علیاصغر سعیدی دغدغههای بنگاهداری در ایران را واکاوی میکند
عبور از پدرسالاری
1396/09/21
2373
این مطلب را به اشتراک بگذارید
دکتر علیاصغر سعیدی، جامعهشناس، به ماندگاری یا عدم ماندگاری کسب و کارها در ایران از زاویهای دیگر نگاه میکند. او از تجربه بنگاهداری خانوادگی در ایران سخن میگوید. تجربهای که نشان میدهد در گذشته سیستمهای پدرسالارانه موجب طول عمر زیاد کسب و کارها میشدند.
منبع:آینده نگر
در اغلب موارد شاهد هستیم که در دنیا کسب و کارهایی که راه میافتد و معمولا به برند هم تبدیل میشوند، قدمت دارند. اما در ایران وجود این کسب و کارها چندان پررنگ نیست. چرا بنگاههای ایرانی نمیتوانند مانند خارجیها در بازارها ماندگار باشند؟
دو علت برای این امر وجود دارد. اول اینکه در دنیای جدید، به ویژه از دهه آخر قرن بیستم که بحث جهانی شدن اقتصاد مطرح شد، ورود به جامعه اطلاعاتی پدیدهای بود که عمر کسب و کارها را، به دلیل تغییرات سریعی که در بازار اتفاق میافتاد، کم میکرد. مقالات زیادی در این زمینه تالیف شده اما میتوان گفت که حرکت از اقتصاد تولید کارخانهای به سمت اقتصاد معرفتی، که پردازش دادهها و اطلاعات و به ویژه استفاده از فناوریهای پیشرفته شبکهای و اطلاعاتی محور اصلی آن است، تاثیر بسیار زیادی در عمر این کسب و کارها گذاشت. هرساله به این کسب و کارها اضافه میشود و خیلی از کسب و کارهای دیگر از بین میروند. در اواخر دهه 90، وقتی که به عنوان دانشجوی دکترا در یکی از شرکتهای انگلیسی در قسمت رایانه مشغول به کار بودم، شاهد بودم که این شرکت تا چه میزان به خاطر تغییراتی که در بازار اتفاق افتاد، در حال تغییر بود. به طور مثال در ابتدا شرکت، ایمیل را به صورت دایلآپ میفروخت، دو یا سه ماه نگذشته بود که با تغییرات تکنولوژیک مواجه شد و دیگر نیازی به فروش ایمیل نداشت. از وبمیل استفاده میکرد و وبمیل را میفروخت. بعد از مدتی تمام اینها منسوخ شد و چیزهای جدیدی به وجود آمد. در حال حاضر نیز همین مسئله وجود دارد. جامعهشناسی به نام ریچارد فنت این موضوع را تحت عنوان فروپاشی کاراکتر و حرفه مطرح کرده و نشان میدهد، درست است که ساختمانها سر جایشان هستند، اما خیلی وقتها وظایفشان تغییر میکند و این تغییر وظایف روی شخصیت انسان و زندگی اقتصادی تاثیر میگذارد. در گذشته اقتصادی داشتیم که ماهیت شغلها ثابت بود. لذا بر اساس این شغل ثابت اتحادیهها عمر و اعضای زیادی داشتند؛ اما سرمایه، به صورت فیزیکی و کارخانهای خودش را نشان میداد. وقتی که ارتباطات راه دور رایانهای، دنیای جدیدی را به وجود آورد، نسبت سرمایه فیزیکی به سرمایه مالی هم کاهش پیدا کرد و سرمایه مالی افزوده شد و تحرکهای زمانی و مکانی زیادی را در بازار به وجود آورد. در حال حاضر شما میتوانید در زمان کوتاه با یک کلیک سرمایه خودتان را به نقاط مختلف دنیا منتقل کنید و این موارد بود که ساختار را تغییر داد. درست است که سرمایهداری باقی ماند، اما سرمایهداری مالی شکل جدیدتری پیدا کرد و بحثهای تحرک نیروی کار هم به خاطر همین تحرک سرمایه اتفاق افتاد و مهاجرتهای بزرگ نیز ناشی از آن است. از آنجایی که اقتصاد ما با اقتصاد جهانی پیوند دارد این مسئله یعنی همان ماندگاری یا عدم ماندگاری یک کسب و کار، با تغییرات جهانی که رخ داده در ارتباط است. در کشور، ما با اصناف بسیاری مواجه هستیم؛ مثل استارتآپها که از کسب و کارهای جدید است و در مقایسه با سایر کسب و کارها امکان تغییر بیشتری دارند. ولی به عنوان مثال وقتی به صنعت نگاه کنید، صنایع سنتی فلزی که از دوران صفوی در اصفهان به وجود آمد از صنایع فلزیای که جدیدا به وجود آمده، ماندگارتر است. صنایع جدید از آنجایی که به ماشین و تکنولوژی وابسته هستند، تغییرات زیاد و دائمی دارند و این تا اندازهای علت جهانی دارد. اتفاقا استارتآپها و شغلهایی که با تکنولوژی سر و کار دارند، بیشتر در معرض عمر کوتاهمدت و از میان رفتن هستند و عمرشان بسیار کوتاهتر از شغلهای قدیمی است. مسئله دیگری که در ایران وجود دارد و متاسفانه ساختار جامعه را در بر میگیرد، کوتاهمدت بودن جامعه ایران است. ویژگیهای کوتاهمدت بودن ناشی از همان قواعد حقوقی و نهادی موجود در بازار است. البته اقتصاد ما خیلی بر اساس شغلهایی با فناوری پیچیده پایهریزی نشده، اما همان میزانی که سرمایهگذاران میخواهند در صنعت و تکنولوژیهای مختلف سرمایهگذاری کنند، با احترام به مالکیت خصوصی نگاه میکنند و چون نهادهای حقوقی در جامعه ایران قوی نیستند و سابقه نیز نشان داده که سرمایه همیشه دچار مخاطره بوده، این باعث میشود کسب و کارها طولانی نشوند. زیرا نیروی فکری و ریسکپذیری که این بنگاهها را حمایت کند، پشت آنها قرار ندارد و تمایل دارند به بخشهای خدماتی بروند و تلاشی برای وسیع کردن حوزه فعالیت خود ندارند. به نظر من علت اصلی آن همین نهادهای حقوقی است که از حقوق مالکیت دفاع نمیکنند. در سایر حقوق مانند حقوق کار نیز، نه دولت میتواند رابطه میان کارگر وکارفرما را تنظیم کند و نه قانون این را انجام میدهد. همچنین دوره گذاری در جامعه ایران اتفاق افتاده که میتوان نام آن را دوره پس از پدرسالاری گذاشت. در گذشته یک رابطه پدرسالارانه بین کارگر و کارفرما بود و کارگرها حرمت پدری کارفرما را حفظ میکردند. کارفرما نیز نگهداری از آنها را وظیفه خودش میدانست. در حال حاضر این موضوع تغییر کرده و قوانین جدید وارد شده است. آگاهی در کارگر و کارفرما به وجود آمده و دیگر نمیشود به راحتی منافع کارگاه، کارخانه و محل کار را که در گذشته به عنوان یک خانواده در نظر میگرفتند، با هم حفظ کنند. در حال حاضر این یکسانانگاری منافع به سختی انجام میشود و نیاز به دولت به عنوان نقش سوم برای تنظیم این رابطه وجود دارد. این رابطه، هم به خاطر توصیههای نامناسبی که دولت میکند و نقش بدی که دولت در این سهجانبهگرایی بازی میکند با مشکل روبهروست و هم قوانین و تغییراتی که در ذهنیت کارگر و کارفرما رخ داده است. این مسئلهای است که به غیر از نهاد مالکیت خصوصی بر روابط کارگر و کارفرما تاثیر میگذارد و تمایل کارفرماها را به پایدار کردن کارشان از طریق انباشت سرمایه کاهش میدهد.
این شرایط برای همه کسب و کارها یکسان است؛ ولی شاهد هستیم که بعضی از کسب و کارها در این شرایط یکسان باقی میمانند، دلیل این ماندگاری چیست؟ آیا به علت مدیریت خوب است، بهروز نگه داشتن یا انسجامی که در آن کسب و کار وجود دارد؟
باید به صورت موردی اینها را بررسی کرد، اما به نظر میرسد چیزی که در پایداری کسب و کار به آن توجه نمیشود، نقش روابط خانوادگی است. زیرا بنگاههای ایرانی که خانوادگی هستند، انعطافپذیریشان در مقابل هر مسئلهای مانند مشکلات حقوقی و... بیشتر است و چون اینها هدف حفظ یکپارچگی خانواده را در نظر دارند، این فرض که اگر این انسجام از دست برود، هرکسی به دنبال شغلی خارج از بنگاه خانوادگی میرود، باعث ماندگاری کسب و کار خانوادگی و از خیلی از جهات به نفع اقتصاد کشور میشود. کاریکاتوری را در نیویورکر دیدم که پدر، افراد خانواده را دور میز جمع کرده و میگوید به دلیل تورم باید دو نفر شما را اخراج کنم. طنزی است که نشان میدهد خانواده اصلا نمیتواند این کار را انجام دهد. همانطور که اگر مشکلی حتی اخلاقی رخ دهد، اعتمادی که به افراد خانواده وجود دارد بیشتر از افراد دیگر است؛ در زمان رکود نیز ایثار بیشتری میتواند در بنگاههای خانوادگی وجود داشته باشد. صاحب بنگاه افراد غیرعضو خانواده را میتواند اخراج کند، ولی خانواده خود را نمیتواند.
آیا این ویژگی در ایران مورد توجه دولتمردان قرار گرفته است که بخواهند از کسب و کارهای خانوادگی دفاع کنند؟
ویژگی خانوادگی در ایران خیلی مهم است؛ اما متاسفانه سیاستگذاران به این مهم توجه نمیکنند. زیرا بیشتر آنها اقتصاددان هستند و این مسائل در اقتصاد مطرح نمیشود. باید توجه کرد و روی ویژگیهای بنگاهها کار کرد و سعی کنیم موارد حقوقی مطرح کنیم که استحکام آنها را بعد از نسل دوم تقویت کند. در بهترین شرایط هم وقتی نسل تغییر میکند و پدر خانواده میمیرد، آفت جدا شدن و تعطیلی بنگاه اقتصادی وجود دارد. وقتی پدر خانواده در قید حیات است، پایداری آن کسب و کار بیشتر است.
در مواردی دیده میشود که اختلافات درون خانواده مانع عمر طولانی بنگاه میشود. کسب و کارهای خانوادگی در ذات خوب هستند یا بد؟
البته این موضوع در شرایط مختلف باید بررسی شود. امروزه که بنگاهها خود را کوچک میکنند تا در مقابل تغییرات ناگهانی که در اقتصاد رخ میدهد، مقاومتر باشند، این نوع کسب و کار رونق بیشتری دارد و ویژگی خانواده یعنی همان پیوندهای عاطفی مورد استفاده قرار میگیرد. در آمارهای امریکا، آلمان و انگلستان نشان داده شده که حتی نیروی کار و درآمد اینها نقش بسیار مهمی در تولید ناخالص ملی داشته است که با سیاستگذاریهای مناسب حمایت میشوند. در بسیاری موارد در ایران کسب و کارها در نسل دوم از بین میرود. خانواده پیوندهای خود را به سودآوری و منفعتطلبی ترجیح میدهد. این ویژگی خانوادههای ایرانی است. این نشان میدهد که هنوز ما نتوانستهایم سیاستهایی را برای برقراری توازن بین خواستهای عاطفی از یک طرف و منفعتطلبی از طرف دیگر تدوین کنیم. در حالی که این امر در کشورهای دیگر اتفاق افتاده است. در شرکتی مانند صنایع بهشهر که متعلق به خانواده لاجوردی و لاجوردیان بودند، در ابتدای کار پدر خانواده ترجیح داد که یک حساب شخصی در یک بانک خصوصی برای اعضای خانواده ایجاد کند که افراد درآمدهای خود را در آن بانک پسانداز کنند و حق نداشته باشند این پول را در جای دیگر استفاده کنند. چون ایشان گفته بودند که من شاهد این بودم که خانواده برادران اخوان که خانواده تاجر و بعد صنعتگران معروفی در ایران شدند، در معرض خطر قرار گرفتند و دچار اختلاف شدند و برای حفظ اتحاد خانواده، بنگاه را تعطیل کردند. بنابراین برقراری توازن بین ایندو در ایران بسیار مشکل است. یکی دیگر از مشکلات در ایران قانون ارث است که هر فردی میتواند با گرفتن ارث خود، بنگاه را تضعیف کند. اینها موارد زیادی هستند که باید مورد به مورد بررسی کرد و مشکلات متفاوتی دارند. خانواده بزرگ میشود و افراد دیگری به آن اضافه میشوند و باید براساس نوع خانواده و کوچکی و بزرگی و نوع فعالیت آن، منشور خانوادگی تهیه شود تا از این نوع خطرات رهایی پیدا کند. به نظرم ما به این مسئله کم میپردازیم. حتی بین کارآفرینان این مشکل اساسی است و باید کارهای اساسی صورت گیرد.
شما چقدر بنگاههای ایرانی را در آستانه از بین رفتن میبینید؟ بنگاههایی که وجود دارند و به سختی چرخ کارخانه را میچرخانند، تا چه اندازه در شرایط کنونی اقتصادی میتوانند دوام بیاوردند؟
وقتی جنبههای جامعهشناختی این مسائل را مطالعه کردم به این موضوع رسیدم که هنگامی که عمر بنگاه کمی طولانی میشود، اگر شرایط بیرونی یا نهادهای حقوقی فشاری به این بنگاهها نیاورند، بنگاهها علیرغم شرایط سخت کار خود را ادامه میدهند. علت این است که سرمایهگذار بنگاه را به عنوان فرزند خود میبیند، مخصوصا اگر عمر بیشتری داشته باشد، به راحتی نمیتواند آن را از دست بدهد. هرچقدر این سابقه طولانیتر باشد، افراد بیشتر و راحتتر در مقابل شرایط سخت دوام میآورند. امروزه شاهد هستیم که خیلی از بنگاهها از وضع خودشان و شرایط اقتصادی گله دارند، اما علیرغم اینها به کار ادامه میدهند. این کسب و کارها یک سرمایه اجتماعی و اقتصادی را طی سالها جمع کردند و نمیتوانند به راحتی این سرمایهها را کنار بگذارند. البته این به اندازه شرکت و سابقه فعالیت آن بستگی دارد. من فکر نمیکنم که این افراد به رغم سختی کشیدن از شرایط کشور بتوانند به راحتی کسب و کار را تغییر دهند یا تعطیل کنند. البته علیرغم میلشان نیروهای زیادی را از دست میدهند و این برای بسیاری از کارفرماها ناراحتکننده است. ولی کار خود را ادامه میدهند، به دلیل ویژگیهایی که در خود کارآفرینان وجود دارد.
نظر خود را بنویسید