8 نکته از پرویز پیران، جامعه شناس درباره تهیدستان شهری

اسطوره‌ها و واقعیت‌های فقر و اسکان غیررسمی

...

این مقاله دلایل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی گسترش و کنترل فقر را توضیح می‌دهد. مقاله‌ای مهم و راهبردی درباره اینکه فقر و تهیدستی در ایران و دنیا چگونه زاده شد، رابطه آن با سرمایه‌داری چیست و در دوران جدید چه بر سر طبقات متوسط و فقیر ایران آمده است.

پرویز پیران

1- تهیدستی و بر بنیاد آن تهیدستان، مفاهیم تازه‌ای نیستند. مدارک بی‌شماری بر وجود تهیدستی و تهیدستان در تمامی جوامعی که از حالت بدوی و ابتدایی خارج شده‌اند، گواهی می‌دهند و مهر تأیید می‌نهند. بدیهی است که ایران عزیز، این خانه مشترک ایرانیان نیز از این پدیده ناخوشایند، در امان نبوده است. بر همین ‌اساس منابع و متون از خرابه‌خوابی، بیتوته در گورستان‌های متروک‌شده، از زیر پل و پله‌خوابی یاد کرده‌اند. چنانچه به دستورها و اندرزهای ادیان نیز توجه شود چه مستقیم و چه غیرمستقیم گواه وجود تهیدستان در قدیم‌اند. برای مثال حدیثی از بزرگان نقل می‌شود که مسلمان سر بر بالینی نگذارد مگر از سیر بودن 7 یا 40 خانواده در پیرامون خود مطمئن شود. این خود غیرمستقیم زندگی تهیدستان در همسایگی آنانی که تهیدست نبوده‌اند را تأیید می‌کند. جالب اینکه چنین گفته‌هایی نشان می‌دهد که سکونتگاه‌های جوامع مسلمان، آرایش کالبدی طبقاتی نداشته‌اند. به ‌دیگر سخن، ثروتمندان و تهیدستان و گروه‌هایی که به‌هرحال گذرانی عادی داشته و در مضیقه نبوده‌اند، در کنار هم می‌زیسته‌اند. گرچه به‌تدریج ثروتمندان در محله‌هایی که بهتر به حساب می‌آمدند، سکنا گزیدند لیکن اختلاف گروه‌هایی با درآمد و امکانات گوناگون همچنان ادامه یافت، به‌نحوی که پیری پاره‌دوز در همسایگی قاضی شهر می‌زیست. برخی منابع نشان می‌دهد که در جوامع اولیه نیز گرچه فقر معنای چندانی نداشت لیکن قدرت بدنی نابرابر، تفاوت‌هایی را پدید آورد. به‌هر تقدیر از آن زمان که تفاوت گروه‌های انسانی در دست‌یابی به امکانات مادی شکل گرفت و به تدریج نهادینه شد، سلطه گروهی بر گروه‌های دیگر معنای مشهود به‌ خود گرفت و کاربرد واژه‌هایی چون بیشتر و کمتر، بالا و بالاتر، پایین و پایین‌تر، در باب تمایزهای اقتصادی، اجتماعی و به‌ویژه در جامعه‌ای مانند ایران سیاسی و حکومتی، خود را هویدا ساخت. از این روی کمتردارندگان جامعه شکلی مشخص و مشهود پیدا کردند و مفهوم فقر موضوعیت یافت و تهیدستی و تهیدستان، شکل گرفتند. بدیهی است موضوع‌هایی بدین کهن‌سالی از منظرهای گوناگون و تحت تأثیر عوامل و دلایل مختلف به‌ویژه بر پایه موضوعی که بعدها نام ایدئولوژی بر آن نهادند، بارها و بارها مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در هر زمانی، به‌تناسب فضای جامعه، ویژگی‌های هر جامعه و شرایط و امکانات قابل حصول، راه‌هایی برای برخورد با آن در نظر گرفته شد. زیرا به‌هرحال و در تمامی جوامع تهیدستی ناخشنودساز و غیرقابل‌پذیرش به شمار رفت. گاه هرگز منجر به نابودی تهیدستی نشد اما گاه با موفقیت‌های نسبی در کاهش تهیدستی و گاه با شکست‌هایی آشکار روبه‌رو بود و سبب شد آیندگان هر جامعه‌ای از نگاه و برداشت خود به نقد گذشته و زمان خود دست گشایند و ناخرسندی خود را ابراز کنند و آرزوی جامعه‌ای بدون تهیدست را بیان کنند. جامعه ایران نیز از این قاعده کلی مستثنا نبود. زیرا به نظر نگارنده تفاوت‌های موجود به‌ویژه دست‌یابی نابرابر به امکانات هر جامعه در هر زمان قابل‌تصور، نگاهی منفی را آن‌ هم علی‌رغم توجیه و تفسیرهای ممکن به‌ خود به‌دنیا آورد و به‌تدریج فربه ساخت. بعد از ارزش‌های اخلاقی جامعه نیز که خود آرام‌آرام، شکل گرفت و فربه شد و ‌بدین دلیل نهادینه شد، بار منفی بیشتر داشتن را تقویت کرد. یکی دیگر از عوامل شدت گرفتن بار منفی در این حقیقت نهفته بود که همواره و در تمامی تاریخ بشر داراها اقلیت و کم‌شماره بودند و تهیدستان اکثریت و پرشماره. بر همین اساس آرزوی تا به امروز محال‌مانده جامعه‌ای برابر، هواخواهان گاه پرشور و شری یافت.

2- در جامعه ایران به ‌دلایل تاریخی و توان جامعه از نظر امکانات قابل توزیع یا بخشایش، تفاوت‌ها بسیار شدید نمی‌شد، گرچه وجود داشت. اما ثروت انبوه استثنا بود و لایه‌های تهیدست کامل نیز چندان افزایش چشم‌گیری جز در شرایط ناامنی، جنگ‌های بی‌پایان و بیماری و خشک‌سالی، به خود نمی‌دید. اما علی‌رغم این قاعده شایع‌تر، نادیده گذاشت و گذشت که تقریباً در تمامی زمان‌های تا دنیای امروزی، مردن از ناداری در کوی و برزن یا در بیغوله‌ها و سرپناه‌های نااستوار، گزارش شده است. نتیجه‌ای که می‌توان گرفت آن است که در جامعه ایران تهیدستی امرِ شدیداً متناقضی باقی ماند. زیرا قدرت نظام خاندانی، عشیره‌ای و هم‌بستگی‌های خونی- تباری و روابط سببی و نسبی خود سازوکار تعدیل فقر نیز به شمار می‌رفت و نظام‌های اجتماعی ناشی از تعلق و پیوند دینی و انگارگان مذهبی نیز در این تعدیل گرچه ناکافی و ناتمام، مؤثر بود. این گونه ریخت‌شناسی جامعه‌ای قدرت روابط خونی- تباری را تشدید می‌کرد و از تمایزاتی که در غرب به شکل‌گیری طبقات اجتماعی منجر شد یا جلوگیری می‌کرد یا تضعیف‌کننده به حساب می‌آمد.

3- باید توجه داشت که گرچه جامعه ایرانی به‌دلیل تجارت در راه‌های دور چه به سمت شرق تا چین و ماچین و چه به سمت غرب به‌سوی شمال افریقا و اروپای آن زمان با نوعی سرمایه‌داری اولیه آشنا بود، لیکن ارزش مصرف (use value) حاکمیتی چشم‌گیر داشت که خود امکان انباشت افسانه‌ای ثروت را استثنا می‌کرد. امری که با سرمایه‌داری مدرن از اساس دگرگون شد و ارزش مبادله (exchang value)، شکاف‌های اجتماعی را تشدید کرد. البته رودست‌یابی و ایلیاتی ماندن جامعه نیز عاملی تعیین‌کننده به حساب می‌آمد. امری که در ایران کم‌وبیش تا دوران جدید و برآمدن بحث‌های جامعه مدرن ادامه یافت. انواع خیریه‌های رسمی و غیررسمی و موضوع مهم وقف وارث را نباید نادیده گرفت. اما تردیدی نیست که علی‌رغم تمامی بحث‌های بالا، تهیدستی نیز به زندگی خود ادامه داد و گاه در شرایط عدم تعادل‌های محیطی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به شدت تشدید می‌شد. برآمدن دنیای مدرن، بررسی‌های علمی فقر را نیز به میدان آورد و جمع‌آوری اطلاعات و تجزیه‌وتحلیل داده‌های گردآمده را رایج ساخت. نگارنده در کتاب «فقر در ایران»، تأکید کرده است که دوره ویکتوریایی و کمی قبل از آن در انگلستان شاهد رویارویی متکبرانی تازه به دوران رسیده و مهاجران فلاکت‌زده بود (1837-1901 میلادی) و ثروت و فقر را با شدتی بی‌مانند، رویاروی یکدیگر به صحنه آورد. امری که در سالنامه حیات انسان بی‌مانند بود. در آن دوران فقر و در اثر مستقیم آن به‌ناچار جرم، انواع آسیب‌های اجتماعی، کجروی و بی‌نظمی‌های اجتماعی (البته نظم از دید ثروتمندان) به شدت رواج پیدا کرد. در این دوران بود که نویسندگان متعدد ادبیات اعتراضی و سرآمدان آنها چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و دو ساسی به میدان آمدند و فقر را موضوع محوری کارهای خود کردند. البته نباید فراموش کرد که سرمایه‌داری نوپا برای فرار از هیجان‌های جمعی که می‌توانست به شورش، قیام و انقلاب منجر شود، با ارتقای سطح زندگی عامه مردم که در ضمن و با اهمیتی بی‌مانند باید مصرف‌کنندگان تولید سرمایه‌داری می‌شدند تمایل به کاهش فقر داشت. نطفه طبقه متوسط امروزی در این بحث نهفته است، زیرا همگان باید عضو سپاه مصرف‌کنندگان شوند و فقر مانع از آن بود.

4- فقر و سرمایه‌داری دو روی یک‌ سکه‌اند. به ‌همان دلیل که عده‌ای ثروت‌اندوزی می‌کنند، به نحوی قانونمند، گروهی دیگر به فلاکت می‌افتند که در رأس آنان، کارگران متشکل‌شده کارخانه‌های نوپا بودند که به نوسان‌های ادواری سرمایه‌داری، فقری عظیم را تجربه می‌کردند. ضمناً سرمایه‌داری برای کنترل دستمزد نیازمند سپاه ذخیره کار بود و درنتیجه درصدی بیکاری (تا 5 درصد) را لازم داشت. به‌هرتقدیر قوانین فقرا در سال 1834 میلادی در انگلستان شکل گرفت و با گزارش‌های مفصل در باب فقر در کتاب‌های آبی یا یادداشت‌های پارلمان در تمامی نیمه دوم قرن نوزدهم و پس از آن، برکنار از کارل مارکس و چپ‌اندیشان، آلکسیس دوتوکویل که اهمیت آن در ایران هنوز درک نشده است در سال 1835 پیگیرانه هشدار داد که روند صنعتی شدن سرمایه‌دارانه، با فقر انبوه شهرنشینان به‌ویژه مهاجرانی که از بخش کشاورزی یا خارج از شهر به شهرها می‌آمدند همراه خواهد شد. فردریک انگلس هم در کتاب «شرایط طبقه کارگر انگلستان» بدین مهم عنایت کافی نشان داده است. البته اولین اقدام منظم در گردآوری اطلاعات مربوط به فقر در کتاب عظیم چارلز بوث منتشرشده به سال 1889 میلادی به نام «کاروبار و زندگی مردم لندن»، به چشم می‌خورد. گرچه نوعی رمانتیسیسم در کار او عیان است. خود زمانی تأکید کرد که هدف من نشان دادن لندن فقرا به لندن اغنیا بوده است. این کار ازجمله اولین کاهای پیمایش اجتماعی محسوب می‌شود.

5- حال اجازه دهید به ایران بازگردیم زیرا گفته‌اند از هرچه بگذری سخن دوست خوش‌تر است. باید تأکید شود که دو نوع فقر از یکدیگر جدا شده‌اند. اولی را فقر مطلق می‌گویند که اشاره به ناتوانی فرد و خانواده از برآوردن نیازهای اولیه و فوری است که فرد و خانواده را به فلاکت کامل دچار می‌سازد و ادامه حیات را مشکلی جدی می‌کند. اما فقر نسبی که واژه یا مفهومی دیگر است، گویای ناکافی بودن امکانات برای ارضای نیازهای ضروری در سطحی شایسته کرامت انسانی است و به‌ دیگر سخن در فقر نسبی فرد و خانواده به‌هرتقدیر امروز ره به فردا می‌سپارد و زنده می‌ماند، لیکن از بسیاری امور که نیازی واقعی ولی فراتر از زنده ماندن است، محروم می‌شود. بدیهی است که سرپناه نیز یکی از آنهاست. درنتیجه هم فقر مطلق و هم فقر نسبی در نحوه سکونت با تفاوت‌هایی منعکس می‌شود. اما نباید تصور کرد که تمامی افرادی که در اجتماعات به نظر نگارنده خودساخته که به اسکان غیررسمی و به اشتباهی فاحش و برای ساکنان ناخوشایند، حاشیه‌نشینی گفته می‌شود، دچار فقر مطلق یا نسبی‌اند. البته در زاغه‌نشینی و در کارتن‌خوابی و خیابان‌خوابی و کپرنشینی و نظایر آنها، مواردی از فقر مطلق وجود دارد و فقر نسبی نیز شدتی بیشتر از سایر مناطق را نشان می‌دهد. اما اولاً این امر به تمامی افراد به قولی 21 میلیون نفر و به قول سازمان بهزیستی 11 میلیون نفری که در اجتماعات مسکن خودساخته زندگی می‌کنند، قابل تعمیم نیست. زیرا نپرداختن اجاره‌بها که در سبد معیشت خانوار مهم‌ترین رقم است، خود سبب ارتقای سطح زندگی است. ثانیاً نباید تصور کرد که فقر به‌ویژه فقر نسبی محدود به چنین سکونتگاه‌هایی است. در شرایط افزایش پول نفت در دهه 50 و رخ دادن بزرگ‌ترین جابه‌جایی جمعیتی تا انقلاب اسلامی، شرایط فقر مطلق و نسبی رو به افزایش نهاده است. پس از انقلاب که جابه‌جایی‌ها و شهری شدن شدتی درخور توجه گرفت این امر با اسکان درصد بسیار بالایی از افراد در خانه‌هایی متعلق به خود چه رسمی و چه غیررسمی گرچه تعدیل شد ولی با موضوع جهانی‌سازی، نابودی دولت رفاه، کوچک شدن دولت‌ها یعنی با جهانی‌سازی از بالا یا از دریچه اقتصاد در تمامی جهان و از جمله در ایران دوباره شدت گرفت. نادیده نباید گرفت که با پرداخت یارانه آن هم به اشتباهی فاحش و باورنکردنی به همگان، صرف‌نظر از شرایط مادی آنان، فقر مطلق رو به کاهشی ناچیز گذاشت ولی به علت تورم حاصل از تهیه پول یارانه و افزایش شدید قیمت دلار، فقر نسبی به حداکثر خود رسید. تأکید باید کرد که هنوز گرچه ضعیف‌تر، روابط خونی- تباری در کنترل ناچیز فقر بی‌تأثیر نیست که به غلط سرباری خوانده می‌شود.

6- برخی تهیدستی را معلول مهاجرت از روستاها به‌ شهرهای کوچک و بزرگ دانسته‌اند. این امر در دهه 50 به بعد در آرایش فقر مؤثر بوده است. اما اولاً تنها دلیل آن هم به‌هیچ وجه تنها دلیل نیست. ثانیاً شدت فقر چندان با آن رابطه ندارد. ثالثاً مدت‌هاست که این عامل نقش مهمی ندارد. بیشترین دلیل فقر در شرایط کنونی شکاف شدید درآمدی ناشی از دسترسی گروهی به بخش بزرگ‌تر، شاید باید گفت بخشی بسیار بزرگ‌تر از امکانات ملی است، که درنتیجه به فلاکت عده‌ای دیگر منجر می‌شود. ضمناً دگرگونی مفهوم محرومی که سراسری شده است را نیز نباید نادیده گرفت و دگرگونی نیازهای امروزی همگانی‌شده یا حداقل مورد تقاضای همگان را نیز باید به حساب آورد. فراموش نباید کرد که سبک زندگی نوکیسگی ایلغاری، آرزوی درصد چشم‌گیری شده است و نمایش این ثروت گاه بادآورده که البته اگر محصول کار و تلاش ثروتمندانه باشد باید عزیز و محترم تلقی شود، عامل تشدید نیاز همگانی است.

7- عوامل تهیدستی بسیار متنوع است؛ مثلاً ازکارافتادگی، معلولیت‌ها و نقص عضوهای‌کاری، ناتوانی جسمانی، اعتیاد، درگیری خانوادگی و ازهم‌پاشی‌خانواده و ده‌ها مورد دیگر گرچه نامساوی، در پدید آمدن تهیدستی نقش دارند. ولی به هر حال محدودیت درآمد به هر دلیل عامل مشهود شدن قطعی فقر است. نگارنده، کاربرد طبقه اجتماعی را به‌دلیل متغیرهای کیفی در کنار متغیر درآمد، در ایران هنوز نمی‌پذیرد. تهیدستان را نمی‌توان در یک طبقه جای داد. تهیدستانی وجود دارند که در بحث‌های جامعه‌شناختی امروز خارج از طبقه خوانده می‌شوند ولی کاربرد مفاهیم مرتبط با طبقه محلی نشده است ولذا باید بااحتیاط تمام سخن گفت و نوشت. همچنین بحث کوچک‌شدن طبقه متوسط از آن بحث‌های تقلیدی بی‌مورد است که از منابع ژورنالیستی غربی به ایران سرایت کرده است. طبقه متوسط در غرب به‌دلیلی که بخش عمده آن در ایران وجود ندارد، رو به‌ کاهش است که البته حتی در غرب نیز باید مشروط‌کننده‌های غربی بحث در نظر گرفته شود. با مشاهده ساده‌ای در نوسازی و چندطبقه شدن شهرهای کشور، درآمد بادآورده‌ای چون پول نفت که گرچه سهم بیشتری از آن به اقلیتی می‌رسد، ولی از یک‌ سو سرریزی دارد و از سوی دیگر ثروت تولید می‌کند. پس طبقة مسامحتا متوسط خوانده‌شده، در ایران از نظر عددی گسترش‌یافته است. آنچه در ایران رخ ‌داده است و سال‌هاست که نگارنده بر آن تأکید می‌کند، فقیر شدن حاملان ارزش‌ها و آرمان‌های طبقه متوسط یعنی استادان، دبیران، آموزگاران، هنرمندان (به‌استثنای اقلیتی)، نویسندگان و متفکران، اندیشمندان و تاحدودی کارآفرینان واقعی و صنعتگران موفق سنتی و... است. درنتیجه مسامحتا آنچه طبقه متوسط خوانده می‌شود از ارزش‌ها و آرمان‌های خود تهی شده و متاسفانه در شرایطی نوعی لمپنیسم در آن رو به تشدید است که محصول فقدان کامل برنامه‌ریزی فرهنگی و سبک و راه و روش پذیرفته زندگی، قبح‌زدایی از بی‌قانونی و بی‌توجهی به حقوق دیگران، نبود شهروندی و حق مشخص به ‌شهر مشخص و نظایر آنها در کنار نابرابری رشدیابنده در مورد گرایش‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و به‌ویژه گروه‌های گوناگون اجتماعی- اقتصادی است و مطالعات بنیادین چندانی در این مورد انجام‌ نشده است. گروه‌هایی که در طبقه‌بندی رایج قرار نمی‌گیرند ولی تهیدست هستند و می‌توانند برای استفاده‌های خاص متشکل شوند، مشخص نیستند. البته در تاریخ ایران به‌ویژه در حاشیه بازار همواره کسانی که باز هم با تسامح زیاد می‌توان از آنان به‌عنوان شبه‌لمپن پرولتاریا یاد کرد وجود داشته‌اند و گه‌گاه نقش‌های تخریبی چشم‌گیری بازی کرده و قواعد عادی زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را بر هم زده‌اند. ولی در شرایط کنونی متاسفانه جامعه ایران شدیداً لحظه‌ای و هیجانی شده است که باید عاقلان بر آن فکری اساسی کنند.

8- نگارنده علی‌رغم نقدهایی که گاه با کلماتی زشت نیز همراه شده است، هرگز معتقد به انفعال جنبش‌های اجتماعی در ایران نبوده است. این امر در مواردی و با هر امکانی خود را نشان می‌دهد که البته متشکل و شناسنامه‌دار و اتفاقاً با تسامح طبقاتی نیز نیست. خوشبختانه در شرایط خطیر کنونی، جنبش‌های یادشده ساختارشکنانه نیستند که باید قدر آن را دانست و از لحظه‌ای و هیجانی کردن بیشتر آن پرهیز کرد. به‌ویژه باید توجه داشت که کارگران متشکل کارخانه‌ها و بنگاه‌ها گرچه در جهان نقش تاریخی خود را به دلیل خودکار شدن نسبی تولید و انتقال سرمایه کشورهای فقیر و چین از دست ‌داده‌اند، در ایران با فقر و بیکاری بسیار دردآوری دست‌به‌گریبان‌اند که از هر نگاهی نادرست است و می‌تواند مخاطراتی جدی داشته باشد.

حرف آخر آنکه جامعه به گفتمان ملی نیازمند است. این گفتمان عامل مهم تشدید هم‌بستگی اجتماعی است. پیدا شدن چنین گفتمانی نیازمند توافق و اجماع همگانی است. درنتیجه باید بپذیریم که گفتمان صفر و صد در بین هیچ گروهی به نتیجه نمی‌رسد. ایران گرچه از جهات گوناگون مانند محیط‌زیست، مسئله خشک‌سالی، مسئله رو به افزایش نابرابری و آسیب‌های اجتماعی و از همه بدتر سوءاستفاده اقلیتی که در نابودی شهرها به‌ویژه کلان‌شهرها خود را نشان می‌دهد و بحران‌های نهفته‌ای را شکل داده است، صدماتی گاه جدی دیده است، اما کشوری توانمند با مردمانی صبور و علاقه‌مند به آب‌وخاک، نیروی آگاه و تحصیل‌کرده و امکانات خدادادی ارزشمند است. تشدید گرایش‌های قومی حتی برای مقاصد کوتاه‌مدت، بی‌اعتنایی به اقوام و گروه‌ها، تشدید نابرابری، بی‌توجهی به قانون و غیره بسیار مخاطره‌زاست. باید یاد بگیریم با هم دوستانه و انسانی زندگی کنیم. این شعار امروز و فردای ایران عزیز است. چنین بادا...

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?48699

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام