قیمت مواد خوراکی بخش کشاورزی؛ تورم و انتظارات مردم
1396/04/18
2359
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در حکمرانی خوب همراهی و همدلی مردم با دولت و مشارکت فعال مردم در برنامههای دولت مستلزم آن است که مردم به دولت اعتماد داشته باشند و دولت را صادق و شفاف بدانند.
فاطمه پاسبان/کارشناس اقتصادی/منبع:آینده نگر
در یک روز داغ بهاری، هنگامی که سوار تاکسی شدم مسافران مسیرم در خصوص تورم و کاهش قیمتها باهم گفتگو میکردند و من بهدقت به استدلالها، دلایل و نقطهنظرات آنان گوش میکردم. برای یک محقق اقتصادی، شناخت نقطهنظرات شهروندان درباره موضوعهای مختلف میتواند تصویری عمیقتر از شرایط جامعه و انتظارت مردم برای تحلیل ارائه دهد. در علم اقتصاد هر موضوعی که مورد مطالعه قرار میگیرد با انسان،رفتار و انتظارت آنها معنا و مفهوم پیدا میکند. درصورت شناخت دقیق رفتار و خصوصیات بازیگران اقتصادی، میتوان تحلیلی واقعی از شرایط موجود و بهدنبال آن برنامهریزی صحیح داشت. آنچه در گفتوگوی شهروندان بیش از هرچیزی توجه را به خود جلب میکند روند قیمتها و انتظار کاهش قیمت است، که این انتظار با توجه به سطح قدرت خرید واقعی آنان معقول است.در این میان گزارشها و ارقام ارائهشده توسط مراجع رسمی همانند بانک مرکزی و مرکز آمار ایران حاکی از کاهش نرخ تورم است اما این کاهش برای عموم جامعه قابل لمس نیست. سوالی که پیش میآید این است که چرا ارقام با واقعیتهایی که مردم هر روز با آن روبهرو هستند- قیمت مواد خوراکی و غیرخوراکی- همخوانی ندارد؟ بهنظر نگارنده مهمترین دلیل، بیان علمی مفاهیم اقتصادی و عدمتوجه به توضیح و تفسیر مفاهیم به زبانی ساده و شفاف برای عموم جامعه است. لذا نگاهی ساده و شفاف به پدیده تورم و نحوه محاسبه و تخمین آن، ضروری بهنظر میرسد تا افکار عمومی تصور درستی نسبت به نرخ تورم بهدست آورند. چراکه این موضوع ، به دلیل اعتماد مردم به دولت مهم است.
در حکمرانی خوب همراهی و همدلی مردم با دولت و مشارکت فعال مردم در برنامههای دولت مستلزم آن است که مردم به دولت اعتماد داشته باشند و دولت را صادق و شفاف بدانند. اما میشنویم مردم میگویند «اگر نرخ تورم کم شده چرا قیمتها کاهش نیافته و حتی افزایش یافته است؟» انتظار مردم این است که کاهش نرخ تورم به دنبال خودش کاهش قیمتها را به دنبال داشته باشد. کاهش قیمتها و یا ثبات قیمتها یکی از اهداف مهم هر اقتصادی است و از این رو انتظار بهحق جامعه است؛ اما پیوند این انتظار با آمار و ارقام منتشر شده در خصوص نرخ تورم باید برقرار شود تا اعتماد حاصل شود. برای پاسخ به این مسئله، باید به مفهوم تورم، نرخ تورم و آمار قیمتها نگاهی اندازیم. تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمتها اعم از مواد خوراکی و غیرخوراکی. با گذشت زمان، قیمت اکثر کالاها و خدمات افزایش مییابد. اگرچه ممکن است قیمت برخی از آنها ثابت بماند و گاهی کاهش بیابد اما میانگین قیمت همه کالاها و خدمات افزایش مییابد. در برخی کشورها این افزایش قیمت کالاها و خدمات بسیار کم و تقریباً قیمتها ثابت است و در برخی کشورها افزایشها شدید و زیاد است.
در علم اقتصاد انواع تورم را داریم که عبارتاند از:
1) تورم خفیف که به مفهوم افزایش ملایم قیمتها (بین 1 تا 8 درصد در سال) است.
2) تورم شدید که از افزایش بین 15 تا 25 درصدی قیمتها در سال به عنوان تورم شدید یاد میشود.
3) تورم بسیار شدید که افزایش بیرویه و افسارگسیخته قیمتها (بیش از 50 درصد در ماه) باعث بیاعتمادی کامل مردم نسبت به واحد پول ملی و توانایی دولت در کنترل قیمتها میشود. در کنار مفهوم تورم، نرخ تورم مطرح است. نرخ یعنی اندازه تغییر قیمت در یک دوره زمانی. نرخ تورم از طریق محاسبه قیمت هفتگی، ماهانه و سالانه یک سبد کالای پایه حاصل میشود.
مرکز آمار ایران محاسبه شاخص تورم را به تفکیک شهری و روستایی و اقلامی که در سبد کالا در نظر گرفته شده، انجام میدهد؛ در این محاسبه نزدیک به 451 قلم کالا و سال پایه هم سال 1390 درنظر گرفته شده است. برای محاسبه نرخ تورم ابتدا شاخص تورم محاسبه و بر اساس تغییر شاخص عددی تورم نسبت به یک زمان و دوره مشخص، نرخ تورم حاصل میشود. به عنوان نمونه با توجه به آمار بانک مرکزی، برای نرخ تورم سالیانه شاخص تورم در سال 1391 و 1392 به ترتیب در حدود 130.5 و 175.9 بوده. درصد تغییرات شاخص در سال 92 نسبت به 91 در حدود 34.7 درصد است که نشاندهنده نرخ تورم است یعنی سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات به طور میانگین در حدود 34.7 درصد افزایش یافته است. حال در سال 1394 و 1395 شاخص تورم برابر با 227.5 و 248 بوده که نرخ تورم برابر با 9 درصد میشود یعنی در سال 95 سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در حدود 9 درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته اما نرخ تورم نسبت به سال 92 که در حدود 34.7 درصد بوده کاهش یافته است.
بنابراین وقتی اعلام میشود که نرخ تورم در سال 95 نسبت به سال 92 کاهش یافته بدین معنا نیست که قیمتها کاهش یافته است بلکه به این معناست که نرخ افزایش قیمتها روند کاهشی داشته است وگرنه وجود نرخ تورم نشان از افزایش قیمتها دارد که مهم آن است این نرخ افزایش با نرخ تورم خفیف و کوچک باشد.
به عنوان مثال اگر قیمت یک کالایی در سال 1391 در حدود 1000 تومان بوده با اعمال نرخ تورم هر سال که در جدول زیر مشاهده میشود در سال 1392 به دلیل تورم شدید به قیمت کالا 347 تومان اضافه شده که قیمت کالا میشود 1347 تومان. در سال 93 به دلیل تورم 210 تومان به قیمت 1347 تومان اضافه میشود و قیمت میشود 1557 تا سال 95 که قیمت کالای 1000 تومانی سال 91 به 1899 تومان بالغ میشود. ارقام نشان میدهد که نرخ تورم از 34.7 درصد به 9 درصد رسیده و کاهش داشته اما به دلیل وجود تورم افزایش در قیمتها اتفاق افتاده و در حدود 899 تومان به قیمت سال 91 یعنی 1000 تومان اضافه شده است.
بنابراین کاهش نرخ تورم به معنای کاهش قیمت نیست بلکه روند و افزایش قیمتها را کاهش داده است. برای اینکه این موضوع مشخص شود فرض کنیم نرخ تورم سال 92 برای بقیه سالهای بعد آن ثابت باقی میماند و همان 34.7 درصد بود. جدول زیر نشان میدهد که قیمت در سال 95 برابری کالای 1000 تومانی سال 91 برابر با 3292 تومان بود یعنی 1393 تومان به قیمت در طی سالهای 92 تا 95 اضافه میشد. در حالی که با کنترل تورم و کاهش آن مشاهده میشود که فقط 899 تومان به قیمت این کالا اضافه شده و دولت توانسته است افزایش افسارگسیخته قیمتها را کنترل کند. این کنترل افزایش قیمتها به معنی کاهش قیمت نیست که اشتباه عموم مردم مترادف دانستن کاهش نرخ تورم با کاهش قیمت کالاست. در اقتصاد معنی و مفهوم تورم در نرخ تغییرات و مقدار اضافهشده به قیمت کالا و خدمات است. اگر این نکته مورد توجه مردم قرار گیرد با ملاحظه ارقام و آمار ارائهشده توسط بانک مرکزی و مرکز آمار خواهند توانست تحلیلی از شرایط موجود در ارتباط با کالاهایی که میخرند داشته باشند.
در خصوص قیمت مواد خوراکی بخش کشاورزی نیز قضیه به همین منوال است. بر اساس گزارشهای بانک مرکزی از سطح شهر تهران، قیمت خردهفروشی برخی اقلام حاکی از آن است که در سال 95 نسبت به سال 92، نرخ افزایش قیمت در بازار خردهفروشی کاهش یافته است (کاهش افزایش قیمتها اتفاق افتاده یعنی نرخ افزایش قیمت کمتر شده است) و برای برخی محصولات همانند گوجهفرنگی و سیبزمینی، قیمت کاهشی بوده بهطوریکه درصد تغییرات روند نزولی داشته است. بهطور مثال برای گوشت مرغ در سال 91 نسبت به سال قبل 59 درصد افزایش قیمت بوده که این رقم برای سال 92 نسبت به 91 در حدود 19 درصد افزایش قیمت داشته که در سال 95 نسبت به 94 در حدود 12 درصد افزایش قیمت داشته است و روند افزایش قیمت مرغ با نرخ کاهشی مواجه بوده است.
اگر درصد تغییرات قیمت گوشت مرغ در بازار خردهفروشی با درصد تغییرات شاخص بهای تولیدکننده بخش کشاورزی مقایسه شود، ملاحظه میشود که افزایش قیمت مرغ در بازار خردهفروشی کمتر از افزایش قیمت هزینههای تولید در بخش کشاورزی بوده (به جز سال 95) و در سال 94 حتی درصد تغییرات گوشت مرغ منفی بوده است. در سال 1395، یکی از دلایل افزایش قیمت، آنفلوانزای مرغی بوده است. برای گوشت قرمز، روغن مایع، روغن جامد، سیبزمینی، گوجهفرنگی و پرتقال شاهد کنترل نرخ افزایش قیمت در سال 1395 نسبت به سال 1391 و 1392 بودهایم و از افزایش سرسامآور قیمتها در بازار جلوگیری شده است. این نکته هم قابل ذکر است که افزایش قیمت در بازار خردهفروشی ناشی از افزایش هزینه تولید، هزینه بازاریابی و توزیع در بخش عمدهفروشی و هزینه توزیع و فروش در بخش خردهفروشی است و سهم هرکدام از این عوامل در افزایش قیمت بازار برحسب محصول و زمان متفاوت است. اما آنچه مشخص است نرخ تورم در بخش تولیدی روند کاهشی داشته و حاکی از آن است که در بخش کشاورزی سیاستها و برنامهها در جهت جلوگیری از افزایش قیمت و هزینههای تولیدی بخش بوده که به نفع قیمت مصرفکننده عمل کرده است.
قیمت برخی مواد غذایی در بازار خردهفروشی تهران (کیلوگرم- ریال)
ماخذ: بانک مرکزی ایران، گزارش هفتگی قیمت برخی مواد خوراکی در بازار تهران، سالهای 90 تا 95 و محاسبات نگارنده
بهانه طرح موضوع: تورم، رشد و رکود سه شاخصی هستند که سیاستمداران با اتکای به آن از برنامههای موفق خود میگویند و مردم اثرات این شاخصها را در زندگی خود جویا میشوند. در رقابت انتخاباتی 29 اردیبهشت بار دیگر این موضوع مورد مناقشه بود. به این بهانه، چگونگی محاسبه این شاخصهای اقتصادی مورد پرسش قرار گرفته است.
نظر خود را بنویسید