مقایسه تجربه زندگی در دو کشور توسعهیافته و در حال توسعه
زندگی ما و زندگی آن ها
1396/06/15
5783
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اگر تصمیم بگیرید در یک کشور توسعهیافته یا در حال توسعه ماشین بخرید، چه مسیری را پیش میگیرید؟ این مقاله را بخوانید تا ببینید چگونه در کشورهای توسعهیافته رفتار شهروندان ثبت میشود.
علی دادپی،استاد اقتصاد دانشگاه سنت ادوارد در آستین تگزاس/آینده نگر
حجم دادهها و مشاهدات آماری سطح جدیدی از دانش و خودآگاهی را پدید آورده است که انگیزههای جدیدی را برای مصرفکنندگان در بازارها ایجاد کردهاست. بیایید نگاهی بیندازیم به فرآیند خرید ماشین برای درک این تغییر.
صبح به خیر! بیدار شدهاید و میخواهید بروید ماشین بخرید؟ این فرآیند با توجه به کشور محل زندگیتان میتواند بسیار متفاوت باشد. در یک کشور در حال توسعه، که برای همه بسیار عزیز است، زندگی میکنید. بیدار میشوید، موجودی حساب بانکی را چک میکنید. میروید نمایندگی احتمالاً ماشین صفری را برای شما دارد که چند وقت پیش به نام یک نفر دیگر از کارخانه دریافت کرده است. پرداخت نقدی بهای خودرو را شروع میکنید تا با انتقال سند فرآیند خرید و پرداخت پول تکمیل شود. فرض کنید شما صاحب یک خودرو در اقتصادی هستید که نرخ تورم آن ناچیز نیست ولی خوشحالید که به زیادیِ گذشته نیست. حالا فرض کنید در یک کشور غیرتوسعهیافته بیدار شدهاید. آنلاین میشوید، یک ماشین حساب آنلاین پیدا میکنید، با پیشپرداختهای مختلف و نرخ بهرههای مختلف برای مدتزمانهای مختلف بازپرداخت سناریوهای مختلف دریافت وام را چک میکنید تا ببینید قسطتان چقدر میشود. به نمایشگاه ماشین میروید، بعد از انتخاب خودرو و قبول شدن قیمت پیشنهادیتان، یا با مدیر مالی مشغول پیدا کردن وام مناسبی میشوید یا وام مناسبی از بانکتان دریافت کردهاید که میخواهید از آن استفاده کنید. نامه یا پرینت ایمیل ارسالی را به مدیر مالی میدهید و کارها خاتمه پیدا میکند. ماشین را بیمه میکنید و راه میافتید. حالا از ۳ تا ۶ سال باید قسط بپردازید ولی این همه داستان نیست.
در کشور در حال توسعه فقط بانک شما متوجه برداشت شما از حسابتان شده است. این برداشت در صورتحسابِ حساب بانکی شما ثبت میشود و اتفاق خاصی هم نیست. در کشور توسعهیافته در گزارش اعتباری شما، چند یا چندین قسمت اضافه شدهاند. اول تعداد دفعاتی که مدیر مالی برای شما تقاضای وام کرده است به گزارش اضافه شده است و بعد بانکی که وام داده است و بعد خود وام. حالا هر عضو معتبر شبکه بانکی و مؤسسات اعطای وام میتواند با استفاده از شناسه ملی شما به این گزارش دسترسی پیدا کند و ببیند که تعهدات مالی شما چه تغییری کرده است و میزان قسطهای ماهیانه شما چقدر است. بعضی از بانکها دیگر برای شما نامه یا ایمیل اعطای وام خودرو نمیفرستند. در عوض بعضی دیگر بعد از چند ماه شروع میکنند وامهایی با بهره کمتر به شما پیشنهاد دادن تا وام اصلی را پرداخت کنید و با قسط کمتری از ایشان وام بگیرید. چه اتفاقی دارد میافتد؟ مگر شما جاسوس دارید؟
واقعیت اینجاست که در یک نظام بانکی الکترونیکی که همه از شناسههای ملیشان استفاده میکنند، کوچکترین رفتار مالی ثبت میشود؛ این ثبت یعنی مشاهده. به عبارت دیگر هربار که شما خریدی میکنید یا وامی میگیرید یک ردیف به کارنامه مالی شما اضافه میشود. این مشاهدات به خودی خود مهم نیستند، آنچه مهم هست اطلاعات نهفته در این مشاهدات است که به مدد مدلهای اقتصادسنجی که الگوهای رفتار مصرفکننده را در بازارها کمی میکنند، آشکار میشود. این اطلاعات که در نتیجه این مشاهدات گردآوری میشود به آموختههای همه بازیگران اقتصادی در یک بازار میافزاید. مصرفکننده خیلی زود میفهمد که از چندین بانک تقاضای وام کردن یا تأخیر در پرداخت وام به ضرر اوست و از نمره اعتباری کارنامه مالیاش میکاهد. عرضه کننده، در اینجا بانک، خیلی زود متوجه میشود برخی متغیرها و رفتارها خبر از بدقولی احتمالی وامگیرنده در بازپرداخت وام میدهند و روند آنها را دنبال میکند. از توانایی ثبت داد و ستد در بازار به توانایی تولید دانش درباره رفتار مصرفکننده و عرضهکننده در بازار میرسیم. خیلی زود این دانش باعث خودآگاهی افراد از هزینه و اثر رفتارهایشان میشود. این خودآگاهی تغییر و اصلاح رفتار را به دنبال دارد. ناگهان متوجه میشوید که شما ممکن است در یک کشور توسعهیافته خوشحسابتر باشید تا در یک کشور در حال توسعه. چون در اولی بدحسابی شما بهطور کاملاً شخصی و خصوصی ثبت میشود و در تصمیمگیری بانکها و مؤسسات مالی به حساب میآید. در دومی ثبتی در کار نیست و وقتی مشاهده نیست، خبری از افزایش آگاهی و دانستههای اقتصادی هم نیست.
تحولی که در نتیجه انقلاب رایانهای عصر ما روی داده است این توانایی کسب و گردآوری دانستنیهای مختلف درباره افراد مختلف با سلایق گوناگون در بازارهای مختلف است. به این ترتیب مشاهده به اطلاعات و اطلاعات به دانش و توانایی پیشبینی تبدیل میشود. این توانایی در همه سطوح تعریف و عرضه کالا و خدمات مورد استفاده قرار میگیرد. حالا این روزها این سؤال مطرح است که مرحله بعدی این تحول چه خواهد بود؟ آیا خواهیم توانست مدلهایی بسازیم که بر مبنای رفتار مصرفکنندگان در شبکههای اجتماعی رفتار آنها را در بازارها پیشبینی کند؟ خیلی زود ابررایانهها خواهند توانست ابرهای اطلاعات و دادهها را با هم تلفیق کنند. آن وقت اگر میخواهید ماشین بخرید شاید باید نگران پستی باشید که درباره قیمت نفت گذاشتهاید و اثرش بر نرخ بهره وامی که دریافت میکنید. همانطور که گفتم ماشین خریدن مهم نیست، اینکه کجا ماشین میخرید مهم است و اینکه چقدر از رفتار شما ثبت شده است.
نظر خود را بنویسید