بایدها و نبایدهای کارآفرینی در مواجهه با سرمایه اجتماعی و رانت
موجهای کارآفرینی و مسئله اعتماد اجتماعی
1396/10/05
2338
این مطلب را به اشتراک بگذارید
کارآفرینان اولیه کسانی بوده اند که ایده داشتند. بخش زیادی از رویدادهایی که دهههای پیش برای جذب سرمایهگذاران تشکیل میشد درواقع در رابطه با خلاقیتهایی بود که افراد به کار میبستند. ایدهها همیشه جایگاه ویژهای داشتهاند. ایدههای کارآفرینانه اغلب نیازمند پشتیبانیهای زیادی بودند.
سمیه توحیدلو/ آینده نگر
اشتغال از موضوعات مهم و بهروز جامعه ما بهحساب میآید. شیب صعودی آمار بیکاران دانشگاهی عاملی شده که پرداختن به موضوعات مرتبط با کارآفرینی در دهههای اخیر شتاب گرفته است. درواقع پرداختن به موضوع کارآفرینی در جامعه ایران یکی از روشهای شکل دادن شغلهای فردبنیاد بوده است. کارآفرینی در ایران برای حل یک مسئله عمده فراگیر شد و آن هم بهکارگیری توان افراد جدای از ظرفیتهای دولتی بود. این مشکل هر جامعه و دولتی است که عاملیت کلان دارد، دارای بودجه رانتی نفت یا منابع طبیعی دیگر است و از او انتظار میرود که منابع خداداد را به شکل یکسان توزیع کند. در چنین جوامعی خواست و انتظار مردم بیشتر بهره بردن از نعماتی است که استفاده از آن را حق خود میدانند. دولتها هم بینیاز از مردم مدام بزرگ و بزرگتر میشوند و در راستای این تحول از جمعیت بیشتری از تحصیلکردگان کمک میگیرند و بهنوعی جمعیت حقوقبگیر زیادی را تحت تکفل میگیرند.
درواقع از جایی به بعد که تعداد حقوقبگیران زیاد شد و دولت با کاهش بودجههای نفتی و حجم بالای هزینههای جاری روبهرو شد، همّ خود را مصروف تقویت صنایع کوچک یا کارآفرینی كرد. کارآفرینی در دنیا با بهرهگیری از ظرفیتهای شخصی افراد به دنبال تبدیل ایدهها به فرصتهای اشتغال است. به نظر میرسید در جامعهای با آمار چشمگیر فارغالتحصیلان دانشگاهی این موضوع میتوانست موردتوجه باشد. اگر قرار باشد تعریفی کلی از کارآفرینی و ظرفیتهای آن ارائه دهیم یکی از تعاریف جامع آن عبارت است از «فرآیند ایجاد کسبوکار با بهرهگیری از فرصتها، همراه با نوآوری، تلاش و پشتکار زیاد، و پذیرش ریسکهای مالی، روحی و اجتماعی که با انگیزه توفیقطلبی، رضایت شخصی، استقلال و کسب سود مالی صورت میپذیرد.» در این تعریف هریک از فعالیتهای زیر نوآوری محسوب میشود:
ـ ارائه محصول یا خدمت جدید؛
ـ ارائه روش جدید در فرآیند تولید محصول یا خدمت موجود؛
ـ گشایش بازاری تازه برای تولید محصول یا خدمت موجود؛
ـ یافتن منابع جدید برای تولید محصول یا خدمت موجود؛
ـ ایجاد ساختاری جدید در تشکیلات (کارآفرینی درونسازمانی).
اما بهواقع همین مفهوم در سنوات گذشته و به فراخور امکانات و داشتههای مجموعهها تغییر و تحولات اساسی داشته است.
کارآفرینان اولیه کسانی بودهاند که ایده داشتند. بخش زیادی از رویدادهایی که دهههای پیش برای جذب سرمایهگذاران تشکیل میشد درواقع در ارتباط با خلاقیتهایی بود که افراد به کار میبستند. ایدهها همیشه جایگاه ویژهای داشتهاند. ایدههای کارآفرینانه اغلب نیازمند پشتیبانیهای زیادی بودند. این پشتیبانیها از پشتیبانیهای مالی گرفته تا زمینهای بهشدت موردنیاز بوده و زمینههای تولید ایده هم زمینههای تولیدی یا خدماتی بوده است.
با گسترش رسانهها و اینترنت در دنیا سمتوسوی کارآفرینیها تغییر کرده است. درواقع علیرغم تعریف عام کارآفرینی، وقتی از استارتآپها صحبت میشود بیشتر مجموعهای از ایدههای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات به ذهن مخاطبان خواهد رسید. با توجه به تأخر کشور ما در زمینه ایدههای فناورانه نیز تمرکز استارتآپها از ایده به سمت مسائل دیگری رفته است. درواقع اگر در موج اول کارآفرینی ایده و بعد سرمایهگذاری حرف اول را میزد، در موج دوم کارآفرینی خصوصاً در ایران سرمایهگذاری روی ایدههای بومیشده و بعد اعتمادآفرینی حرف اول را میزند. در موج اول ایدههای نو برای کشف بازارها و برنده شدن در رقابتها به کار بسته میشدند. در موج دوم سرعت تصمیمگیری و بومیسازی ایدهها و کسب حمایتهاست که موضوعیت دارد. درواقع به نظر میرسد ایدههایی که امروزه بهعنوان ایدههای اصلی استارتآپی مطرح است بهنوعی ترجمهشده ایدههای به کار گرفتهشده و اجراشده در کشورهای پیشروست. افرادی که درگیر استارتآپها شدهاند به دلیل نزدیکی و آشنایی با این محیطها به ترجمه ایدههای موجود دست میزنند. اغلب ایدهها موجود است. کارهای خوبی در دنیا انجامشده که در داخل ظرفیت بالایی برای اجرای آنها هست. به قول بخشی از فعالان استارتآپی ما در ایران بازار بزرگ و آمادهای داریم که به دلیل تأخیر نسبت به دیگر جاها جمع کثیری از مرتبطان در حوزههای آیتی را وسوسه ميكند.
در موج اول کارآفرینی اغلب صاحبان سرمایه خریداریکننده ایدههای خوب بودند. کسبوکارهای کارآفرینانه در شرکتهای خانوادگی یا شرکتهای دارای سابقه خود را نشان میدادند و ایدههایی که بزرگ شدند نیز اغلب توانسته بودند با اندک حمایتهای مالی بانکی کار خود را به پیش برند. اما در شرایط فعلی که دارنده ایده تنها باید متخصص قوی و مترجم خوبی برای ایدهها باشد سرمایهگذارها هستند که حرف اول را میزنند.
ذات و ماهیت خدمات آیتی بر اعتماد ساخته شده است. درواقع به دلیل ارتباط با اطلاعات نیازمند اعتماد فراگیری هستند. در خدمات اینترنتی چند مدل اعتماد موردنیاز است. درواقع برای موج دوم کارآفرینی این اعتماد نقطه قوتی است که باعث شکست کار هم میتواند بشود.
شما اگر قرار باشد خدماتی مبتنی بر اطلاعات و ارتباطات افراد ارائه دهید دو گروه حساس خواهند شد: یک گروه نهادهای حاکمیتی هستند. درواقع نهادهای حاکمیتی به اطلاعات فراگیری که دست افراد صاحب ایده بیفتد حساساند. طبیعی است که بیشتر دوست داشته باشند مدیریت اطلاعات را در دست خویش بگیرند تا امکان کنترل آن وجود داشته باشد. درواقع بخش زیادی از شرکتهای مبتنی بر اطلاعات در دنیا بهنوعی در ارتباط با نهادهای حاکمیتی هستند. نهادهایی که اطلاعات را میخرند یا میفروشند و گاهی امنیت یک جامعه در ارتباط با همین اطلاعات قرار میگیرد. وقتی اطلاعات نقش اصلی در روابط سیاسی یا اقتصادی بازی میکند، هیچ نهادی حاضر نیست که موضوع اطلاعات را به غیر بسپرد. چنین میشود که زمانی ایدهای استارتآپی خواهد گرفت که باز هم سرمایهگذار اصلی، نهادهای عمومی و بهنوعی وابسته باشد. از همین روست که شرکتهای استارتآپی زمانی فراگیر میشوند که کارتلهای اقتصادی تقریباً وابسته پشت آن ایده را بگیرند و حتی با یکدیگر رقابت كنند.
البته اطلاعات سطوح مختلفی دارد. از آدرس ساده شهروندان شروع میشود تا انواع خریدها، تا مسیرهایی که در آن رفت و آمد میکنند تا ارتباطاتی که میگیرند و هر نوع خدمت تفریحی که برخوردار میشوند. درواقع هر کسبوکار استارتآپی با حجم زیادی اطلاعات سروکار دارد که به تنهایی شاید ارزشمند نباشد اما حجم بالای اینها و ماتریس اطلاعاتی که آفریده میشود برای اغلب نهادها جذاب بهحساب میآید. در جامعه ایران استارتآپها حد و سقف رشد دارند. سقف شیشهای محکمی برای استارتآپهای مستقل با سرمایهگذار خصوصی هست و برای عده دیگری که وابستهتر میشوند و امکان در اختیار قرار دادن اطلاعات دارند، به شکل غیررقابتی امکان رشد وجود دارد.
اما این یک سوی قضیه است. سوی دیگر قضیه استفادهکنندگان از خدمات هستند. اعتماد این گروه بهنوعی در ارتباط با موضوع اول و نحوه ورود نهادهای حاکمیتی هم هست. مثلاً این روزها بسیاری هستند که اعتقاد دارند نباید روی تلفن همراهشان افزونههای ایرانی داشته باشند. بیاعتمادی به افزونههای ایرانی موج فراگیری ایجاد کرده است. در انتخاب بین شبکهها و برنامههای داخلی و خارجی، آنچه مورد استفاده قرار میگیرد برنامهها یا افزونههای بیرونی است. یک پنداشته فراگیر وجود دارد که اطلاعات فردی ما برای سازمانهای بیرونی کماهمیتتر از سازمانهای حاکمیتی خودمان است. درست یا غلط موضوع چیز دیگری است. آنچه واقع شده است همین امر است. گاهی برخی از صحبتها و اظهارنظرها نیز عاملی برای تشدید این باور میشود. مثلاً وقتی از پیامرسانی چون تلگرام به جهت کد بودن اطلاعات و عدم دسترسی به آن توسط افراد درگیر در نهادهای امنیتی انتقاد میشود، طبیعی است که جایگزین تلگرام هیچگاه پیامرسانهای داخلی نخواهد بود. یکی دیگر از بازدارندههای نهادهای حاکمیتی برخوردهای نظامی و امنیتی و نوع پوشش خبری آنها با استارتآپهاست. درواقع اگر دامنه کجروی برای نهادهای امنیتی بسیار گسترده باشد، بهنوعی که مثلاً از سایت داشتن و فعالیتهای مرتبط با آیتی تا دوبله و ارائه فیلمهای کلاسیک دنیا در دامنه کجروی قرار گیرند و مشمول برخوردهای قضایی شوند، دایره ایدهها و اعتمادآفرینیها کمرنگتر خواهد شد. پذیرش ایدهها و جاافتادن آنها نیازمند سعه صدر حاکمیتی هم هست. به هرحال مانند هر فرآیند نو و جدیدی تعارضهایی خواهد داشت. نقد تعارضها و تلاش در راستای حل و فصل آنها باید دغدغه نهادهای حاکمیتی هم باشد. اما برخوردهای چکشی و سریع در ابتدای کار حتی به فرض صحت عملکرد بر دیگرانی که دنبال فضای جدید کسبوکار هستند یا بر روی سرمایهگذاران اثر مخرب خواهد گذاشت.
شتاب فزاینده بیاعتمادی بین فردی و حتی بین مردم با دستگاههای حاکمیتی بهنوعی خود را در این زمینه نیز نشان میدهد. از یک سو اعتماد کردن به دیگران سخت است اما ممکن. کسبوکارهای خانگی و مراودات اینترنتی کوچک به راحتی جای خود را باز میکنند. حتی در این میان سوءاستفادههای گستردهای هم وجود دارد. مسائلی که پلیس فتا این روزها با آن روبهروست و اخطارهای لازم را نیز میدهد. اما واقعیت اینجاست که علیرغم لزوم آگاهسازی مردم از سوءاستفادهها همین نوع اخطار دادنها نیز سلبکننده اعتماد شده است. در مورد افزونههای بزرگتر هم این مهم وجود دارد. یک واقعیت هست که اگر مجموعهای بتواند خدمات ارزان و باکیفیت به مخاطب ارائه دهد، علیرغم فضای بیاعتمادی و تبلیغات عمومی که میشود مورد رجوع و اقبال قرار خواهد گرفت. درواقع هرچند اعتمادزایی مسئله مهم این استارتآپهاست اما نیروی پیشبرنده آنها نیز میتواند اعتماد مخاطبانی باشد که از کیفیت خدماتگیری راضیاند. اعتمادی که میتواند با اخبار ضد و نقیض شکننده نیز باشد.
آنچه در دنیا استارتآپها را موفق كرده نحوه تضمیندادن آنهاست. یعنی طبیعی است که اعتماد اولیه و عقلانی وجود نداشته باشد. اما آنچه مهم است تضمینهای محکمی است که نهادهای عمومی و امنیتی نیز بتوانند آن را دنبال كنند.
درواقع به نظر میرسد که هرچند اعتماد بهعنوان یکی از اصول اساسی سرمایه اجتماعی در هر کشوری دستخوش تغییرات گستردهای است، اما این اعتماد بیش از هرچیز به کیفیت و کارکرد موضوعات هم مرتبط است. عملکرد موفق پلیس و نیروهای انتظامی و امنیتی خودش میتواند اعتمادزا باشد، متصل به اینکه باور عمومی جامعه عملکرد ایشان را غیرسیاسی و غیرمصلحتگرایانه و در راستای نظم و امنیت کشور بداند. مثل پدیده دزدی یا آدمربایی و... وقتی پلیس خوب عمل میکند مردم خودشان را درگیر برحذرداشتنهای سلبکننده اعتماد نمیکنند. مدام به هم یادآوری نمیکنند که نباید به هیچکس اعتماد كرد. بلکه باور دارند کسی هست که کار خود را درست انجام دهد و همین امر برای خطاکاران نیز بازدارنده است. کاری که اینروزها میکنیم خواسته یا ناخواسته اعتمادزدایی در جامعه است. رسانههای جدید اخبار بد را خوب میچرخانند. اخبار خوب در نطفه خفه میشود. اخبار بد همیشه سلب اعتماد با خود به همراه دارد. مهم نیست که یک بنگاه کوچک همیشه چگونه عمل میکرده است. هربار مشکل و خطا، کارکرد اعتمادزدایانه خویش را اعمال كرده و ساختارها بهای زیادی برای بازگرداندن وضعیت به شرایط قبلی باید بپردازند.
کارآفرینی نیاز به محیط امن سرمایهگذاری دارد. ایدههای نو استارتآپی کاملاً قابلیت کپی شدن دارند. خصوصاً اینکه خودشان نیز کپیهای ترجمهشدهای از مشابههای غربی آن هستند. اما نکتهای که وجود دارد ماجرای رقابتهاست. طبیعی است که انتظار داشته باشیم کارآفرین استارتآپها بتوانند با نوع خدماترسانی در عرصه رقابت پیروز باشند. اما زمانی که نهادهای عمومی و صاحب قدرت در امر رقابت مداخله میکنند و فضای نابرابر را برای رقابت کردن ایجاد میکنند، مانند وارد شدن رقیب خارجی در کنار کسبوکارهای کوچک و پانگرفته و بدون مدافع، سریع زمین میخورند. یا اگر کاری کاملاً خصوصی به انجام برسد و مشابه آن را یک نهاد عمومی با سرمایهگذاری وسیع انجام دهد، ورود غیرمنصفانه به رقابت یا ورود رانتی خودش عاملی برای پانگرفتن کسبوکارهاست.
درواقع کارآفرینی و خلق فرصتهای جدید هرچند که متکی به خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی و توانمندیهای فرد کارآفرین است، اما در موجهای جدید کارآفرینی زمینههای شکلگیری و نوع ورود به بازار و کسب اعتماد خودش موضوعی مجزا و قابل ارزیابی است. درواقع در دنیای اطلاعات و رسانه همهچیز راحتتر همخوان میشود. هم موفقیتها و هم شکستها. هم عوامل اعتمادزا و هم اعتمادزدا. در خلأ افراد انتخابشان را با پیشبرندهها و انگیزانندههای فردی انجام میدهند. اما دنیای رسانه دنیای زندگی در خلأها نیست. زمینهها هستند که کارآفرین میسازند و کارآفرینی را ممکن میکنند و حتی آن را با موفقیت یا شکست مواجه ميسازند.
نظر خود را بنویسید