ریان یافتن سیستم کارآمد مالیاتی و تأمین اجتماعی به کاهش ضریب جینی و درنهایت متعادل شدن توزیع درآمد و ثروت در جامعه میانجامد. تجربهای که کشورهای اسکاندیناوی از آن امروز بهخوبی نفع میبرند.
مهدی پازوکی
یکی از مهمترین منابع درآمد دولتها مالیات است. براساس قانون برنامه توسعه چهارم، پنجم و ششم بودجه جاری کشور باید از محل مالیات تأمین شود نه نفت و درآمدهای نفتی باید برای مسائل زیربنایی و بین نسلی مثل بندرگاه و راهآهن، جاده و پلها و مسائل مربوط به منابع آب و محیطزیست سرمایهگذاری شود اما در حال حاضر نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص ملی در ایران 7.5 درصد است. این نسبت در حالی کسبشده که در ترکیه در همسایگی ما آن را به 20 درصد رسانده است. در کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد، نروژ و فنلاند، نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص ملی 50 درصد است.
چرا این نسبت در ایران پایین است؟ دلیل اصلی تعداد زیاد فرارهای مالیاتی و معافیتهای مالیاتی قابلتوجه است. براساس برآوردهای کارشناسی تنها 40 درصد اقتصاد ایران مالیات میدهد، 20 درصد از اقتصاد از مالیات معاف است و 40 درصد دیگر مالیات نمیدهد.
راهکار افزایش نسبت مالیات و تولید ناخالص ملی چیست؟ طراحی یک سیستم مالیاتی کارآمد با کمک گرفتن از تجربه کشورهای توسعهیافته برای طراحی یک سیستم جامع مالیاتی به اداره منطقی کشور کمک میکند. مالیات ابزاری برای تحقق عدالت اجتماعی است. کسانی که درآمد بیشتری دارند مالیات بیشتری میدهند و در کنار ایجاد یک سیستم تأمین اجتماعی کارآمد میتوان به اقشار نیازمند با باز توزیع پول در کشور کمک کرد. جریان یافتن سیستم کارآمد مالیاتی و تأمین اجتماعی به کاهش ضریب جینی و درنهایت متعادل شدن توزیع درآمد و ثروت در جامعه میانجامد. تجربهای که کشورهای اسکاندیناوی از آن امروز بهخوبی نفع میبرند. مردمسالاری و تحکیم دموکراسی یکی از آثار مثبت اجرای سیستم کارآمد مالیاتی است. اگر خودروی یک شهروند ایرانی خراب شود، پلیس هم آن خودرو را هل میدهد چراکه بخشی از حقوق آن پلیس از مالیات مردم است که تأمین میشود.
باید در مورد اجرای سیستم جامع مالیاتی در ایران به چند نکته مهم توجه کرد. نکته اول فاصله کردن از روشهای سنتی و اتکای بیشتر به تکنولوژی اطلاعات است. نکته دیگر هماهنگی مجموعه حاکمیت برای دریافت مالیات است. در این زمینه به همکاری جدی مجلس، قوه قضاییه و دولت نیاز داریم تا به هدف غایی اخذ مالیات یعنی عدالت اجتماعی برسیم و البته به نظر من نقش قوه قضاییه به دلیل مقابله با فرارهای مالیاتی پررنگ تراست. در اقتصاد آمریکا ضربالمثلی است که میگوید از مرگ میشود فرار کرد اما از مالیات هرگز. این نشان میدهد که یک سیستم مالیاتی کارآمد تا چه اندازه میتواند جلوی فرار مالیاتی را بگیرد. این در حالی است که در ایران در بعضی زمینهها هیچ تعادلی بین درآمدها و مالیاتها وجود ندارد. برای مثال هزاران میلیارد هزینه درمان خانوارهای متکی به بخش خصوصی در ایران است درحالیکه مالیات دریافتی از پزشکان هیچ تناسبی با این میزان هزینه ندارد و بسیار اندک است.
نظر خود را بنویسید