اقتصاددان هندی تعاریف جدیدی از پدیده فقر برای جهانیان ارائه کرد
مادرترزای اقتصاد
1396/10/06
2251
این مطلب را به اشتراک بگذارید
آمارتیا کومار سن، اقتصاددان هندی از سالهای دور روی پدیده فقر متمرکز شد. از نگاه او فرد فقیر را نمیتوان تنها از طریق وزن کیف پولش یا جیبش تشخیص داد بلکه فاکتورها و عوامل مختلفی دست به دست هم میدهند تا یک فرد را در مرحله فقر قرار بدهند.
نسیم بنایی/ منبع: آینده نگر
به دنبال کاهش آلام بشری و فقر است؛ به همین خاطر به او «مادرزترزای علم اقتصاد» میگویند. آمارتیا کومار سن سهم بزرگی در علم اقتصاد دارد اما در زمینه «فقر و قحطی» و «فقر و نابرابری» سهم بزرگتری دارد. او فقر را از زاویههای مختلفی مورد بررسی قرار داد و در مقالههای مختلف به آن پرداخت. بانک جهانی آمار جالب توجهی از تعداد افراد فقیر در دنیا میدهد اما جالب اینجاست که بر اساس مطالعات آمارتیا سن، تعداد حقیقیِ افراد فقیر بیش از آن آماری است که بانک جهانی ارائه کرده؛ دلیل ماجرا هم در تعریفی است که این اقتصاددان هندی از فقر مطرح میکند.
آیا فقر فقط به وزنِ کیف پول و جیب افراد مربوط میشود؟ اندیشمندان مختلف به شیوههای متفاوتی فقر را میسنجند. برای مثال در برخی از معیارها مسائلی مانند استانداردهای زندگی در نظر گرفته میشود، مثلاً وضعیت بهداشت یا نرخ مرگومیر کودکان و وضعیت تحصیلات. در حالی که شاخص MPI به دنبال مسائل ابتدایی مانند دسترسی افراد به آب آشامیدنی است، بانک جهانی تنها درآمد را در نظر میگیرد. یعنی هرکسی که برای مثال نزدیک به 2 دلار در روز درآمد داشتهباشد دیگر فقیر نیست یا دستکم زیر خط فقر نیست. به همین خاطر است که گاهی میان آمارهای سازمانهای مختلف از فقر در جهان، تفاوتهای فاحشی دیده میشود. این تفاوت رویکردها به مسئله فقر و تعریف فردِ فقیر میتواند اختلالاتی را در زمینه کمکرسانی به افراد ایجاد کند. به همین خاطر است که آمارتیا سن به آن میپردازد.
نگاهی که آمارتیا سن به پدیده فقر دارد بسیار کامل و جامع است. او میگوید: «سنجش فقر بر پایه دلار در روز، بسیاری از فاکتورها و عوامل اثرگذار در زندگی را نادیده میگیرد. برای مثال او به افرادی اشاره میکند که دچار سیل یا زلزله میشوند؛ از نظر او شاید کاهشِ درآمدِ این افراد در نظر گرفته شود اما مسئله بیخانمان شدن آنها، از بین رفتنِ موقتِ امکان تحصیل، عدم دسترسی به امکانات پزشکی و بهداشتی و این قبیل مسائل در نظر گرفته نمیشود. در واقع او معتقد است این مسائل باید به صورت چندبُعدی مورد بررسی قرار بگیرد چرا که پدیده فقر یک پدیده چندوجهی است.
اواخر دهه 50 میلادی بود که آمارتیا سن به همراه همکارش به فکر جایگزینهایی برای سنجش فقر افتاد. آنها در حقیقت به دنبال جایگزینی برای سرانه تولید ناخالص داخلی بودند. به دنبال شاخصی بودند که مفهوم زندگی و حیات انسانی را در خود داشتهباشد. شاید سنجش فقر بر پایه تولید ناخالص داخلی هنوز غالب باشد اما مدلهای چندوجهیای که این اقتصاددان هندی مطرح کرده نیز رفتهرفته مطرح شدهاست. برای مثال در دانشگاه آکسفورد از مدل سن برای سنجش فقر استفاده میکنند. در مکزیک نیز از این شیوه برای سنجش فقر استفاده میکنند. آمارتیا سن در کتاب خود با عنوان «فقر و قحطی» به مفاهیم مختلف فقر که باید مورد توجه قرار بگیرد اشاره کرده و در نهایت نظریهای را معرفی کردهاست.
چهره حقیقی فقر
در تحلیلهای آمارتیا سن از پدیده فقر، رابطه تنگاتنگی میان فقر درآمد و فقر توانایی وجود دارد. در واقع از نگاه این اقتصاددان که درست نیز به نظر میرسد، درآمدِ یک فرد میتواند تواناییهای او را به صورت کلی افزایش بدهد و برعکس. بُعدِ دیگر ماجرا، پدیده بیکاری است. از نگاه او، بیکاری، فقر درآمد را در پی خواهد داشت اما اثرات آن بیش از اثرات مخرب روی درآمد است. فرد بیکار به لحاظ روانی نیز آسیب میبیند و دستکم انگیزه و اعتماد به نفس خود را از دست میدهد که این مسئله روی کیفیت زندگیاش اثر منفی میگذارد. به این ترتیب قضیه بسیار فراتر از درآمد خواهد بود.
از آنجا که آمارتیا سن اصالت هندی دارد، بخش زیادی از کارها و مطالعاتش را نیز به هند محدود کردهاست. در زمینه فقر نیز از آنجا که جامعه هند بیشتر با این پدیده درگیر است، تمرکز بیشتری روی این منطقه کردهاست. مجموع مطالعات آمارتیا سن نشان میدهد باید نگاه جامعتری به پدیده فقر حاکم شود. مطالعاتی که سن انجام داده میتواند به صورت عملی کاربرد زیادی داشتهباشد. فقر یک چهره ندارد، آمارتیا سن با پژوهشهای خود پرده از چهرههای مختلف فقر برداشتهاست. او ثابت کرد که پدیده فقر تنها با آمار و ارقام و میانگین درآمدها مشخص نمیشود بلکه مسئلهای فراتر از عدد و رقم است.
آمارتیا سن
متولد سوم نوامبر 1933 است. اقتصاددان و فیلسوف هندی که در کشورهای هند، بریتانیا و امریکا تحصیل کردهاست. او سهم بسیاری در جنبههای مختلف علم اقتصاد داشته و به همین خاطر لقب «مادرترزای علم اقتصاد» را برای خود خریدهاست. معروفترین نظریههای او درباره فقر و قطحی است. آمارتیا کومار سن در سال 1988 جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد و در سال 1999 نیز به خاطر مطالعاتش برای رفاه هند مورد تقدیر قرار گرفت. او در حال حاضر به عنوان استاد دانشگاه مشغول به کار است.
نظر خود را بنویسید