احمد پورفلاح/ رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران ـ ایتالیا
دلایل مرئی نبودن مسئولیت اجتماعی در ایران
1396/02/13
2079
این مطلب را به اشتراک بگذارید
احیای عادتی که با مردم ایران عجین است
اگر تاریخ ملی را مطالعه کنید، متوجه میشوید مسئولیت اجتماعی همواره با روند زندگی مردمان ایرانی و در کوچهها و محلات عجین بوده است. حتی اگر مسافرت رفته باشید، در کویر نیز بناهای تاریخی را میبینید. مثلا یک فرد خیر در گذشته یک کاروانسرا را تاسیس کرده تا مردم در کویر نمانند و از دستبرد راهزنان در امان بمانند و یا استراحت کنند. حتی آبانبارهایی را میبینیم با این هدف که مردم بتوانند با سطل از چاه آب بکشند تا هم کاروان و هم اسب و شتر منتفع شوند.
ما در بحث مسئولیت اجتماعی، گاهی نوشتارهایی را میبینیم که تاریخی و ارزشمند است. بر همین اساس، بر سردر سازمان ملل به فارسی نوشته: «هرکس به در این سرای درآید، نانش دهید و از ایمانش نپرسید.» یک فرد در قلب کویر این دیدگاه را داشته است. از گذشته افرادی در محلهای قدیمی پول جمع میکردند و یتیمخانهها را اداره میکردند. کارهای از این دست در دورههای مختلف زندگی جاری بوده، ولی هیچوقت سیستماتیک نبوده است.
از گذشته به دو دلیل امور خیر و اجتماعی مرئی نبوده است. اولین دلیل این بوده که اغلب ایرانیان اهل تظاهر نبودند. دوم اینکه همیشه دارالحکومههای وقت بهدنبال یکچنین افرادی میگشتند که سهمیه دارالحکومه را بگیرند و باج و مالیات اخذ کنند. به این دو دلیل، مخفیانه به چنین کارهایی دست میزدند.
از طرف دیگر، امروزه مشکلات بسیاری در کمک کردن به دیگران وجود دارد؛ چراکه جامعه بسیار بزرگ شده است، بنابراین شناخت قشرهای دردمند و نیازمند فوقالعاده سخت و حتی اخلاق کمرنگ شده است. در گذشته اگر کسی به سمت شما دست دراز میکرد، تردیدی نبود این فرد گرفتار است. ولی امروز اصلا نمیتوانید نیازمند و غیرنیازمند را از هم تشخیص دهید. در حال حاضر اخلاق در جامعه کمتر شده و پیدا کردن افراد گرفتار فوقالعاده سخت است.
کمکم بنگاهها در تخریب محیطزیست نقش ایفا کردند و دنیا فهمید که باید هزینه خراب کردن محیطزیست را بنگاهها بدهند و فقط مالیات جوابگو نیست. گرفتاریها زیاد شد و دولتها ناتوان شدند از اینکه تمام گرفتاریهای مردم را حل کنند. در نهایت در کشورهای پیشرفته درصدد برآمدند که بخشی از درآمد صرف مسئولیت اجتماعی شود. مدیرانی هم که نمیتوانستند این بودجه را تامین کنند، این موضوع جزو نقاط منفیشان تلقی میشد. خیلی از شرکتها داوطلبانه این کار را میکنند، ولی گروهی نیز بهدلیل قانونی که تصویب شده، باید این کار را انجام دهند.
در این میان، علاوه بر اینکه تخصیص بودجه میتواند یکسری گرفتاریها را در بخش مردمی حل کند، خاصیتهای بسیاری نیز دارد. به طور مثال، زمانی که کارگران کارخانه ببینند که خرج یک آموزشگاه در یک روستا پرداخت میشود، علاقهمند میشوند که در آن واحد بیشتر کار کنند تا مشتریان به سراغ بنگاههایی بیایند که قسمتی از درآمدهایشان را به خیریهها اختصاص میدهند.
مسئولیتاجتماعیایرانی
برای اطلاعرسانی بیشتر و شناخت مسئولیت اجتماعی، در ایران چهارمین کنگره مسئولیت اجتماعی با مشارکت اتاق بازرگانی تهران و ایران برگزار شد و نماینده سازمان ملل، بهداشت جهانی و یونسکو در این کنگره حضور داشتند و کنگره مورد استقبال قرار گرفت. همین موضوع باعث شد که در میان تمامی انجیاُهای جهان، «محک» چهارم شود. در این بنچمارک 240 شرکت امریکایی شرکت داشتند و این اتفاق بزرگی بود. در حال حاضر جهان چنین دیدگاهی را به ایران پیدا کرده که در کشوری که اغلب مردم گرفتارند، به گرفتاران کمک میشود. بودجهای که برای محک در نظر گرفتیم، از برخی از وزارتخانهها بیشتر است. یعنی مردم اینچنین از سازمانی که به آن اعتماد دارند، حمایت میکنند و این سازمان هم بدون مرز کودکان را معالجه میکند.
به همین ترتیب مسئولیت اجتماعی در ایران در حال جا افتادن است. شاید بعضی در بودجه سالانه خود مسئولیت اجتماعی را قرار ندهند، ولی کارخانههایی داریم که نانوشته یا نوشته سالانه به موسسات خیریه کمک میکنند. برخی از موسسات متعلق به بنگاههای ما است.
پروژهملیحفظمحیطزیست
در حوزه محیطزیست نیز از بنگاههایی که به صورت غیرمستقیم در تخریب محیطزیست ناگزیر ایفای نقش میکنند، مبالغی بیشتر گرفته میشود. اما محیطزیست مسئله پیچیدهای است. زمانی که سازمان محیطزیست مانده که چه کند تا به طور مثال مردم در سواحل آشغال نریزند، یک بنگاه به تنهایی چهکار میتواند بکند؟ حداقل میتواند محیط خود را حفظ کند و تدبیری بیندیشد تا زبالهها باعث تخریب محیطزیست نشود.
حفظ محیط زیست پروژه ملی است. یکی از دوستان که مدیر دولتی بود، میگفت که غروب در تپهها به روباهها غذا میدهند. روباهها با این افراد انس گرفته بودند. به همین ترتیب در زمینه محیطزیست باید کل جامعه درگیر شوند و فرهنگسازی صورت بگیرد.
مسئولیت اجتماعی در خون مردم ایران است. این نشان میدهد که مردم به گرفتارتر از خودشان کمک میکنند. روحیه همنوعدوستی در ایران قوی است؛ با وجود اینکه دلها از همدیگر دور شده است.
نظر خود را بنویسید