اگر اتحادیه اروپا میخواهد زنده بماند باید انعطاف بیشتری به خرج بدهد
راه نجات اروپا
1396/02/02
2043
این مطلب را به اشتراک بگذارید
60سال از نخستین سالی که اتحادیه اروپا تشکیل شده میگذرد. حالا این اتحادیه در آستانه فروپاشی قرار گرفته اما اکونومیست راهحلی برای نجات اتحادیه دارد.
ترجمه:نسیم بنایی/آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست
25مارس 1957 بود که در سایه جنگ جهانی دوم، شش کشور اروپایی معاهدهای را امضا کردند تا یک گروه بینالمللی متفاوت خلق کنند. در آن زمان هنوز وحشت از جنگ در جهان بهویژه در کشورهای اروپایی حاکم بود. در آن زمان، اتحادیه اروپا به عنوان یک کلوپ بینالمللی تشکیل شد و به موفقیتهایی دست پیدا کرد که موسسان آن حتی پیشبینیاش را هم نمیکردند. آنها نهتنها به دنبال صلح در منطقه خودشان بودند بلکه سعی داشتند بازاری مستقل با یک ارز مشترک نیز ایجاد کنند. آنها موفق شدند رفتهرفته تعداد خود را از شش کشور به 28کشور برسانند. حالا سران این کشورها در رم دور هم جمع شدهاند تا شصتمین سالگرد تأسیس این اتحادیه را جشن بگیرند هرچند میدانند با چه مشکلات بزرگی روبهرو هستند.
تهدیدهایی که اتحادیه اروپا با آنها روبهرو است هم داخلی و هم بیرونی است. ایرادهای داخلی از زمان بحران حوزه یورو خودش را نشان داده و هنوز برطرف نشدهاست. درد اقتصادی در این منطقه، مزمن شده و اتحادیه اروپا باید حمایت جدی در این زمینه نشان بدهد. پوپولیستها و احزاب ضد اروپایی همگی سعی دارند ماهیت اتحادیه اروپا را زیر سؤال ببرند و به همین خاطر به آن حمله کردهاند. نمونه اصلی مارین لوپن در فرانسه است که برای پیروزی در انتخابات نیز تلاش میکند خودش را در خط مقدم حفظ کند. تاکنون دراماتیکترین اتفاق ضد اتحادیه اروپایی که رخ داده خروج بریتانیا از اتحادیه است که همه با عنوان برگزیت در مورد آن شنیدهاند. ترزا می نخستوزیر بریتانیا در جشن اتحادیه اروپا حضور نداشت و به دنبال کارهای نهایی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا است. مذاکرات برای خروج بریتانیا حداقل تا دو سال آینده ادامه خواهد داشت. از دست دادن چنین عضو بزرگ و موثری برای اتحادیه اروپا هزینههای گزافی به دنبال خواهد داشت؛ در واقع با رفتن بریتانیا، اتحادیه اروپا بخشی از اعتبار خود را از دست میدهد.
اما فشارهای بیرونی نیز به اندازه فشارهای داخلی جدی هستند. بحران مهاجرت در این منطقه به اوج خود رسیدهاست. البته به لطف توافق با ترکیه هنوز جای امیدواری است. روسیه خشن با ریاستجمهوری ولادیمیر پوتین و امریکا با وجود دونالد ترامپ که با گروههایی مانند اتحادیه اروپا و ناتو مخالف است، اوضاع را بغرنجتر کردهاست. همه اینها باعث شده اتحادیه اروپا ضعیفتر شود و در آستانه فروپاشی قرار بگیرند. حالا امنیت این اتحادیه در خطر است. به خطر افتادن اتحادیه نیز به نوعی به خطر افتادن کل اروپا محسوب میشود.
تنها یک راه باقی مانده
در گذشته اتحادیه اروپا هر بار با مشکلی روبهرو میشد تنها یک راهحل سنتی داشت: با بستهتر کردن اتحاد به جنگ چالشها میرفت. یورو برای اینکه پیروز شود به این اتحاد نیاز دارد. علاوه بر آن اتحادیه اروپا باید قدرت را به مرکز هدایت کند و از این طریق مرزهای خارجی خود را تقویت کند تا بتواند صدای خود را به شکلی قدرتمندتر به گوش پوتین و ترامپ برساند. اما عقیده عمومی در مسیر دیگری در جریان است. اتحاد قویتر دیگر مانند گذشته ممکن نیست. به هر حال بحران حوزه یورو روزهای بد خود را گذراندهاست، مهاجرت به اوج خود رسیده و بدتر نمیشود، برگزیت هم به نوعی مدیریت خواهد شد. اگر در فرانسه امانوئل ماکرون به قدرت برسد و در آلمان آنجلا مرکل یا مارتین شولتز به صدارت اعظمی دست پیدا کنند آنوقت اتحادیه اروپا رهبری قوی خواهد داشت. اما باز هم با خطراتی روبهرو خواهد بود. کوچکترین بحران مالی در این منطقه میتواند یورو را به خطر بیندازد و به دنبال آن باعث فروپاشی اتحادیه اروپا خواهد شد. اما راهکار چیست؟ بهترین راهحلی که به نظر میرسد یک اتحادیه اروپای منعطف است. یعنی این گروه هرچه انعطاف بیشتری به خرج بدهد موفقتر خواهد شد. در واقع سیاستها در این اتحادیه باید به گونهای باشد که کشورها و اعضایی که در حال جدایی هستند با مدارا دوباره به دل گروه بازگردند.
به نظر میرسد که اتحادیه اروپا حرکت در مسیر خود را برای رسیدن به این مقصد آغاز کردهاست. این قاره 48کشور را در خود جای داده، اکنون وقت آن رسیده که کشورهای غیرعضو نیز برای عضویت تشویق شوند. اروپا تنها شامل 510میلیون نفری که عضو اتحادیه اروپا هستند نمیشود بلکه جمعیتی 750میلیون نفری دارد. در حال حاضر کمتر از 340میلیون نفر تحت پوشش یورو هستند. هسته اروپا را همان کشورهایی تشکیل میدهند که ارز مشترک دارند. برای اینکه مشکل یورو حل شود باید اعضای بیشتری به این حوزه روی بیاورند. برای اینکه پیوند 60ساله اروپاییها حفظ شود چارهای نیست جز اینکه اعضای فعلی اتحادیه انعطاف بیشتری از خود نشان بدهند تا اعضای جدید به آن روی بیاورند. همانطور که بریتانیا اتحادیه را ترک کرد هر کشور دیگری نیز ممکن است به خاطر سختگیریها این اتحادیه را ترک کند و اینها باعث به خطر افتادن اتحاد میشود. برای همین است که تنها راهحل باقیمانده انعطاف است.
نظر خود را بنویسید