اختصاصی سایت خبری اتاق تهران:محمدرضا زهره وندی، عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران

4 نکته درباره بافت فرسوده

...

زنگ خطر به صدا درآمده است. باید برای ترمیم بافت فرسوده چه کرد؟

محمدرضا زهره وندی

 

 

1.بخش عمده ای از بافت مسکن در ایران از فقدان ایمنی و عدم وجود استانداردهای لازم برای یک سرپناه رنج می برد. از زمان احداث این واحدها، شرط های لازم برای ایجاد مسکن مناسب از نظر ساختاری در این بخش از بافت ساختمانی کشور در نظر گرفته نشده است. این بخش از بافت مسکن در دوره های زمانی مختلف دچار اضافه بنا شده است. از سوی دیگر استانداردهای مربوط به اسکلت دراین بخش رعایت نشده است و هیچ کدام از ضرائب مربوط به مقاومت ساختمان در زمان زلزله و رانش زمین در نظر گرفته نشده است این در حالی است که تنها در پایتخت بیشتر مناطق روی گسل قرار دارند و بارندگی های شدید می تواند یک خطر جدی برای بافت فرسوده کشور که زمین زیر آن سست است تلقی شود. عقب ماندگی شرایط  ساختمانی در محله های شهرهای زلزله نشین در ایران را می توان با کشور زلزله خیزی مثل ژاپن مقایسه کرد که به دلیل جدی بودن تهدید زلزله ضوابط مختلفی برای غلبه بر آثار تخریبی این پدیده طبیعی در شیوه ساخت و ساز را در نظر گرفتند.

2.غیر از اصل سازه، مسئله دیگر  در بافت های فرسوده در شرایط اضطراری مثل وقوع زلزله دسترسی هاست. دسترسی به مراکز امداد و نجات مثل آتش نشانی، اورژانس بیمارستان ها و نیروی انتظامی در وضعیت بحرانی در مناطقی از تهران که بافت آن فرسوده است، معضل بزرگی است. اگر در این مناطق حادثه ای رخ دهد، دسترسی به حادثه دیدگان و عبور خودروهای امداد و نجات دشوار است. در بافت های فرسوده به طور معمول عرض کوچه ها و خیابان ها کم است و تراکم ساختمان ها موانع زیادی را بری تردد ایجاد کرده است.  

3.زنگ خطر بافت فرسوده به صدا در آمده است. پس از وقوع حادثه پلاسکو توجه افکار عمومی و رسانه ها بیش از گذشته به بافت فرسوده در پایتخت جلب شده است. یک نکته را فراموش نکنید که پلاسکو از ابتدا براساس استانداردها ساخته شد اما با تلنگری فروریخت و این نشان می دهد که باید برای بافت فرسوده پایتخت که  بخش بزرگی از آن حتی براساس استانداردها هم ساخته نشده، بار مرده زیادی دارد و از مصالح خوب بی بهره بوده بیش از گذشته نگران بود. شرایط این سازه ها از پلاسکو و دیگر ساختمان های قدیمی وخیم تر است.

4.ساختمان های فرسوده به طور حتم باید تخریب و نوسازی شود. بخشی از این کار برعهده دولت و بخش دیگر بر عهده مردم است. نکته این است که مردم ساکن در بافت فرسوده به طور معمول از نظر مالی توانایی تخریب و احداث واحدهای نو و استاندارد را ندارند. در این وضعیت باید دولت برای پرداخت تسهیلات بلند مدت بانکی با دوره تنفس بالا و بهره کم اقدام کند. بخشی دیگر حتی توان دریافت تسهیلات بانکی و باز پرداخت آن به دولت را هم ندارند. در این جا نقش دولت پررنگ تر است. دولت باید بدون چشم داشت مالی و صرفا برای حفظ سرمایه های اجتماعی و منابع انسانی کشور دست به کار شود.

به طور حتم دولت می تواند با اقداماتی اصلاح بافت فرسوده و نوسازی محله ها را برای بخش خصوصی جذاب کند و از سرمایه این بخش برای حفظ سرمایه انسانی کشور بهره ببرد. در منطقه عودلاجان تهران، نزدیک به بازار، دولت با تجاری کردن کاربری این محله زمینه افزایش ارزش افزوده و مشارکت بیشتر بخش خصوصی را فراهم کرد. در مورد بخش های تجاری شهر دولت می تواند روی سرمایه ای غیر از آنچه خودش دارد حساب کند اما در مورد بافت فرسوده مسکونی، باید نگاه سرمایه گذاری را کنار گذاشت و به جان شهروندان فکر کرد.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?51961

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام