انتظارات ما از گردشگری تمامی ندارد. هرچند این انتظارات با داشتههای گردشگری در ایران متناسب است اما با تلاشهای ما در فهم ارزشهای آثار تاریخی و فرهنگی و معرفی آن به ساکنان کره خاکی در دیگر کشورها هیچ سنخیتی ندارد. محمدمهدی حجت، از بنیانگذاران سازمان میراث فرهنگی در گفتوگو با آیندهنگر با رد این مسئله که ضوابط قانونی و مسائل فرهنگی و دینی مانعی در توسعه صنعت گردشگری است، از رویکرد اشتباهی میگوید که بر گنج توریسم در ایران سایه انداخته است.
منبع:آینده نگر
*ظرفیتهای ایران برای جذب گردشگر همیشه در بوق و کرنا شده اما در مقایسه با دیگر کشورها به موفقیت چندانی در این زمینه نرسیدیم. سهم درآمد حاصل از گردشگری در ایران متناسب با ظرفیتها نیست. بعضی از منتقدان معتقدند که تفاوتهای فرهنگی و محدودیتهای مذهبی مانع افزایش مراجعه گردشگری خارجی به ایران است. در این زمینه چه فکر میکنید؟
موانعی که شما از آن یاد کردید، مانع حضور توریست فرهنگی در کشور ما نیست. تعداد کسانی که به ایران و ارزشهای فرهنگی و مذهبی آن علاقه دارند در سطح دنیا بسیار زیاد است پس نمیتوان این عوامل را بهعنوان عاملی اصلی و تعیینکننده در عدم تمایل گردشگران خارجی برای سفر به ایران برشمرد. آنچه بهعنوان یک عامل مهم در عدم رغبت گردشگران برای سفر به ایران مطرح است، فراهم نبودن امکانات برای معرفی آثار و ظرفیتهای ایران به گردشگران خارجی است. نکته مهم این است که در ابتدای امر ما باید بفهمیم که آثار ما چه ارزشی دارد و بعد این ارزشها را به منصه ظهور برسانیم. اینکه گردشگر خارجی به ایران نمیآید به این دلیل است که از آنچه در ایران میگذرد بیخبر است. ما باید برای معرفی آثار تلاش کرده باشیم و بعد انتظار داشته باشیم که گردشگر خارجی به کشورمان سفر کند. در حقیقت آنچه بهعنوان مواد اولیه در اختیار ما قرارگرفته باید پخته شود، آن را به غذای آماده برای سرو تبدیل کنیم تا مشتری بیاید و رغبت کند و از آن استفاده کند. معرفی ظرفیتهای گردشگری هم به همین شکل است.
*در سالهای گذشته برای معرفی آثار تاریخی ایران در سطح جهانی فعالیتهایی انجامشده است. شما این فعالیتها را چطور ارزیابی میکنید؟
در زمینه گردشگری در کشور دچار یک اشتباهیم و آن هم این است که بهصرف اینکه تعدادی آثار تاریخی داریم، انتظار داریم که گردشگر بیاید و این آثار را ببینید. درحالیکه اگر خودمان را با دیگر کشورها مقایسه کنیم به نقاط ضعف و البته اینکه دیدگاه اشتباهی به مقوله گردشگری داریم پی میبریم. در کشورهای دیگر، معرفی آثار تاریخی بهمنظور جذب گردشگر منوط به مقدمات و انجام مطالعاتی است که زوایای آشکار و ارزشهای پنهان آثار تاریخی را کشف کند و بر همین اساس، آثار را در سطح جهانی به گردشگران معرفی میکنند. نگاهی کوتاه به عملکرد این کشورها نشان میدهد که چگونه با اتکا به انواع رسانه از سی دی و بروشور تا کتاب، تلاش میکنند خوراک فرهنگی کاملی برای گردشگر خارجی و اهل فرهنگ تهیه کنند. این اطلاعات به نحوی ارائه میشود که گردشگر احساس میکند سیراب شده است و مجموعهای جامع و کامل ازآنچه برای شناخت فضای فرهنگی و تاریخی یک کشور به آن نیاز داشته دریافت کرده است. این تلاشها باعث افزایش تمایل گردشگران خارجی به حضور در کشور خواهد شد. حالا این فعالیتها را باکارهایی که ما میکنیم مقایسه کنید. ما ساختمانهایی در کشور داریم که بهعنوان آثار تاریخی و فرهنگیمان آن را میشناسیم. متأسفانه ساختمان این آثار رسیدگی نکردیم. ممکن است آثاری را مرمت کرده باشیم اما این مرمتها اشتباه بوده است. امکانات لازم برای اینکه به ارزش واقعی آثار پی ببریم در اختیار ما نیست. تهیه ابزارها و امکانات لازم برای اینکه بفهمیم چه آثاری داریم و این آثار چه ارزشهایی دارد و بر چه خصوصیاتی مترتب است، هزینهبر است و ما این هزینه را پرداخت نکردیم. ممکن است راهنمای یک تور گردشگری نتواند به سؤالات مختلف درباره یک اثر تاریخی پاسخ دهد. آیا او میتواند کتیبهای که در یک اثر تاریخی حکاکی شده بخواند، چرا یک کاشی که گردشگر را برای بازدید از آن به منطقهای برده ارزشمند است، هندسه و مختصات اثر تاریخی که از آن صحبت میکند چیست، آن را چه کسانی ایجاد کردند، چرا ایجاد کردند و این اقدام برای ایجاد مبتنی بر چه خصوصیات طبیعی است؟ این سوا لاتی است که ممکن است نتوانند به آن پاسخ دهند و بعد انتظار دارند که گردشگر خارجی هزینه کند، به ایران بیاید و محو آثار تاریخی شود.
*چرا این طرز فکر بر گردشگری ما سایه انداخته است؟
این طرز فکر مال کسی است که دم از گردشگری میزند اما به آن مثل یک کاسبی فکر میکند تا صنعت. صنعت لوازمی دارد. شما در صنعت کارخانه میبینید و بعد تولید. امروز کارخانه میراث فرهنگی و گردشگری ما آماده پذیرش مراجعان نیست. کارهای مربوط به مرمت آثار تاریخی و فرهنگی در ایران درست نیست. پژوهشی در این زمینه انجام نمیشود. خودمان ارزش آثار تاریخی و فرهنگی کشورمان را درک نکردیم تا بتوانیم این ارزشها را به دیگران منتقل کنیم. تنها انتظار داریم که همهچیز به روال هفتادسال گذشته پیش برود اینطور که میگفتند در فلان کشور فلان اثر تاریخی وجود دارد و عدهای هم براساس آنچه نقل میشد، و البته بدون دانش و آگاهی خاصی از آن اثر به بازدید میآمدند. صنعت گردشگری در دنیا به این شکل پیش نمیرود. ما از دیدگاه لطمه خوردهایم و میخوریم وگرنه تفاوتهای فرهنگی و ضوابط قانونی تنها خاص ایران نیست. در بسیار از نقاط دنیا ضوابطی برای بازدید از آثار تاریخی و فرهنگی تعریفشده است اما گردشگران هم چنان برای بازدید از این آثار تمایل دارند و به این کشورها سفر میکنند. مشکل ما ضوابط فرهنگی یا دینی نیست. ضوابط فرهنگی در همه جای دنیا رعایت میشود. مسئله بزرگ گردشگری ایران و عدم استفاده درست از ظرفیتهای گردشگری، عدم فهم درست ارزش آثار است. ما آثار تاریخی و فرهنگیمان را درک نکردیم.
*شیوه تازهای از گردشگری در دنیا مطرحشده است که البته بیشتر از طرف جوانها مورد استقبال قرارگرفته. در این سفرهای ماجراجویانه، افراد بدون داشتن صرفاً مقصد خاصی در یک کشور با حداقل امکانات، میهمان هاستل ها و خانههای مردم هستند. بک پکرها عنوانی است که برای معرفی این گردشگران مورداستفاده قرار میگیرد که کنایهای است از اینکه اینها تنها با یک کولهپشتی و کمترین امکانات به سفر میروند و بیشتر از بازدید آثار تاریخی و فرهنگی تمایل به حضور در بستر جامعه و لمس فرهنگ مردم هر کشور دارند. در ایران حتی سازوکارهایی مثل اپلیکیشن ها و سایتهایی که میتواند به پیدا کردن محل اقامت به این گردشگران ماجراجو کمک کند هم راه افتاده است. در یک نگاه کلی میتوان گفت که توسعه سازوکارهای حضور بک پکرها در ایران و افزایش آمار این گردشگران خارجی میتواند موانعی که برای کاهش مراجعه گردشگران به ایران وجود دارد را به چالش بکشد. نظر شما دراینباره چیست؟
امکان پرداخت و توضیح اثرگذاری حضور گردشگران ماجراجو و بک پکرها روی موانع حضور گردشگران خارجی در ایران و بهطور وضعیت گردشگری کشورمان در یک مصاحبه کوتاه ممکن نیست. برای درک این مسئله باید بیشتر مطالعه کرد و زمان گذاشت. اما در یک نگاه کلی میتوان گفت که بک پکرها و گردشگران ماجراجویی که شما توصیف کردید، فواید زیادی برای کشور به همراه خواهند داشت. این فواید البته تنها شامل حال کشور مبدأ نیست بلکه اینگونه سفرها فواید زیادی برای خود مسافران هم در پی دارد. اما گذشته از این نباید از زیانهای چنین سفرهایی صرفه نظر کرد. فرایند اثرگذاری از حضور این گردشگران ماجراجو در کشورها یکسویه نیست. در این سفرها هم فایده است و هم ضرر. اگر این سفرها بهدرستی مدیریت نشود، به مشکلات بزرگی برمیخوریم. این گردشگران مثل قطرات آب جاری در جویبارند و باید معلوم کرد که هدف این جویبار و مسیر آن چیست. من جویبار را مثال میزنم ازاینجهت که حرکت آن در یک مسیر مشخص، مانع آزادی آن نیست. این نکته مهمی است که مسیر حرکت بک پکرها را مشخص کنیم بهطوریکه آزادی آنها را محدود نکند. اگر مشخص نکنیم که این گردشگران کجا میروند، در چه جهتی حرکت میکنند، چه تأثیری میگذارند و ... زمینه فساد و آزار و اذیت را فراهم کردیم و اگر به نحوی برنامه بچینیم که با تعیین مسیر آزادی این گردشگران جوان را سلب و محدود کنیم، مانع حضور آنها در کشور شدهایم. در ای زمینه نیاز به سیاستهای ویژه و خاص داریم و باید با برنامهریزی با چنین پدیده حساسی در صنعت گردشگری برخورد کنیم.
نظر خود را بنویسید