرا که اروپایی ها در نظارت سخت گیرانه عمل می کنند. شاید رویکرد خسروشاهی بتواند نظارت ها را کمرنگ تر کند و اگر نه، شرکت باید رو به جلو حرکت کند. اوبر به فعالیت در 600 شهر افتخار می کند اما گر دنبال سود بیشتر است باید این تعداد را به نصف برساند.
نکته چهارم، توقف ساخت خودروهای خودران و بدون راننده است. اگر به هزینه های رانندگان اوبر نگاه کنید می فهمید که چرا این شرکت به دنبال سرمایه گذاری بر ساخت خودروهای خودران است. ناوگانی از خودروهای بدون راننده انقلابی در کسب وکار اوبر به حساب می آید اما ساخت یکی از این خودروها توسط شرکت اوبر توجیه منطقی ندارد چراکه هزینه های تحقیق در این زمینه هم بالاست و علاوه بر این خودروهای بدون راننده به اندازه کافی برای پاسخ به نیاز اوبر وجود دارد.
نکته پنجم، توسعه سرمایه گذاری بر هوش مصنوعی است. اکنون اوبر یک شرکت تاکسی یاب هوشمند است که برای مدریت ناوگان، افزایش درآمد خود و رانندگان و ارتقای وفاداری مشتریان به توسعه تکنولوژی های هوشمند نیاز دارد.
آخرین نکته، استخدام یک مدیر ارشد مالی است یعنی نقشی که تقریبا سه سال است در این شرکت از بین رفته است. بدون مدیر مالی قابل اعتماد، این شرکت نمی تواند تا سال 2019 همگانی شود.
نظر خود را بنویسید