کرملین که بعد از دوران جنگ سرد از خاورمیانه کنار زده شدهبود اکنون با چنگودندان برای بازگشت تقلا میکند
رویای خاورمیانه پوتین
1396/01/19
1984
این مطلب را به اشتراک بگذارید
زمانی روسیه بزرگترین قدرت در خاورمیانه بود و در مقابل غرب، ابرقدرت شرق به شمار میآمد اما بعد از جنگ سرد همهچیز تغییر کرد، دست روسیه از خاورمیانه کوتاه شد و دستدرازیهای امریکا شروع شد. حالا ولادیمیر پوتین عصر جدیدی را آغاز کرده و به نظر میرسد روسیه دوباره جان گرفتهاست.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:نیوزویک
صبح روز 11 ژانویه بود که خلیفه حفتر فرمانده لیبیایی سوار بر یک هواپیما بر فراز توبروک به پرواز درآمد. او در سال 2011 مقابل معمر قذافی ایستاد و حالا از احترام ویژهای برخوردار است. حفتر 73ساله که حالا یک شهروند امریکایی به شمار میآید در یک ویدئوکنفرانس با فعالترین اعضای خاورمیانه شرکت کرد. صحبت رسمی مقابله با ترور بود اما واقعیت این بود که حفتر چطور بر دولت ضعیف و مورد حمایت سازمان ملل در طرابلس غلبه کند.
حفتر روابط تنگاتنگی با واشنگتن دارد اما میزبانهای او در ماه ژانویه، امریکایی نبودند. او با یک هواپیمای روسی به دیدار وزیر دفاع روسیه رفت. این فرمانده نظامی لیبیایی نیز مانند دیگر رهبران خاورمیانه، دوستان جدیدی در مسکو دارد. حالا بعد از یک دهه، روسیه دوباره از حاشیه به وسط میدان آمده و به بازیگر اصلی در منطقه تبدیل شدهاست. در شش ماه گذشته این کشور خیلی راحت موفق شده ماجرای جنگ داخلی سوریه را تغییر بدهد و کنترل آن را در دست بگیرد. این کشور روابط خود را با ترکیه تقویت کرده و از رجب طیب اردوغان رئیسجمهوری ترکیه نیز به عنوان ابزاری در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کردهاست. ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه در دو سال گذشته بیش از هر زمانی پذیرای رهبران خاورمیانه بوده؛ تعداد دفعات به 25مرتبه میرسد.
واشنگتن چندین دهه است که تلاش میکند پای دموکراسی خود را به دیگر کشورهای جهان نیز باز کند. یکی از آن نقاط همیشه خاورمیانه بودهاست. اما این برنامههای امریکایی همیشه معکوس عمل کردهاست، باراک اوباما رئیسجمهوری پیشین امریکا هیچگاه موفق نشد و اکنون نیز به نظر نمیرسد دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهوری جدید موفق شود. به غیر از تونس در هیچیک از کشورهای خاورمیانه از امریکا دموکراسی منتقل نشد و حتی آشوب نیز بیشتر شد. اکثر کشورهای عضو منطقه خاورمیانه از آشوب و عدم ثبات رنج میبرند؛ همه اینها حاصل تلاشهای اشتباه امریکا و افراطگریهای این کشور است. مصر، لیبی و سوریه همگی دچار مشکل شدهاند. عملیات نظامی غرب در لیبی و یمن تنها باعث تشدید جنگ داخلی در این کشورها شد. واشنگتن از شورشیها علیه سوریه حمایت کرد و جنگ را به نوعی به مردم سوریه تحمیل کرد. حالا نیز نمیتوان آینده روشنی برای این کشور متصور شد و طبیعی است که مذاکرات صلح نیز به نتیجهای نرسد. این کشور دائم از داعش حمایت کرد و مهمات لازم را به این گروه تروریستی رساند. تنها موفقیت امریکا در خاورمیانه، توافق هستهای در ایران بود که با رفتن اوباما آن نیز زیر سؤال رفتهاست.
لئونید استاتسکی که در وزارت امور خارجه روسیه مشغول به کار است، میگوید: «تمامی سیاستهای اوباما در خاورمیانه به شکست انجامید. قدرت این کشور در حال کمرنگ شدن است و نتایج اقدامات برای همه واضح است.» روسیه که این عقبنشینی امریکا را احساس کرده، تلاش میکند از فرصت استفاده کند. مسکو میخواهد قدرت و نفوذ از دسترفته خود را در این منطقه احیا کند. این کشور حتی میتواند تحمیلهایی را نیز که علیه آن به خاطر جنگ کریمه صورت گرفته کنار بزند و کار خودش را پیش ببرد.
سناتور اولوگ مورزوف از اعضای فدراسیون بینالمللی روسیه به نیوزویک میگوید: «نخستین امر این است که ما به دنبال بازیابی نفوذ استراتژیک خود هستیم.» دیمیتری ترنین مدیر یکی دیگر از بخشها در مسکو میگوید: «هدف سیاست خارجی پوتین این است که دوباره روسیه را به عنوان ابرقدرت جهانی معرفی کند. همکاری کردن و فعالیت کردن در خاورمیانه برای او نوعی رقابت با امریکا به شمار میآید و ثابت میکند که هنوز قدرت بزرگی در جهان به شمار میآید. این همان کاری است که روسیه در مورد سوریه انجام داد.»
اما شاید مهمتر از این اهداف، حفظ روسیه در برابر داعشیها و گروههای تروریستی افراطی باشد. همین ترس بود که به پوتین کمک کرد خودش را به جایگاهی که اکنون در آن قرار دارد، برساند. پوتین در این سالها مشاهده کرده که امریکا چطور با دخالت در عراق و لیبی به ضرر خود کار کردهاست. حالا او گزینههای دیگری پیش رو دارد و با سران این کشورها رابطهای دوستانه برقرار میکند.
هرچه نفوذ داعش در سوریه بیشتر شد، بیاعتمادی پوتین نیز به تلاشهای غرب برای مبارزه با این گروه افزایش پیدا کرد. در میانه سپتامبر 2015 بود که روسیه اعلام کرد حداقل 2هزار و 500 مبارز روس برای جنگ علیه داعش وجود دارند. از نظر پوتین همین کافی بود تا بشار اسد نجات پیدا کند و امنیت ملی روسیه نیز تأمین شود.
ویاشسلف نیکونوف یکی از کسانی به سوریه رفته تا مبارزه کند، میگوید: «هدف اصلی ما در سوریه این است که شهروندان را نجات بدهیم. برای روسیه، دخالت در خاورمیانه به خاطر دفاع از امنیت داخلی بودهاست. بقیه جزئیات اکنون اهمیتی ندارد.»
هدف روسیه از دخالت در سوریه هرچه باشد، موفقیتی ناگهانی و خیرهکننده بوده که نشان میدهد حضورش در خاورمیانه موثر است و باعث عقبنشینی و افول قدرت امریکا در این منطقه خواهد شد. تا همین چند وقت پیش، امریکا هیچ رقیب دیپلماتیک جدیدی در منطقه خاورمیانه نداشت. اما اکنون همزمان با ریاستجمهوری ترامپ، هواپیماهای روسیه در آسمان سوریه پرواز میکنند؛ کشتیهای روسی در آبهای لیبی جولان میدهند و دوستان مسکو به کاخهای طرابلس و دمشق راه پیدا میکنند. حالا هر حرکتی که ترامپ بخواهد در خاورمیانه انجام بدهد باید ابتدا به این مسئله فکر کند که: پوتین چه نظری در اینباره خواهد داشت؟ هیچیک از رؤسای جمهوریِ اخیر امریکا این مشکل را نداشتند.
*ترس و قدرت
در زمان جنگ سرد، خاورمیانه هم زمینچمن مسکو بود و هم واشنگتن. اتحاد جماهیر شوروی، قهرمان خودمختاری بود که از انقلاب کارگری در جهان بیرون آمدهبود. جمال ناصر رئیسجمهوری پیشین مصر که با غرب ضدیت داشت به روسیه میدان داد تا بر جهان عرب نفوذ پیدا کند. کمی بعد ارتش و پول روسها به منطقه سرازیر شد. در همین زمان بسیاری از دانشمندان و مغزهای جهان عرب به مسکو رفتند و آنجا تحصیل و زندگی خود را ادامه دادند. ژنرالهای کاگب امنیت لیبی را تأمین میکردند و دستی هم در الجزایر، مصر، عراق و سوریه داشتند. اما واشنگتن که از این بازی سخت عاصی شدهبود دست به دخالت زد. داستان مصر بعد از افول ناصر تغییر کرد و با عربستان سعودی همدست شد. ترکیه به عنوان عضو ناتو میزبان هواپیماهای امریکایی شد و واشنگتن به کمک مصر و عربستان سعودی به خاورمیانه راه یافت. به این ترتیب بازی مسکو و واشنگتن علنی شد.
زمانیکه بهار عربی به پا شد، امریکاییها آن را پیروزی میدانستند که به کمک آن دموکراسی غربی را در دنیای عرب به پا خواهند کرد؛ اما برای روسها این اتفاقات مجموعهای از کارهای خرابکارانه از سوی امریکا و غرب بود. زمانیکه اوباما به ریاستجمهوری امریکا رسید شرایط کمی تغییر کرد. او رفتهرفته تصمیم گرفت پای خود را از خاورمیانه بیرون بکشد. کاخ سفید دلایل خوبی داشت که نشان میداد باید از این منطقه دوری کند. دخالتهای این کشور باعث از دست رفتن محبوبیت آن شدهبود. اما امریکا هنوز به نفت خاورمیانه وابسته بود. البته انقلاب نفت شیل به این کشور کمک کرد که وابستگی خود را کم کند و تا حدودی به استقلال برسد.
امریکا در تمام مدت تلاش میکرد به رهبران در خاورمیانه درس دموکراسی و حقوقبشر بدهد اما روسیه هیچگاه این کار را نکرد. پوتین برخلاف رقیب خود از فرصت استفاده کرد و با آنها همراه شد تا امریکا را کنار بزند. مسکو از سال 2012 تاکنون بیش از 4میلیارد دلار تجهیزات نظامی به مصر فروختهاست و این کار کمک بزرگی به این کشور کردهاست. در کنار آن، مسکو برای انجام پروژههایی به ارزش 10میلیارد دلار با ایران وارد مذاکره شده و این اتفاق از نوامبر 2016 عملی شدهاست. البته بحران کریمه که در سال 2014 اتفاق افتاد و جنگ سوریه هردو باعث شد بخشی از پیشرفتهای روسیه از دست برود. اما پوتین باز هم با زیرکی تلاش میکند از این موقعیتها به عنوان فرصت بهره بگیرد و روسیه را به اصلیترین قدرت در خاورمیانه تبدیل کند.
جنگ در دمشق
سیاستهای ترامپ با دیگر رئیسجمهورهای امریکا متفاوت خواهد بود. او در ماه دسامبر اعلام کرده که سیاست «دخالت و آشوب» در امریکا باید به پایان برسد. حالا شاید شرایط برای روسیه مهیا باشد تا امپراتوری ازدسترفته خود را احیا کند. البته روسیه با چالشهای بسیاری همراه است. تاکنون 2هزار و 500 نفر از شهروندان روس به داعش پیوستهاند. نیروهایی که در سوریه میجنگند در حقیقت برای دفاع از کشور خود میجنگند. روسیه برای احیای قدرت خود در خاورمیانه کاملاً مصمم است و برای آن هزینه کردهاست. پوتین از راه همکاری با سران خاورمیانه وارد شده و تاکنون نیز بسیار موفق عمل کردهاست. اگر ترامپ نتواند شرکای مناسبی برای خود در خاورمیانه پیدا کند بدون تردید این منطقه را برای همیشه از دست میدهد. شاید هم ترامپ باید خودش را با این واقعیت تلخ روبهرو کند که منافع اقتصادی امریکا در منطقه خاورمیانه برای همیشه از بین رفتهاست. او قرار است سالهای سختی را پیش رو داشتهباشد.
نظر خود را بنویسید