ابوالقاسم هرندی از سهامداران و موسسان کارخانه سیمان کرمان بود و در سال 1315 نیز به همراه محمدحسین برخوردار، غلامرضا آگاه و شهریار راوری شرکت سهامی کتیرا را تاسیس کردند
منبع:آینده نگر
قصه خانواده هرندی در کرمان داستان خانوادهای توسعهگرا و کارآفرین است، پدر و پسری (ابوالقاسم و مهدی) که در رشد صنعتی و تکنولوژی این منطقه از کشور در دهههایی که بسیاری از مناطق کشور به شدت در محرومیت به سر میبردند، نقشی مهم بازی کردند و توانستند خدماتی ماندگار از خود به یادگار بگذارند، به گونهای که حالا با گذشت چند دهه همچنان از خانوادههای سرشناس و تاثیرگذار کرمان محسوب میشوند.
ابوالقاسم هرندی سال 1276 در یزد به دنیا آمد. بعدها به کرمان رفت و تا آخر عمر در همین شهر زندگی کرد. کشاورزی منبع اصلی ثروت برای بیشتر سرمایهداران کرمانی از جمله ابوالقاسم هرندی بود. این فعال اقتصادی یکی از پیشگامان توسعه در کرمان محسوب میشود تا جایی که اولین کارخانه برق را در سال 1308 در شهر کرمان راهاندازی کرد که سال 1311 بهرهبرداری از آن شروع شد. اولین شعله برق در کرمان در بازار مقابل کارخانه یا محله گلبازخان برای استفاده عموم روشن شد. مردم گروهگروه به تماشا میرفتند. در سال 1334 بین سازمان برنامه و ابوالقاسم هرندی تفاهمنامهای امضا شد که براساس آن سازمان برنامه پول کافی در اختیار هرندی گذاشت تا او یک توربین چندهزار کیلوواتی برای تامین برق شهر کرمان خریداری و وارد کشور کند. البته این طرح گویا با تاسیس شرکت دولتی برق اجرا نشد و کلا کنار گذاشته شد. ابوالقاسم هرندی در سال 1341 کلیه تاسیسات برق را وقف کرد تا درآمد آن به مدت 12 سال برای ساخت دانشکده کشاورزی و در صورت اضافه به ساخت بیمارستان 50 تختخوابی اختصاص یابد.
در دوران رضاشاه تجار شهرهایی مثل اصفهان، یزد، تبریز، کرمان و... با پشتیبانی دولت به فعالتهای صنعتی خصوصا در زمینه نساجی روی آوردند. ابوالقاسم هرندی در این زمان با کمک چند نفر از تجار و فعالان اقتصادی، کارخانه ریسندگی خورشید کرمان را تاسیس کردند. این کارخانه در آبان سال 1316 روزانه 300 بقچه نخ پنبهای تولید میکرد. سرمایه اولیه این کارخانه بیش از 300 هزار تومان بود و کارخانه 5 هزار دوک ریسندگی داشت. البته با گذشت زمان و بعد از چندین سال این کارخانه در سال 1331 دچار مشکل مدیریت و بدهی شد و به مدت سه سال زیر نظر سازمان برنامه اداره میشد تا اینکه در 1339 به علت نپرداختن بدهی به بانک و بدهیهای مالیاتی به مزایده گذاشته و تعطیل شد.
علاوه بر کارخانه خورشید، ابوالقاسم هرندی از سهامداران و موسسان کارخانه سیمان کرمان بود و در سال 1315 نیز به همراه محمدحسین برخوردار، غلامرضا آگاه و شهریار راوری شرکت سهامی کتیرا را تاسیس کردند. سرمایه اولیه آنها 72 هزار تومان بود. هرندی در سال 1330 در زمینه توزیع رنگ در کرمان با حاج محمدتقی برخوردار روابط تجاری داشت.
ابوالقاسم هرندی در کنار کار و فعالیت صنعتی به امور خیریه هم توجهی ویژه داشت و فعالیتهای گستردهای در این زمینه در سطح استان کرمان به خصوص شهر کرمان انجام داد که همچنان هم آثار آن باقی است. براثر اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، بحران نان در کشور و از جمله کرمان در مهرماه 1320 فراگیر شد، همه از قحطی و وضع آشفته نان به فریاد آمده بودند و در این بین ابوالقاسم هرندی به کمک مردم آمد. علاوه بر این او هزینه تحصیل برخی از دانشجویان و دانشآموران نیازمند را تامین میکرد، بدون اینکه آنان متوجه شوند. همچنین تعدادی زمین برای ساخت مدرسه و مراکز درمانی اختصاص داد. ابوالقاسم هرندی در اردیبهشت سال 1349 به تاسیس کتابخانهای در مقابل مسجد جامع کرمان اقدام کرد. او کتابخانه شخصی خود را نیز وقف آستان قدس رضوی کرد.
او از نظر اجتماعی و تشکلگرایی نیز فردی فعال بود و از همین رو در سال 1322 عضو اتاق بازرگانی شد و در سال 1340 نیز به همراه چند فعال اقتصادی دیگر مانند غلامرضا آگاه عضو انجمن شهر کرمان شدند.
ابوالقاسم هرندی در دههای ابتدایی قرن حاضر یکی از سرشناسترین فعالان اقتصادی، اجتماعی کرمان محسوب میشد و مثال بارزی که برای آن میتوان زد، حضور و اقامت رضاشاه در منزل او بود: پس از اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، رضاشاه مجبور به استعفا و پس از آن به جزیره موریس در افریقای جنوبی تبعید شد. رضاشاه برای رفتن به جنوب و سوار کشتی شدن، از شهرهای مختلف از جمله کرمان گذشت و به دلیل نبود هتل و محل اقامت مناسب، در خانه ابوالقاسم هرندی مستقر شد. آنها بعدازظهر 31 شهریور سال 1320 به کرمان رسیدند. به روایت ریچارد استوارت، سرگرد نیروی دریایی انگلیس، آنها 20 نفر بودند که در دو خانه (یکی خانه هرندی) مستقر شدند. به روایت شمس پهلوی، در کرمان رضاشاه به گوشدرد دچار شد و سرهنگ جلوه، رئیس بهداری لشکر او را معاینه و برایش چند روز استراحت مطلق تجویز کرد، اما کنسول انگلیس در کرمان پافشاری بر عدم توقف رضاشاه و همراهانش داشت. در نهایت شاه چند روزی را در این شهر و منزل هرندی ماند و استراحت کرد و پس از آن به جنوب برای اعزام به جزیره موریس رفت.
به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی» رویکرد سیاسی خانواده هرندی محافظهکارانه و همسو با دولت بود. در این کتاب آمده: «هنگامی که حزب ملیون منوچهر اقبال نخستوزیر (1336 تا 1339) در مهر 1337 توسط محمود جم نایبرئیس، دکتر کاسمی دبیرکل حزب و الموتی مدیر روزنامه صبح امروز به منظور تشکیل شعبه محلی حزب در کرمان تشکیل جلسه داد، کمیته استانی ابوالقاسم هرندی را به عنوان رئیس انتخاب کردند.»
ابوالقاسم هرندی در 5 آذر سال 1357 (چند ماه پیش پیروزی انقلاب) در 81سالگی در کرمان از دنیا رفت و در راهروی ورودی کتابخانه هرندی به خاک سپرده شد. بعد از انقلاب خانواده و فرزندان هرندی خانه و باغ هرندی را در کرمان که ارزش تاریخی دارد به سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی واگذار کردند که هماکنون به باغموزه سازهای سنتی و باستانشناسی تبدیل شده است. این خانه 25 هزار متر مربع وسعت دارد و از بخشهای مختلفی تشکیل شده است و ابوالقاسم هرندی در سال 1313 آن را به مبلغ 40 هزار تومان خریداری کرده بود.
مهدی هرندی، کارآفرین حوزه نساجی
در کنار ابوالقاسم هرندی فرزندش مهدی هرندی هم فعالیتهای صنعتی و اقتصادی گستردهای داشت و از کارآفرینان مهم کرمان در دهههای 40 و 50 بود. او متولد 1308 در کرمان است و هماکنون در آستانه 90سالگی در لندن زندگی میکند. مهدی هرندی در سالهای 1348 و 1352 دو کارخانه نساجی با نامهای ایران برک و ایران پوپلین را در کیلومتر 5 و 6 جاده لاکانِ رشت تاسیس کرد.
کارخانه پشمبافی ایران برک (سهام عام) در شهریور سال 1348 تاسیس شد و در سال 1352 برای تولید انواع پارچه فاستونی و لباسدوزی به بهرهبرداری رسید. سهامداران این کارخانه بانک توسعه صنعتی و معدنی، مهدی هرندی، هوشنگ ارجمد، محمدتقی و علیاکبر برخوردار و... بودند و مسئولیت مدیرعاملی و اداره مجموعه نیز بر عهده مهدی هرندی بود. این کارخانه 280 هزار متر مربع و زیربنایش 23 هزار متر مربع وسعت داشت. سرمایه اولیه افراد و شرکا در این کارخانه 2 میلیون تومان بود که در آن زمان عدد بسیار بزرگی بود. تعداد کارگران و کارمندان این کارخانه در سال 1352 حدود 600 نفر بود. در آن سالها طبق گزارشی که به وزارت صنایع داده شده است میزان تولید کارخانه یک میلیون و 200 هزار متر پارچه و 60 هزار دست کت و شلوار بوده است. در سال 1357 شرکت مستقلی به نام شرکت پوشاک نوپوش برای دوخت کت و شلوار تاسیس شد که تمام سهام آن متعلق به شرکت پشمبافی ایران برک بود. در حال حاضر دفتر مرکزی این شرکت در تهران و کارخانه در رشت است و شرکت پشمبافی ایران برک با بیش از 160 نمایندگی فعال در کشور انواع پوشاک مردانه را عرضه میکند.
در کنار کارخانه ایران برک واحد صنعتی دیگری که مهدی هرندی تاسیس کرد شرکت ایران پوپلین (سهامی عام) بود که با کمک دو بانک توسعه صنعتی و تعدادی از سهامداران، اواخر آبان 1353 افتتاح شد. هدف از تاسیس این کارخانه تولید انواع پارچههای تریکو، نخی، پشمی و الیاف مصنوعی بود. سرمایه اولیه شرکت 20 میلیون تومان بود. این کارخانه 20 هزار متر مربع زیربنا داشت. موسسان این شرکت بانک صنعت و معدن، گروه صنعتی ملی (رحیم ایروانی)، شرکت ایران برک، فرش گیلان و مهدی هرندی بودند. مهندس علیمحمد شریفامامی به عنوان اولین مدیرعامل شرکت انتخاب شد. سرمایه شرکت در سال 1356 به 70 میلیون تومان و مجددا به 130 میلیون تومان افزایش یافت.
بعد از انقلاب فعالیتهایی برای راهاندازی ماشینآلات کارخانه صورت گرفت. در سال 1359 بخش ریسندگی، در سالهای 1360 و 1361 بخش بافندگی و در سال 1362 بخش رنگرزی در این مجموعه صنعتی راهاندازی شد و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در همین سال میزان تولید شرکت 20 میلیون متر پارچه پنبهای و مصنوعی بود. شرکت تحت پوشش بانک توسعه صنعت و معدن قرار داشت. همچنین بازسازی ماشین چاپ اشتورک، خرید چاپ زیمر، ماشینآلات دوزندگی، ماشینآلات چاپ خارزنی و سمبادهزنی تاثیر قابل توجهی در فروش شرکت داشت. کارخانه تعدادی ماشین دوزندگی به مبلغ 605 هزار مارک، یک دستگاه طراحی اتوماتیک کامپیوتری، نمونهگیری و ظهور فیلم به مبلغ 95 هزار فلورن هلند خریداری و نصب کرد. کار طراحی و ظهور فیلم در دفتر مرکزی تهران صورت میگرفت.
در سال 1369 شرکت از سهامی خاص به سهامی عام تبدیل شد و سرمایه آن به 3 هزار و 900 میلیون ریال افزایش یافت. در سال 1370 سرمایه شرکت به مبلغ 5 هزار و 850 میلیون ریال رسید. در 27 فروردین 1374 از محل سود تقسیمنشده مبلغ 2 هزار و 350 میلیون ریال و از اندوختههای طرح توسعه کارخانه، مبلغ 3 هزار و 500 میلیون ریال (جمعا 5 هزار و 850 میلیون ریال) به سرمایه شرکت اضافه شد. در حال حاضر شرکت ایران پوپلین دارای 1050 پرسنل استخدامی و قراردادی است.
از مصادره کارخانهجات تا بازپسگیری بخشی از اموال
اگرچه کارخانهجات نساجی ایران برک و ایران پوپلین در سالهای گذشته همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند ولی نکته و غم بزرگ زندگی مهدی هرندی مصادره شدن این کارخانهها به همراه بخشی از اموال این خانواده بعد از انقلاب بود. کارخانههایی که مشمولان بند «ب» قانون حفاظت و توسعه صنایع قرار گرفتند و مصادره شدند. این کارخانهها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب در نیمه تیر 1358 ملی اعلام و مصادر شدند؛ اتفاقی تلخ در زندگی مهدی هرندی که منجر به مهاجرت او به لندن و سالها زندگی در غربت شد.
البته در طول سه دهه گذشته (از زمان مصادره اموال) اعضای خانواده هرندی برای پس گرفتن بخشی از اموالشان، به خصوص زمینهای کشاورزی آبا و اجدادی تلاشهای بسیاری کردند و پروندههای حقوقی و قضایی متعددی تشکیل دادند که در سال 1391 به پیروزی آنها و پس گرفتن بخشی از اموالشان منجر شد. البته این رأی دادگاه با واکنش محسن رفیقدوست رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان روبهرو شد، او گفت: «یک آقایی بود به اسم مهدی هرندی در کرمان، فردی که پرچم انگلیس بالای سر خانهاش بود. رضاشاه حتی وقتی میخواست فرار کند، چند روزی در خانه وی مخفی شد. خب موال مهدی هرندی را مصادره کرده بودند. وارثانش رفته بودند حکم گرفته بودند که اموال آنها را برگردانند. در حالی که معلوم بود باید اموال مهدی هرندی مصادره شود.» اما این صحبتهای رفیقدوست با پاسخ فرزند مهدی هرندی، علی روبهرو شد، او در جوابیهای نوشت: «اولا پدرم در قید حیات هستند، ثانیا آقای محسن رفیقدوست با ذکر کلیگویی و بدون اینکه از جزئیات احکام صادره مربوط به آقای مهدی هرندی اطلاع داشته باشد عباراتی را در این خصوص مطرح کرده که قبل از هرگونه اقدام قانونی پیرامون نشر اکاذیب مشارالیه لازم است مطرح شود.» او همچنین گفته است: «بد نیست ایشان بدانند که حاکم شرع صادرکننده رأی مصادره اموال آقای هرندی متعاقبا به اشتباه خود پی برد و به طور مکتوب اعلام کرد که در صدور رأی دچار اشتباه و خطا شده و با این وصف بستر لازم برای گسستن رأی فراهم شد. معالوصف آقای مهدی هرندی به لحاظ اینکه این اشتباهات را در انقلاب بزرگ طبیعی میدانستند به احکام صادره قبلی تمکین کرده و پس از اعتراض به رأی صادره مزارع کشاورزی که موروثی از جدم بوده از حکم مصادره خارج شد... مرحوم حاج ابوالقاسم هرندی و پدرم مهدی هرندی تاییدیه مکتوب بسیاری از علمای کرمان را که در بین آنان نماینده مقام معظم رهبری نیز قرار دارد در کارنامه خود دارند.»
نظر خود را بنویسید