امریکا از سلطه دلار، خسته و جهان از آن عصبی میشود
تراژدی ارز امریکایی
1396/01/20
2027
این مطلب را به اشتراک بگذارید
دلار ارز رایج امریکا، پایه اقتصاد جهان و روابط تجاری را در میان اکثر کشورها تشکیل میدهد. اکونومیست در این گزارش به وضعیت دلار و تأثیر آن بر پایههای اقتصاد جهان میپردازد.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
70 سال پیش باری بر دوش امریکا قرار گرفت که اکنون آن را خسته کردهاست. آنقدری که دونالد ترامپ در مورد کوچکسازی ناتو یا خیانتکاران در روابط تجاری صحبت به میان آورده، حرفی از دلار نزدهاست. بههرحال استاندارد دلار یکی از ستونهای لرزان و آسیبپذیر ثبات اقتصاد جهان است. حتی میتوان آن را مهمترین ستون ثبات اقتصاد جهان دانست. اما دنیا هنوز آماده نیست تا خود را از امریکا جدا کند و نقش مالی جهانیِ این کشور را کنار بگذارد.
بر خلاف سایر جنبههای هژمونی امریکایی، دلار قدرت و اهمیت بیشتری به خود گرفته و همراه با جهانی شدن، از قدرت آن ذرهای کاسته نشدهاست. در نظام برتون وودز که در دوران بعد از جنگ جهانی طراحی شد، اقتصادهای غربی نرخ ارز خود را به دلار قلاب کردند و آن هم به قیمت طلا وابسته بود. این سیستم در دهه 70 شکل متفاوتی به خود گرفت؛ در آن زمان فشار تورم باعث شد دلار نقش مرکزیتری پیدا کند. وقتی اقتصادها بازار سرمایه خود را در دهه 80 و 90 باز کردند، سیلی از سرمایههای جهانی به راه افتاد. با وجود این بسیاری از دولتها در میانه سیل پول، به دنبال ثبات نرخ ارز خود بودند. آنها به کمک منابع مالی مختلف تلاش میکردند ثبات ارز خود را تحت کنترل داشتهباشند. ذخایر جهانی از زیر یک تریلیون دلار در دهه 80 به بیش از 10تریلیون دلار در امروز رسیدهاست.
کالاهایی که با دلار نامگذاری میشوند بخش اعظم این داراییها را تشکیل میدهند. دولتها بیش از هر ارزی، نگران نوسانات دلار هستند. تقریباً تمامی روابط تجاری به وسیله دلار انجام میشود. بدهیهای شرکتها و دولتها نیز بر اساس دلار سنجیده میشود. مطالعات اتان ایلزتسکی در دانشگاه هاروارد نشان میدهد که دلار در برخی از مواقع در کانون نظام جهانی قرار میگیرد و اکنون این محوریت نسبت به دوران بعد از جنگ جهانی دوم تغییر بزرگی کردهاست. در واقع دلار همانند ارز لنگری است که نوسانات را محدود میکند.
به اینترتیب امریکا به بزرگترین قدرت مالی جهان تبدیل میشود. این کشور میتواند با نگهداری ذخایر دلار نوعی شرایط بحرانی را برای دنیا ایجاد کند. وقتی فدرال رزرو به عنوان بانک مرکزی در امریکا، سیاستهای پولی خود را دستکاری میکند، اقتصاد جهان نیز متأثر میشود. هلن ری از موسسه کسبوکار لندن میگوید بسیاری از اقتصادها با وجود ذخایر خود، کنترل کافی روی سیاستهای پولی داخلی خود ندارند؛ دلیل آن نیز تأثیر سیاستهای فدرال و خطراتی است که برای دیگر اقتصادهای جهان ایجاد میکند.
عصر طلایی جدید
راهحل تمامی مشکلات ساده به نظر میآید: دلار باید سهم خود را در نقشی که ایفا میکند با سایر ارزها شریک شود. اما یکی از نامزدها یوآن چین است و در بازار مالی بسته چین، محدود شدهاست. علاوه بر آن دولتهای اقتدارگرا به هیچوجه مایل نیستند خود را به چین وابسته کنند. آنها حتی به دنبال کاهش این وابستگی هستند. یورو نامزد دیگر است اما این ارز هم در معرض خطرات سیاسی بسیاری قرار دارد. بهعلاوه اوراقی که با یورو باشند نیز بسیار نادر هستند. بهعلاوه اقتصادهای جهانی نیز هنوز آمادگی کافی برای جداسازی خود از سیاستها و سلطه پولی امریکا ندارند.
تاریخ دو راه را پیش روی ترامپ میگذارد تا او نقش دلار را از نظرها دور کند. برتون وودز به این خاطر از هم پاشید که امریکا را به سمت تورم مایل میکرد و این کشور از این طریق میتوانست از نوسانات قیمت طلا سود ببرد. پس ترامپ هم باید امریکا را به این سمت هدایت کند و تورم را افزایش بدهد. در این شرایط امریکا دوباره به دهه 70 بازمیگردد و قیمتها سر به فلک میگذارند، در عوض امریکا از زیر بار دلار شانه خالی میکند. راه دیگر این است که دلار به جنگ داخلی با طلا وارد شود. اما تاریخ نشان داده که عواقب این کار نیز برای اقتصاد جهان خوب نخواهد بود. در هر شریط، دلار اوضاعی تراژیک برای اقتصاد جهان ساختهاست.
نظر خود را بنویسید