اختصاصی سایت خبری اتاق تهران: جعفر خیرخواهان، کارشناس اقتصاد سیاسی
یک نمونه موفق درمقابله با حاشیهنشینی
1396/02/13
4901
این مطلب را به اشتراک بگذارید
همیشه نباید در مقابله با حاشیهنشینی و چنین معضلات اجتماعی و اقتصادی منتظر مبلغ قابلتوجهی بودجه بود بلکه میتوان با سیاست این انگیزه را در مردم ایجاد کرد که خودشان به مبارزه با چنین معضلاتی بپردازند.
جعفرخیرخواهان
حاشیهنشینی از معضلات جوامع شهری است که بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرده است بااینوجود، نمونههای موفقی داریم که توانستند تا حدودی از شدت حاشیهنشینی کم کنند. استانبول یکی از این نمونههاست. در این شهر دنبال کردن دو سیاست به کاهش حاشیهنشینی منجر شده و باعث شده که حاشیهها از وضعیت وخیم سابق خارج شوند و به جرگه آن بخشهایی از شهر بپیوندند که زندگی شهری و فعالیت اقتصادی در آن جریان دارد.
سیاست اول که در مجلس ترکیه به تصویب رسید بر این مسئله متمرکز بود که هرکس اگر زمینی را گرفته و در آن بنایی را احداث کرده است، امکان مصادره آن زمین توسط دولت یا شخص دیگر وجود ندارد. این قانون به تغییر شکل حاشیهها بسیار کمک کرد. حاشیههای شهر مناطقی هستند که ساکنان آن تمایل بهصرف سرمایهشان برای نزدیک کردند مساکن به سطح استاندارد ندارند. بهطور عمده کاربری زمینها در حاشیه شهر غیرمسکونی و بیشتر کشاورزی است و افرادی که در این زمینها ساکن میشوند، حاضر نیستند سرمایهشان روی ساختوساز بنا متمرکز کنند. بیشتر سرمایه حاشیهنشینها اموال منقول است. در طول تاریخ زندگی در حاشیه شهرها همیشه این نگرانی را به همراه داشته که افراد از محل سکونتشان رانده شوند درنتیجه حاشیهنشینها باوجود استفاده از لوازمخانگی گرانقیمت و حتی خودروهای متوسط حاضر نیستند از مصالح بهتری در ساختوساز خانههایشان استفاده کنند. آنها با توجه به نگرانی تاریخی رانده شدن از زمینی که در آن ساکن شدند، ترجیح میدهند در آلونکهایشان باقی بمانند. این نگرانی با قانون جدیدی که در مجلس ترکیه به تصویب رسید، مرتفع شده است. بحث مالکیت با تصویب این قانون حلشده است درنتیجه حاشیههای شهر شکل و شمایل تازهای پیداکرده است.
سیاست دوم، توجه بیشتر سیاسیون و نامزدهای انتخابات شوراهای شهر در این کشور به مسئله حاشیهنشینها بوده است. حاشیهنشینها درصد قابلتوجهی از جمعیت را به خود اختصاص دادند که رضایت آنها و جلب آرای شان برای سیاستمداران بااهمیت تلقی میشود. با توجه به این مسئله سیاستمداران تلاش میکنند حاشیههای شهر را از خدمات مختلف شهری بینصیب نگذارند و امکاناتی را که حاشیهها از آن محروم هستند برایشان فراهم کنند. کسانی که میخواهند وارد قدرت شوند، به سمت جلت رضایت گروههای حاشیهنشین حرکت کردند و این نکته هم به کاهش حاشیه شهر در استانبول کمک کرده است.
تجربه استانبول نشان میدهد که همیشه نباید در مقابله با حاشیهنشینی و چنین معضلات اجتماعی و اقتصادی منتظر مبلغ قابلتوجهی بودجه بود بلکه میتوان با دو سیاست این انگیزه را در مردم ایجاد کرد که خودشان به مبارزه با چنین معضلاتی بپردازند. این تجربه نشان میدهد که اگر حقوق مالکیت رعایت شود، مهاجران به شهرها دیگر حاضر نیستند درجایی زندگی کنند که متزلزل است و هیچ شباهتی به محل سکونت انسانی ندارد. با روشن شدن وضعیت مالکیت براساس قانون مردم تشویق به ساخت خانههای مستحکم و قابل سکونت میشوند و همین مسئله که جمعیت حاشیهنشین سهم خوبی در انتخاب سیاستمداران دارد باعث شده منابع به سمت حاشیه شهر سوق پیدا کند.
مسئله حاشیهنشینی مسئلهای است که پیش و پس از انقلاب اسلامی در ایران از راه مناسبی با آن وارد مقابله نشدیم و البته کلید حل مسئله هم برخوردهای سلبی و استفاده از قوه قهریه نیست. در حال حاضر به گسترش شهرها نیاز داریم به این دلیل که ثروت در مسئله خدمات نهفته است. واقعیت این است که هرچه اقتصادها ثروتمندتر میشوند بخش خدمات قویتر میشود. خدمات میتواند فعالیتهای متعددی را در بربگیرد که البته لازمه آن توسعه شهرهاست. شهرها محل تمرکز و تجمیع نیروی انسانی هستند. در حال حاضر در سطح دنیا شهرهایی مثل دبی، سنگاپور، استانبول، لندن و واشنگتن بهعنوان قطبهای اقتصادی در جهان معرفی میشوند نه لزوماً کشورها. تولید ثروت در شهرها اتفاق میافتد و این در حالی است که هنوز بعضی مسئولان ما فکر میکنند باید به روستاها توجه کرد. این دوران گذشته است. باید از تجمیع و تمرکز مردم در شهرها استقبال کنیم به این دلیل که حضور منابع انسانی در شهرها منافع بسیاری را برای اقتصاد کشورها به همراه دارد. در بیشتر کشورها برای مهاجرت جمعیت به شهرها برنامهریزی میشود تا به بهترین شکل از تجمیع نیروی انسانی در شهرها استفاده شود. ازجمله این برنامهها راحتتر کردن زندگی در شهرها با راهاندازی سیستمهای روان و ارزان حملونقل است.
توضیح: حاشیهنشینی معضلی اجتماعی و البته اقتصادی است که تمام کشورهای جهان را درگیر کرده است. جعفر خیرخواهان در این یادداشت به یک نمونه موفق در کاهش حاشیهنشینی اشارهکرده است.
نظر خود را بنویسید