چین میلیاردها دلار صرف پروژههایی میکند که محبوبیت و نفوذش را در جهان گسترش دهد؛ آیا موفق میشود؟
گدایی عشق
1396/02/02
2146
این مطلب را به اشتراک بگذارید
حزب کمونیست چین چند سالی است که روی پروژهای جدید برای نفوذ فرهنگی در جهان کار میکند و در این زمینه بسیار موفق عمل کردهاست. در این گزارش با این پروژه آشنا شوید.
تصاویری از چین روی یک بیلبورد بزرگ در میدان تایم در نیویورکسیتی به چشم میخورد؛ معبدهای باستانی و آسمانخراشهای چینی در معرض دید همگان قرار دارد. شینهوا مهمترین خبرگزاری چینی که از سوی دولت چین اداره میشود چشماندازهای جدیدی از چین را برای تلویزیونهای انگلیسیزبان آماده میکند. در پایتخت کامبوج کودکان زیر تابلوهای تبلیغاتی بزرگی بازی میکنند که روی آن تصاویر آپارتمانهای چینی کشیده شدهاست؛ زیر این تبلیغ در جملهای به خریداران یک سبک زندگی جدید وعده داده شدهاست. در بسیاری از نقاط جهان لباسهای چینی به فروش میرسد و حتی برای روزهای خاص نیز پیشنهاد میشود.
سالها برچسب «ساخت چین» جزو رایجترین برچسبها روی کالاهای مختلف در سرتاسر جهان بودهاست. اما حالا ماجرا از کالاهای چینی هم پیشتر رفته؛ دولت جدید چین تصمیم گرفته کل کشور را به عنوان یک برند به فروش برساند. آنها سعی دارند چین را کشوری نشان بدهند که میتواند میزبان مردم هر کشوری باشد و هر فرهنگی را در خود بپذیرد. این کاری است که امریکا سالها پیش انجام دادهاست. یک دهه پیش بود که دولت کمونیست چین یک هدف جدید معرفی کرد: ساخت «قدرت نرم» برای تقویت نظامی و اقتصادیِ چین. به گفته دیوید شامبو از دانشگاه جرج واشنگتن سالانه 10میلیارد دلار صرف این پروژه میشود. به همین خاطر است که آن را یکی از پرخرجترین پروژههای چینی میدانند؛ در این پروژه قرار است تصویری متفاوت و محبوب از چین ساخته شود. به گفته آقای شامبو، امریکا در سال 2014 کمتر از 670میلیون دلار صرف این سیاست برای خودش کردهاست.
حزب کمونیست چین این ایده قدرت نرم را از یک شخصیت آکادمیک امریکایی وام گرفتهاست. جوزف نای همان شخصیت علمی است که در سال 1990 برای نخستین بار این اصطلاح (قدرت نرم) را خلق کرد. به گفته نای، قدرت سخت به تنهایی کافی نیست و نمیتواند باعث نفوذ یک کشور در سرتاسر دنیا بشود. نفوذ باید از طریق قدرت نرم و ایجاد جاذبه شکل بگیرد. چین نیز به خوبی آگاه بود که این ویژگی را در خود نداشت. بسیاری از افراد در غرب به این کشور بدبین بودند و سیاست آن را اقتدارگرایانه میدانستند. در آسیا نیز مردم نگران ظهور چین در منطقه به عنوان یک سلطه و هژمونی بودند. چین میدانست که میتواند از قدرت اقتصادی خود استفاده کند تا از دولتهای پیروز شود؛ کارهایی مانند ساخت جاده، راهآهن یا استادیوم ورزشی برای مردم از جمله کارهایی بود که چین برای ایجاد محبوبیت انجام داد. اما از نظر نای باز هم این کارها در رده قدرت سخت قرار میگیرد و چنین سرمایهگذاریهای کلانی کافی نیست. چین تصمیم گرفت تمرکز خود را روی قدرت نرم قرار بدهد تا از این طریق افراد خارجی را به سوی خود جذب کند.
روآن شیلی!
مبحث قدرت نرم سالها با عنوان «روآن شیلی» در میان جامعه علمی چین مطرح بود تا اینکه بالاخره در سال 2007 رئیسجمهوری آن زمان چین که هو ژینتائو بود اعلام کرد قصد دارد این برنامه را عملی کند. پس از او شی جینپینگ رئیسجمهوری فعلی چین اقدامات موثری در این زمینه داشتهاست. او در سال 2013 یعنی یک سال پس از به قدرت رسیدن خود، صورت علنی به موضوع قدرت نرم رسیدگی کرد. گروهی در اینباره تشکیل شد و اعضای آن جمله «رویای چین برای احیای شکوه چینی» را شعار خود قرار دادند. اکنون این مورد علاقهترین شعار شی جینپینگ است. او خودش را در این امر پیشرو میداند؛ نمونه کارهای او در نشست داووس نیز به چشم میخورد. حتی مائو زدونگ که علاقه بسیاری به این کارها داشت موفق نشد به اندازه او توجه و علاقه خارجیها را به خود جلب کند.
بر اساس یافتههای آقای نای، سه راه وجود دارد که یک کشور از طریق آنها میتواند به قدرت نرم دست پیدا کند. نخستین روش از طریق ارزشهای سیاسی است. روش دوم از طریق فرهنگ آن کشور است و راه سوم نیز به سیاستهای خارجی مربوط میشود. از آنجا که حزب کمونیست میدانست ایدئولوژیاش شانس کمی برای پیروزی در دنیا دارد به چیزهای دیگری روی آورد. در زمان مائو در فاصله سالهای 1950 تا 1960 این ایدئولوژی قدرت نفوذ داشت اما اکنون اوضاع به کلی تغییر کردهاست. حالا کار به جایی رسیدهاست که در محافل علمی و دانشگاهی از «مدل چینی» سخن گفته میشود. چین تمام تمرکز خود را روی نفوذ فرهنگ خود در جهان قرار داده و در این زمینه پول زیادی هم صرف کردهاست. این استراتژی تاکنون که جواب داده اما هزینه بسیار زیادی به همراه داشتهاست.
نظر خود را بنویسید