استفاده از فرصتهای گردشگری در ایران و کسب درآمد از این صنعت، بدون اختصاص زمان و امکانات کافی به آن ممکن نیست. هماهنگی نهادهای مختلف در این زمینه در اولویت است. نیروی انتظامی، دیگر نهادهای امنیتی و سازمانهای فرهنگی، هتلداریها، تشکلهای مردمنهاد فعال در این زمینه باید به کمک دولتها بیایند و البته دولتها باید دست یاری بهسوی آنها دراز کنند.
علیرضا خائف، نائب رئیس کمیسیون گردشگری اتاق تهران/منبع:آینده نگر
تاکنون تبلیغاتی که به افزایش حضور گردشگران خارجی در ایران منجر شود، انجام نشده است. ما در این زمینه بسیار ضعیف عمل کردیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل مسائل سیاسی، ایران باوجود ظرفیتهای قابلتوجه در جذب گردشگر، بهعنوان یک منطقه خطرناک به مردم جهان معرفی شد. ارائه این تصویر نادرست و غیرواقعی از ایران باعث شد مردم دیگر کشورها تمایل کمتری به حضور در خاک ایران برای بازدید از اماکن فرهنگی و تاریخی یا به هر هدفی دیگری داشته باشند. از سوی دیگر ما هم برای تغییر این تصویر کمکار کردیم. تلاش ما برای ایجاد اطمینان خاطر در گردشگران کافی نبود. بنابراین میتوان احساس عدم امنیت را بهعنوان یک مانع در مسیر توسعه گردشگری ایران در نظر گرفت.
مسئله دوم، تبلیغات ضعیف برای معرفی ظرفیتهای گردشگری ایران به مردم جهان است. این مسئله همیشه در گفتوگوهای عادی با طرفهای خارجی قابلمشاهده است. درصد زیادی از مردم کشورهای دیگر که ظرفیت تبدیلشدن به گردشگر برای حضور در ایران را دارند، از تنوع زبانی، فرهنگی و طبیعی کشورمان بیخبر هستند. در این مورد، ضعف بزرگ ما، ندانستنها خارجیها و بیاطلاعی آنها از جذابیتهای ایران.
مسئله سوم، عدم وجود امکانات لازم و موردنیاز گردشگران است و مسئله چهارم، هماهنگ نبودن بخش بزرگی از مردم ایران با گردشگران است. در کشورهایی مثل امارات متحده عربی و ترکیه، مردم برای اینکه چطور با گردشگران رفتار کنند، تربیت شدند. طی سالها رفتوآمد زیاد گردشگران به این کشورها به مردم آموخته و البته فرهنگسازیهایی هم در این زمینه در این کشورها انجامشده است. در ایران به دلیل انزوای طولانی در سالهای گذشته، مردم توانایی هماهنگی و برقراری ارتباط مؤثر با گردشگران را ندارند و البته فرهنگسازی و آموزش کافی هم در این زمینه اجرانشده است.
مسئله آخر به تلاش ما برای تقویت توان پاسخگویی به نیازهای گردشگران و البته ابتکار در این زمینه بازمیگردد. هرچند به دلیل ضوابط قانونی و مسائل فرهنگی امکان تأمین بخشی از خواستههای گردشگران خارجی در ایران را نداریم اما میتوانیم برای پذیرش گردشگران دیگر تبلیغ کنیم و برای ارائه خدمات و ایجاد جذابیتهایی بیش از جاذبههای تاریخی و فرهنگی در ایران تلاش کنیم. طبیعت ایران بکر است اما امکانات استفاده از آن محدود.
مشکل بزرگ ما این است که میدانیم چه مشکلات مانع بزرگ توسعه گردشگری است اما برای رفع آن تلاش نمیکنیم. شاید یکی ریشههای این مسئله به عدم هماهنگی دستگاههای مختلف و عدم وجود انگیزه کافی برای هماهنگی بازمیگردد. همه کارشناسان به این امر آگاهی دارند که در زمینه معرفی کشور بهعنوان قطب گردشگری منطقه ضعیف عمل کردیم اما ما بیش ازآنچه درگذشته انجام دادیم، برای رفع این مشکل گامی برنداشتیم. به این نکته توجه کنید که گردشگری در ایران یک فرایند است و برای توسعه آن به همراهی همه نیاز داریم. اولین محل برخورد یک گردشگر بافرهنگ مردم در مبادی ورودی و فرودگاهها انجام میشود اما ما در فرودگاهها افراد آموزشدیده برای استقبال از گردشگران خارجی نداریم. باوجود آگاهی به این نقطهضعف برای اصلاح آن کاری نکردیم. در کشورهای کمتر توسعهیافتهتر از ایران، مثل عمان ورود و خروج مسافرت از گیت فرودگاه با ارائه کارت الکترونیکی ممکن است اما ما هنوز این امکان را برای سهولت در رفتوآمد مسافران داخلی و خارجی در فرودگاههای کشور ایجاد نکردیم.
با توجه به ضعفهای ما در توسعه گردشگری، به نظر میرسد دولت دوازدهم راه طولانی و پرفرازونشیبی در استفاده از ظرفیتهای این صنعت مهم در جهان در پیش داشته باشد. دولت باید در این زمینه بیش از هر چیز به آموزش و معرفی ظرفیتها توجه کند. استفاده از فرصتهای گردشگری در ایران و کسب درآمد از این صنعت، بدون اختصاص زمان و امکانات کافی به آن ممکن نیست. هماهنگی نهادهای مختلف در این زمینه در اولویت است. نیروی انتظامی، دیگر نهادهای امنیتی و سازمانهای فرهنگی، هتلداریها، تشکلهای مردمنهاد فعال در این زمینه باید به کمک دولتها بیایند و البته دولتها باید دست یاری بهسوی آنها دراز کنند.
هرچند در سالهای اخیر رشد صنعت گردشگری و افزایش درآمد دولت از این صنعت بارها مطرح شد اما به نظر من فعالیتهای دولت یازدهم در این زمینه کافی نیست. متأسفانه دیدگاه غالب در ایران این است که گردشگری چیز مهم نیست درحالیکه صنعت گردشگری از منابع مهم در تأمین درآمد دولتها و ایجاد فرصتهای شغلی است یعنی دو نیاز اساسی و اصلی دولت آینده ایران. ارزش صنعت گردشگری در کشورها از ارزش نفت هم بیشتر برآورد شده است. رونق گردشگری به نفع همه است اما سؤال این است که گردشگرانی که به ایران سفر میکنند، چقدر تمایل دارند که دوباره به کشورمان بازگردند و البته دیگران را هم با خود همراه کنند؟ برای دادن پاسخ مثبت و مناسب به این سؤال در سالهای آینده، باید از همین حالا فرهنگسازی و سرمایهگذاری کرد. کاری که دولتها بهطورمعمول به آن فکر نمیکنند درحالیکه گردشگری میتواند نقش یک کیف پول جادویی را برای آنها بازی کند.
نظر خود را بنویسید