وو بیش از پدر زن خود علاقه به تجربه در حوزههای مختلف تجارت داشت و نشانههای این علاقه را میتوان در تنوع سرمایهگذاریهایش دید.
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
پیتر وو سال 1946 در شانگهای به دنیا آمد، او تنها فرزند پدری معمار و مادری خانهدار بود که وقتی پسرشان 4 ساله بود به هنگکنگ مهاجرت کردند. جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود و اقتصاد هم شروع کرده بود به فراموش کردن خاطرات جنگ. هنگکنگ یکی از جاهایی بود که ساخت و ساز با سرعتی حیرتآور در حال رشد بود و برای پدر وو محلی مناسب برای کار بیشتر بود. او به یکی از بزرگترین و بهترین کالجهای هنگکنگ رفت و بخش قابل توجهی از وقتش را صرف ورزش کرد؛ والیبال، بسکتبال و هاکی. اما بعد پدرش تشویقش کرد که راه او را ادامه دهد و سنت معمار شدن را زنده نگه دارد. برای همین بود که او راهی امريكا شد تا در دانشگاه سینسیناتی در ایالت اهایو مشغول تحصیل در دانشکده معماری شود. وو از جمله دانشجوهای نخبه دانشگاه بود، با بالاترین نمره در میان همکلاسیهای خود فارغالتحصیل شد و برای ادامه تحصیل رشته امبیای را انتخاب کرد و به دانشگاه کلمبیا رفت. این تصمیم او سبب شد تا تمامی آیندهاش دگرگون شود. در همان دانشگاه بود که بسی پائو، همسر آیندهاش را ملاقات کرد؛ دومین دختر از میان چهار دختر یو کنگ پائو، یکی از بزرگترین تاجران هنگکنگ که در حوزه حمل و نقل و كشتيراني امپراتوری بزرگی داشت. وو و بسی در سال 1973 با هم ازدواج کردند و وو در بانک چِیس منهتن مشغول به کار شد.
داماد پائو بودن
پائوی بزرگ را با لقب sir خطاب میکنند: عالیجناب یو کنگ پائو. قدرت عالیجناب در حوزه تجارت او را از خیلی از تاجران دیگر متمایز میکرد. پائو که حالا پدرزن وو بود از دامادش دعوت کرد تا کار در بانک را رها کند و به امپراتوری بزرگ او بپیوندد. پیشنهادی که سبب شد تا وو وارد حوزه كشتيراني و حمل و نقل شود. پائو مالک نیمی از یک شرکت با نام هنگکنگ، کولون وارف و گودون بود و نیم دیگرش به یک تجارتخانه انگلیسی با نام جاردین ماتسون تعلق داشت و بعد با مبلغ بالاتری از میزان دارایی شریکش آن نیمه دیگر را هم تصاحب کرد و نام شرکت را به هلدینگ وارف تغییر داد. بعد از تغییرات در شرکت، وو هم ارتقا گرفت و در سال 1982 به عنوان رئيس اجرایی وارف و معاون بخش حمل و نقل دریایی بینالمللی انتخاب شد.
سال 86 بود که پائو مالکیت یک تجارتخانه دیگر انگلیسی را هم از آن خود کرد، شرکتی با نام ویلاک ماردن که در حوزه خرید و فروش املاک در هنگکنگ فعال بود. پائو پس از اضافه کردن این شرکت به قلمرو خود در همان سال اعلام بازنشستگی کرد و با تصمیم او، وو به عنوان مدیر اجرایی ویلاک و وارف مشغول به کار شد. وو که به ریاست رسید شروع به اعمال یک سری تغییرات کرد. او ساختار ویلاک را به عنوان شرکت مادر شکل داد و وارف را به عنوان شرکت تابعه. بعدتر او کار را از حوزه املاک و كشتيراني به حوزههای بیشتری وسعت داد از جمله تلویزیون کابلی، ارتباطات دور و اینترنت پهنباند و بخشی از کار شرکت را هم بر توسعه املاک در سنگاپور و چین متمرکز کرد. پائو در سال 1991 درگذشت.
وو بیش از پدر زن خود علاقه به تجربه در حوزههای مختلف تجارت داشت و نشانههای این علاقه را میتوان در تنوع سرمایهگذاریهایش دید. از جمله دو مرکز تجاری عظیم هاربور سیتی و تایم اسکوئرز در هنگکنگ و مجموعه هتلهای مارکوپولو که در هنگکنگ، چین و فیلیپین فعالیت میکنند. در حال حاضر بخش عمده دارایی وو از طریق سهامش در شرکت املاک و ساخت و ساز ویلاک تامین میشود. وو مالک 61 درصد سهام این شرکت است. او در سال 2015 خود را از ریاست اجرایی هر دو شرکت بازنشسته کرد، پس از او پسرش داگلاس وو کارهای مدیريت اجرایی هردو شرکت را بر عهده گرفته است. او هم مانند پدرش فارغالتحصیل رشته معماری است و سال 2005 به هلدینگ ویلاک پیوسته است.
وو دو فرزند دیگر هم دارد. دختر بزرگش ژاکلین مسئولیت شرکت Lane Crawford Joyce Group را بر عهده دارد یک شرکت فروش لباسهای با برند ویژه و کالاهای لوکس که در هنگکنگ و چین فعال است. دختر دومش جنیفر به عنوان مدیر اجرایی همان شرکت مشغول به کار است. او یکی از قدرتمندترین و جوانترین زنان حوزه صنعت مد در آسیا شناخته میشود.
عالیجناب پائو
یو کنگ پائو در سال 1918 در چین به دنیا آمد. او سومین فرزند از میان هفت فرزند یک خانواده طبقه متوسط بود که در سال 1931 مشغول به کار در شرکت تولید كفش پدرش شد، روزها کار میکرد و شبها درس میخواند. بعد از مدتی به این نتیجه رسید که کسبوکار کفشفروشی چندان به مذاقش سازگار نیست و برای همین مشغول کارآموزی در یک شرکت بیمه خارجی شد. در 20 سالگی در همان شرکت بیمه استخدام شد و ازدواج کرد. او در شهر هانکو مشغول به کار و زندگی بود، شهری که در سال 1937 مورد حمله ارتش ژاپن قرار گرفت و پائو مجبور شد به همراه همکارانش اول به هونان و بعد شانگهای نقل مکان کند. در اواخر دهه 30 بود که موقعیت کاری دیگری در شرکت بیمه مرکزی چین برایش پیش آمد و او پس از آغاز به کار این شرکت خیلی زود شروع به رشد کرد و سر از حوزه بانکداری درآورد و در زمان جنگ جهانی دوم باز هم مجبور به تغیير مکان شد. سال 1945 وقتی که بالاخره آتش جنگ خاموش شد او از سوی دولت چین به شانگهای فرستاده شد تا بانک شهرداری را در آنجا دایر کند. در مدتزمان کوتاهی پائو توانست خودش را تا مقام معاونت مدیرکل بانک بالا بکشد.
تمام این اتفاقات در زمان جنگ سرد به وقوع پیوست. زمانی که چین کمونیست با تمامی کشورهای کاپیتالیستي قطع ارتباط کرده بود، سیاستی که به نام «دیوار خیزران» معروف شده بود. سال 1949 این دیوار نامرئی فروریخت و چین کمکم روابط سیاسی و تجاریاش را با دنیای غرب از سر گرفت. پائو و خانوادهاش در بهار همان سال به هنگکنگ نقل مکان کردند. در دوران جدید ادامه کار بانکداری برایش ممکن نبود و با توجه به نامشخص بودن وضعیت بازار ماشینآلات و املاک در هنگکنگ، پائو تصمیم گرفت تا وارد حیطه دیگری از تجارت شود. او شرکت واردات و صادرات خودش را تاسیس کرد تا با چین به معامله بپردازد اما سایه جنگ جدید باز بر سر تجارت او افتاد. در پی ورود چین به جنگ کره سازمان ملل تحریمهاي تجاریاي علیه این کشور وضع کرد و برای همین پائو حوزه کارش را متوجه اروپا کرد. در دهه 50 او با دو نفر از کسانی که در بخش صادرات شرکت بانکداری شانگهای و هنگکنگ کار میکردند آشنا شد؛ جیک ساندرز و گای سایر بعدها هردو به ریاست اجرایی و ریاست هیئت مدیره بانک منصوب شدند و ارتباط دوستانهای که با پائو داشتند سبب رشد قابل توجه کسبوکار او شد.
سال 1955 وقتی که فرصتهای تازهای برای تجارت پیش روی پائو ظاهر شده بود او تصمیم گرفت که وارد حوزه حملو نقل دریایی شود. آن زمان هنگکنگ سابقه درخشانی در این حوزه نداشت و تجربه و سابقه خوب پائو سبب شد تا وامهای بانکی خوبی برای آغاز این تجارت تازه دریافت کند. کسبوکارش خیلی زود رونق گرفت، اقتصاد پس از جنگ رو به رشد بود و پائو هم با این موج موافق اقتصادی همراه شده بود. تا سال 1979 ناوگان او شامل 202 فروند کشتی با قابلیت حمل 20.5 میلیون تن بار بود. این ناوگان با فاصله زیاد از رقبا بزرگترین ناوگان كشتيراني دنیا شناخته شد. چنین دستاورد منحصربهفردی سبب شد که دانشگاه هنگکنگ به پائو دکترای افتخاری حقوق اعطا کند، در سال 1976 تصویر او روی جلد مجله نیوزویک قرار گرفت و از او با عنوان «پادشاه دریا» نام برده شد. سال 1978 او از دربار انگلستان لقب شوالیه را دریافت کرد و از آنجا بود که عنوان عالیجناب به نام او اضافه شد.
نظر خود را بنویسید