ترامپ پوپولیستی ماهر است و نگران افزایش عدم محبوبیت خود در سطح جهان نیست
هزینههای «اول امریکا»
1396/05/03
2055
این مطلب را به اشتراک بگذارید
امریکا روزهای بدی را میگذراند؛ ترامپ هرروز منفورتر از دیروز میشود و با کارهای خود خوراک رسانهها را فراهم میکند اما دیوانهبازیهای او تنها دامن امریکا را نمیگیرد؛ او خطری است که کل دنیا را تهدید میکند؛ بیشتر او را بشناسید.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
سیاستمداران پوپولیست، انواع مختلفی دارند، برخی مسخره و برخی ترسناک هستند. اما همه آنها یک عیب مشترک دارند: آنها فراموش میکنند یا به قدر کافی به این مسئله توجه نمیکنند که خارجیها هم سیاست دارند. مغز آنها تنها احساسات، ترسها و نگرانیهای شهروندانی را که در ذهن خودشان است درک میکند. در نظر ناسیونالیستها و پوپولیستها، خون تکنوکراسی در رگهای رهبران بقیه کشورها جاری است.
هر بار که دونالد ترامپ تصور میکند بقیه دولتها در برابر خواستههایش سر تعظیم فرود میآورند، در حقیقت همین اشتباه بزرگ را در مورد آنها مرتکب میشود. او فراموش میکند که آنها هم به خواستهها و منافع خودشان فکر میکنند. ترامپ تصور میکند اگر رهبران و دولتمردان خارجی متوجه شدند که «اول امریکا» است و همیشه باید اول باشد، هر هزینهای را پرداخت میکنند و غرور خود را زیر پا میگذارند تا از او اطاعت کنند. او به شکل غریبی با سیاست و روابط خارجی بیگانه است.
تا همین چند وقت پیش همه اعضای ناتو به دنبال ترامپ بودند تا این کشور را به عنوان عضوی متحد با خود همراه کنند. اما ترامپ در کمال ناباوری، مسیري خلاف میل آنها طی کرد و در این خیال بود که «اول امریکا» و در نتیجه هرچه او میگوید باید همان باشد. اما اعضای ناتو این گستاخیها را تحمل نکردند. آنها برای نشست بعدیِ خود امریکا را از ماجرا حذف کردند. آنگلا مرکل صدراعظم آلمان به ترامپ اعتماد ندارد، امانوئل ماکرون رئیسجمهوریِ فرانسه نیز از ترامپ متنفر است؛ پس چرا اعضای ناتو به ترامپ اهمیت بدهند و به عبارتی منت او را بکشند؟ امریکاییها باید بپذیرند که اکنون اروپاییها در مورد ترامپ و امریکا اینطور فکر میکنند.
باراک اوباما رئیسجمهوریِ پیشین امریکا هیچگاه عبارت «اول امریکا» را بر زبان نیاورد. اما جالب اینجاست که رفتار او با متحدانش به گونهای بود که آنها ابتدا امنیت امریکا را در نظر میگرفتند چرا که تصور میکردند امنیت این کشور، امنیت خودشان است. اما اکنون متحدان امریکا نیز از سوی این کشور احساس خطر میکنند و همه اینها به خاطر رفتارهای ترامپ است. این رئیسجمهوری تازهکار نمیداند که تنها روابط خارجیِ زیرکانه میتواند کشورها را بر بازارهای جهانی مسلط کند. او تصور میکند رئیسجمهورهای پیش از او، شیوه ابراز خشم و توهین کردن را نمیدانستند و به همین خاطر احمق بودهاند. از نظر او برای امریکا اکنون زمان خودخواه شدن و بیرحمی کردن فرارسیدهاست.
رهبران تازهای ظهور میکنند
این روزها اروپاییها به دنبال جانشینی برای رهبری لیبرالها در سطح بینالمللی به جای امریکا هستند چرا که معتقدند امریکا با ادامه وضعیت فعلی، چندان دوام نخواهد آورد. هرچه اقدامات او برای برجسته نشان دادنِ «اول امریکا» پررنگتر میشود و مثلاً از توافق پاریس خارج میشود یا کارهایی مشابه به آن انجام میدهد، تحلیلگران خوشبین بیشتر به این نتیجه میرسند که او به زودی تنها میشود؛ به باور این تحلیلگران، سایر قدرتهای جهانی برای مقابله با او و به نفع منافع جهانی، با یکدیگر همدست میشوند و او را به بازی خود راه نمیدهند تا با انزوای او بتوانند مهارش کنند. صحبتهایی که شی جینپینگ رئیسجمهوری چین در مورد جهانی شدن در مجمع جهانی اقتصاد كرد به خوبی نشان میدهد رهبر جدیدی برای جهان در حال ظهور است.
شاید ترامپ بیش از حد روی اول بودنِ امریکا حساب باز کردهاست اما به نظر میرسد بقیه اینطور فکر نمیکنند. حداقل تا زمانی که سیاستمداری مانند ترامپ با شیوه خودش تلاش میکند این اول بودن را مانند پتک به سر همه بکوبد، دیگران مانع میشوند و به او اجازه نمیدهند. ترامپ باید درک کند که امریکا نمیتواند ایدههای ناسیونالیستی خود را به جهان تحمیل کند.
رفاه کودکان امریکایی
بیسرپرستها را پناه بدهید
امریکاییها مدتی است با مشکلی جدید روبهرو شدهاند. بررسیها نشان میدهد زنان تنها و بدون همسر که سرپرستی کودکان بیسرپرست را میپذیرفتند بسیار کم شدهاند. این مسئله بسیار تأثیرگذار بودهاست. در سال 1975 بیش از 90هزار کودک به سرپرستی گرفته شدهاند اما تعداد آنها در سال 2014 به کمتر از 18هزار نفر رسیدهاست. بهعلاوه تعداد کودکانی که به سرپرستهای خارجی سپرده میشدند نیز روبهکاهش است. در سال 2004 بیش از 23هزار کودک توسط افرادی خارج از امریکا به سرپرستی گرفته شدهاند اما تعداد آنها در سال 2016 به کمتر از 5هزار و 400نفر رسیدهاست. این مسئله باعث نگرانی مسئولان در یونیسف شدهاست. افزایش مشکلات و سختیِ شرایط برای پذیرشِ سرپرستی یکی از مهمترین عوامل در کاهش تعداد سرپرستیها بهویژه از طرف خارجیهاست. به هر حال کودکان بسیاری در انتظار خانه و خانوادهای برای خود هستند و این تنها معضل امریکا نیست.
نظر خود را بنویسید