دگرگونی سرمایه از کار به ثروت، فاجعه می‌آفریند

نابرده رنج، گنج میسر است!

...

اگر می‌خواهید با عینک جامعه‌شناس‌ها به پدیده اختلال‌های اقتصادی بنگرید، یا اینکه می‌خواهید بدانید چرا برخی در جامعه از ثروتی ماندگار به ثروت بادآورده روی آورده‎اند، حتما مقاله پیش رو را بخوانید.

خالد توکلی، جامعه‌شناس/ آینده نگر

 تردیدی نیست در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اقشار، گروه‌های اجتماعی و اعضای آن با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان‌اند و ناخرسندی از وضعیتی که در آن به سر می‌برند در بسیاری از روابط و رفتارها و ایستارهای اجتماعی به چشم می‌خورد. در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این مسائل به شکل تأثیرگذاری تعاملات اجتماعی و روحیات فردی را تحت تأثیر قرار داده و تا حد زیادی زندگی در جامعه را دشوار ساخته‌اند. در این نوشتار هدف آن نیست که از توسعه و موانع آن، به شیوه کلاسیک سخنی به میان آید و از لزوم سرمایه‌گذاری، صنعتی‌شدن و سرمایه‌های مادی، انسانی و اجتماعی گفته شود. بیشتر هدف آن است که از منظری غیرتوسعه‌ای به پدیده‌ای که اکنون در جامعه رواج دارد، پرداخته شود. حال ممکن است این پدیده که به یک مسئله اجتماعی تبدیل‌شده است بر روند و مسیر توسعه مؤثر باشد. یکی از مسائلی که جامعه ما را به این حال‌وروز انداخته و در محافل علمی و دانشگاهی کمتر موردبررسی قرارگرفته این است که دست‌یابی به مزایای اجتماعی قدرت، ثروت و منزلت برای برخی از افراد جامعه بسیار ساده و آسان شده است به‌گونه‌ای که این افراد ره صدساله را یک‌شبه می‌پیمایند. در ظاهر شاید گفته شود این امر نه‌تنها مسئله اجتماعی نیست بلکه باید آن را به‌مثابه مزیتی برای جامعه به شمار آورد که رسیدن به مزایای اجتماعی نه‌تنها دشوار نیست بلکه به‌سادگی ممکن و میسر می‌شود. برای تبیین و توضیح این مسئله به مثال‌هایی در حوزه اقتصاد و منزلت و مقایسه آن با گذشته اشاره می‌کنم:

در گذشته‌ای نه‌چندان دور و در آموزش و تربیت افراد و نیروی انسانی، صرفاً هدف و آرمان اجتماعی دارای اهمیت نبود بلکه همراه با آن وسیله و راه رسیدن نیز مهم تلقی می‌شد. ثروت آن‌گاه مطلوب بود که نتیجه کار و رنج باشد، در غیر این صورت مورد پسند جامعه واقع نمی‌شد و این امر را در فرآیند جامعه‌پذیری به شیوه‌های مختلف به نسل‌های آینده القا می‌کردند. در آن زمان‌ها، یک‌ راه مقبول و معقول برای رسیدن به ثروت وجود داشت و آن این بود که: نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود. کار سرمایه جاودانی و جوهر انسان بود و ثروتی که از این طریق حاصل می‌شد، حلال و مشروع بود. این نکته را با روش‌ها و زبان‌های مختلف از شعر و داستان گرفته تا تمرین خوش‌نویسی در کلاس هنر، تکرار می‌کردند تا درونی شود. افرادی که با عرق جبین و کار و پیشه ثروت و مالی کسب کرده بودند الگوی جوانان بودند و قدر می‌دیدند و بر صدر می‌نشستند.

در مقابل چند راه نیز وجود داشت که از طریق آنها دست‌یابی به ثروت بادآورده ممکن بود اما همواره در داستان‌های فولکلوریک و فرهنگ ‌عامه مورد مذمت واقع می‌شد و پیامدهای ناگوار آن را گوشزد می‌کردند تا مبادا به الگویی برای جوانان تبدیل شود. یکی از آن راه‌ها دست‌یابی به مال و ثروت فراوان از طریق ارث بود. حکایات و داستان‌هایی که محتوا و مضامین اخلاقی داشتند معمولاً نگاه خوش‌بینانه‌ای نسبت به این راه رسیدن به ثروت نداشتند. در بیشتر این افسانه‌ها و حکایات، فردی که ارث فراوانی به او می‌رسید یا در حلقه دوستان ناباب گرفتار می‌آمد یا تنبلی و مفت‌خوری بر وی چیره می‌گشت و چندی طول نمی‌کشید که ثروت بادآورده به پایان می‌رسید و... . راه دوم دست‌یابی به ثروت هنگفت و آسان، یافتن گنج یا تلاش برای دست‌یابی به ثروت از این طریق بود. در برخی از حکایات چنین روایت می‌شد که افرادی که گنجی را می‌یافتند درنهایت و به هنگام تقسیم آن براثر طمع و زیاده‌خواهی به توافق نمی‌رسیدند و به علت اختلاف و درگیری همدیگر را می‌کشتند. در برخی دیگر از حکایت‌ها، گنج طلسم‌شده و درحالی‌که به‌وسیله موجودات یا حیوانات خطرناکی از آن مراقبت می‌‌شود، توصیف می‌شود، شرط رسیدن به آن نیز همواره گذشتن از آن موقعیت‌های مرگبار و رویارویی با موجودات خطرناک بازی با جان و تن بوده است که اگر قناعت و مناعت طبع داشته باشیم ثروت و مال دنیا ارزش آن را ندارد که از جان برای آن هزینه شود.

این‌دو راه، آن‌چنان ‌که در حکایات آمده است منجر به ثروت و سرمایه ماندگار و مقبول نمی‌شود بلکه کار به‌عنوان سرمایه و ثروت جاودانی معرفی می‌شود، صرفاً از طریق رنج راه رسیدن به گنج هموار خواهد شد و این ثروت و گنج است که در جامعه پذیرفته و مقبول واقع می‌شود. در گذشته اگر فردی پس از سال‌ها کار و کوشش به ثروتی می‌رسید، به دلایل مختلف ازجمله ارزش‌های اجتماعی و نظارت مبتنی بر آن ‌که به‌طورکلی فقر را فخر می‌دانست، برخلاف نوکیسه‌ها و کسانی که دارای ثروت‌های بادآورده هستند، آن را به ‌وسیله‌ای برای خودنمایی تبدیل نمی‌کرد. علاوه بر این، معمولاً افراد در سنین میان‌سالی و پیری به ثروت دست می‌یافتند و در این سنین نه خودنمایی پسندیده است و نه انگیزه‌ای برای آن وجود دارد. ضمناً با توجه به اینکه برای کسب و تحصیل ثروت، سال‌ها در کنار استادکار نشسته و رنج شاگردی را متحمل شده، سختی و مرارت فراوانی کشیده بودند، آن را آسان از دست نمی‌دادند. رنج شاگردی و نشستن در کنار استادکار صرفاً آموزش مهارت‌های شغلی نبود و در کنار آن اصولی اخلاقی چون شکیبایی، تواضع و فروتنی نیز فراگرفته می‌شد.

امروزه اما وضعیت به‌ گونه‌ای دیگر است. راه رسیدن به ثروت‌های افسانه‌ای (برای تعدادی از افراد جامعه) هموار است و در سنین جوانی بدون آنکه رنجی را تحمل کنند از تمامی امکانات اقتصادی برخوردار می‌‌‌شوند، به خودنمایی می‌پردازند، خود را برتر از دیگران می‌دانند و به دیگران فخر می‌فروشند. تفاخر، خودنمایی و نمایش ثروت که اکنون به شکل‌های مختلف از داشتن اتومبیل‌های وارداتی گران‌قیمت گرفته تا پوشاک‌های مارک‌دار و تفریح‌های آن‌چنانی موجب شده است که در وهله اول ثروت بر دیگر مزایای اجتماعی اولویت یابد و در وهله دوم این افراد تازه‌به‌دوران‌رسیده برای بخشی از نوجوانان و جوانان – که تعدادشان هم کم نیست – تبدیل به الگو و گروه مرجع شوند و ایشان نیز بی‌صبرانه برای پیمودن راهی مشابه تلاش کنند.

درواقع یکی از نتایج ناخواسته ثروت‌های بادآورده اعلام اختلاس‌های چندمیلیاردی و پرداختن به آنها در رسانه‌ها در جامعه‌ای که پول، ارزش است گرایش بیشتر به اختلاس‌گران و روش‌هایی است که در پیش ‌گرفته‌اند. این وضعیت آن‌گاه تشدید می‌شود که این تصور در میان عامه مردم وجود دارد که با آنها برخورد جدی نیز صورت نمی‌گیرد. راز اختلاس‌های چندمیلیاردی و سیری‌ناپذیری اختلاس‌گران نیز در این نکته نهفته است که ثروت راه رسیدن به دیگر مزایای اجتماعی (منزلت و قدرت) را نیز هموار می‌سازد.

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?52983

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام