براساس طرح چینیها و اعلام سیاست دولت جمهوری خلق چین در خصوص فعالسازی جاده ابریشم، این طرح در دو مسیر زمینی و دریایی 65 کشور را در آسیا و خاورمیانه و اروپا و شمال افریقا دربر میگیرد. از میان این 65 کشور، تعداد 20 کشور پایههای اصلی و دارای اولویت و ظرفیت در مسیر جاده ابریشم هستند و ایران در میان این 20 کشور برگزیده قرار دارد.
فریدون وردی نژاد، سفیر سابق ایران در چین/منبع:آینده نگر
در حدود سال 140 قبل از میلاد، اوو، امپراتوري نامدار دودمان هان (Han) قدرت را در چين به دست گرفت. وي پس از شكست اشراف طايفه مجاور (Hun Nish Race) كه مهمترين مانع راهيابي چينيان به سرزمينهاي باختري بودند، رو به غرب آورد تا هم به دره فرغانه، مركز توليد و پرورش اسب دست يابد و هم امپراتوري خويش را تا مرزهاي امپراتوري پارت بگستراند. از اين رو در سال 139 ق.م نمايندهاي به نام جانگ چيان راهي غرب چین کرد تا پنجرهای به سوي غرب بگشاید. جانگ دوبار به کشورهای غرب چین سفر کرد و در سفر دوم در سال 116 ق.م در رأس هيئتي سيصدنفره در حالي كه مقدار زيادي طلا و نقره و پارچه ابريشم همراه خود داشت، به سرزمينهاي غربي وارد شد. در همين سفر، هیئت او نيز تا كشور پارس آن زمان راه پيمود و بدين سان، بين دو تمدن روابط رسمي برقرار شد. با اين تمهيدات امپراتوري چين كوشيد تا ابريشم چين را به كشورهاي باختري صادر كند. براي اين منظور نيروي انساني فراواني به كار گمارد و سرمايه كلاني گذارد تا از اين راه نوگشوده بهره ببرد.
برقراري ارتباط رسمي بين ايران و چين، كه با آمدن نمايندههايي از امپراتوريهاي غرب به دربار اشكانيان آغاز شد، طليعهاي بود بر پيوندهايي گسترده كه با آمد و شد نمايندگان دو كشور روز به روز بر گستره آن افزوده ميشد. هم چينيها به موقعيت حساس ايران آگاه بودند و هم ايرانيان به نقشي كه ميتوانستند به عنوان پل بین شرق و غرب ايفا كنند و بنابراين هردو طرف ميكوشيدند تا با گشايش راه ابرايشم، اقتصاد خويش را رونق بخشند.
با فعال شدن مسیر شرق و غرب آسیا، راه ابریشم به عنوان راه حمل و نقل كالا ميان خاور و باختر، سرمايه هنگفتي نصيب ايرانزمين كرد و اقتصاد آن را، كه تا آن روز بر كشاورزي و دامپروري تكيه داشت، رونقي روزافزون بخشيد و در پي آن مراكزي براي راهنمايي امر بازرگاني، چگونگي حمل و نقل كالا، پرورش رهبران كاروانها و تشكيلاتي نيز براي پشتیبانی و حمل و نقل دريايي كه شاخهاي از راه ابريشم بود، شكل گرفت. فردی که نام جاده ابریشم یا راه ابریشم را برای این مسیر انتخاب کرد جغرافیدانی آلمانی بود بنام فردیناند ریختوفن که در سال ۱۸۷۷ این کار را انجام داد. وی به سبب حمل ابریشم از این راه به دریای مدیترانه و مناطق مختلف دیگر، این نام را برگزید.
آنچه که به ایران و چین بازمیگردد این است که این دو کشور متمدن دیرینه با تاریخ هزارانساله خود دو کشور مهم در مسیر جاده ابریشم بودند. انواع میوه و سبزیجات مانند انگور، باقلا، انار، اسفناج، پیاز و خیار از طریق این جاده از ایران وارد چین شده و چای، زنجبیل، شاهتوت ، هلو، زردآلو و نارنگی از چین به ایران وارد میشده است. علاوه بر این، ایران بازار و مرکز توزیع بارز پارچههای ابریشمی و ابزارهای چینی نیز بوده است. همچنین انواع عطر و جواهرات ایران در چین بسیار رایج بوده است.
در ماه اکتبر سال 2013 شی جینپینگ رئیسجمهوری خلق چین برای نخستینبار ایده راهبردی ساخت «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» و «جاده ابریشم دریایی قرن 21» (یک کمربند، یک جاده) را مطرح کرد. بنا به گفته چینیها، هدف طرح یک کمربند، یک جاده این است که چارچوب همکاری اقتصادی جدید با اصول «آزاداندیشی، اعتدال، منافع مشترک» در منطقه ایجاد شود و کشورهای این مسیر تحت این چارچوب به طور مشترک مشورت کنند تا جاده ابریشم قدیمی در عصر جدید، انرژی و حیاتی نو بیابد. دولت چين قصد دارد جاده ابريشم را بازسازي کند؛ جادهاي که بايد آسياي مرکزي را به اروپا متصل کند. بدينمنظور شاهراهها، ريلها و لولههاي نفت زيادي ساخته خواهد شد.
جمهوری خلق چین قصد دارد اسطورهاي را زنده کند و جاده ابريشم تازهاي بسازد. اين جاده در امتداد جاده ابريشم تاريخي ساخته خواهد شد که زماني بزرگترين راه تجاري بود. مدتهاست که رئيسجمهوري چين هربار در سخنانش به اين پروژه اشاره ميکند و از «يک خط کمربندي و يک جاده» سخن ميگويد. اين پروژهاي بزرگ خواهد بود که حدود 65 کشور در آن شرکت خواهند داشت، يعني نيمي از جمعيت زمين در این مسیر قرار دارند.
دولت چين در اين چارچوب قصد دارد نهتنها مسيري تجاري بسازد، بلکه همچنين ميخواهد زيرساختهاي خود را در ابعادي بزرگ گسترش بخشد. پکن بدينمنظور ۴۰ ميليارد دلار آماده کرده است. اين پول صرف ساختن اتوبانها، خطوط آهن، لولههاي نفت و گاز و بنادري از ليتواني تا شاخ افريقا، از سريلانکا تا اسرائيل و از پاکستان تا ايران خواهد شد.
پکن به منظور تأمين مالي اين پروژه گسترده حتي به تأسيس يک موسسه مالي اقدام کرده است که «بانک سرمايهگذاري زيرساختهاي آسيا» (AIIB) نام دارد. در ژوئن سال ۲۰۱۵ برخلاف خواست و اراده امريکا، ۵۷ کشور طرح تأسيس بانک يادشده را امضا کردند که در ميان آنها بريتانيا، فرانسه و آلمان هم به چشم ميخوردند. اما پرسش اصلي اين است که هدف چين از بازسازي جاده ابريشم چيست؟ آيا رهبران اين کشور ميخواهند همسايگان دور و نزديک چين را به هم مرتبط سازند و آنطور که تبليغات رسمي اين کشور ميگويد، کشورهای جهان را به هم نزديکتر کنند؟ آيا شرکتهاي چيني به جهانروايي (گلوباليزاسيون) نيازمندند تا به اقتصاد خودشان که دارد درجا ميزند تکاني بدهند و راههاي صادراتي تازهاي براي مازاد توليد کالاهاي خود بيابند و راههاي وارداتي نفتي به کشور خود را تضمين کنند؟ يا پکن تلاش ميکند سيطره سياسي غرب را درهم بشکند و برنامهاي براي تسخير جهان دارد؟
هماکنون در کاشغر مهندساني به سفارش چين مشغول کار روي پروژه بزرگي هستند. قرار است در آنجا کريدوري اقتصادي ايجاد شود. جادهاي کوهستاني به پاکستان در اين منطقه ساخته خواهد شد که قرار است از راه زمینی به بندر گوادر در درياي عمان منتهي شود. روي ميز کار مهندسان نقشههايي به چشم ميخورد که از خطوط آهن بلندپروازانه و ماجراجويانهاي به سمت قرقيزستان و قزاقستان حکايت ميکند. اين از نظر فني چالش بزرگي است. اما از زماني که چينيها موفق شدهاند خط آهني به مسير تبت در ارتفاعات ۵ هزار متري بسازند، همهچيز ممکن به نظر ميرسد.
از هماکنون ميتوان ديد که رهبران حزب کمونيست چين در راههاي ترانزيتي در مسير آسياي مرکزي و مناطق اقتصادي تازه، پول هنگفتي سرمايهگذاري ميکنند. استاندارد زندگي مردم کاشغر بالا رفته است و در ارومچي مرکز سینکیانگ، دو پارک فناوري مدرن که از مشوقهاي مالياتي برخوردارند، توانستهاند فرصتهاي شغلي زيادي ايجاد کنند. در منطقهي خودمختار سینکیانگ نرخ رشد اقتصادي به ۹ درصد رسيده است، يعني از هر نقطهاي در چين بالاتر است. در حال حاضر دو شرکت هوايي از ارومچي به بزرگترين شهر قزاقستان يعني آلماتي پروازهاي منظم دارند. از راه زميني هم خطوط آهن و جادههاي تازه ايندو شهر ميليوني را که با هم ۱۵۰۰ کيلومتر فاصله دارند، به يکديگر وصل ميکنند. قرار است در مناطق مرزي اين بخش يک منطقهي تجارت آزاد مشترک ايجاد شود.
براساس طرح چینیها و اعلام سیاست دولت جمهوری خلق چین در خصوص فعالسازی جاده ابریشم، این طرح در دو مسیر زمینی و دریایی 65 کشور را در آسیا و خاورمیانه و اروپا و شمال افریقا دربر میگیرد. از میان این 65 کشور، تعداد 20 کشور پایههای اصلی و دارای اولویت و ظرفیت در مسیر جاده ابریشم هستند و ایران در میان این 20 کشور برگزیده قرار دارد. به طور کلی تا به امروز چینیها در خصوص کمربند اقتصادی جاده ابریشم و دکترین یک کمربند، یک جاده که هدف آن تقویت نقش و حضور اقتصاد چین و هژمونی پکن در آسیا و افریقا است، برنامه روشن و پایداری که نقش همتراز و پروژهمحوری از کشورها را دربر بگیرد اعلام نکردهاند. اما آنچه روشن و قطعی است این است که چینیها برای حضور سیاسی در آسیا و تبدیل تفاوت دیدگاهها به یک «هویت نوین آسیایی» با محوریت چین قد علم کردهاند و حاضر به سرمایهگذاری و نقشپذیری جدیتر از گذشته هستند.
این ایده چین در حالی دنبال میشود که کشور ایران هم در غرب آسیا دارای موقعیت و جایگاهی است که بدون در نظر گرفتن منافع آن نمیتوان برنامههای توسعهای و راهبرد همگامی آسیایی را محقق ساخت. لذا چین چارهای جز همکاری با ایران ندارد و پذیرش این نقش، اگرچه از دید پکن خیلی شیرین نیست، اما اجتنابناپذیر خواهد بود. بنابراین، اگر چین اجتنابناپذیر بودن همکاری با ایران، جهت تحقق ایده کمربند اقتصادی جاده ابریشم را جدی بگیرد، طرح یک کمربند، یک جاده همکاریهای چین و ایران را تقویت خواهد کرد.
ایران که از لحاظ جغرافیایی در چهارراه ارتباطی قرار دارد، به صورت بالقوه شریک مهم چین برای پیشبرد این طرح تلقی میشود. بر این اساس، باید پایههای محکم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مردمی برای انجام همکاری بیشتر دو طرف در ساخت مشترک یک کمربند، یک جاده به وجود آید. یقیناً با توجه به اینکه دو کشور چین و ایران دارای قدرت اثرگذار، مهم و برتری نسبی درآسیا هستند، تقویت کمربند جاده ابریشم بین این دو کشور نهتنها برای دو ملت ثمربخش خواهد بود، بلکه پشتیبانی مفیدی برای برقراری پیوند بین کشورها و تحقق هدف توسعه مشترک در منطقه آسیا را نیز فراهم خواهد کرد و مردم منطقه خواهند توانست از ثمره این توسعه بهرهمند شوند. زمینههای مورد بررسی برای همکاریهای ایران و طرف چینی میتواند شامل موارد زیر باشد:
سرمایهگذاری در نفت و گاز و پتروشیمی
حمل و نقل و ارتباطات
انرژی پاک و تجدیدپذیر و سد و نیروگاه
محیط زیست و کشاورزی و ژنتیک
همکاری در قالب شهرکهای صنعتی، پارکهای فناوری و هایتک
صنایع هوا- فضا
فولاد و صنایع سنگین
همکاریهای دریایی و ریلی
صنایع غذایی و دارویی و مهندسی پزشکی
ترانزیت و صادرات مجدد در غرب آسیا
گردشگری و تورهای تخصصی و فنی.
در این مسیر، طرفین باید با استفاده کامل از فرصتها و تلاش مشترک، طرحهای پایهای برای همکاری و سرمایهگذاری را هرچه زودتر آماده و اطلاعات مبنایی را تبادل کنند تا بتوانند به «نتایج اولیه و زودهنگام» نایل شوند. همکاری در قالب جاده ابریشم میتواند نمونه و زیربنای خوبی برای پیشرفت همکاری دو کشور در حوزههای گستردهتر و سطوح عمیقتر راهبردی قلمداد شود.
نظر خود را بنویسید