فرشاد فاطمی، اقتصاددان، اعتقاد دارد ادغام بنگاههای اقتصادی برای آنها منفعت دارد چراکه باعث وسعت یافتن فعالیت آنها و اقتصادی شدن آن میشود. قدرت یافتن بنگاههای اقتصادی نیز از دیگر مواردی است که بر مزیت ادغام میافزاید. اما صحبت از ادغام بانکها باید با ملاحظات خاص آن صنعت صورت گیرد. چرا که صنعت بانکدارای یکی از صنایعی است که در دنیا به شدت نیاز به نظارت دارد.
منبع:آینده نگر
مدتی است که موضوع ادغام بانکها مطرح است. طرح این بحث به چه دلیل بوده و به نظر شما این کار به نفع نظام بانکداری هست یا خیر؟
موضوع ادغام و تملک در نظریه اقتصاد به تفصیل مطرح شده است. اگر از دید بنگاههای اقتصادی به موضوع نگاه کنید، معمولا ادغام و تملک برای بنگاههای اقتصادی منفعت دارد، زیرا باعث میشود فعالیتشان وسعت یابد و مقیاس اقتصادی پیدا کند. به همین خاطر خیلی از بنگاهها، به ویژه بنگاههای بزرگ، به دنبال این هستند که بنگاههای رقیب را تملک کنند. منفعت اول ادغام بنگاههای اقتصادی پس از ادغام با بنگاه رقیب، اقتصاد مقیاس خواهد بود. منفعت دوم هم این است که معمولا با ادغام و تملک، بنگاهها قدرت بازار بیشتری پیدا میکنند. بنابراین بنگاهها معمولا به دنبال ادغام هستند. در بسیاری از کشورها عمدتا با توجه به قوانین ناظر بر رقابت، برای ادغام و تملک در شرایط ویژه نیاز به مجوز است؛ به ویژه ادغام و تملکهایی که تمرکز در بازار را از میزان معینی بیشتر میکند. اگر بخواهیم از دید بهینه اجتماعی به موضوع نگاه کنیم هرچند افزایش کارایی حاصل از بهبود اقتصاد مقیاس جنبه مثبت ادغام و تملک است ولی تاثیر افزایش قدرت بازار و انحصار بر رفاه اجتماعی باید جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. به این دلیل نهادهای ناظر بر رقابت به بررسی دقیق نتایج اقتصادی ادغام و تملکهای مورد نظر بنگاهها میپردازند و در شرایط خاص ادغام و تملک تنها وقتی مجاز شمرده میشود که مقام ناظر مجوز آن را صادر کند. بحث مختصر فوق ناظر به ادغام و تملک در فضای کلی صنایع مختلف است. ولیکن وقتی به طور خاص در مورد صنعت بانکداری بخواهیم صحبت کنیم، باید ملاحظات خاص این صنعت را در نظر داشته باشیم. قاعدتا صنعت بانکداری، یکی از صنایعی است که در تمام دنیا شدیدا نیاز به نظارت دارد. به صورت عملی تجربههای بحرانهای بانکی نشان داده است که صنعت بانکداری به دلایل مختلف نظری و عملی احتیاج به نظارت دقیق دارد. عملا در برخی از مواقع، ادغام و تملک بانکها ممکن است جزو ابزارهای نظارتی نهاد ناظر قرار گیرد. از جمله دلایل استفاده از این ابزار میتوان به امکان نظارت دقیقتر و قدرتمندتر نهاد ناظر و محدود کردن ریسک شبکه بانکی اشاره کرد.
آیا در دنیا تجربه ای برای ادغام بانکها وجود داشته یا خیر؟
بله، تجربه ادغام بانکها در دنیا نیز وجود دارد. معمولا در دنیا، در مواقعی که یک یا چند بانک دچار مشکل میشوند، بانک مرکزی از طریق روشهای در اختیار خود از جمله ادغام، دولتی کردن و محدود کردن فعالیتهای بانک برای یک دوره مشخص، تلاش میکند وظایف نظارتی خود را انجام دهد. به همین خاطر یکی از راهحلهایی که بعضا برای حل مشکلات بانکها دیده میشود، مسئله ادغام آنها است. این روزها در ایران هم زمزمههایی وجود دارد که بانک مرکزی فکر میکند برای حل مشکل بانکها این روش هم قابل استفاده است.
با توجه به اینکه بسیاری از بانکها در کشور سودده نیستند و به عبارتی بدهکار هستند، آیا ادغام آنها میتواند راهگشا باشد یا مشکلات را بیشتر خواهد کرد؟
نکته اساسی این است که ما درباره ادغام بانکها در ایران چیزی بیش از سخنرانی رئیسکل در این خصوص نمیدانیم. این پرسش مانند این است که شما بپرسید آیا این دارویی که پزشک به بیمار میدهد به درمان کمک میکند یا خیر؟ من حتی اگر پزشک هم باشم میگویم که تا پرونده این بیمار را نخوانم، نمیتوانم توصیهای به شما بکنم. نکته اساسی این است که هنوز گزارش کارشناسی به صورت رسمی از سوی بانک مرکزی منتشر نشده است تا ببینیم که آیا راهحل این مشکل میتواند ادغام باشد یا خیر؟ تجربه جهانی نشان داده است که بعضی کشورها به این سمت رفتهاند تا مشکل را حل کنند. نکته دیگری که وجود دارد این است که ممکن است مطالعاتی درباره چند بانک رسمی و تعدادی موسسات اعتباری غیر رسمی انجام و پرسشهایی مطرح شود. به عنوان مثال پرسشهایی از قبیل اینکه آیا این تعداد موسسه مالی - اعتباری که در بازار پول فعالاند، برای اقتصادی با خصوصیات اقتصاد ایران لازم است یا خیر؟ چگالی مناسب بانکها برای کشور ما چقدر است؟ آیا بانکها از نظر درجه ریسک، پوشش ریسک مناسبی دارند یا خیر؟ در پاسخ به همه این سؤالات ممکن است ادعا شود، بخشی از مسئله بانکی که ما الان داریم به این موضوع برمیگردد که تعداد واحدهای بانکی ما به سرعت زیاد شده و نهاد ناظر، قدرت نظارت بر اینها را ندارد. من نمیدانم این توجیهات در اینجا صادق است یا خیر. به همین دلیل حرفهایی که میزنیم تماما بر مبنای گمانهزنی است. زیرا طرح ادغام به صورت یک طرح کارشناسی از طرف بانک مرکزی برای عموم و حتی برای کارشناسان ارائه نشده و داوری کردن درباره آن سخت است. ممکن است راهحل مشکلات ادغام باشد و ممکن هم هست که نباشد. در دنیا معمولا خیلی با ملاحظه و با دقت با بحرانهای بانکی رفتار میشود. ممکن است از طرح کامل ابعاد این موضوع در سطح کارشناسی خودداری شود. اما من امیدوارم در آن صورت بانک مرکزی به اندازه کافی مطالعه کرده باشد و بر مبنای مطالعات انجامشده کار را پیش ببرد. دقت کنید در این موضوع، چند مسئله مطرح است. مسئله ما هم نظارت بانکی است هم مسئله رقابت، هم مسئله اقتصاد مقیاس است و هم مسئله ریسک. میخواهم بگویم با این 4 خصوصیت متفاوت است که میشود یک ادغام را بررسی و ارزیابی کرد. امیدوارم در طرحی که بانک مرکزی دارد، هر 4 موضوع دیده شده باشد و برای سادهتر کردن مسئله نظارت یا حل بخشی از مشکل ریسک بانکها دست به ادغام زده شود و از سوی دیگر مطمئن شویم که رقابتها و افزایش تمرکز در بازار پول باعث به وجود آمدن قدرت انحصاری برای گروهی از بانکها نمیشود.
یکی از مسائلی که این روزها بخش خصوصی هم دربارهاش موضع گرفته است، همین مسئله ادغام بانکها بوده؛ حتی رئیس اتاق ایران به اقتصاد بانکمحور هم اشاره کرده و از دولت خواسته ادغام بانکها را در دستور کار قرار دهد. اقتصاد بانکمحور از کجا شروع شده و تفکری که این اقتصاد را به وجود آورده، از کجا آمده است؟
در ایران چون بازار سرمایه در اقتصاد خیلی قوی نیست، معمولا بار تامین مالی بنگاهها بر دوش بانک است. در بسیاری از کشورها بازار و اقتصادشان، بازار سرمایهمحور است. برخی کشورها مانند ایران نیز بانکمحور هستند. نمیتوان گفت لزوما بانکمحور بودن یکی از شاخصهای خوب یا بد نظام تامین مالی بنگاههاست. ممکن است در مواردی این رویکرد (بانکمحور بودن) خوب عمل کند و جای دیگر روش دیگری بهتر به کار بیاید. نکته اساسی این است که چه از نظام بانکداری و چه از بازار سرمایه برای تامین مالی بنگاهها استفاده شود، باید به اندازه کافی ملاحظات منطقی لازم در نظر گرفته شود.
فکر میکنید درصورت ادغام بانکها، بخش خصوصی منتفع میشود؟
بر اساس شنیدهها ظاهرا در بستهای که در حال حاضر برای اصلاح نظام بانکی مورد نظر است، ادغام راهحل بخشی از مشکلات در نظر گرفتهشده است. هرچند آنچه تاکنون انجام شده تنها ادغام (یا انتقال مدیریت بدون ادغام) موسسات غیرمجاز در بانکهای مجاز است. در صورتی میتوان به این موضوع توجه کرد که ادغام با تمام ملاحظات اقتصادی و فنی خود انجام گیرد، تمام ذینفعان به درجاتی، از آن منتفع شوند. انتظار این است که مقام ناظر با این ملاحظات به ادغام رأی دهد.
آیا در ایران تجربه ادغام بانکها وجود داشته است؟
در ابتدای انقلاب همزمان با ملی شدن بانکها ادغامهایی هم صورت گرفت که البته مسلما اهداف آن با آنچه این روزها مطرح است متفاوت بود. در سالهای اخیر هم چند بانک با ادغام موسسات پولی تشکیل شدند نظیر بانک آینده یا بانک ایرانزمین. هرچند در برخی موارد این ادغامها که برای موسسات ناسالم بودند و بدون ملاحظات لازم انجام گرفتند تا مدتها موسسات جدیدی را که حاصل آن ادغامها بودند دچار مشکلات عمیق کردند. در آخرین نمونهها هم میتوان به انتقال مدیریت دارایی و بدهیهای چند موسسه غیرمجاز به چند بانک اشاره کرد.
به فرض اینکه بانکها با یکدیگر ادغام شوند، آیا بدون اصلاح نظام بانکی میتوان توفیقی در بهبود شرایط ایجاد کرد؟
اصولا ادغام توصیهشده از سمت نهاد ناظر در شرایط فعلی تنها در صورتی قابل توجیه است که جزئی از بسته اصلاح نظام بانکی باشد. هر اقدامی که یک تکه از پازل اصلاح نظام بانکی نباشد، عملا میتواند مشکل را عمیقتر کند.
این ادغام برای موسسات مالی و اعتباری نیز میتواند راهگشا باشد؟
حل معضل موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز مسئلهای چندبعدی و پیچیده است. به احتمال قوی موسسات غیرمجاز قواعد بانکداری را به دقت مراعات نکردهاند و بخشی از منابع سپردهگذاران نزد آنها ضایع شده است. هر اقدامی برای این موسسات لازم است در اولین گام مشخص کند این ضرر توسط چهکسانی و به چه میزان جبران میشود. آیا دولت از محل بودجه عمومی قصد جبران دارد. مدیران، سهامداران و سرمایهگذاران با چه ساز و کار و به چه میزان مسئول شمرده میشوند. در کنار این موضوع لازم است نهاد ناظر از بسته شدن مسیر تولد موسسات غیرمجاز جدید اطمینان حاصل کند و به یاد داشته باشد هر اقدامی در این مقطع از طریق فرآیند یادگیری برای فعالان بازار پول انتظاراتی به وجود میآورد.
نظر خود را بنویسید