استاپلر اقتصاددان امریکایی قضیهای را مطرح کرد که رابطه میان تعرفهها و دستمزد را نشان میداد
قضیه استاپلر- ساموئلسون
1396/02/12
2268
این مطلب را به اشتراک بگذارید
تجارت آزاد چگونه روی زندگی کارگران تأثیر میگذارد؟ استاپلر و ساموئلسون در نظریه خود که با عنوان قضیه استاپلر- ساموئلسون شناخته میشود تلاش کردهاند این رابطه و تأثیرگذاری را نشان بدهند.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
آگوست 1960 بود که ولفگانگ استاپلر اقتصاددان امریکایی که برای وزارت توسعه نیجریه کار میکرد با کشتی به منطقهای فقیرنشین در این کشور سفر کرد. این سرزمین سالها از سوی افراد محافظهکار اداره میشد. در آنجا یک کارخانه نساجی قرار داشت که 1400نفر در آن مشغول به کار بودند. حقوق دریافتی این افراد کمتر از 4.80پوند (6.36دلار) در روز به نرخ امروز بود. تعرفهها نیز جای رقابت داشت. کارگران ماهر به ندرت یافت میشدند. در میان آنها تنها 6کارگر حرفهای به شمار میآمدند. برخی از کارفرماها نیز شرایط بدی داشتند و مایلها پیادهروی میکردند تا به محل کار برسند. همه اینها باعث افزایش هزینهها شدهبود. اکثر کارگران آنقدر دانش و تجربه نداشتند که بتوانند با ماشینها کار کنند و به همین خاطر نیز دستمزد بسیار کمی دریافت میکردند. استاپلر در همین سفر با گلایه گفت: «کارگران افریقایی کمترین پول را در جهان دریافت میکنند.»
او از روی همین سفر نتیجه گرفت که نیجریه راه درازی برای صنعتی شدن دارد. او بر این باور بود که راه انداختن صنعت در این کشور هزینههای گزافی به دنبال دارد و به همین خاطر ارزش ندارد. اما عقیده او در میان همکارانش محبوبیت نداشت. اما استاپلر توانایی بسیاری در قانع کردنِ دیگران داشت. در نهایت نیز نظریه او با عنوان «قضیه استاپلر- ساموئلسون» مورد توجه دوستان قرار گرفت.
این قضیه 20سال پیش از آن در سمیناری از سوی پائول ساموئلسون به عنوان یکی از مهمترین و برجستهترین ایدهپردازانِ اقتصادی مطرح شدهبود. در این قضیه رابطه بین تعرفهها و دستمزدها مورد توجه ویژه قرار میگرفت. شهرت و نفوذ این نظریه بسیار همهگیر بود تا جایی که به استاپلر در نیجریه رسید. او تا سال 2002 که در سن 89سالگی از دنیا رفت روی این قضیه کار کرد. این قضیه حتی امروز نیز در مناسبات تجاری مختلف کاربرد دارد.
آلن دیردورف از دانشگاه میشیگان این مقاله را «تحسینبرانگیز» خواند چرا که از نظر او برای غیراقتصادیها نیز قابل درک بود. در این قضیه گفته میشود که تجارت آزاد با مردم کشورهایی که دستمزد کمی دریافت میکنند منجر به آسیبرسانی به کارگران در کشورهایی میشود که دستمزد بالایی دریافت میکنند. این ایده در همان زمان مورد توجه اقتصاددانها قرار نگرفت. آنها میگفتند نیروی کاری که دستمزد کمی دریافت میکند الزاماً ارزان نیست چرا که دستمزد کم یعنی بهرهوری نیز پایین خواهد بود. قضیه استاپلر-ساموئلسون نشان میداد که این جریان میتواند صحت داشتهباشد.
اقتصاددانها همیشه بر این باور بودهاند که تعرفهها به صنایع کمک میکند. اما همه آنها در عینحال تأکید کردهاند که تجارت آزاد به صورت کلی باعث نفع کشورها میشود. دیوید ریکاردو در سال 1817 نشان داد که اگر کشوری تجارت خود را آزاد بگذارد از همسایههای خود عملکرد بهتری خواهد داشت. اگر این کشور خودش را در زمینه چیزی تقویت کند که همسایههایش در آن ضعیف هستند بیشک موفقتر نیز خواهد بود. این مسئله با یک مثال ساده قابل درک است. فرض کنید بهترین وکیل در یک شهر، بهترین تایپیست نیز هست. او می تواند با سرعت بالایی اسناد را تنظیم و تایپ کند؛ در نتیجه هزینه را پایین میآورد. در مدل ریکاردو اینطور گفته میشود که گاهی یک صنعت در کشوری نسبت به کشور دیگر به نیروی کار بیشتری نیاز دارد. همه اینها انگیزه انجام تجارت و صنعت را تغییر میدهد.
جنجال استاپلر
قضیه استاپلر- ساموئلسون به سرعت مورد استقبال قرار نگرفت و هیچگاه جهانی نشد. اقتصاددانهای امریکایی نسخه اولیه آن را رد و تأکید کردند که نظریهای سطحی است. ساموئلسون بعداً به این نتیجه رسید که تجارت آزاد میتواند وضعیت کارگران امریکایی را وخیم کند و این مسئله را در کتابهای بعدیاش مطرح کرد. اما استاپلر دقیقاً با خودش چه فکری میکرد؟ او نگاهی واقعبینانه داشت و نسبت به آنچه که میدید هشدار میداد. او میتوانست به شیوهای سیاسی عمل کند و نظریه خود را نیز هیچگاه مطرح نکند اما ترجیح داد مشکلاتی را که تجارت آزاد ممکن است به همراه داشتهباشد فاش کند.
استاپلر اطمینان داشت مقالهای که مطرح میکند جنجال به پا میکند اما میدانست که ارزش این جنجال را دارد. او حتی گفتهبود حاضر است یک چشم خودش را بدهد اما مقاله را چاپ کند تا ایدهاش را به اثبات برساند. البته او هیچگاه فرصت پیدا نکرد که مقاله دیگری بنویسد و ایدهاش را به شکلی کاملتر مطرح کند اما در نهایت این ایده 50سال بعد از آنکه برای نخستین بار مطرح شد دوباره به مجامع علمی راه پیدا کرد و مورد بررسی قرار گرفت. هنوز هم افراد بسیاری هستند که آن را قبول ندارند اما ایده به قوت خود باقی است.
نظر خود را بنویسید