یكی از مشهورترین افسانههایی كه در مورد كارآفرینان حوزه تكنولوژی وجود دارد این است كه آنها سفر موفقیتشان را از یك گاراژ ساده شروع كردهاند.
مترجم: زهرا چوپانکاره/مجله آینده نگر
در صفحه معرفي «سيليكون ولي» پس از توضيح در مورد دليل نامگذاري اين منطقه در سانفرانسيسكو، ويژگيهاي اين منطقه و شركتهاي فعال در آن و... نوشته شده است: «تاریخچه ایجاد این ناحیه را از گاراژی میدانند که در دهه 30 میلادی دو دانشجوی مهندسی دانشگاه استنفورد به نامهای دیوید هیولت و ویلیام پاکارد یا همان اچپی فعالیت خود را در آن آغاز کردهبودند. این گاراژ در حال حاضر بهعنوان نماد دره سیلیکون و محل تولد آن شناخته میشود.»
كساني كه به دنياي ميلياردرها و كارآفرينان علاقهمندند، كساني كه گاهي مروری بر زندگينامه چهرههاي موفق دنياي تكنولوژي و تجارت میکنند بارها با اين جمله برخورد كردهاند: «او كارش را از گاراژ خانهاش شروع كرد.» اين جمله را در وصف چند نفر از مشهورترين ثروتمنداني كه كارشان را از صفر شروع كردهاند ميتوان ديد. پس از مدتي اين فكر در ذهن ايجاد ميشود كه هرآنچه را در خصوص استارتآپها گفته ميشود شايد بتوان به همان گاراژها برگرداند، نقطهاي كه موفقيت از آن آغاز ميشود. شايد براي از ميان بردن همين تصور است كه مجمع جهاني اقتصاد مطلبي به قلم مدير مركز تكنولوژي و خلاقيت دانشكده كسبوكار دانشگاه كوئينزلند منتشر كرد تا كمي درباره اين توهم گاراژي توضيح دهد و براي اين مطلب تيتري درشت و طولاني انتخاب كرد: «افسانه استارتآپهاي گاراژي را فراموش كنيد؛ ما نيازمند مثلث طلايي هستيم». اين مطلب ترجمهاي است از آنچه سايت مجمع جهاني اقتصاد منتشر كرده است.
يكي از مشهورترين افسانههايي كه در مورد كارآفرينان حوزه تكنولوژي وجود دارد اين است كه آنها سفر موفقيتشان را از يك گاراژ ساده شروع كردهاند. موسسان شركتهاي آمازون، اپل، دل، ديزني، گوگل و مايكروسافت همگي چنين ادعايي را در مورد خود داشتهاند. آغاز شركت هيولت پاكارد، كه همه آن را با نام اختصاري اچپي ميشناسند واقعا ريشه در يك گاراژ واقع در خيابان اديسون شهر پالوآلتو دارد. اولين محصول اچپي يعي نوسانساز HP200A در سال 1939 در اين گاراژ توليد و تست شد. با وجود این، مانند بسياري از ديگر داستانهاي كارآفريني، اصل اين موفقيت ريشه در دانشگاههاي پژوهشمحور دارد.
بيل هيولت و ديو پاكارد، موسسان اچپي اين اولين محصول موفقشان را به شركت ديزني فروختند و از آن در ساخت فيلم «فانتزيا» استفاده شد اما موضوع اين است كه فكر ساخت اين دستگاه به صورت معجزهآسا به سر آنها نيفتاده بود كه آن را در گاراژ پياده كنند. رد اين توليد موفق را ميتوان تا رسيدن به موضوع تز كارشناسي ارشد هيولت در دانشگاه استنفورد دنبال كرد. زماني كه او به امكانات و تكنولوژي پيشرفته، همكاران باانگيزه و راهنماييهاي استاد بزرگي همچون فرد ترمن (يكي از متخصصان و استادان حوزه كارآفريني) دسترسي داشت.
اگر به خيابان 376 اديسون برويد تابلويي ار ميبينيد كه رويش نوشته «زادگاه سيليكون ولي» كه نشان ميدهد مقتدرترين مجموعه تكنولوژي در كجا ريشه دارد. ريشه اصلي آنها و آنچه سبب سرعت بخشيدن به روند خلاقيت ميشود همين «مجموعه» بودن است نه گاراژها. اين مجموعهها هستند كه استارتآپها، شركتهاي فعال، متخصصان، كسبوكارهاي مربوط و از همه مهمتر دانشگاههاي پژوهشمحور را گرد هم جمع ميكنند.
استيو وزنياك (يكي از همكاران استيو جابز و از موسسان اوليه شركت اپل) افسانه گاراژي را كه حول ماجراي تاسيس اپل شكل گرفته است رد ميكند. شايد اين افسانه را بتوان از محصولات استيو جابز در حوزه تحريف واقعيت دانست. حقيقت اين است كه باشگاه كامپيوتر هومبِرو جابز و وزنياك را به شبكهاي از آدمهاي باانگيزه وصل كرد كه بسياري از آنها به امكانات كامپيوتري و مهندسي دانشگاه دسترسي داشتند. دوره خوشنويسي كه جابز طي كرده بود الهامبخش او براي طراحي كامپيوترهاي شخصي اپل با طراحي و لوگوي زيبا شد.
زمان، دسترسي به آدمهاي باهوش و محيط همدل و همكار در دانشگاهها است كه سبب تحريك تفكر خلاق و شركتهاي در حال رشد ميشود. اين سه ويژگي در اغلب شركتهاي بزرگ و موفق حوزه تكنولوژي ديده ميشود.
شركتهاي پيشرو در مجموعه نيويورك از جمله بازفيد، فوراسكوئر و تامبلر كه همگي در حوزه تكنولوژي و رسانه فعال هستند به شدت مشغول جذب استعدادها و بهرهگيري از همكاري دانشگاههاي اين شهر هستند.
در بنگلور (منطقهاي در ایالت كارناتاكاي هند) جايي كه موسسه بينالمللي فناوري اطلاعات مشغول پرورش دانشمندان نخبه كامپيوتر و دفاتر تخصصي حوزه تكنولوژي مانند InfoSys و Wipro است هم اين ويژگي مجموعه بودن به سرعت در حال رشد است.
در شهرهايي مانند برلين هم ويژگيهاي مشابه ديده ميشود و به خصوص ميتوان موارد شبيه به آنچه را در نيويورك ميگذرد در لندن ديد. اين شهر ويژگيهاي منحصربهفردي دارد؛ حضور چندين دانشگاه با استانداردهاي بالاي جهاني، كاربران آشنا به تكنولوژي، استارتآپهاي مختلف، و دسترسي به منابع مالي و فرهنگي سبب شده تا بتوانيم لندن را به عنوان يا شاهخوشه يا خوشه خوشهها معرفي كنيم. اين فشردگي خلاقيت شكلگرفته درون و در حول دانشگاهها باعث شده است تا پايتخت انگلستان در حوزه هوش مصنوعي، علوم زيستي، تكنولوژي پزشكي، تكنولوژي مالي و حوزههاي ديگري مانند طراحي و مد پيشتاز و جلوتر از زمانه باشد. با وجود برگزيت و عواقبي كه ممكن است خروج از اتحاديه اروپا براي انگلستان داشته باشد، باز هم به نظر ميرسد كه لندن به موفقيتش در جذب كارآفرينان ادامه دهد.
نظر خود را بنویسید