جذب سرمایه و تکنولوژی برای توسعه میدانها مهمترین برنامه نفتی آینده است.
نرسی قربان
در دولت یازدهم گامهای بزرگی در راستای افزایش تولید نفت و بازگشت به شرایط پیش از تحریمها برداشته شد. بخشهای عمدهای از فازهای میدان گازی پارس جنوبی تکمیل شد و بسیاری از میدانها و چاههای نفتی نیز در این دوران احیا شد. این اقدامات در شرایطی است که اقدامات دولت دوازدهم در حوزه نفت باید در راستای جذب سرمایه و تکنولوژی برای توسعه میدانهایی باشد که تاکنون توسعه نیافته یا تا به حال برداشت بهینه از آنها صورت نگرفته است. البته این موضوع جزو برنامههای دولت نیز قرار دارد؛ اما این اقدامات از جمله موضوعات اصلی است که باید در آینده پیگیری شود. در خصوص گاز هم این موضوع صادق است. در این حوزه نیز میدانهایی وجود دارد که هنوز توسعه پیدا نکردهاند؛ مانند میدان گازی کیش، پارس شمالی و... علاوه بر آن زمانی که چنین اقداماتی انجام میدهیم، باید در خصوص گاز، پالایشگاههای شیرین کردن آن را نیز داشته باشیم که بتوان از آن به خوبی بهرهبرداری کرد. در حوزه نفتی نیز باید پالایشگاههایی را داشته باشیم تا بتوانیم از طریق آن فرآوردهها را صادر کنیم که این مسئله میتواند از جمله برنامههای آینده کشور باشد. در حال حاضر آنگونه که به نظر میرسد چنین برنامهای وجود ندارد. اما باید حرکتهایی به سمت باز کردن بازارهای جدید برای خریداران نفت ایران انجام شود.
در حال حاضر شاهد آن هستیم که رقبای ما از جمله عربستان سعودی به شدت در حال تلاش در راستای جذب مشتریان جدید برای خود هستند که البته مسئله جدیدی نیست. چرا که عربستان همواره در حال تقویت و توسعه بازارها و صادرات نفتی خود در سراسر جهان است و اکنون توجه ویژهای را معطوف به بازار شرق آسیا کرده است. در حالی که قدرت اصلی ما در تعامل کلی بازرگانی کشورمان است. به طور مثال اگر ژاپنیها با ما تعامل داشته باشند یعنی اینکه با یک بازار 80 ملیونی مواجه هستند؛ در صورتی که اگر بخواهند حساب ویژهای روی عربستان سعودی باز کنند با بازار کوچکتری روبهرو خواهند بود که اکثر محصولات آن از طریق غربیها تامین میشود. نیازمندی کشورهایی مانند ژاپن و چین تنها معطوف به نفت و گاز نیست. آنها در اصل میخواهند کالاهای خود را نیز به فروش برسانند. بنابراین ما میتوانیم از این موضوع به خوبی استفاده کنیم.
با توجه به موارد فوق اکنون با شرایط سختی روبهرو هستیم. در حال حاضر هم عربستان و هم روسیه به دنبال بازارهای خاص خودشان هستند. در این خصوص هزینه و تشویق نیز میکنند تا مشتریان از آنها جنس بخرند؛ هرچند این چالش جدیدی نیست و از گذشته تا به امروز وجود داشته، اما یکی از چالشهای جدی که دولت آینده با آن روبهرو است، حفظ بازارهای فعلی ایران و توسعه آن است.
در خصوص کارنامه وزارت نفت دولت یازدهم نیز میتوان به طور مشخص گفت که آنها در حالی اداره امور را در دست گرفتند که صادرات نفتی ایران زیر یک میلیون بشکه در روز بود؛ ولی اکنون پس از گذشت حدود چهار سال صادرات نفتی ما به روزانه بالای 5/2 میلیون بشکه رسیده است. صنعت نفت ایران توانسته بسیار سریع از شرایط بحرانی، خود را به جایگاه قبلی برگرداند. این کار بسیار سختی است که شما بتوانید چه از نظر تکنولوژی و چه از نظر بازار خرید، خود را به شرایط ایدهآل پیش از تحریمهای بینالمللی برسانید. بدون شک این نقطه مثبتی در کارنامه وزارت نفت بوده است. اما اینکه وزارت نفت نتوانسته شرکتها و کشورهای خارجی را برای سرمایهگذاری و حضور بیشتر در کشور ترغیب کند، تنها نقطهای است که میتوان گفت این وزارتخانه در این حوزه میتوانست بهتر عمل کند. زیرا این فرصت وجود داشت که سرمایه و شرکتهای بیشتری تا پیش از انتخابات امریکا در ایران جذب شوند. این موضوع دلایل مختلفی دارد و تنها به وزارت نفت بازنمیگردد. زیرا عدهای مشغول ایراد گرفتن به برجام یا قراردادهای IPC وزارت نفت بودند و در این زمینه بحثها و چالشهای متعددی جریان داشت.
با این حال فضای بهوجودآمده پس از انتخاب رئیسجمهور جدید امریکا دولت فعلی و آینده را با چالشهای عمدهای مواجه خواهد کرد. در حال حاضر بسیاری از شرکتها در حوزه سرمایهگذاری نفتی در ایران منتظر رویکرد دونالد ترامپ نسبت به ایران هستند؛ با این حال راهحلهایی نیز در این زمینه وجود دارد. ما باید در قراردادها سختگیریهای بیمورد را حذف کنیم. در شرایطی که کشور قصد دارد سرمایه خارجی جذب کند و در شرایطی که تصمیمگیری برای ورود شرکتهای خارجی به ایران سخت به نظر میرسد، باید به آنها پیشنهادهای جذابی بدهیم تا در شرایط سخت هم تمایل به حضور در ایران داشته باشند. از جمله این موارد میتوان به درصد سهم سرمایهگذاری و میزان سودآوری اشاره کرد. اگر بتوانیم ابعاد قرارداد را برای آنها جذاب کنیم، ممکن است در شرایط سخت نیز به ایران بیایند. زمانی که قرارداد جذاب باشد، شرکتها حتی اگر بانکها نیز همراهی نکنند، قطعا بانکی را پیدا میکنند تا با آنها همراهی لازم را در راستای سرمایهگذاری انجام دهد. نمیتوانیم به آنها حداقل امتیاز را بدهیم و از آنها بخواهیم که ریسک هم انجام دهند.
با همه اینها، به طور کلی میتوان گفت مهمترین چالشی که دولت آینده با آن روبهروست، بحث نگه داشتن مشتریان و جذب مشتریان جدید است که در این راستا شاید مجبور شود تخفیفاتی به مشتریان خود بدهد که کشور خریدار، امتیاز اقتصادی را در تعامل با ایران دریافت کند و خرید خود را افزایش دهد. مورد بعدی نیز جذب سرمایه و تکنولوژی است که این تنها مشکل ایران نیست، بلکه بسیاری از کشورهای دنیا با آن دست و پنجه نرم میکنند.
نظر خود را بنویسید