با شروع دوران تازه پس از جنگ، مارسل کارخانه هواپیماییاش را که در زمان جنگ تخریب شده بود فراموش کرد و کار را دوباره در دست گرفت، جمعی از بهترین مهندسان جوان فرانسه را از دانشگاههای مختلف فرانسه دور هم جمع کرد و شرکت هواپیمایی مارسل داسو را راه انداخت.
گروه داسو و البته خانواده داسو در فرانسه و فراسوی مرزها از ابتدا با نام جتهای نظامی تولیدیشان شناخته شدند؛ شرکت هواپیمایی داسو، بعد شرکت بزرگ دیگری به مجموعه داسو اضافه شد با نام داسو سیستم که حوزه فعالیتش تهیه و تولید نرمافزار بود. حالا این دو شرکت بزرگ رویهم رفته ثروتی قابل توجه برای داسوها فراهم آوردهاند. در سال 2015 مجموع فروش این دو شرکت به عدد 8 میلیارد دلار رسید. سرژ داسو امروز بر جایگاهی ایستاده است که پدرش حدود یک قرن پیش پایههای آن را گذاشت.
ملخهای سرنوشتساز
ماجرای ثروت خانواده داسو از سالهای ابتدایی قرن بیستم آغاز شد، زمانی که مارسل بلاش (متولد سال 1892) پسربچه مدرسهای بود و برای اولین بار پرواز هواپیمایی ساخته برادران رایت را بر فراز برج ایفل دید و عشق هواپیما به دلش افتاد. تصویری که در آسمان پاریس دیده بود همراه او ماند و سبب شد که در جوانی وارد رشته مهندسی هوانوردی در دانشکده اکول شود. مارسل که در سال 1919 با دختر یکی از یهودیان ثروتمند فرانسه ازدواج کرده بود، یک کارگاه کوچک ساخت قطعات هواپیما تاسیس و بعد پدر همسرش را راضی کرد تا روی کسبوکار او سرمایهگذاری کند. در طول جنگ جهانی اول او نوع جدیدی از ملخ هواپیما را ابداع کرد که توسط ارتش فرانسه در هواپیماهای جنگی به کار رفت و سبب برتری آنها در مقابل آلمانیها شد. قرارداد او با ارتش ثروت قابل توجهی برایش به ارمغان آورد و با سرمایهاش وارد کار ساخت و ساز شد. در سال 1930 او مجددا به ساخت هواپیما و امضای قرارداد با ارتش فرانسه روی آورد. با روی کار آمدن دولت سوسیال کمونیست در فرانسه کارخانه هوپیماسازی او ملی اعلام شد و مارسل با مبلغی که به عنوان خسارت به او پرداخت شده بود در بازار بورس امریکا سرمایهگذاری کرد و پس از کنار رفتن آن دولت از قدرت، یک کارخانه جدید هواپیمایی تاسیس کرد که کمی بعد موفق به تولید مدلی از هواپیمای جت جنگی شد با نام جنگنده بلاش 152.
سرنوشت مارسل بلاش هم این بود که مانند بسیاری دیگر از کسانی که جنگ اول جهانی را پشت سر گذاشته بودند، ناظر جنگ جهانی دوم باشد. بعد از اشغال فرانسه توسط ارتش آلمان، او هم به عنوان یک یهودی در موقعیت خطیری قرار گرفت، آلمانیها از او خواستند که برای ارتش این کشور هواپیما طراحی کند اما مارسل از این کار سر باززد و مدتها مجبور شد در خفا زندگی کند. اما زندگی پنهانی او چندان دوامی نیاورد و سرانجام در شهر لیون فرانسه دستگیر و روانه اردوگاه کار اجباری در آلمان شد، او هشت ماه را در این اردوگاه سپری کرد تا عاقبت با پایان جنگ و اشغال اردوگاه توسط ارتش امریکا، به زندگی عادی بازگشت. با پایان جنگ جهانی او نام خانوادگیاش را از بلاش به داسو تغییر داد، این نام مستعاری بود که برادرش زمانی که در جنبش مقاومت فرانسه و علیه نازیها مبارزه میکرد برای خود انتخاب کرده بود.
با شروع دوران تازه پس از جنگ، مارسل کارخانه هواپیماییاش را که در زمان جنگ تخریب شده بود فراموش کرد و کار را دوباره در دست گرفت، جمعی از بهترین مهندسان جوان فرانسه را از دانشگاههای مختلف فرانسه دور هم جمع کرد و شرکت هواپیمایی مارسل داسو را راه انداخت. تا نیمههای دهه 60 قرن بیستم هواپیمایی داسو تبدیل به بزرگترین تامینکننده نیروی هوایی فرانسه شده بود. هواپیمای میستری ساخت این شرکت اولینبار در اروپا توانست دیوار صوتی را بشکند و بعد هم با خرید امتیازهایی انواع دیگری از هواپیماهای جنگی را تولید کرد. یکی از اصلیترین خریدهای این دوره، خرید 62 درصد از سهام شرکت هواپیمایی برگه، تولیدکننده موتورهای جت بود. در آغاز دهه 70 میلادی این دو شرکت با هم ادغام شدند و هواپیمایی داسو- برگه شکل گرفت. تولیدات این شرکت در خاطره جنگهای بسیاری مانده است، تولیداتی که از موفقترین نمونههای آن میتوان به میراژ 3 اشاره کرد. قدرت بلامنازع داسو در صنایع هوایی این کشور و کمکی که به ارتش کرده بود سبب شد تا به سمت دنیای سیاست هم سوق پیدا کند. در سال 1958 مارسل داسو به عنوان یکی از نمایندگان پارلمان فرانسه انتخاب شد.
داسو در میدان سیاست
در اواخر دهه 70 وقتی که فروش هواپیماهای جنگی به کشورهای مختلف یا مقاصد مختلف انجام گرفت، گروههای سیاسی چپ در فرانسه اعلام کردند که در صورت به قدرت رسیدن هواپیمایی داسو را ملی اعلام میکنند، چرا که این شرکت به گفته آنها به هرآنکسی که پول داشت جنگنده میراژ میفروخت. آنها معتقد بودند که داسو- برگه تنها به پول اهمیت میدهد و برای رسیدن به آن از موقعیت کشورهای نفتخیز و جهان سوم استفاده میکند. پاسخ داسو در برابر این اتهامات این بود: اگر ما جنگنده نفروشیم، این ملتها از کارخانهها و شرکتهای دیگر آنچه را که بخواهند میخرند، در حالی که اگر ما به عنوان تامینکنندگان ادوات جنگی مانند میراژ فعالیت کنیم، باعث قدرت و تاثیرگذاری بیشتر فرانسه در معادلات جهانی میشویم.
یک سال پس از این پاسخ داسو، جناح چپ در فرانسه به قدرت رسید و تعداد نمایندگانشان آنقدر در مجلس زیاد شد که رأی به ملی شدن داسو- برگه بدهند که 90 درصد سهامش از آن مارسل بود. دولت 21 درصد از سهام شرکت را به قیمت 128 میلیون دلار خرید و صاحب 33 درصد رأی در تعیین سرنوشت شرکت شد. وقتی فرانسوا میتران در فرانسه به قدرت رسید دولت سهمش را در این شرکت به 46 درصد افزایش داد و 63 درصد از حق رأی را در دست گرفت. خیلیها این اقدام دولت را عملی کینهتوزانه برضد شخص مارسل داسوی 89 ساله تعبیر کردند که مخالف سیاسی دولت به شمار میرفت.
با وجود همه اینها کسبوکار داسو همچنان رشد کرد اما ثروتی که از صنایع هوایی نصیبش شده بود و همچنین منصب سیاسیاش سبب نشد که از راهاندازی کسبوکار جدید و آزمودن بختش در تکنولوژیهای جدیدتر زمانه عقب بماند. او در سال 1981 یعنی در 89 سالگی شرکت داسو سیستم را راهاندازی کرد و وارد تجارت تولید تکنولوژی کامپیوتری برای طراحی و ساخت هواپیما شد. مارسل بعد از یک عمر تجارت و کسبوکار و سودآوری، در سال 1986 در 94 سالگی درگذشت. با مرگ او پسرش سرژ بر صندلی مدیریت نشست.
داسوی پسر
سرژ داسو در سال 1925 در پاریس به دنیا آمد و در جوانی به دانشکده پلیتکنیک رفت و پس از آن راهیِ مدرسه هوا و فضا شد و بلافاصله پس از فارغالتحصیلی به کسبوکار خانوادگی پیوست. زمانی که پدرش مرد و او جای پدر را گرفت، 63 ساله بود و از همان زمان تمام تلاشش را کرده است تا استقلال کسب وکار خانوادگیشان را حفظ کند. یکی از نخستین کارهایی که او کرد، برداشتن پسوند برگه و تغییر نام شرکت به هواپیمایی داسو بود. بعد از آن هم مبارزه برای پس گرفتن سهام ازدسترفته در جریان ملی شدن شرکت را آغاز کرد و موفق شد در همان سالهای اولیه دهه 90 این کار را به انجام رساند. تلاشی که او برای زنده کردن استقلال شرکت کرد باعث شد که به او لقب «سایه پدر» بدهند، انگار که قرار بود نبرد سیاسی ناتمام پدرش را کامل کند. او هم مانند مارسل بین تجارت و سیاست پل زد. سرژ عضو حزب اتحاد جنبش مردمی است، یکی از احزاب راست میانه در فرانسه که از دلش رئیسجمهوری به نام ژاک شیراک درآمد. او از سال 2004 عضو مجلس سنای فرانسه شد و علاوه بر سهامدار عمده شرکت داسو، عنوان سناتور را هم به کارنامهاش افزود.
خارج از دنیای سیاست هم سرژ دست به تنوع بخشیدن بیشتر به تجارتهای زیرمجموعه گروه داسو زد و امپراتوری خانوادگیشان را گسترش داد. یک صندوق سرمایهگذاری راهاندازی کرد تا حوزه فعالیت هلدینگ املاک داسو را گسترش دهد و بعد هم به سراغ خرید انتشارات فیگارو رفت، ناشری که یکی از معروفترین روزنامههای فرانسه را با همین نام منتشر میکند.
سرژ هم مانند پدرش در حوزه عمومی خبرساز بوده است. او که در سال 1995 و پیش از رفتن به مجلس سنا، شهردار یکی از مناطق حاشیه شهر پاریس شد، 14 سال بعد، از این موقعیت محروم شد چون دادگاه او را در خصوص اتهام پرداخت رشوه برای خرید رأی گناهکار دانست. او یک بار هم در سال 98 توسط یک دادگاه بلژیکی به جرم رشوه دادن به برخی سیاستمداران گناهکار شناخته شد.
اغلب ثروت سرژ داسو حالا از محل 41 درصد سهامش در شرکت داسو سیستم و 62 درصد سهامش در شرکت هواپیمایی داسو تامین میشود. او علاوه بر سودی که از خرید فیگارو میبرد صاحب 55 درصد از سهام یکی از بزرگترین حراجیهای آثار هنری در فرانسه است.
نظر خود را بنویسید