نگاهی به مشهورترین خاندان امریکایی به بهانه درگذشت دیوید راکفلر
دارودسته نیویورکی
1396/02/06
7037
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در سال 1855 وقتی که 16 ساله شد به عنوان کمکحسابدار کارش را در یک شرکت کوچک آغاز کرد و در ساعات سخت و طولانی کار به تمامی چم و خم کار حسابداری وارد شد. حقوق سه ماه اول کارش 50 دلار بود که معادل هزار دلار امروز برآورد شده است.
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
یکی از مهمترین اخبار رسانههای امریکایی در ماه مارس امسال درگذشت دیوید راکفلر بود. چهره شاخص خانواده سرشناس و ثروتمند راکفلر که چند ماه قبل در سن 102 سالگی درگذشت و یکی از بزرگترین نامها از فهرست ثروتمندترین افراد دنیا خط خورد. نشریه فوربز ثروت دیوید راکفلر را در زمان مرگ ۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برآورد کرد. دیوید راکفلر در طول دههها فعالیت تجاری خود تبدیل به نام بزرگی شد، با چهرههای بزرگ سیاسی دنیا در ارتباط بود و مرگش بسته شدن یک فصل دیگر از زندگی خاندان بزرگی بود که ثروت و شهرت بیحد خود را روی چاههای نفت بنا کردند. سومین نسل از فرزندان راکفلر بزرگ، جان دی راکفلر در مزرعهای در شمال ایالت نیویورک به دنیا آمد و بعد با تاسیس شرکت استاندارد اویل، ثروت و قدرت تمامی نسلهای پس از خود را تضمین کرد. فرزندان او حالا دو قرن است که از نیویورک بر بخش قابل توجهی از ثروت و قدرت در دنیا حکومت میکنند. با مرگ دیوید آخرین برادر از نسل سوم راکفلرها از دنیا رفت و ماجرای 5 برادر به پایان رسید.
جان دی راکفلر: آغاز ماجرا
جان دیویدسون راکفلر در سال 1839 به دنیا آمد و نامش همواره به عنوان ثروتمندترین شهروند امریکایی همه دورانها شناخته شده است. جان دومین پسر در میان 6 فرزند خانواده بود. تصویر پدرش بیل تصویری بود که شاید بارها در فیلمها و سریالهای قدیمی امریکایی دیده باشید، فروشنده دورهگردی که مدام از این شهر به آن شهر میرفت که به مردم «اکسیر» بفروشد تا دوای همه دردهایشان باشد. پدرش بامزه بود و خوشمشرب و البته در تعریف عمومی کلاهبرداری به حساب میآمد که به زندگی خانوادگی چندان پایبند نبود. جان از همان کودکی یاد گرفت که به امید او نباشد و برای کسب درآمد سیبزمینی بفروشد، بوقلمون پرورش دهد و خرجش را درآورد. در دوره نوجوانی بارها همراه خانوادهاش از این شهر به آن شهر نقل مکان کرد و در ضمن درس خواندن یک دوره کسبوکار گذراند و حسابداری یاد گرفت. در گذر زمان صفاتی را کسب کرد که در پدرش نبود: مودب، جدی، درسخوان.
در سال 1855 وقتی که 16 ساله شد به عنوان کمکحسابدار کارش را در یک شرکت کوچک آغاز کرد و در ساعات سخت و طولانی کار به تمامی چم و خم کار حسابداری وارد شد. حقوق سه ماه اول کارش 50 دلار بود که معادل هزار دلار امروز برآورد شده است. در جوانی مدام رویایش را بر زبان میآورد: «دلم میخواهد 100 هزار دلار داشته باشم و 100 سال زندگی کنم.» سال 1859 او و شریکش موریس کلارک 4 هزار دلار سرمایه جمع کردند و کار تجارت جدی راکفلر از همان زمان آغاز شد، اول حوزه کارش فروش کمیسیونی جنسهای مختلف بود. او از همان زمان بخشی از درآمدش را به کار خیریه از جمله کمک به یک کلیسای سیاهپوستان و یک کلاس مذهبی برای خارجیهای مهاجر اختصاص داد. سال 1863 بود که با لارا سی اسپلمن، یک معلم مدرسه ازدواج کرد، آنها صاحب 5 فرزند شدند؛ 4 دختر و یک پسر. در همان سال دو شریک وارد تجارت نفت شدند، جان در آن زمان ساکن کلیولند در ایالت اوهایو بود، جایی که رفتهرفته تبدیل به یکی از قطبهای استخراج نفت میشد و ورود او به حوزه پالایش نفت حرکت هوشمندانهای به شمار میرفت. از آنجا به بعد دیگر ثروت به سوی او سرازیر شد. در سال 1865 راکفلر با مبلغ 72 هزار و 500 دلار سهم شرکایش را خرید و بزرگترین پالایشگاه نفت کلیولند را احداث کرد، محصول پالایشگاه نفت سفید بود که برای روشنایی و روغنکاری به فروش میرسید. دو سال بعد پالایشگاههایی در اوهایو و پنسیلوانیا خرید و همچنین انواع زمین و انبار و تانکر نفتکش و واگنهای باربری را به قلمروی خود افزود. سال 1870 این قلمرو آنقدری گسترده شده و ریشه دوانده بود که سرانجام راکفلر با سرمایه یک میلیون دلار شرکت استاندارد اویل را تاسیس کرد و کنترل کل تجهیزات و تاسیسات پالایشگاهی منطقه را به دست گرفت و کمکم خطوط انتقال نفت را هم از آن خود کرد. سال 1879 95 درصد پالایشگاههای امریکا در اختیار او بود. او در تمامی این سالها رسیدگی به امور خیریه را در کنار تجارتش ادامه داد. پس از استاندارد اویل میتوان گفت که مهمترین کار او تاسیس بنیاد معروف راکفلر بود. بنیاد امور انساندوستانهای که در سال 1913 با اهدای مبلغ 100 میلیون دلار احداث شد. بنیادی که قرار بود نفعش به همه مردم دنیا برسد. این مبلغ آن زمان بزرگترین اعانه در تاریخ امریکا به شمار میرفت. جان دی راکفلر در سال 1937 در 97 سالگی از دنیا رفت. اگر به پول امروز حساب کنیم در زمان مرگ، او صاحب ثروتی 392 میلیارد دلاری بود، رقمی که در تخیلات نوجوانیاش وقتی که آرزو میکرد صاحب 100 هزار دلار (معادل 3 میلیون دلار امروز) باشد نمیگنجید.
پنج برادران
جان دی راکفلر جونیور تنها پسر جان بود و آخرین فرزندش. برای اینکه نامش از پدر مشخص شود کمکم معروف شد به جونیور. او در سال 1874 به دنیا آمد. به دانشگاه براون رفت و مانند پدرش همیشه پیوندی محکم با کلیسا داشت. یکی از ویژگیهایی که او را معروف کرد این بود که برخلاف سایر فرزندان خانوادههای ثروتمند، همیشه مواظب دخل و خرجش بود. سال 1897 با لیسانس هنر از دانشگاه فارغالتحصیل شد و در طول دوران تحصیل چندین کلاس جامعهشناسی را هم پشت سر گذاشت. بعد از گرفتن لیسانس به امپراتوری پدرش پیوست و در دفتر جدید استاندارد اویل در خیابان برادوی نیویورک مشغول به کار شد. بعدها مدیر شرکت شد و علاوه بر آن مدیریت شرکت فولاد مورگان را هم که سال 1901 شکل گرفته بود بر عهده گرفت. سال 1910 جونیور از هردو شرکت کنارهگیری کرد، تا فعالیتش در امور انساندوستانه با کارهای تجاری و تبلیغاتی مخلوط نشود. در آن سال دستگاه رسانهای هرست، یکی از عظیمترین مجموعه رسانههای امریکایی ماجرای یک رسوایی مربوط به رشوهدهی را دنبال میکردند، پروندهای که در آن نام دو نفر از اعضای کنگره و یکی از رؤسای شرکت استاندارد اویل آمده بود. اما هرچه او تلاش داشت تا از شایعات و اخبار رسانهها دوری گزیند، اخبار دست از سرش برنمیداشتند. اتفاقی که در سال 1914 شخص او و خانواده راکفلر را در معرض جنجال خبری بزرگی قرار داد هم از آن جمله بود. این اتفاق به «کشتار لودلو» معروف شد. در جریان اعتراضات و اعتصاب کارگران معدن زغالسنگ شهر لودلو در کلرادو، گارد شرکت سوخت و آهن کلرادو با معترضان درگیر شدند و در جریان به آتش کشیدن چادرهای محل اقامت آنها 24 نفر از جمله دو زن و 12 کودک کشته شدند. جونیور مالک 40 درصد از سهام شرکت و یکی از تصمیمگیران آن به شمار میرفت و این واقعه سبب شد تا نام راکفلر به عنوان مقصر در این فاجعه در رسانهها عنوان شود. او به پیشنهاد مشاوران روابط عمومی خود به منطقه سفر کرد، با خانواده جانباختگان دیدار کرد و توانست افکار عمومی را به نفع خود تغییر دهد.
جونیور در طول سالهای عمر خود بیش از هرچیز وقتش را صرف ارائه وجهه انساندوستانه از خانواده راکفلر کرد و بیشتر از هرچیز درگیر پروژههای عامالمنفعه در امریکا و کشورهای دیگر بود. همین اقدامات سبب شد تا نام بنیاد راکفلر بیش از هر زمانی مورد توجه قرار گیرد. او همچنین بیش از هر چیز با نام «پدر پنج برادر راکفلر» معروف است. فرزندان او یعنی تنها دختر و پنج پسرش هریک اسم و رسمی در دنیای تجارت و سیاست و فعالیتهای اجتماعی به هم زدند و سبب شدند تا نام خانوادگیشان تبدیل به برندی ماندگار در تاریخ امریکا شود. دخترش اَبی و پسرش جان سوم بیشتر اوقاتشان را صرف امور بشردوستانه کردند، لارنس تبدیل به یک سرمایهگذار و طرفدار حفظ محیط زیست شد، نلسون و وینترپ فرمانداران ایالتی شدند. نلسون بعدها در دنیای سیاست پیشرفت چشمگیرتری از برادر خود کرد و از سال 1974 تا 1977 به عنوان معاون رئیسجمهور امریکا در دوره جرالد فورد مشغول به کار شد. اما دیوید تبدیل به سرشناسترین فرزند از میان میراثداران خاندان راکفلر شد، بانکدار سرشناسی که با مرگش در سال 2017 پرونده فرزندان معروف راکفلر بسته شد.
نظر خود را بنویسید