فقر یک معضل جهانی است. در حالیکه بسیاری از نهادها ادعا میکنند دنیا به سمت ریشهکنیِ کاملِ فقر حرکت میکند، اکونومیست در گزارش خود از سخت بودنِ قدمهای پایانی خبر میدهد.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
کسانی که معتقدند دنیا هنوز جای خوبی برای زندگی نیست و همچنین کسانیکه میگویند جهانی شدن تنها به اقتصاد دنیا آسیب رسانده، کافی است نگاهی به نمودار زیر بیندازند. طبق آمار رسمی بانک جهانی، در سال 1981، حدود 42 درصد از جمعیت جهان در فقر مفرط زندگی میکردند. البته آنها شاید از اکثریت هموطنان خود فقیرتر نبودهاند اما بر اساس تعریف کشورهای ثروتمند، این افراد در فقر بودهاند. آنها در بهترین شرایط، پولی داشتهاند تا بتوانند چیزی برای خوردن تهیه کنند و نیازهای اولیه خود مانند پوشاک را برآورده کنند اما در بدتریت حالت دچار قحطیزدگی شدهاند.
اما از آن زمان تاکنون، تعداد افرادی که در فقر مفرط زندگی میکردند، حدود یک میلیارد نفر کاهش یافته و تعداد افرادی که زندگی خوبی دارند حدود 4میلیارد نفر افزایش یافتهاست. آخرین دادههای موجود مربوط به سال 2013 است که نشان میدهد 10.7 درصد از جمعیت جهان فقیر بودهاند (معیار جدید برای سنجش فقر این است که شخص کمتر از 1.90 دلار در روز درآمد داشتهباشد). وضعیت فقر نسبت به سال 2013 تغییر کرده و اوضاع حتماً بهتر شدهاست. برآوردهای بانک جهانی اینطور نشان میدهد که تعداد افراد فقیر در سال 2016 به حدود 9.1 درصد از جمعیت جهان رسیدهاست. برآوردهای موسسه هومی کاراس نشان میدهد که هر 1.2 ثانیه، یک نفر از فقر مفرط نجات پیدا میکند.
این اتفاقات بسیار تأثیرگذار و بااهمیت اما در عینحال غیرقابل پیشبینی است. تاریخدانهای اقتصادی میگویند یک قرن زمان بُرد تا جمعیت بریتانیاییهایی که در فقر مفرط زندگی میکردند از 40 درصد به 10 درصد رسید؛ یعنی کل پیشرفت بریتانیاییها در فاصله سالهای 1820 تا 1920 در همین اندازه بود. اما بعد از آن، این حرکت برای ریشهکنیِ فقر سرعت بیشتری پیدا کرد. جمعیت جهان که در فقر مفرط زندگی میکردند از 80 درصد در سال 1870 به کمترین میزان در امروز رسیدهاست. امروز دو کشور بزرگِ چین و اندونزی به دنبال ریشهکنیِ فقر به شیوه ژاپنیها هستند. آنها سعی دارند مثل ژاپنیها فقر را با سرعت از میان بردارند.
اما متأسفانه این فصل شیرین از تاریخ جهان به زودی به پایان میرسد. سهم کسانی که در فقر مفرط زندگی میکنند بدون شک در آینده به سرعتِ گذشته کاهش پیدا نخواهد کرد. احتمالاً هیچوقت هم به صفر مطلق نخواهد رسید. هرچقدر هم که دنیا تلاش کند باز هم جیبهای خالی بزرگتر از آن هستند که به راحتی پر شوند.
آسیا موفقتر از افریقا
اخیراً مردم فقیر دنیا به سه دسته تقسیمبندی میشوند: چینیها، هندیها و دیگران. در سال 1987 چین 660میلیون نفر جمعیتِ در فقرِ مفرط داشت؛ هند نیز 374میلیون. در هر دو کشور، سیاستهای درستِ اقتصادی باعث شده فقر تا حدودی مهار شود. این کشورها با اینکه امروز نسبت به گذشته جمعیتِ بیشتری دارند اما تعداد افراد در فقر مفرط آنها کاهش پیدا کردهاست.
هرچند بخشی از کاهش جمعیت فقیر، جنبه مصنوعی دارد و با معیارهای متفاوت به دست آمده اما باز هم واقعی و قابل اعتماد است. در هر دو کشور، رشد اقتصادی به مردم فقیر کمک کرده تا خود را از فقر نجات بدهند. در چین آن چیزی که معجزه کرده و افراد فقیر را نجات داده، کارخانهها نبودهاند بلکه مزرعههای کوچکی بودهاند که مردم را با خود سرگرم کردهاند. این قضیه در مورد دیگر کشورهای آسیایی نیز صدق میکند.
امروز بیشتر افراد فقیر در کشورهای افریقایی زندگی میکنند؛ برخی بررسیها نشان میدهد چهارپنجم از افراد فقیر که در فقر مفرط به سر میبرند در افریقا زندگی میکنند. هرچند آسیا مملو از قصههای موفقیتآمیز است اما افریقا پر از قصههای شکست است. در این منطقه تلاشهای بسیاری برای ریشهکنیِ فقر صورت گرفته اما هیچکدام آنقدر که باید موثر نبودهاست. شاید بتوان آیندهای بدون فقر را برای دنیا تصور کرد اما با وجود نقاطی در جهان مانند افریقا این تصور کمی بعید به نظر میرسد. مبارزه با فقر تا اینجا آسان بوده اما از اینجا به بعد قطعاً سخت و دشوار خواهد بود.
نظر خود را بنویسید