تنها 7 شهر از 31 مرکز استان از رقابتپذیری مناسب برخوردارند
نابرابری جغرافیایی در شاخصهای اقتصادی رقابت
1396/10/05
2419
این مطلب را به اشتراک بگذارید
یافتههای تحقیق نشان میدهد که شهرهای مرکزی استانهای کشور توان رقابتپذیری برابری ندارد
پژوهشگران: حسین نظم فر،علی عشقی چهاربرج و سعیده علوی/ منبع:آینده نگر
نام پژوهش: بررسی وضعیت رقابت پذیری اقتصادی شهرهای ایران
وجود رقابتپذیری اقتصادی در هر منطقه جغرافیایی از کشور، میتواند به شکوفایی این مناطق کمک شایانی کند و بسیاری از مشکلات اقتصادی همچون بیکاری و رکود را تا حدی حل کند و به رفع مسائل اجتماعی نواحی پیرامونی خود نیز یاری رساند. در تحقیقی که سه تن پژوهشگران جغرافیا و برنامهریزی شهری، حسین نظمفر، علی عشقی چهاربرج و سعیده علوی، انجام دادهاند تلاش شده است که رقابتپذیری همه شهرهای مرکزی استانهای ایران از نظر 20 شاخص اقتصادی مقایسه شود. نتایج این تحقیق با عنوان «بررسی وضعیت رقابتپذیری اقتصادی شهرهای ایران » در شماره 20 فصلنامه علمی – پژوهشی «اقتصاد و مدیریت شهری» منتشر شده است. نتایج این پژوهش حاکی از نابرابری شهرهای مرکزی استانهای کشور در برخورداری از شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی است. شهر تهران در رتبه اول و شهرهای اهواز و اصفهان در رتبههای دوم و سهم از نظر بیشترین رقابتپذیری قرار دارند. شهرهای زاهدان، گرگان، خرمآباد، ایلام، زنجان، سمنان، قم، سنندج، اردبیل، شهرکرد، بیرجند، بجنورد و کرج نیز در رتبههای آخر قرار دارند.
***
قرن بیستویکم قرن شهرها است زیرا امروزه بیش از نیمی از مردم دنیا شهرنشین هستند. همگام با تسریع رشد شهرنشینی، فرایند جهانیسازی نیز شتابی فزاینده گرفته و شهرها، این کانونهای اجتماعی و اقتصادی جهان، از طریق فناوریهای پیشرفته اطلاعاتی و ارتباطی، بیشازپیش به یکدیگر مرتبط شدهاند. جهانی شدن شهری و شهری شدن جهان، به تغییر نقش شهرها در نظام جهانی منجر شده است و این پدیده حرکت آزادانه کالا، انسان، اطلاعات و سرمایه را روانتر، سریعتر، گستردهتر و اثرگذارتر از قبل کرده است. این امر باعث اهمیت مفاهیمی مانند رقابتپذیری و رقابت بین شهرها شده است. شهرها مراکز و موتورهای ملی و بینالمللی رشد اجتماعی و اقتصادی هستند و زمینه را برای دستیابی به اهداف ملی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فراهم میکنند.
رقابتپذیری کلانشهرها به توانایی یک کلانشهر برای تولید و به وجود آوردن بازار یک مجموعه از محصولات، کالاها و خدمات که با ارزش عالی ارائه میشوند (نه لزوما با کمترین قیمت) در ارتباط با محصولات مشابه کلانشهرهای دیگر مربوط است. رقابتپذیری همچنین شامل اقتصاد شهری است که برای شهروندانش خدمات و محصولات باارزش تولید میکند و از اقتصاد مبتنی بر صادرات پشتیبانی میکند و کیفیت و استانداردهای زندگی شهروندان را بالا میبرد.
یکی از مهمترین بسترهای ایجاد شهرهای رقابتپذیر که قابلیت رقابت با شهرهای دیگر، چه در سطح بینالمللی و چه در سطح ملی، را داشته باشند، شناخت و توجه به شاخصهای متداول و روز دنیا در عرصه رقابت است. شناخت وضعیت موجود مناطق از لحاظ شاخصهای توسعه و مقایسه آنها با یکدیگر اولین مرحله در برنامهریزیهای منطقهای و ایجاد تعادل و تامین عدالت اجتماعی بین مناطق به شمار میرود. در پژوهش حاضر، با هدف سنجش رقابتپذیری شهرهای مرکزی استانهای ایران از جنبه اقتصادی، 20 شاخص اقتصادی با استفاده از مدل تاپسیس تحلیل شدند که شرح و نتایج آن در ادامه میآید.
رسیدن به شاخصهای رقابتپذیری از آن رو اهمیت دارد که در رسیدن به تعادل منطقهای و برنامهریزی منطقهای به کار میآید. در سال 1353 آمایش سرزمین در ایران شروع شد و بعد از انقلاب نیز این امر در برنامههای پنجساله پیگیری شد. میزان موفقیت برنامههای بعد از انقلاب نشان میدهد که با وجود سیر محتوایی مثبت آنها، همچنان برخی از موانع توسعه متعادل منطقهای وجود دارد. یکی از اصلیترین اهداف برنامههای توسعه بهویژه بعد از انقلاب، دستیابی به توسعهای متعادل در سراسر کشور بوده است و تاکنون در این زمینه تلاشهای زیادی صورت گرفته است. کاهش سطح اختلافات منطقهای، جلوگیری از تراکم و تمرکز بیش از حد جمعیت، فعالیت و پیامدهای آن در کلانشهرها، بهرهگیری از قابلیتها و ظرفیتهای مناطق حاشیهای و کمفعال، ایجاد اشتغال و درآمد پایدار، ساماندهی موثر جریانهای حجیم مهاجرتی و در نهایت، دستیابی به اهداف توسعه متعادل و پایدار ملی، همگی در گروی حل معضلات و موانع ریشهای تحقق فرایند مدیریت و برنامهریزی منطقهای است.
بر اساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، رقابتپذیری درجهای برای یک کشور است که بتواند محصولات و خدماتی را ارائه کند که آزمون بازارهای بینالمللی را گذرانده باشد و همزمان با آن، درآمد شهروندان را افزایش دهد یا در سطح قابل قبولی نگه دارد. در واقع، هدف اصلی از رقابتپذیری ایجاد شرایط و چارچوبی است که در آن، هم بنگاهها و هم جامعه بتوانند در یک زمان، رقابتپذیر باشند و به تبع آن، در جامعه رونق و کامیابی ایجاد کنند.
برای تحلیل و تبیین رقابتپذیری اقتصادی در مراکز 31 استان کشور، دادههای مورد نیاز این مراکز بر اساس اطلاعات سالنامه آماری سال 1390 استخراج شدند. با توجه به وجود شاخصهای متعدد در بخش رقابتپذیری اقتصادی، با در نظر گرفتن اطلاعات در دسترس و با استفاده از دو متغیر عملکرد اقتصادی و ساختار و ظرفیت اقتصادی، 20 شاخص انتخاب شدند. شاخصهای انتخابی برای سنجش رقابتپذیری شهرهای مرکزی استانهای کشور برگرفته از شاخصهای منتخب در مطالعات پیشین بودند. دادههای خام شاخصهای انتخابی از سالنامه آماری استخراج و برای تجزیه و تحلیل، شاخصسازی شدند. پس از مرحله شاخصسازی، وزن شاخصهای پژوهش با استفاده از تکنیکهای وزندهی محاسبه شد و در مرحله بعد، با بهرهگیری از تکنیک تاپسیس، درجه برخورداری هریک از مراکز استانها از لحاظ رقابتپذیری اقتصادی تعیین شد. سپس شهرها به پنج دسته کاملا برخوردار، برخوردار، نسبتا برخوردار، نابرخوردار و کاملا نابرخوردار طبقهبندی شدند. نتایج این طبقهبندی را میتواند در جدول دید.
20 شاخص اقتصادی رقابتپذیری مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از تعداد شعب بانکهای دولتی، تعداد دستگاههای خودپرداز بانکهای دولتی، تسهیلات اعطایی بانکهای دولتی، سپردههای بانکهای دولتی، سهم ارزش افزوده بخش خدمات، سهم ارزش افزوده بخش صنعت و معدن، سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی، سرانه تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص داخلی، رشد شاخص کل قیمتها، نسبت هزینههای خوراکی و دخانی به کل هزینهها، اعتبارات تملک دارایی سرمایهای (بودجه عمرانی)، اعتبارات هزینهای (بودجه جاری)، تعداد شرکتهای تعاونی، سرمایه شرکتهای تعاونی، شرکتهای تعاونی تامینکننده نیاز تولیدکنندگان، تعداد انواع معاملات ثبتشده، تعداد کارگاههای صنعتی، نرخ مشارکت اقتصادی و نرخ بیکاری.
یافتههای تحقیق نشان میدهد که شهرهای مرکزی استانهای کشور توان رقابتپذیری برابری ندارد؛ به طوری که فاصله بین شهر تهران (بهعنوان برخوردارترین شهر کشور) با دیگر شهرها زیاد است و شکاف بین شهرها بیانگر توزیع نامتعادل شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی در بین مراکز استانهای کشور است. با محاسبه میانگین ضریب اولویت شهرها، میتوان دید که فاصله بین شهر کاملا برخوردار با شهرهای کاملا نابرخوردار بسیار زیاد است. وجود چنین شکافی در برخورداری از شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی بین مراکز استانها، بیانگر عدم موفقیت برنامهریزی منطقهای و برنامههای آمایش سرزمین است که موجب به وجود آمدن مشکلاتی مانند مهاجرت بیرویه به مرکز کشور، عدم تعادل جمعیتی، افزایش بیرویه ساختوساز در مرکز کشور و بهتبع آن، افزایش حاشیهنشینی است.
در بین 31 شهر مرکز استان کشور، تنها 7 شهر در طبقه برخورداری مناسب قرار دارند. یافتههای این پژوهش نابرابری در شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی در بین شهرهای مرکزی استانهای کشور را تایید میکنند. شکاف میان شهرهای مرکزی استانهای کشور در برخورداری از شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی، باعث عدم تعادل منطقهای و به تبع آن، باعث مشکلاتی در عرصه ملی شده است. سطح توسعه و میزان برخورداری مراکز استانهای کشور به عنوان یکی از عوامل تعیینکننده و تشدیدکننده در برهم خوردن ساختار سرزمین همواره مورد تاکید بوده است. این مسئله میتواند به مدیریت صحیح آمایش جمعیت و پخشایش متعادلتر خدمات و امکانات در سطوح مختلف پهنه سرزمینی کشور کمک کند. شناخت ویژگیها و قابلیتهای شهرهای مرکزی استانهای کشور، مسئلهای مهم و ضروری است که در صورت بهرهگیری از شیوههای صحیح، میتواند گامی اساسی در شروع توسعه یکپارچه در سطح ملی باشد.
پژوهشگران در انتهای پژوهش خود پیشنهادهایی را مطرح کردهاند که اجرای آنها میتواند در ارتقای رقابتپذیری اقتصادی شهرهای مرکزی استانهای کشور موثر باشد. این پیشنهادها در ادامه میآیند:
- اتخاذ استراتژیهای محرومیتزدایی از لحاظ شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی در شهرهای محروم و کاملا نابرخوردار
- سنجش توزیع فضایی شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی در سطح شهرهای مرکزی استانهای کشور به طور مداوم و سالیانه برای تشخیص سطح کارایی برنامههای انجامشده به ویژه در شهرهای محرومی همچون زاهدان، گرگان، خرمآباد، ایلام، زنجان، سمنان، قم، سنندج، اردبیل، شهرکرد، بیرجند، بجنورد و کرج
- جلوگیری از مهاجرفرستی شهرهای محروم با ایجاد سیاستهای اشتغالزایی و تقویت شاخصهای اقتصادی در این شهرها
- جلوگیری از تمرکز امکانات و جمعیت در شهرهای کاملا برخوردار همچون تهران، اصفهان و...
- با توجه به اینکه دادههای مربوط به رقابتپذیری اقتصادی هر سال بهروز و ارائه میشوند، باید پژوهشهای مشابهی بر اساس دادههای سالهای آتی نیز انجام شود و در آن، تغییرات صورتگرفته در هر سال رصد شود.
با توجه به اینکه در پژوهش حاضر، شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی در سطح شهرهای مرکزی استانهای کشور ارزیابی شده، ارزیابی این شاخصها در سطوح پایینتر شهری تا حد زیادی نامشخص و مبهم است. بنابراین سنجش شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی در مقیاس شهرهای کوچک نیز باید صورت پذیرد تا تفاوتهای درونمنطقهای در مقیاسهای کوچک نیز تبیین و آشکار شود. همچنین باید به شهرهای محروم کشور از بعد شاخصهای رقابتپذیری اقتصادی توجه کافی مبذول شود تا تعادل ملی در سطح کشور فراهم شود.
نظر خود را بنویسید