این انتظار وجود ندارد که دولت زمینه همکاری ما با برخی مراکز را فراهم کند. فعالیت دولت در این زمینه کار آیی ندارد. در بخش خصوصی آدمها یکدیگر را سریعتر پیدا میکنند. فرض کنید که دولت بخواهد یک شرکت دانشبنیان خصوصی را به شرکت دیگری وصل کند. در دولت این مسئله یک فرایند سازمانی است و با سرعتی پیش میرود که هیچ تطابقی با سرعت ما ندارد. ممکن است یکنهاد دولتی ظرف شش ماه یک ارتباط را برقرار کند اما شرکتهای بخش خصوصی در دو ماه به آن نقطه برسند.
سعید صادقی، مدیر اجرایی شرکت دانشبنیان/ منبع:آینده نگر
مؤسسان شرکتهای دانشبنیان فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر کشور هستند. امکان مهاجرت، تحصیل در دانشگاههای برتر جهان و رسیدن به موقعیتهای شغلی خوب در بزرگترین شرکتهای علمی و فناوری دنیا مثل اپل، گوگل و ... برای این افراد فراهم است اما دغدغه آنها مانع مهاجرت و بیاعتنایی آنها به کشور شده است. این مسئله برای مسئولان دولتی و افرادی که به هر نحو به فضای کسبوکار شرکتهای دانشبنیان ربط پیدا میکنند روشن است بنابراین انتظار حمایت از افرادی که قصد راهاندازی شرکتهای دانشبنیان را دارند یا شرکت را راهاندازی کرده و کار میکنند پررنگتر است. ما در ایران کار میکنیم و انتظار حمایت داریم. جنس حمایتها متفاوت است. مسئولان میتوانند در برگزاری همایشها از ما دعوت کنند تا مشکلات را بیان کنیم و با هماندیشی به بهترین راهحل برسیم یا در زمینه مالی از شرکتها حمایت کنند. نقدینگی یکی از مسائل اصلی شرکتهای دانشبنیان است.دولت میتواند زمینه دریافت تسهیلات مناسب را برای شرکتهای دانشبنیان فراهم کند. حمایتی که میتواند به ما کمک کند تا باانگیزه بیشتر با همین فرمان و سرعت پیش برویم. نکته دیگر در مورد تسهیلات مالی و کمکهای مربوط به نقدینگی، موعد بازپرداخت است. کسبوکارهای فناوری و آی. تی از نظر زمان بازدهی متفاوت از دیگر کسبوکارهاست. اینکه چه زمانی یک ایده به نتیجه برسد بستگی به شکل کسبوکار دارد. نقطه بهینهای که یک کسبوکار بازدهی دارد بسته به ایده متفاوت است. عاقلانه نیست که بهطور قانونی مدتزمان کمی را برای بازپرداخت تسهیلات مالی یک شرکت دانشبنیان در نظر بگیرند. اینکه مؤسسان همیشه بهجای تمرکز بر کسبوکارهای ایده محور نگرانی بازپرداخت تسهیلات را داشته باشند مطلوب نیست. از سوی دیگر در نظر گرفتن مدتزمانی طولانی برای بازپرداخت تسهیلات به بانکها هم مناسب نیست چراکه ممکن است این مسئله دغدغه تمرکز بیشتر بر کسبوکار را کمرنگ کند. به نظر من به ازای هر کسبوکار باید مدتزمان خاصی را در نظر گرفت اما این امکان برای نهادهای دولتی فراهم نیست. شاید مدتزمان دو سال در شرایط فعلی برای شرکتهای دانشبنیان مناسب باشد اما بازهم باید به شرایط هر شرکت نگاه کرد.
نباید از نظر دور داشت که سرعت رشد شرکتهای خصوصی از ارگانهای دولتی بالاتر است. این انتظار وجود ندارد که دولت زمینه همکاری ما با برخی مراکز را فراهم کند. فعالیت دولت در این زمینه کار آیی ندارد. در بخش خصوصی آدمها یکدیگر را سریعتر پیدا میکنند. فرض کنید که دولت بخواهد یک شرکت دانشبنیان خصوصی را به شرکت دیگری وصل کند. در دولت این مسئله یک فرایند سازمانی است و با سرعتی پیش میرود که هیچ تطابقی با سرعت ما ندارد. ممکن است یکنهاد دولتی ظرف شش ماه یک ارتباط را برقرار کند اما شرکتهای بخش خصوصی در دو ماه به آن نقطه برسند. اینکه از دولت بخواهیم چنین مسائلی را برای شرکتهای دانشبنیان حل کند انتظار کارآمدی نیست اما درهرصورت دولت باید به روشهای مختلف برای استفاده از ظرفیتهای موجود در کشور با اعمال حمایتهایی نشان دهد که حامی کارآفرینی است.
یک بخش مهم در این زمینه تسهیل مسائل قانونی است. شرکتهای نوپا بهویژه در حوزه آی تی مشکلاتی از نظر قوانین مربوط به مالیات و بیمه دارند. در حال حاضر با بیمه مشغول مذاکره هستیم اما مسئله اصلی ما در این زمینه قوانین غیر شفاف و استنباطهای نادرست از فضای کسبوکار ماست. پیچیدگی قوانین بیمهای در برخورد با شرکتهای دانشبنیان مشکلاتی را ایجاد کرده است. قوانین مربوط به مالکیت در مورد فضای کار ما از نظر سازمان بیمه روشن نیست و همین مسئله باعث شده در پرداخت عوارض بیمهای با مشکلاتی روبهرو شویم. خوشبختانه قوانین مربوط به مالیات در مورد شرکتهای دانشبنیان شفافتر است. شرکت دانشبنیان در سال اول فعالیت از مالیات معاف است اما از سالهای بعد باید به دولت مالیات بپردازد. بهتر است دولت بهعنوان مدعی حمایت از شرکتهای دانشبنیان معافیتهای بیشتری از نظر مالیاتی و امکان دریافت تسهیلات برای شرکتها در نظر بگیرد. تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه، فضای کسبوکار و دانشجویان با حرف شدنی نیست و تا زمانی که قوانینی شفاف و امکاناتی مفید برای شرکتها در نظر نگیریم، این ارتباط شکل نمیگیرد.
نکته دیگر مسئله سربازی است. مسئله سربازی بهشدت به فعالیت شرکتهای دانشبنیان ضربه میزند. محدوده سنی افرادی که مؤسس یا فعال در این شرکتها هستند بهطورمعمول جوان است و دغدغه خروج دوساله آنها از فعالیت شرکتها آزاردهنده است. شرکتهای دانشبنیان در فضایی کار میکنند که هرروز تغییر میکند. سرعت تحول در فناوری بسیاری بالاست و خروج و بیارتباطی در هر مدتزمانی با فضای کسبوکار افراد را از این تحولات عقب نگاه میدارد. افرادی کلیدی در کسبوکارهای دانشبنیان زمانی که کار را به سوددهی میرسانند و طرحها نتیجه میدهد و به مرحله کارآفرینی میرسند باید کار را رها کنند به سربازی بروند. بنابراین موفقیتهای کسبشده در این مدت با خروج یکمهره کلیدی از شرکت با چالش روبهرو میشود.
راهاندازی صندوق نوآوری شکوفایی برای حمایت از شرکتهای دانشبنیان حرکت مثبتی بود که در دوره جدید معاونت علمی و فناوری در دفتر ریاست جمهوری انجام شد. این اقدام باعث شد جوی مثبت در دانشگاههای برتر کشور در این زمینه شکل بگیرد. تقویت روحیه استارت آپی در دانشگاهها به شکلگیری کسبوکارهای نوپا دامن زد. این اقدام باعث شد ما در دانشگاه نمانیم و فقط به درس و امتحان و کلاس اکتفا نکنیم. ایجاد فضای حمایتی جرئت را در دل هر کس که فکر میکند میتواند با ارائه ایدهای بهداشت، درمان، تبلیغات و دیگر فرایندهای عمومی در جامعه را تسهیل کند، بیدار میکند.
نظر خود را بنویسید